دایره المعارف اسلام پدیا » معنای هفت آسمان در قرآن
منوی اصلی

معنای هفت آسمان در قرآن

تاریخ: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: اصطلاحات قرآنی

آسمان یا سماء و خلقت و جایگاه والای آن در نظام هستی یکی از مفاهیم مهم قرآنی است. با دقت در آیات قرآن در مورد سماء با خصوصیات ویژه ای مواجه می شویم. از جمله اینکه خیرات و برکات از آسمان نازل می شود و در های آسمان برای برخی گشوده می شود. و آنچه از خیرات که وعده شده است در آسمان است[۱]. همچنین در برخی آیات هشدار داده شده است که : «اَاَمنتُم مَن فی السماء … » ؛آیا  از کسی که در آسمان است در امان هستید[۲].

مجموعۀ این آیات، همچنین روایات فراوانی که در مورد آسمان وارد شده است نشان می دهد که آسمان امری فراتر از شناختهای محدود بشری است.

بر اساس صریح آیات قرآنی تمامی سیارات و اجرام سماوی و کهکشانها تنها زینت های آسمان دنیا (آسمان اول) محسوب می شوند[۳]که ما از درک همین آسمان هم عاجزیم حال آنکه آسمان خود هفت طبقه و هفت مرتبه را شامل است که آسمان های بالاتر هرچه باشند،  غیر از این محدوده و مرتبه ای هستند که برای آسمان اول تعریف شده است.

با توجه به اینکه در آیات و روایات آمده که آسمانها منزلگاه ملائکه است، و یا ملائکه از آسمان نازل مى‏شوند، و امر خداى تعالى را با خود به زمین مى‏آورند یا اینکه آسمان درهایى دارد، که براى کفار باز نمى‏شود و مطالبی دیگر و از طرفی می دانیم که ملائکه از نور خلق شده اند و موجوداتی نوری هستند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که خلقت آسمانها و آسمانیان هیچ شباهت و ربطى با نظام جارى در زمین ندارد[۴].

به این ترتیب می توان گفت که آسمان، جهان هستی را در برگرفته که البته یکی نیست بلکه  هفت آسمان می باشد که نزدیک ترین آسمان که موسوم به آسمان دنیا است در مقابل دیدگان ما قرار دارد که مزین به کرات و کهکشانها ست.

می توان جهان هستی را همچون گردویی مجسم ساخت که هفت پوسته دارد که در فاصلۀ بین پوسته هایش هریک جهانی دگر است و جهانی که ما در آن قرار داریم یعنی جهان ارض (عالم خاکی با همه کراتش) به مثابۀ مغز این گردو می باشد که ثقیل ترین و مادی ترین جنبه این جهان است که در مرکز هفت جهان تو در تو قرار گرفته است. بنابراین، زمین و منظومه شمسی و کل ستارگان و کهکشان ها در درون هسته جهان واقع شده اند که در قرآن عالم ارض نامیده شده (که منظور همان عالم ماده است). و شش جهان دیگر در طبقات فوقانی ما قرار دارند که در فرهنگ اسلامی موسوم به ملکوت و جبروت و لاهوت و غیره می باشد.

قرآن کریم در این مورد می فرماید:

«فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فی‏ یَوْمَیْنِ وَ أَوْحى‏ فی‏ کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیم‏»[۵]؛ پس آنها را هفت آسمان در دو روز قرار داد و در هر آسمانی امر آن آسمان را وحی نمود و آسمان دنیا را با چراغهایی( ستارگان) زینت بخشیدیم و حفظ کردیم . این است تقدیر خداوند توانا و دانا.

با این حال برخی از قدما خواسته اند هفت آسمان در قرآن را با هفت مرتبه از کواکب که برگرفته از هیئت قدیم (هیئت بطلمیوس) است تفسیر کنند ولی این مطلب با مطالب قرآنی مطابقت ندارد چو ن هفت آسمانی که در قرآن ذکر شده به گونه ای است که تمامی ستارگان و سیارات، تنها در مرتبه اول آن (سماء الدنیا ) واقع شده اند.

از طرفی دیدگاه عرفانی در مورد “افلاک ِنه گانه” که آنها را عوالمی اثیری می دانند (به خلاف تفسیر صرفاً مادی از کواکب سبعه)، از جهاتی مشابهت به مراتب بالاتری دارد که در قرآن در مورد هفت آسمان مطرح شده اند.

در مورد جمع بین نظریه قدما در مورد افلاک و مقایسه آن با هفت آسمان در قرآن به نظر می رسد که در هر دوره ای، خواسته یا ناخواسته عده ای تلاش کرده اند که این حقیقت قرآنی را بر علم و دانش آن روز منطبق کنند که این امر برخی تفاسیر مادی را در این زمینه در پی داشته است. از همین روی در تفاسیر قدما هم سعی شده است که هفت آسمان قرآن بر اساس هیئت قدیم تفسیر شود ولی این مطلب با ظاهر قرآن منافات دارد.

از طرفی برخی از عرفا در بیانات خود در تفسیر هفت آسمان طریقه ای مستقل از طریقۀ هیئت قدیم را پیش روی گرفته و  هفت آسمان را به عوالمی روحی تفسیر کرده اند. از جمله ابن عربی مراد از هفت آسمان در قرآن را چنین بیان کرده است:

« هفت آسمان، اشاره به عالم روحانیات دارد که اولین آن عالم ملکوت ارضیه است و قوای نفسانیه و جن و دومین آن عالم نفس است و سوم عالم قلب و چهارم عالم عقل و پنجم عالم سرّ و ششم عالم روح و هفتم عالم خفاء. و امیر المومنین (ع) به همین مطلب اشاره دارد ، آنجا که می فرماید: من بر راه های آسمان آگاه تر از ره های زمین هستم »[۶].

کلید واژه: آسمان، سما، هفت، ارض، افلاک، هیئت


[۱] «وَ فِی السَّماءِ رِزْقُکُمْ وَ ما تُوعَدُون‏» الذاریات، ۲۲٫

[۲] الملک، ۱۶٫ و می دانیم که خداوند مکان نداشته و درآسمان نیست؛ علامه طباطبائی در المیزان در مورد آن کس که در آسمان است چنین آورده است: منظور فرشتگانی هستند که موکل بر آسمان و حوادث عالمند» ترجمه المیزان،ج۱۹،ص ۶۰۰٫

[۳] «إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَهٍ الْکَواکِب‏»الصافات ۶ و «فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ فی‏ یَوْمَیْنِ وَ أَوْحى‏ فی‏ کُلِّ سَماءٍ أَمْرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابیحَ وَ حِفْظاً ذلِکَ تَقْدیرُ الْعَزیزِ الْعَلیم‏» فصلت ۱۲

[۴] المیزان

[۵] فصلت، ۱۲

[۶] ابن عربی، تفسیر ابن عربی، ج‏۱، ص: ۲۵، داراحیاء التراث العربی، بیروت ۱۴۲۲، (ترجمه).




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر