دایره المعارف اسلام پدیا » مرگ و تأخير آن
منوی اصلی

مرگ و تأخیر آن

تاریخ: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: مرگ

مى‏توان گفت که در آیات و روایات با دوگونه اجل آشنا مى‏شویم: اجل معلق و اجل حتمى که با اسامى دیگرى هم در نصوص دینى از آنان یاد شده است.

قرآن مى‏فرماید: “… قضى اجلاً و اجلٌ مسمى عنده”[۱]؛ … سپس مدتى مقرر داشت و اجل حتمى نزد او است؛ یعنى انسان یک اجل مبهم دارد[۲] و یک اجل مسمى و متعین، که در نزد خدا است و در او تغییرى حاصل نمى‏شود و شاهد، کلمۀ “عنده” است. از طرف دیگر “ما عندالله باق”[۳] و این همان اجل محتوم است که در آیۀ ۴۹ سورۀ یونس بدان اشاره شده است: “هنگامی که اجل آنها فرا رسد (فرمان مرگشان صادر شود) نه ساعتى تأخیر مى‏کنند و نه پیشى مى‏گیرند”.

البته باید توجه داشت که نسبت اجل مسمى به اجل غیر مسمى، نسبت مطلق منجّز به مشروط معلق است و لذا ممکن است که مشروط معلق به خاطر عدم تحقق شرطش متحقق نشود، به خلاف مطلق منجر که راهى براى عدم تحققش وجود ندارد. حال اگر این مطالب را به آیۀ ۳۹ سورۀ رعد که مى‏فرماید: “لکل اجل کتاب یمحو الله ما یشاء و یثبت و عنده ام الکتاب”،[۴] ضمیمه کنیم، به دست مى‏آوریم که اجل مسمى، همان چیزى است که در “ام الکتاب” نهاده شده و غیر مسمى همان است که در “لوح محو و اثبات” مکتوب شده است.

“ام الکتاب” قابل انطباق بر حوادث ثابت در عین است؛ یعنى حوادث از جهت استنادش به اسباب عامه‏اى که از تأثیر، تخلف نمى‏ورزد، و “لوح محو و اثبات”، قابل انطباق است بر حوادث از جهت استنادش به اسباب ناقصه‏اى که چه بسا آن را “مقتضیات” مى‏نامیم که ممکن است با موانعى همراه گردند و از تأثیر باز داشته شوند. لذا گاهى اجل مسمى و غیر مسمى با هم موافق اند و گاهى مخالف و آن اجلى که واقع مى‏شود اجل مسمى است.[۵]

به هر حال، اجل معلق این قابلیت را دارد که به تأخیر بیفتد، و در اثر موانعى از تأثیر باز داشته شود؛ لذا اگر در روایاتى مشاهده مى‏کنیم که مى‏فرمایند با انجام فلان کار و عمل، عمر آدمى زیاد مى‏شود، اشاره بدین نکته دارند که عمل مذکور، مانعى براى تحقق اجل معلق است.

روایت است که: “یعیش الناس باحسانهم اکثر مما یعیشون باعمارهم و یموتون بذنوبهم اکثر مما یموتون بآجالهم”؛ مردمی که به واسطۀ کارهاى خوبشان زندگی می کنند بیشتر از کسانی هستند که به عمر طبیعی شان زندگی  می کنند و مردمی که به واسطه گناهانشان مى‏میرند، بیشتر از کسانی هستند که به اجلشان می میرند.[۶]

گاهى بیان مى‏شود که صدقه از اجل “معلق” جلوگیرى مى‏کند[۷] و عمر آدمى را زیاد مى‏نماید و زمانى دیگر صله رحم به عنوان چیزى که باعث عمر طولانى مى‏شود،[۸] معرفى مى‏گردد.

براى اطلاع کافى و مطالعۀ بیشتر پیرامون موجبات طول عمر مى‏توان به کتاب های مربوط، تحت عنوان “ما یدفع الاجل المعلق” و یا “ما یزید فى العمر” و… مراجعه نمود.[۹]


[۱]. انعام، ۲٫

[۲]. نکره (اجلاً) ابهام را افاده مى‏کند.

[۳]. نحل، ۹۶: “آن چه نزد خداست باقى و ثابت است”.

[۴]. هر زمانى نوشته‏اى دارد (و براى هر کارى موعدى مقرر است) خداوند هر چه را بخواهد محو و هرچه را بخواهد اثبات مى‏کند و ام الکتاب نزد اوست.

[۵]. ر.ک، طباطبایی، المیزان ج ۷، ص ۸ – ۱۰٫

[۶]. مجلسی، بحار الانوار ج ۵، ص ۱۴۰ – میزان الحکمه ج ۱، ص ۳۰٫

[۷]. محمدی، ری شهری، میزان الحکمه، ج ۱، ص ۳۰٫

[۸]. محمدی، ری شهری، میزان الحکمه باب ۱۴۶۴ و باب ۱۴۶۷٫

[۹]. محمدی، ری شهری،میزان الحکمه، ج۶، ص ۵۴۹ باب ۲۹۳۲٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


+ 9 = 15