دایره المعارف اسلام پدیا » اذان
منوی اصلی

اذان

تاریخ: ۲۱ تیر ۱۳۹۰ در باب: حقوق و احکام

اولین اذان در اولین مکان

گفتار پیرامون اولین اذان محورهای مختلفی دارد:

۱٫ تشریع اذان: یعنی زمانی که خداوند اذان را در قانون اسلام گنجاند؛ در این باره گفته اند که اولین زمانی که اذان مشروعیت پیدا کرد، برای نماز صبح بوده است.[۱]

۲٫ اولین کسی که اذان گفت: اگر یاد دادن اذان را اذان گفتن به حساب نیاوریم، اولین کسی که اذان گفت، و از جنس بشر بوده و صدای اذان بر روی زمین توسط وی بلند گردیده؛ بلال بن رباح حبشی بود.[۲]

با توجه با قیدی که برای اولین گوینده اذان آوردیم، نکته زیر قابل مطالعه است:

اگر یاد دادن اذان را اذان گفتن بدانیم، اولین اذان را جبرئیل (ع)  در روی زمین گفته است؛ زیرا او برای اجرای این مأموریت در حالی بر زمین فرود آمد که سر مبارک رسول خدا (ص) بر بالین امیرمؤمنان (ع) بود، و در همان حال اذان و اقامه را گفت. رسول خدا (ص) به امیرمؤمنان فرمود: آیا آن چه جبرئیل گفت شنیدی؟ گفت: بلی، فرمود: آیا حفظ کردی؟ گفت: بلی، فرمود: پس برو و بلال را فرا بخوان و اذان و اقامه را به او یاد بده.[۳]

در این صورت، اولین آدمی که بر روی زمین اذان گفت امیرمؤمنان (ع) است؛ زیرا او به بلال یاد داده. و جبرئیل، گرچه قبل از امیرمؤمنان شروع به یاد دادن کرد، اما از جنس فرشته بود.

۳٫ اولین کسی که در آسمان اذان گفت، جبرئیل (ع) بود.[۴] که ظاهراً در زمانی بوده که رسول خدا (ص) را به معراج بردند و در آن جا که جبرئیل اذان را و میکائیل اقامه را گفت.[۵]

اولین اذانی را که جبرئیل گفت، در آسمان، در مکانی به نام بیت المعمور بود.[۶]

اولین مکان هایی که اذان گفته شد:

اولین اذانی که در زمین به صورت رسمی گفته شد، مدینه بود. این اذان در خانه ای نزدیک مسجد النبی (ص) بود. شخصی به نام نوار ام زید بن ثابت می گوید: خانه من بلند ترین خانه ها بود که پیرامون مسجد قرار داشت. پس بلال می آمد و روی آن اذان می گفت. این اذان گفتن از آغاز در همان جا بود، تا آن گاه که رسول خدا (ص) مسجدش را بنا نهاد که پس از آن در پشت بام مسجد اذان می گفتند.[۷]

 

اذان و زبان عربی

می توان گفت عمده ترین دلیل در خواندن اذان به زبان عربی، این است که اذان، از عبادات و سنت پیامبر اکرم (ص) است و عبادات توقیفی[۸] هستند.

علاوه اسلام می خواهد عبادتی همچون اذان که از شعار اسلام محسوب می گردد، در طول قرون و اعصار، بدون کم و کاست، برای همیشه باقی بماند. در صورتی که اگر بنا بود هر کسی به زبان محلی و مادری خود آن را تلفظ نماید، احتمال کم و زیاد شدن الفاظ، تحریف و آمیخته شدن به خرافات و مطالب بی اساس منتفی نبود و چه بسا با این تغییرات، اصل اذان کاملاً به فراموشی سپرده می شد و معنای عمیق اش به نسل ها بعدی منتقل نمی شد.

 

اذان و اقامه در نماز

برخی از فقهای گذشته، مثل ابن عقیل و ابن جنید، اذان و اقامه را واجب می دانند[۹]، اکثر مراجع تقلید در احکام اذان و اقامه می فرمایند: برای مرد و زن مستحب است پیش از نمازهای یومیّه (نمازهای واجبی که در هر روز خوانده می شود) اذان و اقامه بگویند.[۱۰] امّا برای بقیۀ نمازهای واجب؛ مانند نماز آیات، مستحب است سه مرتبه “الصّلاه” بگویند. پس اذان و اقامه اگر چه جزء مستحبات سفارش شده است، ولی جزء واجبات نیست. از طرفی، فقط مخصوص نمازهای واجب یومیّه است نه نمازهای مستحبّی و دیگر نمازهای واجب.

امّا در مورد اذان و اقامه و تعدّد آنها برای نمازهای واجب، باید گفت: نمازگزار در نماز ظهر و مغرب و صبح می تواند هم اذان بگوید و هم اقامه، ولی اگر نماز عصر را بدون فاصله یا با فاصلۀ کمی پس از نماز ظهر (بعضی از مراجع این فاصله را به فاصله شدن نافله قبول کرده اند ولی بعضی فاصله شدن نافله و تعقیب را کافی نمی دانند) و یا نماز عشا را بدون فاصله یا با فاصلۀ کم بعد از نماز مغرب بخواند، اذان دوّم که همان اذان برای نماز عصر و عشا است ساقط می شود.[۱۱]

پس با هر اذان، می توان یک نماز صبح و یک نماز ظهر به همراه عصر و یک نماز مغرب به همراه عشا (در صورتی که بین نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا فاصله ای نباشد) خواند و برای نماز عصر و عشا فقط یک اقامه بگوید، ولی اگر فاصله ایجاد شود نمازگزار می تواند برای هر کدام از نمازهای واجب، یک اذان و اقامۀ جداگانه بگوید. امّا در هر صورت، هر نماز واجبی می تواند یک اقامۀ جداگانه داشته باشد.

 

خواندن نماز هنگام اذان

برای روشن شدن این موضوع بیان دو نکته لازم به نظر می رسد.

۱٫ بر هر مکلفی واجب است در هر شبانه روز در ۵ وقت نماز بخواند[۱۲] صبح، ظهر و عصر، مغرب و عشا.[۱۳]

۲٫ مکلف باید نمازهایش را بعد از رسیدن وقت آن نماز بخواند؛ مثلاً نماز صبح را بعد از داخل شدن وقت نماز صبح (اذان صبح) و همین طور نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا، بنابر این اگر به عنوان مثال گفته می شود ساعت ۵ و ۳۵ دقیقه و ۴۲ ثانیه وقت اذان صبح است، معنایش این است که بعد از این وقت، شما می توانید نماز صبح تان را بخوانید، خواه اذان گفته شود یا نشود و خواه آن اذان طولانی باشد یا وقت زیادی نگیرد، پس میزان در نماز خواندن، داخل شدن وقت آن نماز است که شما باید نسبت به آن اطمینان پیدا کنید نه گفتن اذان و تمام شدن آن.

 

اذان و وقت خطبه ها در نماز جمعه

برای روشن شدن این موضوع آن را در قالب دو پرسش و پاسخ بیان می کنیم:

۱٫ آیا باید یکی از خطبه های نماز جمعه قبل از وقت اذان و زوال باشد و آیا می توان هر دو خطبه را قبل از اذان یا بعد از اذان اقامه کرد؟

۲٫ آیا بین دو خطبه اذان واجب است؟

پیرامون سؤال اول، مراجع عظام تقلید فرموده اند:

حضرت امام خمینی (ره):

  • وقت نماز جمعه با زوال خورشید شروع مى‏شود و تا وقتى که سایه شخص به اندازه دو قدم «پا» متعارف برسد امتداد دارد، ولى احتیاط واجب آن است که از اوائل عرفى زوال ظهر تأخیر نیاندازند و اگر تأخیر افتاد احتیاط مستحب آن است که نماز ظهر را بخوانند.
  • جائز است دو خطبه نماز جمعه قبل از ظهر شرعى ایراد شود به طورى که پایان خطبه‏ها با ظهر شرعى مصادف باشد، ولى احتیاط مستحب آن است که آنها را در وقت ظهر بخواند.
  • اگر امام خطبه‏ها را قبلًا شروع کرده و هنگام زوال به پایان برساند و نماز جمعه را شروع کند صحیح است.

حضرت آیت الله العظمی مکارم :

  • وقت نماز جمعه از اول ظهر است به مقدارى که اذان و خطبه‏ها و نماز مطابق معمول انجام شود و با گذشتن آن، وقت نماز جمعه پایان مى‏یابد.
  • احتیاط واجب آن است که دو خطبه نماز جمعه را بعد از ظهر بخوانند.

حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی :

خیر لازم نیست و اگر امام خطبه ها را قبل از زوال شروع کند و هنگام زوال به پایان برساند نماز جمعه صحیح است و فرقی نمی کند که هنگام اذان در کجای دو خطبه باشد.

حضرت آیت الله العظمی تبریزى :

بنابر احتیاط واجب دو خطبه نماز جمعه باید بعد از ظهر شرعى ایراد شود و خواندن آنها قبل از ظهر جایز نیست حتى اگر پایان خطبه‏ها با ظهر شرعى مصادف باشد.

حضرت آیت الله العظمی سیستانی :

  • داخل شدن وقت یکی شرایط وجوب نماز جمعه است و داخل شدن وقت عبارت از زوال آفتاب یعنى ظهر است، و وقتش اول عرفى زوال است، پس هر گاه از این وقت نماز جمعه را تأخیر انداخت، وقتش تمام شده و نماز ظهر را باید به جا آورد.
  • خواندن خطبه پیش از ظهر اشکال دارد.[۱۴]

و هم چنین در باره سؤال دوم فرموده اند:

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی :

اذان بین دو خطبه نماز جمعه،  واجب نیست و کافیست فاصله یک جلوس بین دو خطبه. و الله العالم

حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی :

نباید یک اذان قبل از خطبه و یک اذان بعد از خطبه بگویند.[۱۵]

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی :

لزومی ندارد.

 

پیامبر(ص) و شهادت به رسالت خود در اذان

بر اساس روایات این نکته مسلم است که پیامبر(ص) در اذانشان به نبوّت خود شهادت می دادند؛ چون پیامبر(ص) مثل بقیه افراد باید به احکام و تکالیف شرعی عمل نماید مگر این که دلیل خاصی داشته باشیم که پیامبر(ص) نسبت به حکم خاصی تکلیف ندارد و در مورد اذان نه تنها چنین دلیلی نداریم بلکه روایات فراوانی داریم که پیامبر(ص) هنگام اذان به وحدانیت خداوند و نبوت خود به طور یقین و آشکارا شهادت می دادند.

امام باقر(ع) فرمود: «در شب معراج آن گاه که پیامبر(ص) به بیت المعمور رسید، وقت نماز شد، جبرئیل اذان و اقامه گفت، پیامبر جلو ایستاد، فرشتگان و پیامبران پشت سر حضرت به صف ایستادند (و نماز را به جای آوردند)». کسی از حضرت پرسید: جبرئیل چگونه اذان گفت؟ حضرت فرمود: «الله اکبر، أشهد ان لا إله إلاّ الله، أشهد أن محمّداً رسول الله (تا آخر اذان)».[۱۶]

از این حدیث واضح‌تر روایت دیگری است که در آن آمده است: امام حسین(ع) فرمود: از پدرم علی بن أبی طالب(ع) شنیدم که فرمود: خداوند ملکی را فرستاد و پیامبر را به معراج برد، در آن جا فرشته‌ای که پیش از آن در آسمان دیده نشده بود و از آن پس هم دیده نشده، اذان و اقامه گفت. آن گاه جبرئیل به پیامبر(ص) گفت: این گونه برای نماز اذان بگو.[۱۷] این جمله صراحت دارد که اذان و اقامه پیامبر(ص) همانند اذان و اقامه دیگران بوده است.

 

“اشهد انّ علیا ولیّ الله” در اذان و اقامه و تلقین

در این مقاله در سه محور به بحث می پردازیم.

