دایره المعارف اسلام پدیا » نسخ حکم ازدواج موقت
منوی اصلی

نسخ حکم ازدواج موقت

تاریخ: ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: ازدواج موقت

اتفاق عموم علماى اسلام بلکه ضرورت دین بر این است که ازدواج موقت در آغاز اسلام مشروع بوده و گفت و گو دربارۀ دلالت آیه مربوطه: “و زنانى را که از آنها تمتع مى‏گیرید واجب است که مهرشان را بدهید. و پس از مهر معیّن، در قبول هر چه هر دو بدان رضا بدهید گناهى نیست. هر آینه خدا دانا و حکیم است”[۱]، بر مشروعیت متعه هیچ گونه منافاتى با مسلم بودن اصل حکم ندارد؛ زیرا مخالفان معتقدند که مشروعیت حکم از سنت پیامبر (ص) ثابت شده است و حتى مسلمانان در آغاز اسلام به آن عمل کرده‏اند و جمله معروفى که از عمر نقل شده “متعتان کانتا على عهد رسول اللَّه و انا محرمهما و معاقب علیهما؛ متعه النساء و متعه الحج”[۲] دو متعه در زمان پیامبر (ص) بود که من آنها را حرام کردم و بر آنها مجازات مى‏کنم، متعه زنان و متعه در حج[۳] ” (که نوع خاصى از حج است) دلیل روشنى بر وجود این حکم در عصر پیامبر (ص) است. منتها مخالفان این حکم، مدعى هستند که بعدا نسخ و تحریم شده است.

شایان توجه است روایاتى که در باره نسخ حکم مزبور ادعا شده، کاملاً مختلف و پریشان است، بعضى مى‏گویند خود پیامبر (ص) این حکم را نسخ کرده، بنابراین ناسخ آن، سنت و حدیث پیامبر (ص) است. بعضى مى‏گویند ناسخ آن آیۀ طلاق است: “إِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ”؛ هنگامى که زنان را طلاق دادید باید طلاق در زمان مناسب عده باشد. در حالى که این آیه ارتباطى با مسئله مورد بحث ندارد؛ زیرا این آیه در باره طلاق بحث مى‏کند در حالى که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدایى آن هنگام پایان مدت آن است.

پس اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر (ص) قطعى است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادى در باره نسخ شدن آن در دست نیست. بنابراین، طبق قانون مسلمى که در علم اصول[۴] به ثبوت رسیده، باید حکم به بقای این قانون کرد.

بدیهى و روشن است که هیچ کس جز پیامبر (ص) حق نسخ احکام را ندارد، و تنها او است که مى‏تواند به فرمان خدا پاره‏اى از احکام را نسخ کند، و بعد از رحلت پیامبر (ص) باب نسخ به کلّى مسدود مى‏شود و گرنه هر کسى مى‏تواند به اجتهاد خود قسمتى از احکام الاهى را نسخ نماید و دیگر چیزى به نام شریعت جاودان و ابدى باقى نخواهد ماند. اصولاً اجتهاد در برابر سخنان پیامبر (ص) اجتهاد در مقابل نصّ است که فاقد هر گونه اعتبار است.

در صحیح ترمذى (یکی از منابع معروف اهل تسنن)، همچنین در دارقطنى [۵] چنین آمده است: کسى از اهل شام از عبد اللَّه بن عمر در باره حج تمتع سؤال کرد او در جواب صریحاً گفت این کار، حلال و خوب است‏ مرد شامى گفت: پدرت از این عمل نهى کرده است. عبد اللَّه بن عمر برآشفت و گفت اگر پدرم از چنین کارى نهى کند و پیامبر (ص) آن را اجازه دهد، آیا سنت مقدس پیامبر (ص) را رها کنم و از گفتۀ پدرم پیروى کنم؟ برخیز و از نزد من دور شو.! نظیر این روایت در باره ازدواج موقت از عبد اللَّه بن عمر از صحیح ترمذى به همان صورت که در بالا خواندیم نقل شده است.

