دایره المعارف اسلام پدیا » مرگ و آگاهى پس از آن
منوی اصلی

مرگ و آگاهى پس از آن

تاریخ: ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: مرگ

انسان داراى مراحل تکوین و سیر مختلفى است: در دورانى جماد است و سپس به شکل نبات یا حیوان در آمده و پس از این که به شکل نطفه‏اى در رحمى مستقر گردید و مراحل تکوین بدن او به حد لازم رسید، روح الاهى در او دمیده مى‏شود و حیات انسانى مى‏یابد. این انسان پس از گذران دوران جنینى، وارد مرحله‏اى دیگر مى‏شود که موسوم به دنیا (زندگى پست یا نزدیک) است. پس از مدتى کوتاه یا نسبتاً طولانى او را به نشئه‏اى دیگر به نام برزخ (فاصله بین دنیا و قیامت) منتقل مى‏کنند که نسبت آن با دنیا، مثل نسبت دنیا با رحم مادر است و قابل تصور و تجسّم به طور کامل نیست. پس از آن نیز با تمام شدن عمر دنیا، تمامى انسان‏ها – با هم و به صورت دسته جمعى – به نشئه‏اى پایدار به نام محشر و قیامت منتقل مى‏شوند.

نسبت قیامت با برزخ نیز مشابه نسبت برزخ با دنیا است. در قیامت و در برزخ براى انسان امورى هویدا مى‏شوند که براى انسانِ محصور در زندگى دنیایى قابل تصور نبوده است، چنان که تصور دنیا و آن چه در آن است نیز براى جنین داخل رحم امکان نداشت.

انسانى که در محدوده‏ حسّ گرفتار آمده و با بال وحى و عقل به ماوراء طبیعت پرواز ننموده است و به اخبار مخبران صادق چون انبیا (ع) و اولیا الاهى (‏ع) وقعى ننهاده است، نمى‏تواند حیات پس از مرگ را چه در برزخ و چه در قیامت پذیرا شود. در حالى که چه بخواهد و چه نخواهد گریز و گزیرى از مرگ و انتقال به دو مرحله پس از آن ندارد؛ زیرا مرگ یکى از مقدرات الاهى است که هر موجود زنده زمینى دیر یا زود با آن روبرو مى‏شود و هیچ انسانى، حتى محبوب ترین ایشان در پیشگاه خدا، از این امر مستثنا نیست. خداوند متعال تأکید مى‏نماید که: “ما براى هیچ بشرى قبل از تو جاودانى (در دنیا را) قرار نداده‏ایم، آیا اگر تو (رسول اللَّه) بمیرى، آنها باقى مى‏مانند! هر نَفْسى مرگ را مى‏چشد (و تجربه مى‏کند) و ما شما را به سختى‏ها و خیرها آزمایش مى‏کنیم و (بالاخره) به سوى ما باز مى‏گردید”.[۱]

آن که با شهود خود و یا با اعتماد به اخبار انبیا، به مرگ و حیات پس از آن یقین داشته و خود را براى آن مرحله مهیا نموده باشد و زاد و توشه مناسب با آن دیار را که ایمان و عمل صالح است با خود برداشته باشد، هیچ هراسى از آن مرحله ندارد، بلکه مشتاق آن نیز مى‏باشد؛ زیرا مى‏داند که با مرگ از سراى تنگ و پر زحمت دنیا، به سراى راحتى و آسایش محض منتقل مى‏شود، چنان که از سراى تنگ رحم به دنیا منتقل شد، اما کسى که این امر را جدّى نگرفته، به هنگام مرگ و پس از آن در این امور به یقین مى‏رسد؛ چون حضور موکلان مرگ و برخورد آنها با خود و کوتاه شدن دستش از متعلقات دنیوى‏اش را با تمام وجود مى‏یابد؛ از این رو، هر انسانى پس از مرگ دیدش باز مى‏شود و حیات پس از مرگ و لوازم و تبعات آن را بالعیان مى‏یابد و راهى براى انکار آن برایش باقى نمى‏ماند. اعمال دنیوى‏اش در مقابلش مجسّم و سبب خوشى یا ناراحتى او مى‏گردند. بى وفایى دنیا و تعلقات آن مثل شهرت، اسم و رسم، مدرک، پول، مقام و مکنت بر او کاملاً مسجّل مى‏شود و جز حسرت چیزى برایش باقى نمى‏ماند. اگر فاسق و کافر باشد که حسرت مى‏خورد چرا مؤمن نبود و به فکر امروزش نبود و اگر مؤمن و نیکوکار باشد، حسرت مى‏خورد که ‏اى کاش بیش از این تلاش مى‏کردم و بیش از این زاد و توشه بر مى‏گرفتم تا درجاتم عالى‏تر مى‏بود و با اولیا همنشین مى‏شدم.