۱٫ درست یا نادرست بودن گفتن: “علیّ ولیّ الله” به طور مطلق.

۲٫ جزئیت یا عدم جزئیت آن در اذان و اقامه بر فرض صحت آن.

۳٫ گفتن آن بدون قصد اذان، در اذان بر فرض عدم جزئیت آن.

برای پاسخ به بخش اوّل، ضروری است به معنا و مفهوم کلمۀ “ولیّ” بپردازیم.

مفهوم ولی:

کلمۀ “ولیّ” به معانی متعدّدی آمده است که به اهمّ آن اشاره می نماییم.

الف. به معنای سرپرست و عهده دار بودن؛ چنان که در آیات متعدّدی از قرآن کلمۀ ولیّ در همین معنا استعمال شده است؛ مانند: به غیر او (خدا) ولىّ (سرپرست) و شفیعى برایشان نیست.‏[۱۸]

ب. به معنای دوست[۱۹] که در قرآن به این معنا نیز آمده است؛ نظیر: (یا محمد) خوب و بد البته با هم تفاوت داشته، مساوى نمى‏شوند ولی هم نیک هست و هم نیکوتر، اگر از دیگران به تو بدى برسد در مقابل به آن بدى نکرده بلکه نه تنها به کار نیکو بلکه به وجه نیکوتر آن بدى را دفع کن آن وقت به سبب آن نیکى مى‏بینى که او (شخصى که بین تو و او عداوت بود) گویا براى تو دوست نزدیکى است.[۲۰]

ج. به معنای ناصر و یاور آمده است.[۲۱] قرآن می فرماید: مردان و زنان باایمان، ولىّ (و یار و یاور) یک دیگرند.[۲۲]

شکی نیست که از معانی مطرح شده استعمال لفظ “ولی الله ” برای مؤمنین به معنای دوم و سوّم (دوست و یاور) هیچ اشکالی ندارد، بلکه در روایات اهل سنت و شیعه نیز به این معنا آمده است. [۲۳]

اما در خصوص معنای اول باید گفت روایاتی وارد شده که: علی ولیّ و سرپرست و اولی به تصرف است، همان گونه که پیامبر عظیم الشأن اسلام این گونه بود. البته علی ولی الله است، یعنی علی از سوی خداوند به ولایت و سرپرستی امت منصوب شده است همان گونه که گفته می شود “محمد رسول الله”  است یعنی محمد (ص) رسولی از جانب خداوند است.

اما آیا گفتن: “علیّ ولیّ الله” جزء اذان است یا خیر؟

بر اساس روایات اهل بیت اذان هیجده جمله دارد. این جملات عبارتند از: اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ حَیَّ عَلَى الصَّلَاهِ حَیَّ عَلَى الصَّلَاهِ حَیَّ عَلَى الْفَلَاحِ حَیَّ عَلَى الْفَلَاحِ حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ حَیَّ عَلَى خَیْرِ الْعَمَلِ اللَّهُ أَکْبَرُ اللَّهُ أَکْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ.[۲۴]

پس جملۀ ” أَشْهَدُ أَنَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ ” یعنی شهادت ثالثه، جزء اذان نیست. فقهای شیعه نیز بر اساس این گونه روایات به جزء نبودن آن، فتوا داده اند.

امام خمینی (ره) در این رابطه می فرماید: اذان هیجده جمله است: «اللَّهُ أَکْبَرُ» چهار مرتبه «اشْهَدُ انْ لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ، اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ، حَىَّ عَلَى الصَّلاهِ، حَىَّ عَلَى الْفَلاحِ، حَىَّ عَلى‏ خَیْرِ الْعَمَلِ، اللَّهُ أَکْبَرُ، لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ» هر یک دو مرتبه. سپس می فرماید: «اشْهَدُ انَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ» جزء اذان و اقامه نیست. [۲۵]

