دایره المعارف اسلام پدیا » دعا
منوی اصلی

دعا

تاریخ: ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: اخلاق عملی
  1. مفهوم دعا
  2. دعا و مقام رضا
  3. دعا و تلاش و کوشش
  4. چگونگی تشخیص مصلحت در دعا
  5. نیاز به دعا با وجود قرآن
  6. اعتبار قرآن و دعاها و احادیث
  7. نقش دعا و تربت امام حسین)ع (در شفا
  8. سریع الاجابه ترین دعاها
  9. دعا و تلاش در انتخاب همسر
  10. اهل سنت و خواندن دعاهای شیعیان
  11. فلسفه دعا
  12. حکمت الاهی و دعا
  13. اقسام دعا
  14. دعای عهد
  15. زمان دعای صباح
  16. دعای جوشن کبیر و آفریده شدن انسان از آب
  17. تفاوت خواندن و شنیدن دعا
  18. سند دعای “ناد علی”
  19. استناد دعای یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه
  20. کتاب های دعا و اعمال روزانه
  21. دعای ایام هفته
  22. دعای “امّن یجیب المضطرّ”
  23. دعای مخصوص برای شفای بیمار
  24. دعا کردن در رکوع
  25. شرایط و راه های استجابت دعا
  26. شرایط استجابت حتمى دعا
  27. دعای آشکار یا پنهانی
  28. دعا برای خودکشی کننده
  29. دعا و زبان عربی
  30. استجابت دعای گناه کاران
  31. نگاه به دستان هنگام دعا کردن
  32. دعا برای مرتد
  33. نقش دعا در فراگیری دانش و مطالعه
  34. دعا و تقویت حافظه
  35. دعا برای یافتن همسر دل خواه
  36. دعا برای غلبه بر دشمن
  37. دعا و تأثیر آن بر آب
  38. دعا نویسی
  39. مشروعیت دعا نویسی برای رفع گرفتاری ها
  40. استغفار در دعا و عصمت امام علی (ع)
  41. مناجات منسوب به امام سجاد (ع)
  42. دعا و قسم دادن خدا به پنج تن و بقیه معصومان (ع)
  43. کتاب های دعا و علم جفر
  44. اعتبار کتاب های دعا

مفهوم دعا

۱٫ دعا در لغت: “دعا” به معناى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است، و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است.[۱]

۲٫ دعا در اصطلاح: در اصطلاح دعا عبارت است از: خواستن حاجت از خداى متعال. واژه دعا و دیگر مشتقات آن در قرآن مجید تقریباً در ۱۳ معنا به کار رفته است که از جمله آنها، خواندن، دعا کردن، خواستن از خداوند، ندا دادن، صدا زدن، دعوت کردن به چیزى یا به سوى کسى، استغاثه و یارى خواستن؛ عبادت کردن و… مى‏باشد.[۲]

دعا و مقام رضا

پیش از پرداختن به موضوع تذکر دو نکته ضروری است:

۱٫ این موضوع از گذشته تحت این عنوان در کتب اخلاقی مطرح شده است که آیا دعا با مقام رضا منافات ندارد؟ در حالی که می دانیم انسان باید به آن چه از جانب خدا می رسد راضی و خشنود باشد و دعا با مقام رضا و تسلیم منافات دارد.

۲٫ این را می دانیم که در قرآن کریم و روایات، مؤمنان به دعا و تلاش ترغیب شده‏اند؛ در حالى که در همین قرآن و روایات در باره مقام رضا و فضیلت آن بسیار سخن گفته شده است. این خود بهترین دلیل بر عدم تنافى میان دعا و مقام رضا است؛ زیرا که در کلام خداوند تعارضى وجود ندارد و هیچ یک از آیات وحى با هم در تنافى نیستند. معصومین نیز که از بالاترین مراتب رضا برخوردار بودند، در عین حال بسیار دعا مى‏کردند. پس باید معناى درست رضا و دعا را دریافت، همان گونه که در قرآن و احادیث مورد نظر بوده و هست.

رضا حالتى نفسانى و به معناى خشنودى از قضا و قدر الاهى است. کسى که به مقام رضا برسد نه تنها به قضاى پروردگار اعتراضى نمى‏کند، بلکه از آن خشنود است. برخلاف انسان صابر که ممکن است در باطن از مصیبت‏ها ناخشنود باشد، ولى خود را از اعتراض باز دارد.

پس باید قضا و قدر الاهی را دقیقاً تبیین نماییم؛ زیرا همان طوری که شهید مطهری (ره) بدان اشارتی فرموده، این اشکال از آن جا پیدا شده که گمان شده است دعا بیرون از حوزۀ قضا و قدر الاهی است، در صورتی که دعا و استجابت دعا نیز جزئی از قضا و قدر الاهی است و احیاناً جلو قضا و قدرهایی را می گیرد.[۳] بنابر این باید گفت:

۱٫ دعا یکی از اسباب است همانند اسباب دیگر؛ یعنی ممکن است خداوند متعال مقدر کرده باشد که شخص فقط به وسیلۀ دعا کردن صاحب فرزند شود، و تا دعا نکند، به او اولاد ندهد، هر چند که به همه وسیله ظاهرى متوسل شود، هم چنان که مقدر کرده است تا ازدواج نکند به او اولاد ندهد. پس با فرض مقدر بودن صاحب فرزند شدن باز هم به دعا احتیاج است. یا مقدر شده که فقط به وسیلۀ معالجه بیمارى بر طرف شود، و تا درمان نکند، بهبودى نیابد.

به عبارت دیگر، این مانند آن است که گفته شود رضا به قضاى الاهى با تلاش براى رفع امورى همچون گناه و فقر و بیمارى، سازگار نیست. اما اولا همۀ تلاش‏ها و دعاها براى انسان مؤمن، اسبابى هستند که خداوند اراده کرده است واسطه پدید آمدن مسببى خاص باشند. استخدام این اسباب در واقع تسلیم شدن به سنت و ارادۀ خدا و پذیرش یک قانون الاهى در جریان یافتن امور است و اگر این مطلب را بپذیریم رضاى به قضاى الاهى وقتى کامل است که بنده مؤمن به سنن پروردگار نیز راضى باشد و اسباب را براى نیل به اهداف مورد رضاى خدا به استخدام آورد و نتیجه دعا و تلاش را هر چه باشد بپذیرد و از آن خشنود باشد؛ هر چند با گمان و پیش بینى او سازگار نباشد. اگر چه انسان در مقام رضا بر این باور است که هر چه پیش مى‏آید به اراده خداوند است و مصلحت او را در بر دارد، ولى به این نکته هم باور دارد که هر پیش آمدى بنابر عللى مصلحت او را تأمین مى‏کند و از جمله علل و عوامل مؤثر در این مصلحت خود او است؛ یعنى ویژگى‏هاى فردى و شایستگى‏هاى او در نزد خداوند چنان است که خداوند حوادث خاص را براى او و به مصلحت او رقم مى‏زند. پس اگر او بکوشد و از خدا بخواهد که شایستگى‏هاى بیشترى داشته باشد تا حوادثى دیگر و مناسب‏تر با تقرب او پیش آیند، از حالت رضا خارج نشده است؛ مثلا اگر کسى براى درمان بیمارى و رفع فقر دعا مى‏کند، بر این باور است که در شرایط سلامت و غنا توانایى بیشترى براى عبادت و نزدیکى به خداوند خواهد داشت. چنین فردى در واقع دعا مى‏کند که خود او شایسته فراهم آمدن شرایط مناسب‏تر گردد و در عین حال مى‏داند که اگر او قادر به قدرشناسى و اغتنام فرصت‏ها و امکانات نباشد خداوند دعاى او را مستجاب نخواهد کرد و او بر این عدم استجابت راضى و خشنود خواهد بود.

ملا احمد نراقی در این باره می گوید: آن چه مذکور شد از شرف مرتبه رضا منافاتى با دعا ندارد؛ زیرا از جانب شریعت ‏به ‏دعا ماموریم. و خداوند عالم از ما دعا خواسته است و آن را مفتاح سعادات و کلید حاجات ساخته. و باران لطف و احسان از آن متواتر، و خیرات و برکات به واسطه آن ‏متکاثر. نفس انسانى از آن روشن و منور، و آئینه دل از زنگ کدورات، مطهر. و گفتن ‏این که دعا منافى رضا است، از جهل ربط مسببات به اسباب، و غفلت از تربیت ‏بعضى ‏موجودات نسبت‏ به بعضى دیگر است. اگر آشامیدن آب به جهت رفع تشنگى، و خوردن غذا به جهت ‏سد گرسنگى با مرتبه رضا مخالفت داشته باشد، دعا هم با رضا مخالفت ‏خواهد داشت. همچنین امر به معروف و نهى از منکر، و کراهت معاصى و بغض اهل معصیت ‏با مقام رضا منافات ندارد. و به قدر مقدور بر طالب سعادت دورى ‏از ارباب معصیت و فرار از شهرى که در آن معصیت ‏شایع است لازم؛ زیرا آنچه درفضیلت رضا و شرف آن وارد شده دخل به امور تکلیفیه ندارد. چنان چه سابق بر این ‏مذکور شد حکیم على الاطلاق به جهت مصالح خفیه که عقل ما از آن قاصر است، در این امور ما را فى الجمله اختیارى داده و زمام آن را به وجهى در قبضه اختیار ما نهاده ‏است و رضا در امورى است که از دیار الاهى وارد، و به امر پادشاهى برابر بندگان ‏نازل مى‏گردد.[۴]

۲٫ هر گاه ما دعا مى کنیم، در واقع براى آینده مطلبى را مى خواهیم که واقع شود و ما خواست خدا را در آینده اطلاع نداریم؛ یعنى نمى دانیم خداوند در آینده چه چیزى براى ما خواسته، تا نسبت به آن راضى باشیم. بنابراین، شخص دعا کننده چند حال دارد: یا این که انگیزه اش براى دعا این است که چون خود دعا کردن عبادت است، دعا مى کند؛ در این صورت دعا کردن هیچ منافاتى با مقام رضا ندارد؛ چون به امر خدا دعا مى خواهد. در این صورت، چون خواست خدا را در آینده نمى داند، دو فرض پیش مى آید: یا این که حاجتش را مى خواهد، به شرطى که مورد رضا و صلاح خدا باشد؛ یعنى مى گوید: خدایا هر چه تو صلاح مى دانى و رضاى تو در آن است، براى من مقدر فرما! این دعا حقیقى و با ارزش است و هیچ منافاتى هم با مقام رضا ندارد. و یا این که حاجتش را مى خواهد، هر چند مخالف رضا و صلاح خدا باشد؛ در این صورت، دعا با مقام رضا منافات دارد.[۵]

اما نکتۀ حائز اهمیت این است که توسل به اولیاء الله (ع) و یا دعا، نباید موجب دست کشیدن و عدم استفاده از وسایل عادى، در پیگیری درمان بیماری و رفع مشکلات روزمره باشد و بنوعی با پیشه کردن تنبلى و سستى و واگذار کردن کار به خدا! دست روی دست بگذاریم. بلکه تلاش و کوشش برای معالجه بیماری خود و فرزندان از راه های مختلف و صحیح یک وظیفه است. بدیهی است با توجه به مطالبی که گفته شد دعا کردن و توسل به اولیاء الله و نیز تلاش برای درمان از طریق وسایل عادی منافاتی با توکل و رضا به قضای الاهی ندارد. امام صادق (ع) مى‏فرمایند: “خداوند ابا دارد کارى را بدون استفاده از اسباب انجام دهد”.[۶]

از طرفی نیز استفاده از دعا و توسل نباید فقط در جایى باشد که چشم امیدمان از وسایل عادى؛ مثلاً درمان‏هاى پزشکى معمول قطع شده باشد و همه اسباب عادى را از رفع آن ناتوان، و تمامى راه‏هاى چاره را بر خود بسته ببینیم و آن وقت متوسل به چنین اسبابى شویم! و پس از رفع مشکل هم، همه را فراموش کنیم؛ زیرا این وضعیت و این روحیه، در آیات کثیرى از قرآن کریم[۷] و روایات فراوانى مذمت شده است.[۸]

دعا و تلاش و کوشش

دین اسلام، دین جمع بین ظاهر و باطن است، جمع بین اموری مادی و معنوی. همان حال که خالق باد و ابر خداوند است و ریزش باران با توجه به قوانینی است که او در طبیعت قرار داده است، ولی در عین حال علت ریزش باران را ایمان و تقوای مردم بیان می کند.[۹]

خداوند متعال، تمام امور این جهان را براساس نظم و حکمت خاصی تدبیر کرده و برای هر پدیده و واقعه­ای، علت­ها و اسبابی قرارداده است که رسیدن به هر هدف، جز از طریق علل و اسباب آن ممکن نیست.

اوّل باید حرکت­ کرد و از خداوند خواست که این حرکت، در مسیر صحیح باشد و به حقیقت و مطلوب واقعی برسد. دعا و استعانت از خداوند در همۀ کارها به این معنا است. دعا وقتی مستجاب می­شود که برای رسیدن به هدف از راه فراهم آوردن اسباب و علل آن، تلاش کنیم و از خداوند متعال در جهت کمک و یاری هر چه بیشتر و به نتیجه رسیدن تلاش­ها و کوشش­ها مدد بگیریم.

انسانی که برای موضوعی دعا می کند تمام تصمیم و ارادۀ خود را در جهت تحقق آن به کار می اندازد، اما از آن جایی که تحقق امور، فقط مربوط به اراده و تصمیم ما نمی شود، و مسائل فراوان دیگری در این باره باید دست به دست هم بدهند، از خداوند که مسبّب الاسباب است می خواهیم که دیگر امور را که در اختیار ما نیست؛ در راه تحقق این خواسته، برای ما فراهم کند. اتفاقاً در روایات ما بین عمل و ارادۀ انسان با دعا کردن به خوبی جمع شده است. از طرفی به ما دستور داده شده است که برای تحقق خواسته هایمان دعا کنیم و از طرفی باید برای تحقق آن تلاش کنیم.

امام صادق (ع) مى‏فرمایند: “خداوند کارى را بدون استفاده از اسباب انجام نمی دهد.”[۱۰] در برخی دیگر از روایات کسانی را معرفی کرده است که دعایشان مستجاب نمی شود، از جمله، افرادی که به تلاش و عزم خود توجه نمی کنند و همه چیز را از خداوند می خواهند. شخصی که در راه کسب و کار، تلاشی نمی کند و از خداوند رزق و روزی می خواهد دعایش مستجاب نمی شود.[۱۱]

بنابراین؛ دعا کردن نقش بسیار مهمی در حل مشکلات ما دارد، ولی این هرگز به معنای نفی تلاش و ارادۀ انسان در راه تحقق خواسته هایش نیست.

نمایه های مربوط:

۱- سؤال ۱۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۹۸۳)، شرایط استجابت دعا.

۲- سؤال ۲۱۴۵ (سایت اسلام کوئست: ۲۲۶۹)، شرایط و راههای استجابت دعا.

۳- سؤال ۷۹۳ (سایت اسلام کوئست: ۸۵۲)، رابطۀ دعا و تلاش برای ازدواج.

چگونگی تشخیص مصلحت در دعا

دعا یکی از کارهای عبادی است که در آیات قرآن و روایات فراوان به آن سفارش شده است. چنان که خداوند در قرآن کریم می فرماید: “بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را …”.[۱۲]

در آیۀ فوق علاوه بر این که دعا از جنبۀ مقدمی و برای رسیدن به مقصود و حاجت، مورد توجه قرار گرفته است: (ادعونی استجب لکم)، از جنبۀ ذی المقدمی نیز لحاظ شده است: (ان الذین یستکبرون عن عبادتی …).

یعنی؛ دعا هم طلب است و هم مطلوب (چه مستجاب شود و چه نشود، مطلوب است)، هم وسیله است و هم غایت، هم مقدمه است و هم نتیجه و هدف. سرّ اصرار و تأکید روایات هم در همین نکته نهفته است.[۱۳]

از امام باقر (ع) سؤال شد کدام عبادت بهتر است؟ فرمودند: “چیزی نزد خدای عز وجل بهتر از این نیست که از او درخواست شود و از آن چه نزد او است خواسته شود و کسی نزد خدای عزوجل مبغوض تر نیست از آن کس که از عبادت او تکبر ورزد (سرپیچی کند) و آن چه نزد او است درخواست نکند”.[۱۴]

همچنین در روایات آمده که هیچ حاجت کوچکی را به جهت کوچک بودنش رها نکنید؛ زیرا آن کس که حاجات کوچک به دست او است همان کسی است که حاجات بزرگ در اختیار او است.[۱۵]

امام صادق (ع) می فرمودند: “خداوند دوست ندارد که مردم در انجام حاجات به هم دیگر اصرار کنند، ولی برای خود آن را دوست دارد”.[۱۶]

حال که دعا از عبادات است، قطعاً دارای مصلحت و به صلاح دعا کننده است، اما باید به این نکته توجه داشت که دعا نیز؛ مانند دیگر عبادات دارای احکام، آداب و شرایط است. اگر دعایی دارای شرایط و آداب بود، یقیناً اجابت را به دنبال دارد و اگر به اجابت مقرون نبود، بدیهی است که موانع استجابت دعا؛ نظیر عدم خلوص نیت، نفاق، غذای حرام، ترک صدقه و انفاق در راه خدا و … .[۱۷] مانع از استجابت آن شده است.

به عبارت دیگر، دعا و در خواست از درگاه خداوند، هر چند سبب می شود که انسان به بعضی از خواسته های خود نایل شود، اما به معنای آن نیست که هر خواسته ای با دعا و توسّل بر آورده شود، بلکه دعا نیز امری قانون مند است و شرایط و موانعی دارد. از جمله:

۱٫ باید با کمال اعتقاد و اخلاص در نیت صورت بگیرد؛ چرا که عطایای الاهی به اندازۀ نیّت خالصانه، سرازیر می شود. حضرت علی(ع) می فرماید: “بخشش الاهی به اندازۀ [اخلاص در] نیّت است”.[۱۸]

۲٫ خواسته و حاجت انسان باید معقول و مشروع باشد؛ یعنی از جهت تشریعی، دعا کننده نباید چیزی را از خداوند طلب کند که در آن انجام حرام یا ترک واجبی باشد؛ مثل دعا برای دوری و ترک ارحام در حالی که صلۀ رحم واجب است و … .

