دایره المعارف اسلام پدیا » دلالت برخی از احادیث بر عدالت صحابه
منوی اصلی

دلالت برخی از احادیث بر عدالت صحابه

تاریخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: صحابه

از پیامبر (ص) روایت شده که در حجه الوداع فرمود: “خداوند یارى کند هر بنده ای را که سخن مرا شنید و آن را حفظ کرد و سپس به کسی که آن را نشنیده رساند … .”حال این سؤال به ذهن متبادر می شود که اگر اصحاب عادل نبودند چگونه پیامبر به آنها اعتماد نمود؟

این حدیث در کتب معتبر تاریخی و حدیثی  شیعه و سنی؛ مانند سیره ابن هشام ، کافی، خصال صدوق ، بحارالانوار ، تحف العقول ، طبقات ابن سعد و … ذکر شده است.[۱]

اما سخن در مورد عبارت مذکور در سؤال، از این خطبه است که آیا این قسمت کلام حضرت دلالت بر عدالت صحابه می کند یا خیر؟

در ابتدا دانستن مطالبی ضروری به نظر می رسد:

بدیهی است که تا پیغمبر اکرم (ص)، خود در میان مردم بود و دسترسی به منبع فیض نبوی به سهولت میسر می شد، اهمیت حدیث چنان که باید، مشهود نبود، ولی هنگامی که حضرتش رخت از این جهان بربست، مردم احساس کردند نیاز بیشتری به احادیث پیغمبر (ص) دارند ، در این میان اهل سنت، عمل اصحاب را هم به سنت ضمیمه نمود؛ با این استدلال که اصحاب با پیغمبر بوده و از وی آن چه را شنیده بودند عمل می کردند و پیغمبر خود بر اعمال آنان نظارت داشت. علاوه که اصحاب در نظر اکثریت مسلمین عدول امت به شمار می رفتند. بنابراین، عمل آنان برای دیگران حجت بود؛ از این رو آن چه را طبقه تابعین از اصحاب می شنیدند، برای دیگران نقل و روایت می کردند و بدین ترتیب حدیث، ایجاد و متداول شد و از این به آن نقل گردید و همدوش قرآن، ملاک عمل مردم و رهنمای امت، قرار گرفت.[۲]

« صحابه » ( به کسر و فتح صاد ) جمع « صاحب » به معنای « یار » است و در اصطلاح فن علم الحدیث، کسی را گویند که پیغمبر اکرم را در حال اسلام دیدار کرده باشد و « صحابی » منسوب به آن است ، ولی عرفاً « صحابی » به کسی می گویند که مدت مصاحبتش زیاد باشد.[۳]

البته تعاریف زیادی در مورد صحابی کرده اند، ولی ابن حجر عسقلانی می نویسد: صحیح ترین تعریفی که بدان دست یافته ام، این است که: « صحابی، کسی است که پیامبر (ص) را ملاقات کند در حالی که به آن حضرت ایمان داشته باشد، و با اعتقاد به اسلام، چشم از جهان فرو بندد. » [۴]

در میان عالمان اهل سنت، عدالت اصحاب، به عنوان یک اصل مسلم ، پذیرفته شده است؛ به این معنا که هر کس مصاحب پیامبر بوده، عادل است و هر نقدی به اصحاب را تحریم کرده ، آن را مساوی با کفر می دانند.[۵]

اما شیعه در عین حال که معتقد است بر مسلمانان است که حرمت اصحاب را نگاه دارند و خدماتشان را ارج بنهند. و به آنان به عنوان حاملان شریعت و گسترش دهندگان آن نگاه کنند[۶] اما اعتقاد دارد که دیدن و همراهی پیامبر (ص)، برای هیچ کس، مصونیت از گناه را نمی آورد، بعضی از اصحاب پیامبر، جزء منافقان یا خوارج بوده و بعضی دیگر هم مرتکب گناهان کبیره می شدند؛  مانند عبدالله بن وهب راسبی و خالدبن ولید و ابوهریره و افراد دیگر؛ [۷] لذا شیعه برای همۀ صحابه عدالت را اثبات نمی نماید و صحابی های بزرگواری مثل عماریاسر ، ابوذر ، سلمان فارسی و مالک بن نویره را قابل مقایسه با افرادی مانند ولید بن عقبه که شارب الخمر بود نمی داند و  می گوید نمی توان به دلیل صحابی بودن ولید از او جانبداری کرد. [۸] و حال صحابه نیز مانند حال بقیۀ افراد است و معنا ندارد که یکی از صحابه هر گونه ظلم و ستمی را روا بدارد، شرب خمر بکند و… باز هم بگوئیم عادل و درستکار است.