البته این باز شدن دید برزخى، عام و فراگیر است، گرچه خود آن نیز براى افراد مختلف متفاوت است. مثلاً کسى که تعلقاتش به دنیا شدید است، تا بخواهد مرگ و جان دادن و ترک دنیا و امور دنیایى را باور کند، طول مى‏کشد و آن که از متوسطان باشد، گویا به خوابى سنگین فرو مى‏رود که هیچ خوابى نمى‏بیند تا با خواب خود، معذب یا متنعّم و شاد باشد و پس از پشت سر نهادن مراحل اوّلیه جان دادن و ورود به قبر درک خاصى از حیات برزخى نخواهد داشت، اما آنان که در کمال ایمان از دنیا رفته و روح خود را تقویت نموده و خود را براى آخرت مهیا کرده بودند – چون یقین به آن داشتند – در آن سرا نیز مى‏توانند با دیگر ارواح مؤمنان ارتباط برقرار کنند و از احوال دوستان خود در دنیا – جویا شوند و از دیدار با ارواح دیگر مؤمنان خوشحال و شاد گشته و براى زندگان دعا کنند. امام صادق (ع) مى‏فرمایند: “هنگامى که آدمى وارد قبر و برزخ شد، برزخیان به دیدار او مى‏شتابند و اندکى او را آرام مى‏گذارند تا وى به خود آید؛ زیرا از هول بزرگى گذشته و گردنه خسته کننده قبر، سؤال، فشار و … را پشت سر گذاشته است. سپس به او نزدیک شده از حال دوستان و یاران پرس و جو مى‏کنند. اگر در پاسخ بگوید هنوز در دنیا است، امیدوار مى‏شوند که بعد از مرگ به آنان مى‏پیوندند و اگر گفت: قبلاً درگذشته است، در این هنگام برزخیان مى‏گویند: سقوط کرد؛ یعنى گرفتار عذاب الاهى شد و گرنه او را نزد ما مى‏آورند.[۲]

در کتاب “کافى” از اسحاق بن عمّار نقل شده است که: از ابى الحسن اوّل (امام کاظم ) (ع) پرسیدم آیا شخصى که از دنیا رفته، خانواده‏ خویش را دیدار مى‏کند یا نه؟ حضرت فرمودند: “آرى. سپس پرسیدم چند وقت به چند وقت؟ حضرت فرمود: بنا به منزلتى که نزد خدا دارد، هر هفته، هر ماه یا هر سال…”.[۳]

نیز در “کافى” از امام صادق (ع) نقل شده که: “هیچ مؤمن و کافرى نیست که در هنگام ظهر نزد خانواده‏ خویش حاضر نگردد. وقتى مؤمن خانواده‏اش را در حال انجام اعمال صالح مى‏بیند، خداوند را حمد گوید و وقتى کافر خانواده‏ خویش را در حال انجام اعمال صالح ببیند افسوس می خورد”.[۴]

فراتر از این گونه افراد، اولیاى الاهى‏اند که روحشان پس از مرگ و رها کردن جسم مادى، قوى‏تر گشته و فعالیت آن گسترده‏تر مى‏گردد، چون موانع دنیایى مثل تقیه و خفقان و امثال اینها برطرف شده است. این گروه در حین مرگ به استقبال مؤمنان آمده و سکرات مرگ را بر ایشان گوارا مى‏کنند و در قبر مونس او گشته و از عذاب تنهایى و وحشت او را مى‏رهانند و پس از طى مراحل اوّلیه، او را به سایر دوستانش ملحق مى‏کنند؛ از این رو، این گروه نیازى به استخبار از سایر ارواح در مورد زندگان ندارند؛ زیرا این بزرگواران محیط بر دنیا و برزخ هستند و از حال مؤمنان خالص به خصوص آنهایى که با ایشان در ارتباط اند و خادم و متوسل به ایشان‏اند، غافل نیستند، تا نیازمند استفسار و استخبار از حال آنها باشند.