۳٫ دعا باید در کنار به کارگیری اسباب و عوامل طبیعی باشد؛ یعنی دعا کننده باید به قوانین تکوینی خداوند توجه داشته باشد؛ زیرا از جهت تکوینی و طبیعی گاه استجابت دعای کسی غیر ممکن یا خارج از سنن الاهی است، و یا باید برای استجابت، مقدماتی را طی کند و مقدمات مادی و فرا مادی استجابت دعایش را فراهم نماید؛ مثلاً مردی که در خانۀ خود نشسته و می گوید خدایا به من روزی بده از جانب خدا خطاب می شود: آیا به تو دستور ندادم که به جست و جوی روزی بروی؟

۴٫ از شرایط بسیار مهم و مؤثر در استجابت دعا و توسل، ایمان و عمل صالح است. طبیعی است، کسی که پیمان خویش را در برابر خداوند شکسته است، نباید انتظار داشته باشد هر خواسته ای را به سرعت اجابت یافته ببیند.

۵٫ گاهی زمان مناسب برای تحقق مطلوب و خواستۀ شخص فرا نرسیده است. در چنین حالتی با طول کشیدن زمان اجابت، در شخص حالت انابه و تضرع به درگاه الاهی ایجاد می شود و رابطۀ معنویش با خدا طول می کشد و در نتیجه ارتباط او با خدا محکم تر می شود.

در حقیقت، خود توفیق بر دعا و توسل، اوج عبودیت و بندگی و نشانۀ لطف و عنایت حضرت حق به انسان است و الطاف و رحمت های بزرگ تری را به دنبال دارد.

۶٫ گاهی بر آورده شدن حاجت شخص، به مصلحت و نفع وی نیست و صلاح او در عدم استجابت آن است: “بسا چیزی را خوش نمی دارید و حال آن که برای شما خوب است و بسا چیزی را دوست می دارید و حال آن که برای شما بد است، خدا می داند و شما نمی دانید”.[۱۹]

در چنین حالتی به ظاهر حاجت شخص بر آورده نمی شود، اما این به نفع و صلاح او است و در واقع دعای او – که در خواست خیر و مصلحت خود است – به گونه ای پنهان و ناآشکار برآورده می شود.

در هر صورت خداوند، به جهت دعا و توسل انسان، اجر عظیمی به او عطا می کند و وی از نعمت ارتباط و تقرب به خدا بهره مند می شود.

پس هیچ گاه باب رحمت الاهی به سوی کسی بسته نیست. چه حاجتش بر آورده شود و چه بنابر مصلحت شخص، در ظاهر برآورده نشود؛ چرا که این گونه دعاها در واقع اجابت پنهانی دارد.[۲۰] از طرفی خود دعا و توسل انسان، لبیک و اجابت الاهی است.[۲۱]

نتیجه این که:

۱٫ اگرچه در آداب دعا سفارش شده که بر خواستۀ خود اصرار کنید، ولی در حصول نتیجه نباید شتاب و عجله کرد، باید زمان وقوع استجابت را به خدای حکیم واگذار کرد و به فعل او راضی بود. شاید استجابت سریع دعا، به صلاح دعا کننده نباشد و یا به طور کلی، آنچه خواسته شده به صلاح دعا کننده نبوده که در این صورت یا جای گزین خواهد شد و یا در قیامت به نحو بالاتری به بنده خواهد رسید. ولی با وجود شرایط دعا، استجابت قطعی است.[۲۲]

۲٫ آنچه از ما خواسته شده، دعا کردن است و طبیعی است که انسان به صلاح خود دعا می کند، اما نباید این دعا با شرایط و آداب گفته شده منافات داشته باشد که بدیهی است از این منظر دعایی که فاقد شرایط است؛ مثلا مخالف قوانین تکوین و تشریع است فاقد مصلحت نیز هست، ولی ممکن است دعایی از دیدگاه ما دارای مصلحت باشد و مخالفتی با عقل و شرع نداشته باشد، اما استجابت آن به صلاح ما نباشد. پس تشخیص نهایی این که استجابت آن به صلاح ما است یا نه، بر عهدۀ خدا است نه بنده؛ زیرا احاطۀ دقیق به همۀ مصالح، فرع بر علم بی پایان است که در اختیار بندگان نیست.

۳٫ از آنچه بیان شد روشن خواهد شد که اگر کسی با رعایت آداب و شرایط دعا نمود و به نظر خودش منافاتی با قوانین تکوین و تشریع نداشت و به صلاح دنیا و آخرش بود، باید اصرار نماید و به صرف این که شاید به صلاح او نباشد، نباید از اصرار دست بردارد، اما اگر با این حال مستجاب نشد باید گفت که حتما مصلحتی غیر از آن چه او فکر می کرد در کار بوده است و باید ادب را رعایت کرد، به هر حال همه وظیفه دارند که بر اساس عقل و فهم خود، حکم کنند و خدا بر اساس دانایی خود؛ یعنی اگر شخصی تشخیص داد که به صلاحش است اصرار می کند، و همین اصرار خود به صلاح او است و موجب می شود ارتباطش با خدا قوی تر شود؛ یعنی از جنبۀ مقدمی ممکن است به صلاحش نباشد، اما از جنبۀ ذی المقدمی در هر حال به صلاح او است.

نیاز به دعا با وجود قرآن

این نوشتار در حقیقت در صدد رفع دو ابهام است.

یک. با وجود قرآن چه نیازی به اصل دعا است؟

دو. با وجود دعاهایی که در قرآن وجود دارد، چه نیازی به دعاهای غیر قرآنی است؟

در بارۀ مطلب اول باید گفت: قرآن سخن خدا با بنده و دعا سخن بنده با خدا است و این دو هر یک در جای خود ضرورت دارند؛ یعنی همان گونه که ضروری است خدا با بنده اش سخن گوید و برای هدایتش قرآن را فرو فرستد (در این باره نک به پاسخ ۱۰۳۰۳ کافی نبودن عقل که در سایت اسلام کوئست موجود است)، همچنین لازم است که بنده اش نیز به دلایلی با او سخن بگوید. به عبارت دیگر؛ ناقص نبودن قرآن به این معنا است که قرآن در بر دارندۀ همۀ آن چیزی است که بشر در امر هدایت به آن نیاز دارد؛ یعنی قرآن بیان کرده است که چگونه می توان هدایت شد و به خدا رسید. قرآن نماز و روزه را ابزاری برای این منظور می داند[۲۳]، همان گونه که دعا را نیز وسیله ای برای بر آورده شدن حاجات و آن گونه عبادتی می داند که به تارک آن وعدۀ عذاب می دهد و آن را ضروری در امر هدایت تلقی می کند: “ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ”؛ مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم! کسانى که از عبادت من تکبّر مى‏ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند!”.[۲۴]

در این آیه به دو ارزش دعا اشاره شده است: الف. ارزش مقدمی: انسان نیازها و حاجت‌هایی دارد. یکی از راه‌های رسیدن به حاجات، دعا است. دعا گره‌گشا است و درهای بسته را باز می‌کند، امواج گرفتاری‌ها را رد می‌کند. هم برای بلایای طبیعی کارساز است، هم برای بلایای غیر طبیعی اعم از درونی و اخلاقی.

ب. ارزش ذاتی: دعا یک ارزش ذاتی هم دارد؛ زیرا یک نوع عبادت به حساب می‌آید و موجب تقرب به حضرت حق می‌شود، چه انسان در دعا به مقصود مورد نظر، برسد یا نرسد. خداوند دوست می‌دارد که انسان حالت دعا را درک کند و به ارزش ذاتی آن پی ببرد، از این رو، از متون روایی استفاده می‌شود که یکی از دلایل تأخیر استجابت دعا در همین نکته نهفته است.[۲۵]

در این آیه «ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ» به ارزش اول و «إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی» به ارزش دوم نظر دارد.

در روایات نیز گاهی از دعا به عنوان بهترین عمل[۲۶]، زمانی به عنوان عبادت[۲۷]، و زمانی دیگر به عنوان مخ و اساس عبادت[۲۸] یاد شده است. در روایتی آمده است: مقام و منزلتی در پیشگاه خداوند وجود دارد که تنها با دعا می‌توان به آن رسید.[۲۹] روشن است که در این‌گونه روایات به ارزش ذاتی دعا توجه شده است. البته، ارزش مقدمی دعا نیز بارها مورد تأکید قرار گرفته است؛ مانند این‌ که: با دعا بلاها را از خود دفع کنید.[۳۰]

پس قرآن راه رسیدن به خدا را نشان می دهد؛ مثلاً می فرماید نماز بخوانید یا روزه بگیرید یا دعا کنید و… . همان گونه که نماز خواندن منافاتی با قرآن ندارد و نه تنها دلیل بر نقصان قرآن نیست، بلکه بر جامعیت قرآن نسبت به ابرازهای هدایتی دلالت دارد، تأکید بر دعا نیز به معنای ناقص بودن قرآن نیست و در راستای جامعیت قرآن ارزیابی می شود. به این معنا که قرآن از هیچ یک از ابزارهای هدایتی فروگذار نکرده است و هر آنچه برای نیل انسان به کمال ضروری بوده را تذکر داده است.