در این زمینه ادله ای که به طور صریح و روشن دلالت داشته باشد که پیامبر(ص) به ولایت علی(ع) در اذان خود شهادت می داده اند، یافت نشده است. گرچه در کتاب السلافه فی امر الخلافه آمده است که سلمان فارسی در اذان خود شهادت ثالثه را اضافه نمود و همین موجب شد که بعضی از صحابه به نزد پیامبر شکایت ببرند ولی پیامبر(ص) به اعتراض آنها توجهی ننمود و مهر تائید بر کار سلمان زد و هم چنین در این کتاب آمده است که بعد از واقعه غدیر اباذر غفاری در اذان خود بعد از شهادتین به ولایت امیر مؤمنان علی(ع) شهادت داد، جمعی از منافقین این را نپسندیدند و آن چه را دیده بودند، به عنوان اعتراض بر پیامبر(ص) عرضه کردند پیامبر(ص) فرمود: اما وعیتم خطبتی یوم الغدیر لعلی بالولایه، پس چه بود معنای خطبه طولانی من که در آن صحرا و گرمای  شدید برای شما خواندم آیا معنای آن غیر از این بود که علی امیرالمؤمنین ولی خداست؟ و در ادامه فرمود : مگر نشنیده اید که من گفتم آسمان سایه نیافکنده و زمین در خود جای نداده، کسی را که راستگو تر از اباذر باشد و آن گاه سر انجام آن گروه معترض را بر ملا نمود و فرمود: انکم لمنقلبون بعدی علی اعقابکم.[۲۶]

اما چنین روایتی با سند نقل نشده یا در متون قبل از قرن هفتم یافت نشده است تا نسبت به سند آن اظهار نظر شود.

علاوه روایاتی هم که از ائمه(ع) در بیان اجزای اذان نقل شده اشاره ای به جزئیت شهادت ثالثه ندارد و این می تواند اجزای اذان در زمان رسول خدا(ص) را تبیین کند.

بله روایات فراوان در خصوص ثواب ذکر شهادت ثالثه (اشهد ان علی ولی الله) بعد از شهادت به وحدانیت خداوند و نبوت پیامبر(ص) آمده که ما به ذکر چند نمونه از آن اکتفا می نمائیم:

امام صادق(ع) فرموده است: «خداوند تعالی بعد از خلقت آسمان ها و زمین امر فرمود که منادی به این سه شهادت ندا دهد».[۲۷]

در حدیثی دیگر آن امام همام(ع) فرموده است که: «خداوند با خلق عرش و کرسی و… بر آنها نوشت لا اله الا الله محمد رسول الله علی امیرالمؤمنین» و آن گاه فرمود: «فاذا قال احدکم لا اله الا الله محمد رسول الله فلیقل علی امیرالمؤمنین ولی الله».[۲۸]

از بعضی از روایات نبوی استفاده می شود که: ذکر امام علی(ع) بعد از ذکر خدا و حضرت رسول(ص) چه در اذان باشد یا غیر اذان جایز است و در نزد خدا محبوبیت دارد.[۲۹]

به هر حال از آنجا که اذان عبادت است، و این احتمال وجود دارد که شهادت بر ولایت حضرت امیر المؤمنین (ع) جزء آن نباشد فقهای شیعه آن را جزء اذان نمی دانند و می گویند که آن را به قصد قربت یا تبرک به جا آورند، نه به قصد جزئیت.[۳۰]

امّا آیا گفتن «اشْهَدُ انَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ» مخلّ به اذان است یا خیر؟

بدیهی است که گفتن شهادت ثالثه به قصد جزئیت اشکال دارد. برخی نیز گفته اند اگر به نحوى گفته شود که شبیه جملات اذان و اقامه نگردد؛ اشکال ندارد.[۳۱] نهایت شبهه ای که امکان طرح آن در این جا وجود دارد آن است که شاید گفتن آن بدعت باشد.

اما با در نظر گرفتن این نکته که در معنای بدعت آورده اند: وارد کردن چیزی در دین به نحوی که از دین نرسیده باشد[۳۲] اگر کسی این جمله را جزء اذان بداند و در اذان بگوید بدعت و حرام است، اما با توجه به این که هیچ کدام از فقهای شیعه این جمله را جزء اذان نمی دانند و در صورت گفتن حتی المقدور به نحوى می گویند که شبیه جملات اذان و اقامه نگردد، از این رو گفتن این بدعت نبوده و هیچ گونه اشکالی ندارد.

