دایره المعارف اسلام پدیا » سهولت گرايش به دنيا نسبت به آخرت
منوی اصلی

سهولت گرایش به دنیا نسبت به آخرت

تاریخ: ۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: دنیا

همان گونه که درعالم طبیعت حرکت نزولى آسان‏تر از حرکت صعودى است، حرکت و سیر در جریان امور معنوى و اخلاقى نیز این چنین است. به فرموده‏ قرآن کریم، حرکت صعودى حرکتى است همراه با زحمت و رَنج:”یا ایها الانسان انک کادح الى ربک”؛[۱] یعنى اى انسان تو در سیر به سوى پروردگارت تلاش مى‏کنى (همراه با زحمت و رنج).

“کدح” در لغت عرب به معناى تلاش است و در مفهوم آن شدّتِ زحمت و سعى نهفته است.[۲] براى سقوط و شقاوت کافى است آدمى تابع هوى و هوس باشد؛ چون حرکت در مسیر تمایلات نفسانى، همانند حرکت در فرود و سراشیبى ساده و آسان است، اما حرکت بر طبق دستور عقل و مسیر شریعت و مخالفت با دنیا و شیطان و تمایلات نفسانى حرکت بر فراز و صعود است؛ مانند بالا رفتن از کوه، دشوار و سخت، اما همراه با احساس سعادتمندى و باور انسانى. از نگاه قرآن کریم، انسان موجودى است که از یک سو فطرتى الاهى و از سوى دیگر طبیعتى مادى دارد. فطرت، او را به سمت معارف بلند، معنویات و خیرات دعوت مى‏کند و طبیعت، او را به حضیض مادیّت، شهوات و شرور فرا مى‏خواند. حیات انسان، صحنه‏ مبارزه دایم بین طبیعت و فطرت او است. اگر طبیعت انسان بر فطرت غلبه کند و او مسیر طبیعت را دنبال نماید، از نگاه قرآن این انسان، انسانى است وارونه و منحرف و اگر فطرتش غالب شد و طبیعتش در مسیر فطرت قرار گرفت در این صورت، این انسان، انسانى است که در مسیر هدایت قرار گرفته و در طریق حق قدم برداشته است.[۳]

دنیا در لغت به معناى پستى است و براى دنیا خواهى، کافى است چشم از آسمان تعالى فرو بندیم، اما براى خروج از جاذبه‏ دنیا و صعود به سوى معنویت، صرفِ تمایل درونى، ادعا و گفتار کافى نیست، بلکه مخالفت با هوى و هوس، درگیرى با وسوسه‏هاى شیطان، ترک آداب و رسوم و عادات مذموم و قطع هزاران رشته که هر کدام به نحوى انسان را درگیر و اسیر نموده، لازم است. لذا بزرگان اخلاق و عرفان عملى، گاهى به صد میدان، یا هزار منزل، یا در قالب آداب سیر و سلوک، حقایق بلند معنوى و طریق صعود از پله‏هاى رشد و کمال را مطرح نموده‏اند تا در نهایت، انسان بتواند از قید و بند نفسانیّت به در آمده و بنده‏ مطیع حضرت حق باشد. سیر و سلوک عبد به سوى خدا، سیر عمودى است نه افقى و منظور از عمودى در این جا، عمودى در هندسه‏ الاهى است، نه در هندسه‏ طبیعى؛ یعنى به”مکانت برتر” راه یافتن است نه به”مکان برتر” رفتن؛ از این رو، زاد و توشه‏اى طلب مى‏کند تا انسان را در سیر به مکانت برتر کمک کند. خداوند از سیر و سلوک، به عنوان یک سفر صعودى و عمودى یاد مى‏کند و در سوره‏ مجادله مى‏فرماید:”خداوند ]رتبه[ کسانى از شما را که ایمان آورده و کسانى را که دانشمندند [به حسب] درجات بلند مى‏کند.”[۴] کسى که سیر صعودى کند مرتفع مى‏شود و ذات اقدس اله از این سیر به”رَفع” یاد مى‏کند. چنان که در سوره فاطر، از این سیر به”صعود” تعبیر شده است: ” کلمات پاکیزه به سوى او بالا مى‏رود و کار شایسته، به آن رفعت مى‏بخشد.”[۵] بنابراین، از این دو تعبیر”رفع” و”صعود” معلوم مى‏شود که سیر و سلوک، عمودى و مکانت‏طلبى است، نه افقى و مکان‏خواهى؛ چون سیر به طرف مکان – گرچه مکان برتر باشد – باز، افقى است، نه عمودى و خدا از رفعت کسانى مانند حضرت ادریس(ع) که این سفر را پشت سر گذاشته‏اند، چنین یاد مى‏کند:”و رفعناه مکاناً علیاً.”[۶] که منظور از آن، مکانت عالیه است نه مکان صورى و ظاهرى. و ذات اقدس خداوند در وصف خود نیز به عنوان کسى که داراى درجات رفیعه است یاد مى‏کند:”رفیعُ الدّرجات ذو العرش”.[۷] بنابراین، سیر إلى الله؛ یعنى سیر به طرف درجات رفیعه و مؤمنان از درجات رفیعه و عالمان از درجات برتر و بیشترى برخوردارند و کلمه‏ى طیّب به آن سمت صعود مى‏کند.[۸] تعابیر دیگر دلالت مى‏کنند بر این که: خداخواهى، حرکت صعودى و رفعت و دنیاخواهى، حرکت نزولى و ذلّت و خوارى است. «دنیا، دنیا نامیده شد چون که پست‏تر از هر چیزى است.[۹] دنیا انسان را خوار مى‏کند».[۱۰]