اما پیرامون محور دوم باید گفت: اولاً وجود دعاهایی در قرآن به آن معنا نیست که ما ملزم باشیم حتماً همان دعاها را بخوانیم و دیگر حق نداشته باشیم که در دعا جمله ای غیر آن بر زبان برانیم. دعا سخنِ بنده با خدا و عرضۀ حاجت او نسبت به خدا است. حال اگر این دعا در قالب دعاهای قرآنی باشد، چه بهتر!؛ زیرا در این گونه دعاها ادب عبد به معبود آموزش داده می شود و اساساً بنده یاد می گیرد که چه چیزی را از خدا بخواهد، اما با این که دعاهای قرآنی همۀ این مزیّت ها را بر دارد، اما با توجه به آیاتی در قرآن که ما را به دعا کردن ترغیب می نمایند و مطلق هستند؛ مانند “قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ[۳۱] و ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ”[۳۲]، یعنی شامل دعاهای قرآنی و غیر قرآنی می شود، و در جایی از ما خواسته نشده است که ما تنها به این دعاها اکتفا کنیم و با زبان و ادبیات و جملات خود از خدا چیزی نخواهیم که در این صورت اگر ما با زبان خود از خدا چیزی خواستیم به معنای آن است که قرآن را ناقص پنداشتیم!

ثانیاً: آنچه در سنت و روایات معصومان (ع) آمده به عنوان شرح معارف قرآنی است و این به معنای ناقص بودن قرآن نیست. توضیح این که در قرآن اصول و امّهات مسائل بیان شده است؛ مثلاً آمده است که نماز را به پای دارید: وَ أَقیمُوا الصَّلاهَ وَ آتُوا الزَّکاهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ[۳۳]، امّا کیفیت و جزئیات نماز به سنّت معصومان (ع) ارجاع داده شده است[۳۴]؛ یعنی روایات اجزاء و شرایط نماز را بیان کرده و توضیح داده اند که چگونه باید نماز را خواند. این بخشی از معارفی است که در روایات آمده است، آیا تهی بودن قرآن از این گونه مباحث دلیل بر نقص قرآن است. همچنین در قرآن آمده است که دعا کنید و بخشی از دعاهای پیامبران نیز در قرآن آمده است، اما روایاتی که دعاهای معصومان را در بردارند در واقع شرحی هستند به آنچه در قرآن آمده است و شامل معارفی هستند که حقایق قرآنی را تفسیر می کنند و چگونه خواستن و آداب راز و نیاز را به انسان ها آموزش می دهند و به آنها یاد می دهند که در عرضۀ حاجت چه چیزی را از خدا بخواهند. روشن است که معنای این سخنان این نیست که قرآن ناقص است، همان گونه که مفسر بودن سنت نسبت به نماز و روزه دلیل بر نقص قرآن تلقی نمی شود.

علاوه بر این که در سنت پیامبر اسلام (ص) نیز می بینیم، آن حضرت در دعاهایشان به دعاهای قرآن بسنده نکردند.[۳۵]

نتیجه این که با وجود دعاهای قرآنی از دعاهایی که در روایات ما آمده بی نیاز نیستیم و این معنایش عدم کفایت یا نقص قرآن نیست، بلکه وارد شدن در تمام این موارد در محدودۀ رسالت قرآن نمی باشد.

اعتبار قرآن و دعاها و احادیث

برای پی بردن به وجود کتاب های دینی و علمی، لازم نیست تا اصل نسخۀ دست نویس مؤلف یا کسانی (شاگردانی) که در همان دوره زندگی می کرده اند وجود داشته باشد، بلکه با استفاده از قرائن فراوان می توان به انتساب کتاب به مؤلف آن یقین پیدا کرد. نسخه های اصلی بسیاری از کتاب های علمی مربوط به یونان قدیم یا مصر باستان یا ایران قدیم، امروزه موجود نیست، ولی آثار علمی و قابل اعتماد فراوانی از آن دوران به دست ما رسیده است. در میان کتاب های جهان، کتاب های مقدس و الاهی به دلیل اهمیتی که برای مردم داشته اند بهتر و بیشتر نگه داری و صیانت شده است، اما باید توجه داشت که اطمینان به وجود یک کتاب تاریخی و کهن، تنها از راه وجود نسخه های اصل و قدیمی آن نیست. همچنین یقین ما به وجود قرآن کریم، به علت وجود برخی از دست نوشته های منسوب به حضرت علی (ع) نیست، تا اگر چنین انتسابی ثابت نشود و یا مشکوک باشد، در وجود قرآن شک کنیم. اگر چه در صورت اثبات چنین چیزی، تأییدی دیگر، بر وجود قرآن خواهد بود. این کتاب آسمانی در طول قرون و بعد از نزولش، در سینه های حافظان و بر زبان قاریان کلام وحی جاری بود. از روی قرآنی که کاتبان وحی در زمان پیامبر نوشته بودند، قرآن های فراوانی نوشته شد و در تمام سرزمین های اسلامی آن روزگار پخش شد.[۳۶] مردم با تمام وجود قرآن را حفظ کردند. آیه آیۀ قرآن را بدون کم و کاست نگه داری کرده و صیانت کردند. مسلمانان حتی در مقابل یک حرف از حروف قرآن از خود حساسیت نشان می دادند. در تاریخ آمده است که ابوذر غفارى صحابى بزرگ پیامبر که راست گویى او را پیامبر خدا تضمین کرده بود، در مجلس عثمان و یاران او آیۀ “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنَّ کَثیراً مِنَ الْأَحْبارِ وَ الرُّهْبانِ لَیَأْکُلُونَ أَمْوالَ النَّاسِ بِالْباطِلِ وَ یَصُدُّونَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ وَ الَّذینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ وَ لا یُنْفِقُونَها فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلیم‏”[۳۷] را خواند و بر ثروت اندوزى خلیفه و اطرافیان او به شدت اعتراض کرد. کعب الاحبار یهودى تازه مسلمان شده در آن مجلس حضور داشت و به ابوذر پاسخ داد که این آیه مربوط به احبار و رهبان است و مسلمانان را شامل نمى‏شود. او “واو” را از “و الذین”[۳۸] حذف مى‏کرد گویا که این جمله صفتى براى احبار و رهبان است؛ یعنی این تنها کافران و رهبان هستند که با جمع آوری طلا و نقره و عدم انفاق آن در راه خدا، عذاب الاهی آنان را فرا می گیرد. ابوذر خشمناک شد و به خاطر این تصرف در آیه به او حمله کرد و اعلام داشت که آیه “و الذین” است نه “الذین”.[۳۹]

امروز این کتاب آن قدر اتقان و قطعیت دارد که تمامی دانشمندان اسلامی بر عدم تحریف آن اتفاق نظر دارند.[۴۰]

دعاها و احادیث

آنچه که مسلم است این است که قرآن در صدر اسلام از نظر جمع آوری و صیانت بیشتر از احادیث پیامبر (ص) مورد توجه مسلمانان بود. در طول تاریخ انسان های زیادی دست به تحریف احادیث زدند،[۴۱] ولی چنین چیزی برای آیات قرآن ثبت نشده است، ولی این به این معنا نیست که احادیثی که امروز به دست ما رسیده است، غیر واقعی باشد. مسلمانان و بالاخص اصحاب امامان معصوم (ع) زحمت های فراوانی برای جدا کردن روایات صحیح از ناصحیح کشیده اند.

در طول تاریخ حدیث، چندین بار احادیث توسط امامان معصوم (ع) و اصحاب صاحب بصیرت آنان پالایش و پیرایش شده است و تراث تقریباً پاک و صحیحی که امروز به دست ما رسیده، به برکت آن تلاش ها است.[۴۲]

دعاها نیز چون کلام معصوم هستند مانند دیگر روایات مورد توجه بوده اند. دعاهای صحیفۀ سجادیه و برخی دیگر از دعاها، از این قبیل و با اتقان بالای در انتساب آنان به ائمه (ع) به دست ما رسیده است. بله! گاهی برای اثبات صدور دعاها از معصوم (ع)، به مضامین بلند و عالیۀ دعاها اکتفا می شود و کمتر به اسناد و چگونگی رسیدن آن دعا به ما پرداخته می شود، ولی باز هم این به معنای بی اعتبار بودن این گونه دعاها نیست. اما انکار هم نمی کنیم که بخشی از ادعیه ای که در برخی از کتاب ها آمده است از هر دو عنصر مطلوبیت دعاها (یعنی سند صحیح یا مضامین غیر قابل انکار) خالی است.

نمایه مربوط:

مصحف امام علی (ع)، سؤال ۴۶۸۷ (سایت اسلام کوئست: ۴۹۵۴).

نقش دعا و تربت امام حسین)ع (در شفا

استفاده‏ از درمان‏هاى پزشکى، و بهره‏گیرى از تربت سیدالشهداء (ع) و توسل به اولیاء الله (ع)، و دعا کردن، سه ابزار براى شفاى امراض -در صورتى که اجل حتمى او فرا نرسیده باشد- مى‏باشند. این سه عامل همان گونه که مى‏توانند به صورت منفرد و جداگانه، با ارادۀ الاهى مؤثر واقع شوند و با بهره‏گیرى از یکى، از دو عامل دیگر مستغنى شویم، نیز مى‏توانند به صورت مجموعه‏اى مرکب از هر سه عامل (به عنوان علت تامۀ مرکب) سبب شفاى مریض گردند؛ یعنى دعا سبب پذیرش شفاعت امام (ع) و اثر بخشى تربت او شود و تأثیر شفاعت امام (ع) و تربت او، سبب نتیجه بخشى بهینه عملیات پزشکى گشته و مراحل درمان به سهولت طى شود.