معنای جمله پیامبر اکرم :

این روایت هیچ دلالتی بر عدالت صحابه ندارد، بلکه معنایش این است که: شما این ها را حفظ کنید و به دیگران برسانید. شما فقط ناقلی هستید و نقل می کنید. پس مقصود این است که سخنان مرا به نسل های آینده برسانید و تشویقی برای نقل این احادیث از جانب صحابه است نه تأیید صددرصد همۀ صحابه.

اما گفته می شود اگر اصحاب عادل و درستکار نبودند چگونه پیامبر به آنها اعتماد می کند تا هر یک از آنها سخن او را به کسانی که آنرا نشنیده اند برساند ؟! باید گفت:

۱٫ این اعتماد به تک تک افراد از کجای فرمایش پیامبر (ص) به دست آمد؟ اگر کسی به جمع زیادی که ممکن است در بین آنان انسان های گناهکار و غیر عادلی نیز باشند بگوید که: خداوند یارى کند بنده ای را که سخن مرا شنید و آن را حفظ کرد و سپس به کسی که آن را نشنیده رساند … آیا معنایش این است که به همۀ این جمع اعتماد دارد؟ آیا همین که در بین آنان تعدادی قابل اعتماد باشند کافی در این امر نیست؟ و ما هم که همۀ اصحاب را تخطئه نمی کنیم .

۲٫ اصلا روایت دلالتی بر عدالت صحابه ندارد، بلکه معنایش این است که : شما این ها را حفظ کنید و به دیگران برسانید. بسا هست که شما اصلاً عمق حرف مرا درک نمی کنید، ولی آن دیگری که می شنود، می فهمد، شما فقط ناقلی هستید و نقل می کنید . پس مقصود این است که سخنان مرا به نسل های آینده برسانید که ممکن است معنای سخن مرا از شما بهتر بفهمند. و این صرفاً تشویقی است برای نقل این احادیث از جانب صحابه نه تأیید صددرصد همۀ صحابه.

بنابراین، این یک قانون عمومی برای همه مسلمانان جهان است که سخن حقی را که شنیدند باید به دیگران منتقل کنند، و در حقیقت، دعوت به این است که سراغ علم و دانش بروند، آن هم دانش های دینی و احادیث نبوی و آن را به دیگران تا روز قیامت برسانند.[۹] شاهد این گفتار جمله ای است که در ذیل روایت نقل شده است “فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ لَیْسَ بِفَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْه”.


[۱] . در بعضی از نقل ها به جای “نصر” ” نضر” دارد که به معنای “تر و تازه نماید” است. نَضَّرَ اللَّهُ عَبْداً سَمِعَ مَقَالَتِی فَوَعَاهَا وَ بَلَّغَهَا مَنْ لَمْ تَبْلُغْهُ یَا أَیُّهَا النَّاسُ لِیُبَلِّغِ الشَّاهِدُ الْغَائِبَ فَرُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ لَیْسَ بِفَقِیهٍ وَ رُبَّ حَامِلِ فِقْهٍ إِلَى مَنْ هُوَ أَفْقَهُ مِنْه‏؛ الکافی، ج۱ ، ص ۴۰۳٫

[۲] . مدیر شانه چی، کاظم،علم الحدیث ،  ص ۳۰ ، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم ، چاپ شانزدهم ، ۱۳۸۱ شمسی .

[۳] . همان، ص ۲۳۳ .

[۴] . نمایه شماره ۱۵۸۹ (سایت اسلام کوئست: ۱۹۷۰)، جواب تفصیلی.

[۵] . الهادی، جعفر، الحقیقه ماهیه ، ص ۲۲ ، چاپ دارالهادی .

[۶] . برای اطلاع بیشتر به نمایه شماره ۱۰۱۵ (سایت اسلام کوئست: ۱۱۶۷)، جواب اجمالی.

[۷] . گروه مؤلفان، پیامبر اعظم ، سیره و تاریخ ، امینی، محمدباقر، ص ۲۲۳ – ۲۲۵ ، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها ، نشر معارف ، چاپ اول ، ۱۳۸۵٫

[۸] . نمایه شماره ۱۰۱۵ (سایت اسلام کوئست: ۱۱۶۷)، با تلخیص و اضافات، جواب تفصیلی.

[۹] . نک: مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۱۷، ص ۶، چاپ پنجم ، ۱۳۸۰ شمسی.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


9 + 3 =