دایره المعارف اسلام پدیا » کارکرد دین در دنیای مدرن
منوی اصلی

کارکرد دین در دنیای مدرن

تاریخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: دنیا

دین یک واژۀ عام است که شامل همۀ ادیان اعم از ادیان آسمانی و غیر آسمانی ، تحریف نشده (اسلام) و تحریف شده و … می شود. به اعتقاد ما تنها اسلام است که در همۀ زمان ها و در تمامی اعصار می تواند کارکردهای مثبت داشته باشد و ادیان دیگر از چنین توانمندی برخوردار نیستند؛ زیرا تنها اسلام دین خاتم و کامل‏ترین دین مرسل است.

اساساً حوزۀ کارکرد دین از حوزۀ کارکرد علم و تکنولوژی کاملاً متمایز است. دلیل نیاز آدمى به دین، وجود امورى است که انسان با عقل، حس و تجربۀ خود نمى تواند به آنها دست پیدا کند. این مطلب؛ یعنى محدودیت ابزار ادراکى ما در مباحث فلسفى مورد تأیید عقل قرار گرفته و قرآن نیز به آن اشاره کرده و می فرماید: “… علّمکم ما لم تکونوا تعلمون”؛[۱] به شما آنچه را نمى توانستید بدانید، یاد داد. با این وصف، هیچ گاه بشر به نقطه اى نمى رسد که از دین بى نیاز شود.

دین در سه بخش براى انسان برنامه و راه کار دارد و در تلاش است که به تصحیح سه نوع ارتباط بپردازد:

ألف: ارتباط انسان با خود

ب: ارتباط انسان با دیگران (طبیعت و جامعه)

ج: ارتباط انسان با خدا

از این رو، هم به دنیا توجه مى‏کند و هم به آخرت. اسلام به دنبال آبادانى دنیایى است که آخرتش را هم آباد کند و چنین چیزى از عهدۀ اخلاق دنیایى و … خارج است. دین هم به دل توجه دارد و هم به عقل. چگونه علم مى‏تواند براى بشرى که تاکنون از او و ابعاد وجودیش شناخت کاملى پیدا نکرده است، برنامه‏اى جامع عرضه کند و سعادت او را تأمین نماید. اگر چه علوم بشرى کارسازند، اما این علوم تنها در طراحى سازوکارهاى مناسب به مدد ما مى‏آیند و از ارایۀ مکتب و فلسفه و نظام عاجز هستند و بشر پیش از هر چیز به برنامه و مکتب نیازمند است و آن گاه به سازوکار. در اسلام طراحى سازوکارهاى مناسب به خود انسان‏ها واگذار شده است و دین متکفل امورى است که علم به تنهایى قادر نیست آنها را به دوش بکشد.

با پیش رفت تکنولوژی دامنۀ برنامه ریزی و قانون گذاری دین گسترش می یابد و با پیدایش موضوعات جدید فقهای تیزبین اسلام، احکام موضوعات جدید را از منابع فقه اسلام استنباط و استخراج می کنند و با وجود حوزۀ گستردۀ اجتهاد در فرهنگ اسلام جای هیچ گونه تردیدی بر انطباق احکام اسلام بر مقتضیات و نیازهای بشر عصر مدرن باقی نمی ماند.

از سوى دیگر، اگر چنین چیزى درست بود که پیش رفت علم و تکنولوژی باعث بی نیازی از دین شود، مى بایست پس از گذشت یک یا چند قرن از ظهور اسلام، بشر بى‏نیازى خود را از دین احراز مى کرد و با عقل خویش دنبالۀ راه را مى پیمود. تاریخ معاصر بهترین گواه بر بطلان چنین امرى است. بشر نه تنها احساس بى نیازى از دین نکرده، بلکه پس از عصیان در برابر دین، بعد از رنسانس، و چشیدن تلخى هاى فراوان در این راه، امروزه هر لحظه به دین نزدیک‏تر و خود را به آن نیازمندتر احساس مى کند.

منابع براى مطالعه بیشتر:

۱٫ نمایه: سرّ خاتمیت دین اسلام، سؤال ۳۸۶ (سایت: ۳۹۹)، سایت اسلام کوئست.

۲٫ نمایه: دین و تحول، سؤال ۸ (سایت: ۲۰۶) سایت اسلام کوئست.

۳٫ نمایه: اسلام و ضرورت یک طرح، سؤال ۱۶ (سایت: ۲۵۳) سایت اسلام کوئست.

۴٫ نمایه: اسلام و نظریه‏ اندیشه مدون، سؤال ۱۷۰ (سایت: ۱۲۴۵) سایت اسلام کوئست.

۵٫ نمایه: مقایسه‏اى بین علم و دین، سؤال ۲۱۰ (سایت: ۱۳۰۱) سایت اسلام کوئست.

۶٫ هادوى تهرانى، مهدى، ولایت و دیانت، ص ۵۶ – ۱۳، مؤسسۀ فرهنگى خانۀ خرد.

۷٫ هادوى تهرانى، مهدى، باورها و پرسش ها، مجموع کتاب، مؤسسۀ فرهنگى خانۀ خرد.

۸٫ هادوى تهرانى، مهدى، مبانى کلامى اجتهاد، مجموع کتاب، مؤسسۀ فرهنگى خانۀ خرد.



[۱] . بقره، ۲۳۹٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 8