امّا باید توجه داشت، از آن جا که اثر بخشى دارو و نیز فعالیت پزشک و حتى شفاعت امام (ع) و اثر بخشى تربت او منوط به إذن الاهى است؛ در بهره‏گیرى از عملیات پزشکى و با تربت امام (ع) ، دعا کردن اولویت خاصى دارد؛ زیرا دعا ارتباط مستقیم با خداوند و توجه به عدم استقلال ما سواه، در تأثیر (عنایت به توحید افعالى) است، از این رو در شروع هر کارى حتّى توسل به ائمه (‏ع) و درخواست شفاعت ایشان. دعا؛ یعنى استمداد از حق تعالى و درخواست موفقیت از جانب او و نیز درخواست پذیرش شفاعت آن بزرگواران، اکیداً توصیه شده است.

به ویژه که یافتن پزشک مناسب و تشخیص دقیق بیمارى و تعیین داروى اثربخش و روند صحیح درمان، داراى پیچیدگى‏هاى خاص خود است و استمداد از حق -جلّت عظمته- دراین راه ضرورى است.

به علاوه، اثر بخشى تربت سیدالشهداء (ع) نیز داراى شرایط زیر است، که حصول آنها در این زمان مشکل است:

۱٫ آن خاک از حایر حسینى[۴۳] برگرفته شده باشد و قرمز رنگ باشد.

۲٫ پس از خروج از حایر، توسط جن و شیاطینى که دشمن شیعه و در کمین لمس آن خاکند، مس نشده و اثر آن زایل نگردیده باشد، (مخفیانه و در پوشش مناسب منتقل شود).

۳٫ بسیار کم مصرف شود.

۴٫ با نیت خالص و بدون شک و تردید در اثر بخشى آن، مورد استفاده قرار گیرد.

۵٫ همراه با دعا و قسم دادن خداوند به حق سیدالشهداء (ع) و… مصرف شود.[۴۴]

لکن این امر مسلّم است که توجه و توسل به سیدالشهداء (ع) ‏و نیز سایر اولیاء الله و تبرک به تربت منسوب به آن بزرگواران با نیت خالص، بى فایده نبوده و اثر بخشى آنها در موارد عدیده‏اى تجربه شده است. البته استجابت دعا و حتى پذیرش شفاعت توسط اولیاء الله و اذن و رضایت خداوند در شفاعت آنها، داراى شرایط زیر مى‏باشد:

۱٫ خالصانه و با توجه دعا کند و همراه صلوات و استغفار و توبه واقعى باشد.

۲٫ حقوق الاهى عبادات و مالیات اسلامى (خمس و زکوه) را پرداخته باشد.

۳٫ با سنن پیامبر (ص) و ائمه (ع) مخالف نباشد.

۴٫ دعا کننده، عامل به قرآن باشد.

۵٫ شکرگزار حق، در هر حالى باشد.

۶٫ آمر به معروف و ناهى از منکر باشد.

۷٫ همراه با استفاده از امکانات و وسائط طبیعى یا معنوى باشد. (از روى تنبلى و توقع بى جا نباشد).

۸٫ حق الناس در اموال او نباشد.

۹٫ به عهد و پیمان وفا کند و… .[۴۵]

لکن گاهى ممکن است که با نبودن تمام شرایط فوق، دعایى یا توسلى مؤثر واقع شود، تا عاملى براى جلب قلوب متوسلان و داعیان گردد؛ و یا اتمام حجّتى براى آنان باشد، تا بهانه‏اى براى رجوع به گذشته‏ ناصحیح خود نداشته باشند؛ زیرا در مواقع مشکلات و معضلاتى که اسباب عادى از رفع آنها وامانده‏اند، عنایت و لطف خداوند و یا ائمه (‏ع) بیشتر مى‏گردد و راه هر گونه توجیه را بر شکّاکان مى‏بندند؛ و چه بسا این تأثیر بخشى به جهت پاداش و اجرت دادن باشد؛ یعنى شخصى در دوران عمر خود احیاناً کار خیر یا احترامى را در موردى براى اولیاء الله (ع)، انجام داده باشد، که این اجابت دعا و رفع مشکل او، جبران آن کار خیر است تا طلبى و استحقاقى براى عنایت و یا شفاعت در آخرت نداشته باشد!

نکته‏ مهم این است که توسل به اولیاء الله (ع) و یا دعا، همان گونه که به معناى دست کشیدن از وسایل عادى و عدم استفاده از آنها و یا پیشه کردن تنبلى و سستى و واگذار کردن کار به خدا! به طور کلى نیست، زیرا امام صادق (ع) مى‏فرمایند: “خداوند ابا دارد کارى را بدون استفاده از اسباب انجام دهد”.[۴۶] بلکه باید در کنار بهره‏گیرى از وسایط عادى، توسل و دعا را براى کسب توفیق و حسن وصول به نتیجه، مد نظر داشته باشیم، استفاده از دعا و توسل نباید فقط در جایى باشد که چشم امیدمان از وسایل عادى – و در اینجا، درمان‏هاى پزشکى معمول- قطع شده باشد و همه اسباب عادى را از رفع آن ناتوان، و تمامى راه‏هاى چاره را بر خود بسته ببینیم و آن وقت متوسل به چنین اسبابى شویم! و پس از رفع مشکل هم، همه را فراموش کنیم؛ زیرا این وضعیت و این روحیه، در آیات کثیرى از قرآن کریم[۴۷] و روایات فراوانى مذمت شده است، و این جا است که این شفاعت و اجابت، سبب اتمام حجت بر فرد گشته و عذاب او را در آخرت تشدید مى‏کند! لکن هیچ گاه نباید مأیوس شد و از شفاعت یا اجابت حق قطع امید کرد؛ زیرا گرچه نظام عالم، نظام سبب و مسببى است، اما ذات اقدس اله، مسبّب الاسباب است و به همه اسباب، سببیت داده است، او به هر مسببى از سبب او و به هر کودکى از قیّم او نزدیک تر است. و چون قیوم است (و سبب ساز است و امور را از راه اسباب طبیعى شان محقق مى‏کند) گاهى نیز سبب سوز است؛ یعنى ممکن است در مواردى اسباب عادى را بى اثر کند، مانند آن چه که جریان ذبح اسماعیل (ع) و یا سوزاندن ابراهیم (ع) رخ داد. گاه، بدون دخالت اسباب ظاهرى، مستقیماً از راه غیب، فیضى مى‏رساند یا با سبب ناشناخته و بدون تحقق سبب‏هاى عادى و شناخته شده، مسبب را مى‏آفریند.[۴۸]

مثل داستان ناقه‏ صالح (ع) یا اژدها شدن عصاى موسى (ع) و … نتیجه آن که، بهتر است در تمامى افعال خویش علاوه بر بهره‏گیرى از وسایط عادى، ارتباط با خدا (دعا) و ائمه (‏ع) را فراموش نکنیم و در معضلات مأیوس نباشیم و امید به ائمه (‏ع) و قدرت حق ببندیم.

براى مطالعه بیشتر مراجعه شود به:

– مراحل اخلاق در قرآن، عبداللَّه جوادى آملى، نشر اسراء، قم.

– جامى از زلال کوثر، محمد تقى مصباح یزدى، مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى (قدس سره)، قم.

– انگیزه پیدایش مذاهب، ناصر مکارم شیرازى، مطبوعاتى هدف، قم.

– کامل الزیارات، ابن قولویه قمى، ترجمه: محمد جواد ذهنى تهرانى، پیام حق، تهران.

– اشک روان بر امیر کاروان، شیخ جعفر شوشترى، ترجمه: میرزا محمد حسین

شهرستانى، دارالکتاب جزایرى، قم.

سریع الاجابه ترین دعاها

استجابت دعا، مانند هر پدیدۀ دیگری، قوانین آداب و شروطی دارد که با وجود آن آداب و شرایط است که دعا به اجابت می رسد و اگر آن شرایط موجود نباشد، یا مانعی در استجابت آن باشد که ما به آن علم نداریم، اگر چه سریع الاجابه ترین دعا هم باشد، باز ممکن است مورد اجابت واقع نشود.[۴۹] به هر حال چون ذکر متن دعاها در این خلاصه مقدور نیست، فقط به ذکر اسامی چند مورد که دارای اهمیت خاص هستند اشاره می شود:

۱٫ دعای توسل:

محمد ابن بابویه دعای توسل را از ائمه (ع) نقل کرده و گفته است که این دعا را در هیچ امری نخواندم، مگر آن که اثر اجابت آن را به زودی یافتم دعای توسل از دعاهای مشهور است که در شب های چهارشنبه خوانده می شود. در این دعا با توسل به چهارده معصوم (ع) و واسطه قرار دادن آنها به درگاه الاهی پس از اتمام دعا، حاجت خود را از خدا در خواست می کنیم. جملات صدر و ذیل آن چنین است: “اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمه…”؛ خدایا من از تو می خواهم و روی می آورم به سوی تو، به پیامبرت، پیامبر رحمت… “یا وجیها عندالله اشفع لنا عندالله”؛ ای آبرومند نزد خدا، شفاعت کن برای ما نزد خدا.[۵۰]

۲٫ دعای فرج:

کفعمی درکتاب بلد الامین دعایی از حضرت علی (ع) نقل کرده که اگر شخص گرفتار، ترسیده، نگران و غم دیده، آن را بخواند، حق تعالی گشایش در کار او ایجاد می نماید، که ابتدا و انتهای این دعا چنین است:

“یا عماد من لا عماد له…”؛ ای پشتیبان کسی که پشتیبان ندارد… “و افعل بی ما انت اهله”؛ با من چنان کن که تو اهل آنی[۵۱]. و آن گاه پس از دعاء حاجت خود را بطلبد.