همچنین از “محاضرات” راغب نقل شده که یکى از مسلمانان اقدام به ازدواج موقت مى‏کرد از او پرسیدند حلال بودن این کار را از چه کسى گرفتى؟ گفت: از “عمر”! با تعجب گفتند: چگونه چنین چیزى ممکن است با این که عمر از آن نهى کرد و حتى تهدید به مجازات نمود؟ گفت: بسیار خوب، من هم به همین جهت مى‏گویم؛ زیرا عمر مى‏گفت: پیامبر (ص) آن را حلال کرده و من حرام مى‏کنم، من مشروعیت آن را از پیغمبر اکرم (ص) مى‏پذیرم، اما تحریم آن را از هیچ کس نخواهم پذیرفت!

در صحیح مسلم از جابر بن عبد اللَّه انصارى نقل شد که مى‏گفت: ما در زمان پیامبر (ص) به طور ساده اقدام به ازدواج موقت مى‏کردیم و این وضع ادامه داشت تا این که عمر در مورد عمرو بن حریث از این کار (به طور کلى) جلوگیرى کرد.

در حدیث دیگرى در کتاب “موطأ” مالک و “سنن کبرا” ى بیهقى از عروه بن زبیر نقل شد که زنى به نام خوله بنت حکیم در زمان عمر بر او وارد شد و خبر داد که یکى از مسلمانان به نام ربیعه بن امیه اقدام به متعه کرده است. او گفت: اگر قبلا از این کار نهى کرده بودم او را سنگسار مى‏کردم (ولى از هم اکنون از آن جلوگیرى مى‏کنم!).

در کتاب بدایه المجتهد تألیف ابن رشد اندلسى نیز مى‏خوانیم که جابر ابن عبد اللَّه انصارى مى‏گفت: “ازدواج موقت در میان ما در عهد پیامبر (ص) و در خلافت ابو بکر و نیمى از خلافت عمر، معمول بود سپس عمر از آن نهى کرد.[۶]


[۱]. نسا، ۲۴٫

[۲]. در کنز العرفان، ج ۲، ص ۱۵۸- حدیث مزبور از تفسیر قرطبى و طبرى با عباراتى شبیه عبارت فوق نقل شده است. در سنن کبراى بیهقى، ج ۷ کتاب نکاح نیز ذکر شده است. به نقل از مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏۳، ص ۳۳۶ – ۳۴۱، ناشر، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.

[۳]. منظور از متعه حج که عمر آن را تحریم کرد این است که از حج تمتع صرف نظر شود، حج تمتع عبارت است از این که نخست محرم شوند و پس از انجام مراسم” عمره” از احرام در آیند (و همه چیز حتى آمیزش جنسى براى آنها مجاز شود) و سپس مجددا محرم شده و مراسم حج را از روز نهم ذى الحجه انجام دهند. در عصر جاهلیت این کار را صحیح نمى‏دانستند و تعجب مى‏کردند که کسى در ایام حج وارد مکه شود و هنوز حج بجا نیاورده عمره را بجا آورد و از احرام بیرون آید، ولى اسلام صریحا این موضوع را اجازه داده، و در آیه ۱۸۶ سوره بقره به این موضوع تصریح شده است.

[۴]. اشاره به قاعدۀ عدم نسخ است؛ یعنی اگر در مورد حکم ثابت شرعی شک کردیم که آیا نسخ شده یا نه اصل این است که نسخ نشده است.

[۵]. تفسیر قرطبى، ج ۲، ص ۷۶۲ ، ذیل آیه ۱۹۵ بقره، به نقل از تفسیر نمونه، ج ‏۳، ص ۳۳۸٫

[۶]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۳، ص ۳۳۶ – ۳۴۱؛ برای اطلاع بیشتر به: طباطیائی، محمد حسین، ترجمه المیزان، ج ‏۴، ص ۴۳۱ – ۴۳۴، مترجم، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ناشر، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم،  قم، چاپ پنجم ۱۳۷۴ ش،. مراجعه کنید.




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


9 + 5 =