«براى نزدیک شدن به حق و رفعت به سوى درجات معنوى… اگر دست از اموال و فرزندان بکشید سزاوار است».[۱۱] «از لغزش جوانمردان درگذرید؛ زیرا جوانمردى نمى‏لغزد جز آن که دست خدا او را بلند مرتبه مى‏سازد».[۱۲]

بنابراین، چون گرایش به سوى امور معنوى و آخرت، حرکت به سمت فطرت الاهى و گرایش به دنیا و مظاهر مادى، حرکت بر اساس طبیعت مادى و ابتدایى انسان است، و انسان اُنس بیشترى با ظواهر و عالم ماده دارد و مشغول به آن است:”یعلمون ظاهراً من الحیوه الدنیا و هم عن الاخره غافلون؛” یعنى از زندگى دنیا، ظاهرى را مى‏شناسند و حال آن که از آخرت غافلند.[۱۳] و نیز هرآن چه که منافع و ثمرات آن زودرس و نقد باشد، مراد و مطلوب انسان‏ها است:”کلّا بل تحبون العاجله، و تذرون الآخره”؛ یعنى ولى نه، (شما دنیاى) زودگذر را دوست دارید و آخرت را وا مى‏گذارید.[۱۴] که بر همین اساس، امیرمؤمنان على(ع) مى‏فرماید:”آثروا عاجلاً و آخّروا آجلاً”،[۱۵]]اهل ضلال[ دنیا و زودگذرها را مقدم نموده و آخرت و زمان‏دارها را مؤخر کردند.

در نتیجه، گرایش انسان به مادیات و دنیا، آسان تر به نظر مى‏رسد.



[۱]. انشقاق، ۶٫

[۲]. عسکرى ابوهلال، الفروق فى اللغه، ص ۳۶۹، انتشارات آستان قدس رضوى.

[۳]. هادوى تهرانى، مهدى، باورها و پرسش‏ها، ص ۸۴، مؤسسه فرهنگى خانه خرد.

[۴]. مجادله، ۱۱: «یرفع الله الذین آمنوا منکم و الذین اوتوا العلم درجات».

[۵]. فاطر، ۱۰: «الیه یصعد الکلم الطیب و العمل الصالح یرفعه.»

[۶]. مریم، ۵۷٫

[۷]. غافر، ۱۵٫

[۸]. جوادى آملى، عبداللَّه، تفسیر موضوعى قرآن کریم، مراحل اخلاق در قرآن بخش سوم، ص ۲۲۳، مرکز نشر اسراء.

[۹]. رى شهرى، محمد، منتخب میزان الحکمه، حسینى، سید حمید، روایت شماره ۲۱۷۱، امام(ع).

[۱۰]. همان مصدر، روایت شماره ۲۱۹۲، امام(ع).

[۱۱]. نهج البلاغه، خطبه ۵۲٫

[۱۲]. نهج البلاغه، حکمت ۲۰٫

[۱۳]. روم، ۷٫

[۱۴]. قیامت، ۲۰ و ۲۱٫

[۱۵]. نهج البلاغه، خطبه‏ ۱۴۴٫




کلیدواژه ها: , , , , , ,



ثبت نظر


2 + = 11