۳٫ دعای اسم اعظم:

سید علیخان شیرازی در کتاب کلم طیب می نویسد: اسم اعظم خدای تعالی آن است که افتتاح او “الله” و اختتام او “هو” است، هر که اسم اعظم خدای تعالی را روزی یازده بار ورد خود قرار دهد، هرآینه هر امر مهمّ جزئی و کلّی برای او آسان شود و آن اسم اعظم پنج آیه از پنج سوره مبارکه بقره، آل عمران، نساء، طه و تغابن است، با این ویژگی که حروف آن نقطه ندارد و تغییری در اعراب آنها صورت نمی گیرد:

الف. “الله لا إله إلا هو الحی القیوم … ” تا آخر آیه الکرسی.

ب. “الله لا اله الا هو …نزل علیک الکتاب …”.

ج. “الله لا إله ان هو لیجمعنکم …”.

د. “الله لا إله ان هو له الاسماء …”.

هـ. “الله لا إله الا هو و علی إلله…”. [۵۲]

۴٫ دعای مقاتل بن سلیمان از امام سجاد (ع):

امام سجاد (ع) به مقاتل بن سلیمان، دعایی را تعلیم داده، که مقاتل می گوید: هر کس این دعا را صد بار بخواند، دعایش مستجاب خواهد شد. ابتدا و انتهای این دعا چنین است: “الهی کیف ادعوک و انا…”؛ خدایا چطور بخوانم تو را و حال من منم… .”تفرج عنی فرجا عاجلا غیر اجل نفسک و رحمتک یا ارحم الراحمین” گشایش فوری بدون مدت دار، به من عطا کن به فضل و رحمت خودت، ای مهربان ترین مهربانان.[۵۳]

۵٫ دعای سریع الاجابه:

کفعمی در بلدالامین دعایی از امام موسی کاظم (ع) نقل کرده و فرموده: عظیم الشأن و سریع الاجابه است که جملات صدر و ذیل آن چنین است: “اللهم انی اطعتک فی احبّ الاشیاء الیک و هو التوحید”؛ خدایا من تو را اطاعت کردم در آن چه بیشتر دوست داری و آن یگانه دانستن تو است. “و ارزقنی من حیث احتسب و من حیث لا احتسبه، انک ترزق من تشاء بغیر حساب”؛ روزی ام ده، از آن جا که گمان می برم و از آن جا که گمان نمی برم؛ زیرا تو هر که را بخواهی بی حساب روزی می دهی؛ پس از اتمام دعا حاجت خود را بطلب.[۵۴]

۶٫ دعایی از امام صادق (ع) وارد شده که فرمود: هر کسی ده بار یا الله بگوید، به او گفته می شود، لبیک، حاجت تو چیست؟.[۵۵]

۷٫ دعایی دیپر از امام جعفر صادق (ع) که هر کس یا رب یا الله بگوید به گونه ای که تا نفس او قطع شود، گفته می شود لبیک حاجت تو چیست؟.[۵۶]

همه این دعاها را مرحوم شیخ عباس قمی  در کتاب مفاتیح الجنان، فصل پنجم آورده است.

لازم به تذکر است که برای حاجت های خاص، دعاهای خاصی وارد شده است که برای کسب اطلاع از آنها می توانید به کتاب مفاتیح الجنان مراجعه کنید.

دعا و تلاش در انتخاب همسر

خداوند متعال، تمام امور این جهان را براساس نظم و حکمت خاصی تدبیرکرده و برای هر پدیده و واقعه­ای علت­ها و اسبابی قرارداده است که رسیدن به هر هدف، جز از طریق علل و اسباب آن ممکن نیست.

مسئلۀ انتخاب همسر و ازدواج از اموری است که از نظر خداوند متعال بسیار با اهمیت است و به همین جهت در قرآن مجید[۵۷] و احادیث معصومین (ع) ویژگی­های یک همسر مناسب بیان شده است. علاوه بر این، مردی که می­خواهد همسر انتخاب کند، باید سعی­کند همسری انتخاب­کند که همسان او باشد (از نظر علمی و فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و…).

راه پیدا کردن همسر مناسب و با تقوا، اولاً: شناخت ملاک­ها و معیارهای تقوا است. ثانیاً: تحقیق کردن دربارۀ وجود این ملاک­­­ها و معیارها در دختر مورد نظر. این تحقیق می­تواند از راه های مختلفی؛ مانند صحبت کردن با خود فرد، بررسی سوابق خانوادگی ، بررسی سوابق دوستان نزدیک ، تحقیق از همکاران و همسایگان و خویشان و نزدیکان انجام شود. البته در این مسیر باید از خداوند متعال هم به واسطۀ دعا کمک گرفت تا خداوند انسان را در انتخاب صحیح یاری کند. بنابراین، اوّل باید حرکت­ کرد و از خداوند خواست که این حرکت در مسیر صحیح باشد و به حقیقت و مطلوب واقعی برسد. دعا و استعانت از خداوند در همۀ کارها به این معنا است. به هیچ وجه اسلام اجازه نمی­دهد مردی که به دنبال پیدا کردن همسر است، بدون هیچ گونه تلاش، تحقیق و جست و جو و سؤال کردن فقط با دعا، همسری صالح و شایسته را از خدا بخواهد. این دعا ابداً مستجاب نمی­شود؛ زیرا دعا وقتی مستجاب می­شود که برای رسیدن به هدف از راه فراهم آوردن اسباب و علل آن، تلاش کنیم و از خداوند متعال در جهت کمک و یاری هر چه بیشتر و به نتیجه رسیدن تلاش­ها و کوشش­ها مدد بگیریم.

دعاهایی که در روایات و از زبان ائمه (ع) بیان شده است همگی باید به همراه تلاش و کوشش و تحقیق همه جانبه برای انتخاب همسر باشد. یکی از دعاهایی که در این زمینه از ائمه (ع) وارد شده، دعایی است که از حضرت علی (ع) نقل شده است، حضرت فرمودند: “هر یک از شما که خواست ازدواج کند باید ابتدا دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت سورۀ فاتحه الکتاب و سوره یس را بخواند، وقتی که از نماز فارغ شد بعد از حمد و ثنای پروردگار، این گونه بگوید: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی زَوْجَهً وَدُوداً وَلُوداً شَکُوراً غَیُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَکَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَکَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِیتُ ذَکَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَیْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِی وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَیْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِی وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَیْهَا أَرْضَتْنِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ هَبْ لِی ذَلِکَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُکَه و لا آخِذ اِلاّ ما مَنَنْتَ و اَعْطَیْتَ”؛[۵۸] پروردگارا، همسری مهربان و بچه آور و شکرگزار و با غیرت به من عطا کن که اگر به او نیکی کردم شکرگزار باشد، و اگر به او بدی کردم مرا ببخشد، و اگر یاد خدا کردم مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا بیندازد، و اگر از نزد او خارج شدم (اسرار و اموال و آبروی مرا) حفظ کند، و اگر بر او وارد شدم مرا خوشحال سازد، و اگر او را به کاری امر کردم مرا اطاعت کند، و اگر علیه او قسم خوردم (که او کاری را انجام دهد) او (آن کار را انجام داده) و مرا از آن قسم بریء ­الذمّه ­کند، و اگر بر او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواسته­ام و به من نمی رسد، مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی”.

حضرت علی (ع) در ادامه فرمود: کسی که این (نماز و دعا) را انجام دهد، خداوند آنچه را خواسته است به او عطا می کند”.

اهل سنت و خواندن دعاهای شیعیان

دعا ارتباط قلبی و روحی است از جانب کسی که تمام وجودش نیاز است به سوی کسی که بی نیاز مطلق است و هر چه که باعث زیاد شدن این ارتباط است مطلوب است (البته به شرط این که از دایرۀ شرع بیرون نباشد).

از آن جا که دعاهای وارده از طرف شیعیان، دعاهایی است که از طرف امامان شیعه که همان اهل بیت پیامبر (ص) هستند، به ما رسیده است، و به سفارش پیامبر (ص) تمسک به آنها و پیروی از آنان باعث نجات است،[۵۹] علاوه این که به اعتراف شیعه و اهل سنت آنان در دعا و نیایش سرآمد انسان ها بوده اند، بدیهی است که دعاهای وارده از طریق آنها به واقع و اجابت نزدیک تر است و این یک فرصت مناسبی است که باید آن را غنیمت شمرد، از این رو خواندن این دعا ها از طرف اهل سنت و دیگران بسیار پسندیده بوده و موجب ارتباط بیشتر بین آنان و خداوند خواهد شد.

برای آشنایی با شرایط دعا می توانید به پاسخ ۲۱۴۵ (سایت اسلام کوئست: ۲۲۶۹) مراجعه نمایید.

فلسفه دعا

برای روشن شدن هدف و فلسفه دعا توجه به نکات زیر ضروری به نظر می رسد.

الف. دعا توجه انسان به سرچشمه وجود و پروردگار هستی است. در میان همه عبادت ها عبادتی نیست که چون دعا این رابطه فرخنده را به شایستگی تحقق بخشد و آن را مداوم و جاودانه گرداند. دعا یک فرصت برتر و بدل ناپذیر است که خدای تعالی به بندگانش عطا کرده تا آنان با سود جستن از آن به حضور یگانه هستی بخش خود بار یابند و از حضرتش برای پیمودن طریق کمال و سعادت و سربلندی روح مدد خواهند. دعا چاره ساز دردها و گرفتاری های روانی و جسمانی است.