علاوه در متون روایی به روایاتی بر می خوریم که تأکید می نمایند در وقت شهادت دادن به رسالت پیامبر به ولایت حضرت امیر نیز شهادت دهید.

به هر حال علت این که فقهای شیعه گفتن شهادت ثالثه، بدون قصد جزئیت را جایز می شمارند، آن است که روایاتی به نحو مطلق می گویند: هر گاه شهادت به توحید و رسالت دادید، شهادت به ولایت علی بن ابی طالب (ع) هم بدهید و این روایات چون مطلق است، شامل حال اذان هم می شود چه در اذان و اقامه و چه در غیر اذان و اقامه، پس هر گاه شهادت به توحید و رسالت نبی اکرم(ص) داده شد شهادت به ولایت علی(ع) داده می شود، و این به معنای جزء اذان بودن نیست.

همچنین روایات خاصه ای وجود دارد که بر شهادت ثالثه در اذان مهر تأیید می زند[۳۳]، بنابر این گفتن جملۀ “علی ولی الله” در اذان و اقامه و تلقین میّت با توجه به جایگاه و مقام و منزلت علی (ع)[۳۴] اگر به قصد قربت یا تیمّن و تبرّک و یا … (غیر از جزئیت) باشد اشکال ندارد.

گفتنی است بسیاری از دانشمندان اهل سنت اذعان دارند که جملۀ “الصلاه خیر من النوم” جزء اذان نیست و از ابداعات خلیفۀ ثانی است.

از مالک نقل شده که مؤذن پیش عمر بن خطاب رفته تا او را از نماز صبح با خبر سازد دید عمر خواب است گفت: الصَّلَاهُ خَیْرٌ مِنْ النَّوْمِ (نماز از خواب بهتر است) عمر به او دستور داد که این جمله را در اذان بگنجاند.[۳۵]

حال سؤال این است که چه مجوزی برای تکرار این جمله در اذان صبح از سوی اهل سنت وجود دارد؟! آیا می توان این کار را ذکر شهادت ثالثه مقایسه کرد که روایات زیادی آن را تأیید می کند.

 

شهادت به امام زمان (امام زنده) در اذان

برای روشن شدن این موضوع که علی (ع) فرموده است هر کس به امام زمان خود باید شهادت دهد آن را در ضمن چند نکته بیان می کنیم:

۱٫اذان و اقامه از اعمال عبادی و توقیفی می باشند؛ یعنی جز خدا و رسولش کسی حق تشریع و قانون گذاری آن را ندارد.

۲٫تنها با دیدن روایتی در یک یا چند کتاب نمی شود بر اساس آن حکم نمود یا فتوا داد و به آن عمل نمود؛ زیرا در میان روایات برخی عام، مطلق و … هستند و برخی خاص، مقید و … .

برخی با برخی دیگر در تعارض هستند و برخی دیگر نیز در مقام تقیّه صادر شدند و …؛ از این رو در این گونه موارد باید به متخصّصین امور مراجعه نمود که سالیان متمادی با آشنایی به علوم مورد نیاز و ممارست در آن به مقام اجتهاد نائل شدند. گفتنی است که  مراجع تقلید چنین روایاتی را با دقّت دیده و بررسی نمودند، امّا احدی بر اساس آن فتوا نداده اند.

۳٫ روشن است که اگر مجتهد نباشیم بر اساس عقل و نقل باید مقلّد باشیم[۳۶]. فتاوای مراجع تقلید برای مقلدان این گونه است: اذان دارای هیجده جزء است که شهادت یاد شده جزء آن نیست.

۴٫اما مطلبی را که از روایات در مورد شهادت به امام زمان این مطلب ظاهراً از این حدیث استفاده شده که می فرماید: مَنْ کَانَ مُقِیماً عَلَى الْإِقْرَارِ بِالْأَئِمَّهِ (ع) کُلِّهِمْ وَ بِإِمَامِ زَمَانِهِ وَ وَلَایَتِهِ.[۳۷] این حدیث هیچ گونه دلالت یا اشاره ای به شهادت به امام زمان در اذان ندارد، بلکه بر ثبات قدم و استواری انسان مؤمن بر ولایت ائمه دلالت دارد.

در این رابطه به نمایۀ “شیعه و گفتن اشهد أنّ علیّاً ولی الله در اذان و تلقین با شمارۀ ۷۸۵۳ در سایت اسلام کوئست” مراجعه نمایید.

 



[۱]. حقی بروسوی، اسماعیل، تفسیر روح البیان، ج ۸، ص ۲۶۱، ناشر، دارالفکر، بیروت.

[۲]. ابن اثیر، اسدالغابه، ج ۱، ص ۲۴۳، بیروت، دارالفکر، چاپ ۱، ۱۴۰۹ق؛ ابن حجر، عسقلانی، الاصابه، ج ۱، ص ۹۷، دارالکتب العلمیه، چاپ ۱، ۱۴۱۵؛ البلاذری، انساب الاشراف، ج ۱، ص ۱۸۷، بیروت، دارالفکر، چاپ ۱، ۱۴۱۷ق؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج ۹، ص ۹۶، تهران، دارالکتب العلمیه، چاپ ۱، ۱۴۲۰ق؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۶۳۳۳، دارالفکر، بیروت، چاپ ۱، ۱۴۰۷ق؛ شیخ صدوق، تهذیب، ج ۲، ص ۲۸۴، دارالکتب العلمیه، تهران، ۱۳۶۵هـ؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۲۲، ص ۲۴۸، لبنان، مؤسسه الوفاء، ۱۴۰۹ق.

[۳]. شیخ صدوق، تهذیب، ج ۲، ص ۲۷۷؛ عاملی، حر، وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۳۶۹، قم، آل البیت، ۱۴۰۹ق؛ کلینی، یعقوب، کافی، ج ۳، ص ۳۰۲، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵هـ.

[۴]. صالحی شامر، سبل الهدی، ج ۳، ص ۳۵۸، تهران، دارالکتب العلمیه، چاپ ۱، ۱۴۱۴ق؛ ثعلبی نیشابوری، الکشف و البیان عن تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۸۳، دارالاحیاء التراث العربی، لبنان، ۱۴۲۲ق.

[۵]. وسائل الشیعه، ج ۵، ص ۴۲۰؛ مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۱۸، ص ۳۵۰٫

[۶]. تفسیر روح البیان، ج ۸، ص ۲۶۱٫

[۷]. همان.

[۸]. یعنی به جا آوردن آنها باید به همان شکلی باشد که خداوند تعیین فرموده است.

[۹]. حیاه ابن ابی عقیل و فقهه، ص ۴۱٫

[۱۰]. توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۵۱۸، م ۹۱۶٫

[۱۱] . همان، ص ۵۲۰، م ۹۲۲٫

[۱۲] . البته در مورد نماز عصر و عشا برای سهولت و آسانی، به مکلفین اجازه داده شد که نماز عصر را بعد از نماز ظهر و نماز عشا را بعد از نماز مغرب بتوان خواند، تهذیب‏الأحکام، ج ۳، ص ۲۳۴ و ۲۳۵؛ الصراط المستقیم، ج ۳، ص ۲۹۱٫

[۱۳] . توضیح المسائل، (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۴۰۱٫

[۱۴]. همان، ص ۸۶۱٫

[۱۵]. همان، ص ۸۵۴، م ۴۰٫

[۱۶]. طوسی، تهذیب الاحکام، ج ۲، ص ۶۰، ح ۳، دار الاضواء، بیروت.

[۱۷]. تمیمی، قاضی نعمان بن محمد، دعائم الاسلام، ج ۱، ص ۱۴۲، دارالمعارف، قاهره.

[۱۸]. سجده، ۴٫

[۱۹]. طبرى کیا هراسى، ابوالحسن على بن محمد، أحکام القرآن (الکیا هراسی)، ج ‏۳، ص ۸۳، ناشر: دارلکتب العلمیه، بیروت‏، ۱۴۰۵ ق‏.

[۲۰]. فصلت، ۳۴٫

[۲۱].  ابن منظور، محمد بن مکرم‏، لسان‏العرب، ج ۱۵، ص  ۴۰۷، ناشر: دار صادر، بیروت‏، چاپ سوم‏، ۱۴۱۴ ق‏.

[۲۲].  توبه، ۷۱٫

[۲۳]. ابن ابى حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم (ابن أبی حاتم)، ج ‏۲، ص ۶۷۵، ناشر: مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم‏، ۱۴۱۹ ق‏‏.

[۲۴]. صدوق، من ‏لا یحضره ‏الفقیه، ج ۱، ص ۲۸۹ –  ۲۹۱، من لا یحضره الفقیه، انتشارات جامعۀ مدرسین، قم، ۱۴۱۳ ق.

[۲۵]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۵۱۹، مسأله ۹۱۸٫

[۲۶]. نک: السلافه فی امر الخلافه، شیخ عبدالله مراغی از علمای اهل سنت که در قرن هفتم می زیسته است، کتاب ایشان از جمله کتب خطی است که در کتابخانه ظاهریه دمشق موجود می باشد .

[۲۷]. بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۲۹۵، حدیث۱۰، باب ۵۴؛ امالی صدوق، مجلس ۸۸، ظاهراً این ندا برای اجابت کسانی بوده است که در عالم ذر وجود داشته اند .امام باقر(ع) در حدیثی فرمود : ان الله اخذ من بنی آدم من ظهورهم ذریتهم فقال الست ربکم و محمد رسولی و علی امیرالمؤمنین قالو بلی، سید ابن طاووس، الیقین، ص ۵۰، ۵۵ ، ۸۸٫

[۲۸]. بحار الانوار، ج ۲۷، ص۱، باب۱٫

[۲۹]. بحار، ج ۳۸، ص ۳۱۸ و ۳۱۹، باب ۶۷، حدیث ۲۷؛ ج ۲۷، ص ۸؛ ج ۱۶ باب۱۰؛ همان باب۱٫

[۳۰]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۵۱۹، م ۹۱۹، «اشْهَدُ انَّ عَلِیّاً وَلِیُّ اللَّهِ» جزء اذان و اقامه نیست، ولى خوب است بعد از «اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ»، به قصد قربت گفته شود.

زنجانى: البته ولایت امیر المؤمنین و ائمه معصومین (علیهم السلام) از ارکان ایمان است و اسلام بدون آن، ظاهرى بیش نیست و قالبى از معنا تهى است و خوب است که پس از اشْهَدُ انَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّه به قصد تیمن و تبرّک، شهادت به ولایت و امامت بلا فصل حضرت امیر المؤمنین و سایر معصومین (علیهم السلام) به نحوى که شبیه جملات اذان و اقامه نگردد؛ ذکر گردد.

مکارم: به قصد تبرّک گفته شود، لکن به صورتى که معلوم شود جزءِ آن نیست.

[۳۱]. همان.

[۳۲]. راغب اصفهانى، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ص ۱۱۱، ناشر: دارالعلم الدار الشامیه، چاپ اول، ۱۴۱۲ ق‏ ‏.

[۳۴]. جهت دست یابی پیرامون این موضوع به نمایه های “اثبات امامت امام علی(ع) شمارۀ ۱۱۶۲” و “قران و امامت امام علی (ع) شمارۀ ۱۸۱۷” که در سایت اسلام کوئست موجود است مراجعه نمایید.

[۳۵]. مالک، موطأ، ج ۱ ص ۲۱۰، موقع الإسلام، http://www.al-islam.com.

[۳۷]. علامه مجلسی، بحارالأنوار، ج ۸۰ ص ۴۷، حدیث ۲۵، مؤسسه الوفاء بیروت – لبنان، ۱۴۰۴ هجرى قمرى.




کلیدواژه ها: , , , , , , , , ,



ثبت نظر


6 + 4 =