دایره المعارف اسلام پدیا » اعتقاد به امامت دوازده امام
منوی اصلی

اعتقاد به امامت دوازده امام

تاریخ: ۲۳ تیر ۱۳۹۰ در باب: امامت

اعتقادات اسلامی یک زنجیرۀ هماهنگ و به هم پیوسته است. به طوری که اگر یکی از دانه های این زنجیره مفقود شود کلّ زنجیره گسسته و غیر مفید خواهد شد. با این توضیح که اعتقاد به خداوند لوازمی دارد که با حفظ این لوازم مورد قبول خداوند خواهد بود، اگر به داستان رانده شدن ابلیس بنگریم مشاهده می کنیم که او از خدا مهلت خواست که تا قیامت زنده باشد تا بتواند بشر را فریب دهد،[۱] معلوم می شود که شیطان وجود خدا و قیامت را قبول داشته است با این حال خداوند او را کافر معرفی می کند.[۲] بنابراین، صِرف اعتقاد به وجود خدا برای ایمانِ مقبول، کافی نیست، بلکه تمام لوازم آن بایستی فراهم باشد. یکی از لوازم اعتقاد به خدا، اعتقاد به فرستادگان خدا یعنی انبیا و رسولان است. به این معنا که انکار آنها مستلزم انکار خدا است. هم چنین اعتقاد به امامان یعنی جانشینان پیامبر لازمۀ اعتقاد به خود پیامبر است؛ چون ائمه از طرف پیامبر جانشین او هستند و انکار آنها به منزله انکار پیامبر است پس نمی توان پیامبر را قبول کرد، ولی امامان را انکار کرد. همین رابطه بین تک تک امامان برقرار است؛ یعنی انکار یکی از امامان به منزلۀ انکار بقیۀ امامان است؛ چرا که دلیل اعتقاد به هر کدام از آنها همان است که دلیل اعتقاد به بقیه است؛ زیرا همۀ آنها یکی پس از دیگری جانشین رسول خدا (ص) هستند و هرکدام از امامان، امام قبلی را تصدیق و امام بعدی را معرفی کرده است. پس انکار یکی از آنها در حقیقت بازگشت به انکار دیگری می کند و از آن جا که همگی از سوی پیامبر (ص) تعیین شده اند، پس انکار آنها، انکار پیامبر است.

در این جا به چند حدیث اشاره می کنیم:

“عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِهِ عَنِ النَّبِیِّ (ص) قَالَ الْأَئِمَّهُ بَعْدِی اثْنَا عَشَرَ أَوَّلُهُمْ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ الْقَائِمُ فَهُم خُلَفَائِی و أَوصِیَائِی و أَولِیَائِی وَ حُجَجُ اللَّه عَلَی اُمّتِی بَعدِی الْمُقِرُّ بِهِمْ مُؤْمِنٌ وَ الْمُنْکِرُ لَهُمْ کَافِرٌ”،امام صادق (ع) از اجداد طاهرینش؛ یعنی امامان قبل از خود نقل می کند و آنها از پیامبر (ص) نقل می کنند که فرمود: “جانشینان بعد از من دوازده نفرند که اولین آنها علی بن ابی طالب و آخرین شان قائم است، ایشان جانشینان و اوصیاء و رهبران و حجّت های پس از من برای امتم هستند، هرکس به امامت شان اقرار کند مؤمن است و هر کس منکر آنها شود کافر است.[۳]

در روایت دیگر نیز از امام صادق (ع)  آمده است: “الرَّادُّ عَلَینَا الرَّادّ عَلَى الله وَ هُوَ عَلَى حَدِّ الشَّرکِ بِاللهِ…” کسی که کلام ما (ائمه) را نپذیرد، کلام خدا را نپذیرفته و کسی که سخن خدا را رد کند مشرک خواهد بود.[۴]

نیز در روایت دیگری از امام کاظم (ع) است: “ألا یا عبد الرحمن من أبغضنا فقد أبغض محمدا و من أبغض محمدا فقد أبغض الله جل و علا، و من أبغض الله جل و علا کان حقا على الله أن یصلیه النار و ماله من نصیر” کسی که به ما بغض داشته باشد در واقع به پیامبر خدا بغض ورزیده و او در حقیقت مُبغض خداوند است و مُبغض خدا سزاوار آتش الاهی است و احدی یاور او نخواهد بود.[۵]



[۱]. “قالَ رَبِّ فَاَنظِرنِی ِالَی َیوِم یُبعَثُون …”، حجر، ۳۶٫

[۲]. بقره، ۳۴٫

[۳]. شیخ صدوق، من‏ لا یحضره‏ الفقیه، ج ۴، کتاب الوصیه، باب الوصیه من لدن آدم (ع)، ص۱۸۰، ح ۵۴۰۶، جامعۀ مدرسین، قم، ۱۴۱۳ق؛ البته کفر در این جا به معنای اصطلاحی آن مراد نیست، بلکه معنای لغوی که همان پوشاندن و مخفی کردن حق باشد مورد نظر است.

[۴]. کلینی، اصول کافی، ج ۱، باب اختلاف الحدیث، ص ۶۸، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش.

[۵]. مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۹۷، ص ۱۲۲، موسّسه الوفاء، بیروت، لبنان، ۱۴۰۴ق.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


1 + 7 =