ب. شناخت انسان از نیازهای بی حد و مرز خود و بی نیازی مطلق پروردگارش و این که او مبدأ هر خوبی و کمالی است، با روی آوردن وی به دعا رابطه مستقیم دارد. در این میان هر چه نیازهای او بزرگ تر و دردهایش جانکاه تر باشد، نیایش و تضرع کردنش به درگاه خداوند شدّت و گرمای بیش تر خواهد یافت. سرّ تأکید و توجّه ویژه ای که در سنت و سیره پیامبران و پیشوایان الاهی بر دعا و پرداختن به آن شده است و نیز راز اشتیاق بسیار آن بزرگان به دعا در این واقعیت نهفته است.[۶۰] پیامبر گرامی اسلام (ص) هم خود اهل دعا و راز و نیاز بود و هم دیگران را به حاجت خواستن از پروردگار یکتا سفارش می فرمود و ترک آن را جایز نمی دانست.[۶۱]

امام صادق (ع) درباره امام علی (ع) فرموده است: “امیر مؤمنان (ع) “دعاه” (بسیار دعا کننده) بود.[۶۲]

دیگر پیشوایان ما نیز به دعا عنایت ویژه داشتند و از خود دعاهای گران بها و پرمحتوایی به یادگار گذارده اند. این بخش از میراث آن پاکان در مجموعه هایی با عنوان “صحیفه” گردآوری و تدوین شده است؛ به عنوان نمونه می توان به «صحیفه سجادیه» «صحیفه صادقیه» ، «صحیفه کاظمیه» و «صحیفه رضویه» اشاره کرد.

ج. با دقت در این صحیفه ها و دیگر متون معتبر دعا درمی یابیم که بالاترین مرتبه نیازخواهی نزد امامان معصوم (ع)، ابراز عشق پرشور و بی منتها به معبود یگانه و ستایش پروردگار و یادکرد شکوه و بزرگی او است؛ یعنی انسان به چنان رشد معنوی و بالندگی روحی دست پیدا کند و تا آن جا به خدای متعال نزدیک شود که عشق تابناک و حیات بخش الاهی بر همۀ وجودش پرتو افکند و هر اندیشه و خاطری جز اندیشه معشوق ازل و ابد را از دلش بزداید و چنان شود که انسان راه یافته به حریم دوست جز دوست نخواهد و جز او را طلب نکند.

پس دعا کردن همیشه بدین معنا نیست که از خدا چیزی بخواهیم. گاه دعا یعنی از خدا خود او را خواستن و این والاترین و با شکوه ترین مرتبه دعا است که بیش از هر جا و در عالی ترین شکل خود، در نیایش های رسیده از معصومان (ع) یافت می شود. از این رو است که پیامبر (ص) به هنگام دعا خواستار عشق شورمند الاهی است و این که این عشق برترین، لذت بخش ترین عشق ها گردد: “اللهم انی اسالک حبک و حب من یحبک، و العمل الذی یبلغنی حبک. اللهم اجعل حبک احب الی من نفسی و اهلی و من الماء البارد”؛[۶۳] خدایا، من از تو عشق تو را خواهانم و عشق به دوست دارانت را و این که در پی کار می روم که مرا به عشق تو پیوند دهد. خدایا، آن کن که دوستی تو پیش من از خودم و خانواده ام و آب خوش گوار محبوب تر باشد.

د. دعا در اندیشه اسلامی، افزون بر این که وسیلۀ ابراز عشق به خدا است، روشی مهمّ و تأثیر گذار برای تعلیم و تربیت و تعالی بخشیدن به روح آدمی در ساحت های فردی و اجتماعی است.

مجموعۀ تعالیم دینی و آموزه های تربیتی و دانش های الاهی که در متون دعایی مطرح گردیده، در جهت پرداختن به دو اصل مهمّ «تربیت» و «تعلیم» و آموختن دانش و بینش براساس باورهای اسلامی است.

بی تردید، دعا کردن و دست نیاز به سوی خداوند بی نیاز برآوردن، تنها ویژه تعالیم اسلامی نیست، بلکه در همه ادیان و مذاهب دعاها و کلماتی برای مناجات با پروردگار وجود دارد. با این همه آنچه دعاهای اسلامی را از دعاهای دیگر متمایز می سازد، مایه دار بودن محتوا و اثر بخشی بسیار دعا در همه ابعاد زندگی انسان است. به دیگر سخن، «دعا در اسلام – جز دعاهای قرآنی که عین وحی است – بیان دیگری از آموزه های فرد ساز و جامعه پرداز وحی است؛ یعنی همان درس های قرآنی است که خداوند مهربان برای تربیت انسان، به وسیلۀ آیات آسمانی فرستاده است. ادعیه، خود به گونه ای تفسیر قرآن کریم اند و شرح معارف آسمانی اند و یادآور تربیت های قرآنی و تکرار و تأکید و تشریح آموزه های وحیانی».[۶۴] راستی چه فرقی می توان نهاد میان قرآن کریم و متن دعای صحیفه سجادیه، که هر دو از جهت محتوا و تنوع مضمون و نیز هدف تعلیمی و تربیتی هم داستانند و به یک نقطه چشم دوخته اند، جز این که یکی «قرآن نازل» و معجزه ماندگار پروردگار است و دیگری نمونه کامل «قرآن صاعد» و املای امام زین العابدین (ع)؟

هـ. حال، با توجه به جایگاه بلند دعا در اندیشه اسلامی و نقش بزرگ آن در سازندگی فردی و اجتماعی و پیوند ناگسستنی اش با وحی الاهی، جای این گله گذاری و سخن دردمندانه است که بگوییم برخورد جامعه اسلامی (عامه مردم و عالمان و روشنفکران) با این میراث گران سنگ تزکیه و تعلیم برخوردی اصولی و مبتنی بر شناخت تمام عیار حقیقت دعا نبوده است و در میان متون مقدس دینی، بیش از همه این چهره فروغ گستر متون دعایی است که زیر خروارها غبار غربت و بی اعتنایی پوشیده مانده است.

سبب چه می تواند باشد جز ناآگاهی مردمان و نادانی مدعیان فضل و آگاهی در طول تاریخ نسبت به نقش سازنده دعا که خود باعث گردیده بسیاری از ما یا با دعا احساس بی گانگی کرده، آن را از صحنه زندگی خود حذف کنیم و یا بی توجه به فلسفه عمیق نیایش با آن برخوردی از سر کسب و سودجویی داشته باشیم؛ خود را با خواندن دعا سرگرم می کنیم بی آن که معنای آن را بفهمیم و پیام های ژرف و گوناگونش را دریابیم؛ تنها برای خواستن نیازهای حقیر و کم ارج یا برای بردن ثواب و گاه جهت رفع بی کاری و توجیه کاستی ها و سستی ورزیدن ها؛ و این بدترین و سطحی ترین گونه برخورد با ادعیه است که بی شک در آنها هدفی بس والاتر و حیاتی تر مورد توجه بوده است؛ یعنی جهت دادن به حیات دنیایی انسان در همۀ عرصه ها و تربیت او بر اساس فضیلت ها و راه نمودن وی به بهشت خشنودی خدا.

حکمت الاهی و دعا

تحقق برخى از مقدرّات الاهى با دعاى بنده و مشروط به دعا کردن است، بدین معنا که اگر بنده دعا کند و بخواهد، مصلحت الاهى به عطا کردن تعلق مى‏گیرد و اگر دعا نکند مصلحتى در کار نیست و براى او مقدور نمى‏شود.[۶۵]

بنابراین، دعا هم یکی از اسباب است همانند اسباب دیگر؛ یعنی ممکن است خداوند متعال مقدر کرده باشد که شخص فقط به وسیلۀ دعا کردن صاحب فرزند شود، و تا دعا نکند، به او اولاد ندهد، هر چند که به همۀ وسائل ظاهرى متوسل شود.[۶۶]

در روایات مختلفی که به آن اشاره خواهیم کرد؛ این امر ثابت می شود که دعا به تنهایی بر وقایعی که قرار بوده رخ دهد بسیار تاثیرگذار است؛ تا جائی که قضاء الاهی را می تواند تغییر دهد.

برای روشن شدن این بحث به چند روایت می پردازیم.

رسول خدا (ص) فرموده اند: ” لا یردّ القضاء الا الدعاء”[۶۷] قضا را رد نمى‏کند مگر دعا.

از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود:” الدعاء یرد القضاء بعد ما ابرم ابراما”[۶۸] دعا قضا را بعد از آن که تا حدى حتمى شده ردّ مى‏کند.

از امام موسى کاظم (ع) است که فرمود: بر شما باد دعا کردن، که دعا و درخواست از خداى عز و جل بلا را رد مى‏کند هر چند که آن بلا مقدر شده قضایش رانده شده باشد، و تا مرحله اجرا جز امضاى آن فاصله‏اى نمانده باشد، در همین حال هم اگر از خداى تعالى درخواست شود آن بلا را به نحوى که خود مى‏داند بر مى‏گرداند.[۶۹]

همچنین از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: دعا، قضاى مبرم و حتمى را بر مى‏گرداند، پس دعا بسیار کنید، که کلید همۀ رحمت‏ها و رستگارى‏ها و کلید برآمدن هر حاجت است، و مردم به آن چه نزد خدا دارند نمى‏رسند مگر به دعا، چون هیچ درى نیست که وقتى بسیار کوبیده شود به روى کوبنده باز نگردد.[۷۰]

بنابر این با توجه به آنچه در روایات آمده است معلوم می شود همان خدای حکیمی که بنده اش را مبتلا به بلا می کند؛ او را حین گرفتاری امر به دعا کرده و می گوید که در صورتی تو را نجات می دهم که رو به من کرده و دست نیاز به سویم دراز کنی و مرا بخوانی. در نتیجه مبتلا شدن مطابق با حکمت بوده و رفع آن به وسیلۀ دعا نیز چنین است.