در نتیجه باید گفت، گرچه باز شدن دید برزخى عمومیت دارد، اما در افراد مختلف به گونه‏هاى مختلف بروز مى‏کند و در مورد همه انسان‏ها یکسان نیست. براى افراد مستضعف (فرهنگى – اعتقادى) و کودکان و امثال اینها بسیار ضعیف است و براى اولیاء اللَّه و کفار معاند در مرتبه بالاتر واقع مى‏شود، – آنها در اوج نعمت و اینها در اوج عذاب برزخى – و براى سایرین بر حسب مقامات و افعال و اخلاق و اعتقادات تحقق مى‏یابد و خبر گرفتن از حال زندگان تنها مربوط به برخى مؤمنان است نه همه آنها. به عبارت دیگر احوال پس از مرگ – در برزخ و قیامت – تجلى باطن اعتقادات و اخلاق و عملکرد خود انسان در دنیا است و چیزى غیر از آن نیست، اگر در دنیا داراى ایمان و عمل صالح و شرح صدر بود، در برزخ و قیامت نیز چنین است، اما اگر در دنیا تنگ نظر و یا معاند و لجوج بود و با خوى سبعیت و حیوانیت مأنوس شده بود، در آن دنیا نیز اینها برایش جلوه‏گر گشته و او را معذب خواهند کرد و مایه حسرتش خواهند شد؛ زیرا که دنیا، مزرعه و کشتزار آخرت است و هرگونه که در این جا صورت و سیرت خود را بپروراند، در آن جا حضور و وجود خواهد داشت.

“پس اى کسانى که ایمان آورده‏اید! تقواى الاهى پیشه کنید و بنگرید که براى فرداى خود چه پیش مى‏فرستید و (در این محاسبه نفس نیز از توجیهات بپرهیزید) تقوا پیشه کنید؛ زیرا خدا به آن چه مى‏کنید آگاه است و مانند کسانى نباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا نیز از یادشان برد. آنها همانا فاسقان‏اند. اصحاب آتش و اصحاب بهشت یکسان نیستند، تنها اصحاب بهشت‏اند که رستگارانند”.[۵]

از این رو، اسرار نهفته زیادى نیز وجود دارد که پس از مرگ و برزخ روشن نمى‏شود و وقتى انسان وارد صحنه قیامت کبرا گردید، هویدا شود. آن روز که “یوم تبلى السرائر”[۶] است و همه اسرار عیان مى‏شود.

منابع، براى مطالعه بیشتر:

۱٫ اسدى، على محمد، حیات پس از مرگ.

۲٫ جوادى آملى، عبداللَّه، سیره پیامبران در قرآن، ج ۷، ص ۵۷ – ۵۲٫

۳٫ جوادى آملى، عبداللَّه، صورت و سیرت انسان در قرآن، ج ۱۴،ص ۲۱۴ – ۲۳۰ ، ۵۷ – ۶۶٫

۴٫ حسینى تهرانى، محمد حسین، معادشناسى، ج ۱ و ۲، ص ۲۴۵ – ۱۳۹٫

۵٫ شبّر، عبداللَّه، حق الیقین، ج ۲٫

۶٫ طباطبایى ، محمد حسین، حیات پس از مرگ، ص ۲۰ و ۴۲٫

۷٫ فیض کاشانى، حق الیقین.


[۱]. انبیاء، ۳۴ – ۳۵٫

[۲]. ر.ک: علامه مجلسى، بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۴۹ – ۲۵۰، ۲۶۹؛ فیض کاشانى، علم الیقین، ج ۲، ص ۸۷۱٫

[۳]. حق الیقین، سید عبداللَّه شبّر، ج ۲، ص ۶۷ ؛ علامه طباطبایى، حیات پس از مرگ.

[۴]. همان.

[۵]. حشر، ۱۸ – ۲۰٫

[۶]. طارق، ۹٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 13