دایره المعارف اسلام پدیا » شأن نزول آیاتی از سوره نور
منوی اصلی

شأن نزول آیاتی از سوره نور

تاریخ: ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: شأن نزول آیات

شأن نزول آیات ۶ – ۹ از سوره نور:

«و کسانى که زنان خود را به زنا متهم مى‏کنند و شاهدى جز خود ندارند، هر یک از آنها را چهار بار شهادت است به نام خدا که از راستگویان است. و بار پنجم بگوید که لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگویان باشد. و اگر آن زن چهار بار به خدا سوگند خورد که آن مرد دروغ مى‏گوید، حد از او برداشته مى‏شود. و بار پنجم بگوید که خشم خدا بر او باد اگر مرد از راستگویان باشد»[۱].

در شان نزول این آیات از ابن عباس چنین نقل شده که سعد بن عباده (بزرگ انصار) و یا عاصم بن عدی گفت: یا رسول اللَّه! اگر مردى وارد خانه شد و فاسقى را در کنار همسر خود دید چه کند؟ اگر فریاد بزند، شلاق مى‏خورد، چون یک نفر است و شاهد هم ندارد. اگر سکوت کند، غیرتش اجازه نمى‏دهد. اگر به دنبال یافتن شاهد برود، کار زنا تمام مى‏شود. در این میان شخصى به نام «هلال بن امیه» با اضطراب وارد شد و به پیامبر (ص) عرض کرد: زنم را با مردى در حال زنا دیدم، به خدا سوگند راست مى‏گویم.

پیامبر (ص) ناراحت شد. اصحاب آن حضرت نیز هیجان زده شدند که این مرد، هم ناموسش را در چنین حالى دیده است و هم شلاق خواهد خورد؛ زیرا شاهدى ندارد تا سخن خود را ثابت کند. در این موقع آیات ۶ – ۹ از سوره نور بر پیامبر (ص) نازل شد و راه حل دقیقى به مسلمانان ارائه داد.[۲]

شأن نزول آیات ۱۱- ۱۶ از سوره نور:

«کسانى که آن دروغ بزرگ را ساخته‏اند گروهى از شمایند. مپندارید که شما را در آن شرى بود. نه، خیر شما در آن بود. هر مردى از آنها بدان اندازه از گناه که مرتکب شده است به کیفر رسد، و از میان آنها آن که بیشترین این بهتان را به عهده دارد به عذابى بزرگ گرفتار مى‏آید. چرا هنگامى که آن بهتان را شنیدید مردان و زنان مؤمن به خود گمان نیک نبردند و نگفتند که این تهمتى آشکار است؟ چرا چهار شاهد بر ادعاى خود نیاوردند؟ پس اگر شاهدانى نیاورده‏اند، در نزد خدا در زمره دروغگویانند. اگر فضل و رحمت خدا در دنیا و آخرت ارزانیتان نمى‏بود، به سزاى آن سخنان که مى‏گفتید شما را عذابى بزرگ درمى‏رسید. آن گاه که آن سخن را از دهان یک دیگر مى‏گرفتید و چیزى بر زبان مى‏راندید که در باره آن هیچ نمى‏دانستید و مى‏پنداشتید که کارى خرد است، و حال آن که در نزد خدا کارى بزرگ بود. چرا آن گاه که این سخن شنیدید نگفتید: ما را نشاید که آن را بازگوییم، پروردگارا تو منزهى، این تهمتى بزرگ است؟»[۳]

مشهور مفسّرین در شأن نزول این آیات چنین گفته اند:

پیامبر اکرم (ص) در هر سفرى با قید قرعه یکى از همسرانش را همراه خود مى‏برد. در جنگ «بنى مصطلق» عایشه را برد. وقتى که نبرد پایان یافت و مردم به مدینه باز مى‏گشتند، عایشه براى تطهیر و یا یافتن دانه‏هاى گردنبند گمشده‏اش از قافله عقب ماند. یکى از اصحاب که او نیز از قافله دور مانده بود، عایشه را به لشکر رساند. بعضى افراد به عایشه و آن صحابى، تهمت ناروا زدند. این اتهام به گوش مردم رسید، پیامبر ناراحت شد و عایشه به خانه پدر رفت و زیاد گریه‏ کرد تا آن که این آیات نازل شد.[۴]

برای اطلاعات بیشتر رجوع شود به پاسخ سؤالات: ۴۰۲۰ (سایت اسلام کوئست: ۴۴۱۰) و ۳۵۳۸ (سایت اسلام کوئست: ۳۷۷۲) و ۲۶۰۷ (سایت اسلام کوئست: ۳۱۳۲).


[۱]. نور، ۶-۹٫

[۲] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۴،ص ۳۷۸ و ۳۷۹، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش؛ طبرسى، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن،مترجمان، ج ۱۷، ص ۱۰۲-۱۰۳،انتشارات فراهانى‏، تهران،چاپ اول، ۱۳۶۰ش.

[۳]. نور، ۱۱-۱۶٫

[۴] تفسیر نمونه، ج ۱۴،ص ۳۸۷-۳۹۰؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن،مترجمان، ج ۱۷، ص ۱۰۷ – ۱۰۹٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر