دایره المعارف اسلام پدیا » میزان قدرت نفوذ خدا و شیطان در داستان آدم
منوی اصلی

میزان قدرت نفوذ خدا و شیطان در داستان آدم

تاریخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: ابلیس

در ابتدا توجه به سه نکته لازم است؛

۱٫ شیطان در وسوسه‏هاى خود، چهرۀ خیرخواهى و دوستى آدم را به خود گرفت، بنابراین نباید تصور کرد که وسوسه‏هاى شیطان هر چند قوى و نیرومند باشد، از انسان سلب اختیار مى‏کند، بلکه باز انسان مى‏تواند با نیروى ‏خرد و ایمان در مقابل آن ایستادگى کند. به تعبیر دیگر، وسوسه‏هاى شیطانى، انسان را مجبور به کار خلاف نمى‏کند، بلکه نیروى اختیار، هم چنان باقى خواهد بود، اگر چه مقاومت در مقابل آن نیاز به پایمردى و ایستادگى بیشتر و گاهى تحمل درد و رنج دارد، به هر حال این گونه وسوسه‏ها سلب مسئولیت از کسى نمى‏کند، همان طور که در مورد حضرت آدم نکرد، لذا ملاحظه مى‏کنیم، با تمام عواملى که در برابر آدم به عنوان تشویق به نافرمانى خدا از طرف شیطان وجود داشت، خداوند او را مسئول عملش دانست.[۱]

۲٫ طبق نظر شیعه هیچ پیامبرى مرتکب گناه نمى‏شود، و مى‏دانیم که حضرت آدم از پیامبران الاهى بود، بنابراین آن چه دربارۀ پیامبران در قرآن آمده است که نسبت عصیان به آنها داده شده، همگى به معناى “عصیان نسبى” و “ترک اولى” است، نه گناه مطلق.

گناه مطلق همان مخالفت نهى تحریمى و مخالفت با فرمان قطعى خداوند است و هر گونه ترک واجب و انجام حرام را شامل مى‏شود، اما گناه نسبى آن است که عمل غیر حرامى از شخص بزرگى سرزند، که با توجه به مقام و موقعیتش شایسته او نباشد. ممکن است گاهى انجام یک عمل مباح و حتى مستحب درخور مقام افراد بزرگ نباشد، در این صورت انجام آن عمل،” گناه نسبى” محسوب مى‏شود؛ مثلاً اگر شخص با ایمان و ثروتمندى براى نجات فقیرى از چنگال فقر، کمک بسیار مختصرى کند، شک نیست که این کمک هر چند ناچیز باشد، کار حرامى نیست، بلکه مستحب است، ولى هر کس آن را بشنود مذمّت مى‏کند آن چنان که گویى گناهى مرتکب شده است و این به خاطر آن است که از چنان انسان ثروتمند و با ایمانى انتظار بسیار بیشترى مى‏رود.

به همین نسبت، اعمالى که از بزرگان درگاه پروردگار سرمى‏زند، با موقعیت ممتازشان سنجیده مى‏شود، و گاهى با مقایسه به آن کلمه “عصیان” و “ذنب” (گناه) بر آن اطلاق مى‏گردد، فى المثل نمازى که ممکن است از یک فرد عادى، نماز ممتازى باشد براى اولیاى حق، گناه محسوب شود؛ زیرا یک لحظه غفلت در حال عبادت براى آنها شایسته نیست، بلکه باید با توجه به علم و تقوا و موقعیتشان به هنگام عبادت غرق در صفات جلال و جمال خدا باشند.

سایر اعمال آنها غیر از عبادات نیز چنین است، و با توجه به موقعیت آنها سنجیده مى‏شود، به همین دلیل اگر یک “ترک اولى” از آنها سرزند، مورد عتاب و سرزنش پروردگار قرار مى‏گیرند.[۲]

بنابراین، نهى آدم از “شجره ممنوعه” نیز یک نهى تحریمى نبود، بلکه یک ترک اولى بود، ولى با توجه به موقعیت حضرت آدم با اهمیت تلقى شد و ارتکاب این نهى (هر چند نهى کراهتى بود)، موجب چنان مؤاخذه و مجازاتى از طرف خدا گردید. البته این احتمال نیز وجود دارد که نهى آدم از شجره ممنوعه “نهى ارشادى” بود، نه نهى مولوى.

۳٫ در آیات دیگر شیطان گناه و ظلم را به خود بشر نسبت داده و از خود سلب کرده، و خود را به تمام معنا بى‏طرف قلمداد نموده است.[۳] شیطان خطاب به انسان ها در روز قیامت مى‏گوید: خداوند، به شما وعده حق داد و من به باطل وعده‏تان دادم و خلف وعده کردم و لیکن شما را در گمراهى مجبور نکردم، این شما بودید که به اختیار، دعوتم را پذیرفتید، پس مرا سرزنش مکنید، بلکه خود را ملامت کنید.[۴]

یا در آیۀ دیگر می فرماید: “به طور مسلم تو بر بندگان من تسلّطى نخواهى داشت، مگر آن گمراهانى که به میل خود تو را پیروى مى‏کنند”.[۵]

نتیجه

با دقّت در آن چه ذکر شد می توان گفت: بی شک قدرت خدا از شیطان بیشتر است؛ زیرا شیطان مخلوق خدا است و قدر ت مخلوق از خالق بیشتر نیست. بنابراین، اگر می بینیم آدم از شجره ممنوعه استفاده کرد، به دلیل قدرت نفوذ کلام شیطان نبود، بلکه به خاطر وسوسه هایی بود که انجام داد و توانست در کارش موفق شود. البته همان طور که بیان شد این فقط یک ترک اولی بوده است. و در قیامت هم انسان ها به خاطر نافرمانی از روی اختیار خودشان مستحق عذاب می شوند؛ بنابراین نباید به دنبال مقایسه نفوذ خدا و شیطان باشیم، بلکه باید بدانیم قدرت خدا بالاتر از هر قدرتی است، ولی این انسان است که با اختیار خود کاری را انجام می دهد.


[۱]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۶، ص ۱۲۰،تهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۷۴٫

[۲]. منظور از ترک اولى این است که انسان کار بهتر را رها کند و سراغ کار خوب یا مباحى برود.

[۳]. طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی  همدانی، محمدباقر، ج ‏۸، ص ۴۸، چاپ جامعه مدرسین، قم، ۱۳۷۴٫

[۴]. ابراهیم، ۲۲٫

[۵]. حجر، ۲۴٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


3 + 2 =