همچنین دقت به این مطلب لازم است که حکیم بودن خداوند، دلیل نمی شود که اراده از انسان ها گرفته شود بلکه عمل هر انسانی از افعال خودش سرچشمه می گیرد؛ لذا با دعا کردن می توان جلوی بدی ها و شروری که در آینده قرار است رخ دهد را گرفت. بنابر این، چنین نیست که انسان ها در کارهایشان به یک نحوه جبر گرفتار باشند و همۀ اتفاقاتی که برایشان می افتد علتش خداوند باشد؛ بلکه –مشیت الاهی بر این است که- خود انسان می تواند به وسیلۀ اعمالش آیندۀ خویش را رقم زند.

هم چنین در فائده دعا همین بس که خداوند در کتاب شریفش در سورۀ فرقان آیۀ ۷۷ خطاب به پیامبر اکرم (ص) فرموده است: “بگو اگر دعاى شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایى به شما نمى‏کند”.

یعنی خداوند به واسطۀ دعاهای بندگان است که به ایشان توجه می کند.

برای مطالعه بیشر در این مورد می توانید به نمایه های زیر مراجعه کنید:

۲۶۴۶ (سایت اسلام کوئست: ۲۷۷۲) (منافات نداشتن دعا با خواست خداوند).

۸۹۶۱ (سایت اسلام کوئست: ۹۰۳۷) (هدف از دعا).

اقسام دعا

به طور کلی دعا بر دو دسته است:

۱٫ دعا برای برآورده شدن حاجات و رفع مشکلات.

۲٫ دعا در مقام مناجات و رابطه عاشقانه با معبود که روح تمامی عبادات است. پس دعا تنها برای رفع گرفتاری ها و بلایا نیست. لذا فرازهای زیادی از دعاهایی که از اهل بیت (ع) به ما رسیده، خالی از هرگونه نیاز مادی است.

دعای عهد

دعای عهد از دعاهایی است که خواندن آن مستحب است. در بارۀ دعای عهد در روایات چنین آمده که هرکس چهل صبح این دعا را بخواند از یاران امام قائم (عج) محسوب خواهد شد و…[۷۱] این دعا باید صبح خوانده شود و بهترین وقت آن بعد از نماز صبح  است و صبح به لحاظ فقهی از طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید محسوب می‌شود، ولی عرفاً تا یکی دو ساعت از بر آمدن آفتاب را هم شامل می‌شود. ظاهر روایت خواندن متوالی و پشت سر هم در چهل صباح است.

برای آگاهی بیشتر، نک:

دعای عهد و زمان خواندن آن.

دعای عهد.

زمان دعای صباح

در بارۀ دعای عهد در روایات چنین آمده است:” هرکس چهل صبح این دعا را بخواند از یاران امام قائم (عج) محسوب خواهد شد و… “.[۷۲] این دعا باید صبح خوانده شود و بهترین وقت آن بعد از نماز صبح  است و صبح به لحاظ فقهی از طلوع فجر صادق تا طلوع خورشید محسوب می‌شود، ولی عرفاً تا یکی دو ساعت از بر آمدن آفتاب را هم شامل می‌شود. ظاهر روایت خواندن متوالی و پشت سر هم در چهل صباح است. خواندن این دعا اساساً مستحب است.

برای آگاهی بیشتر، نک:

دعای عهد و زمان خواندن آن.

دعای عهد.

دعای جوشن کبیر و آفریده شدن انسان از آب

از امام زین العابدین و ایشان از پدر بزرگوارش امام حسین و ایشان از رسول اکرم (ص) نقل کرده اند که دعای شریف جوشن کبیر را حضرت جبرئیل (ع) برای پیامبر گرامی (ص) آورد. پیامبر گرامی (ص) در یکی از غزوات جوشن و لباس نظامی بسیار سنگینی پوشیده بود که بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود. حضرت جبرئیل نازل گشته و عرض نمود: یا محمد پروردگارت تو را سلام مى‏رساند و مى‏فرماید این جوشن را از تن درآر و بخوان این دعا را که او امان است از براى تو و امت تو”.[۷۳]

جمله ای در دعای شریف جوشن کبیر آمده است، که می فرماید: ” یَا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرا “. این جمله در واقع برگرفته از آیه ۵۴ از سوره فرقان (او کسى است که از آب، انسانى را آفرید) است . بر اساس روایاتی که در ذیل این آیه وارد شده، منظور از آب، آب نطفه است.[۷۴] یعنی این آیه در مورد منشأ پیدایش انسان های بعد از حضرت آدم و حوّاء (ع) سخن می گوید.

نمایه های مرتبط:

۱٫ ماده اوّلیه جهان، شمارۀ سؤال ۲۷۲ (سایت اسلام کوئست: ۱۹۰۳).

۲٫ قرآن و خلقت انسان، سؤال ۷۳۱ (سایت اسلام کوئست: ۹۱۱).

۳٫ مراحل خلقت جهان و انسان از منظر قرآن و کتاب مقدس، سؤال ۵۱۵ (سایت اسلام کوئست: ۵۶۲).

تفاوت خواندن و شنیدن دعا

شایسته است که هر انسانی خودش دعا را بخواند تا ثواب بهتری از دعای مورد نظر ببرد و نباید در حالت عادی، به شنیدن دعا بسنده نمود، ادله ای که برای این سخن ارائه می شود عبارت اند از:

۱٫ مشتقاتی که از ریشۀ “دَعَوَ” گرفته می شوند، معمولاً به مواردی منصرف اند که تکلمی نیز وجود داشته باشد، هر چند در قرآن، در ارتباط با برخی ارتباطات بدون تکلم نیز از این ریشه، استفاده شده است.[۷۵]

۲٫ اگر ثواب و اثری در روایات برای دعایی در نظر گرفته شده، برای خواندن از طرف دعا کننده است؛ زیرا خدای متعال دوست دارد صدا و درخواست بنده خود را بشنود، چنانچه پیامبر گرامی اسلام (ص) می فرماید: “از فضل خداوند درخواست کنید که او درخواست بنده را دوست دارد”.[۷۶]

امام صادق (ع) نیز در این زمینه می فرمایند: “که خداوند آن چه در قلب بنده اش وجود دارد را می داند، اما دوست دارد که نیازهای بندگان به پیشگاه او عرضه شود”.[۷۷]

۳٫ اگر این طور بود که هرکسی بدون این که دعایی را بخواند و با خدای خود به زبان خود راز و نیاز کند، فقط دعایی را که دیگری می خواند بشنود، پس چرا این همه ثواب و فضیلت در باره دعا و مناجات با خدا قرار داده شده است و یا در قرآن کریم دعا به عنوان عبادت شمرده شده است؟! آیا شنیدن فقط راحت طلبی نیست؟!

۴٫ بنده ای که به دعا موفق می شود، صرف نظر از اجابت، به هدف دعا، که همانا سخن گفتن با پروردگار است، دست یافته و اوج مقام بندگی را درک کرده است و کسی هم که بندگی خدا را کند، خدای متعال به او توجه می کند؛ چنان چه خدای متعال در قرآن کریم می فرماید: “بگو: اگر دعایتان نبود پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نداشت”.[۷۸] در این آیه شریفه، دعا ملاک ارزش انسان و میزان توجه پروردگار قرار داده شده است. پس هر بنده ای باید خود لب به سخن با آفریدگار خود بگشاید و آن چه را که در دل دارد با سخنان خود اظهار کند.

۵٫ یکی از کیفیات دعا خواندن، گریه و زاری به درگاه خدا است، که از بلندی روح و کمال انسان حکایت می کند. به همین دلیل خداوند متعال زاری و تضرع بندگان خویش را دوست دارد. البته حالات افراد هم می تواند فرق کند؛ یعنی ممکن است کسی با شنیدن دعا گریه و زاری نماید، ولی آنچه که شارع مقدس می خواهد و این همه شرایط و احکام و ثواب برای دعا قرار داده شده است، آیا عقلاً از شارع حکیم برمی آید که فقط برای شنونده باشد؟

پیامبر اکرم (ص) می فرماید: “هنگامی که خداوند تعالی بنده ای را دوست داشته باشد، او را گرفتار می کند تا صدای زاری وی را بشنود”.[۷۹] در این روایت، هم آن چه که در دعا مهم است گریه و زاری و مناجات خود شخص است که اثر دارد.

بنابراین، در حالت عادی سزاوار است که افراد، خواسته های خود را بر زبان آورند و به شنیدن آن بسنده ننمایند. البته نکات دیگری هم در این زمینه وجود دارد، از جمله:

۱٫ دعای جمعی در روایات سفارش شده است و سریع تر از دعای فردی به اجابت می رسد؛ ولی در دعای دسته جمعی هم باید دعا را همه بخوانند و اگر کسی سواد خواندن دعا را ندارد او حسابش جدا است و مراتبی از ثواب دعا را می برد؛ زیرا همین که به هر زبانی با خدا مناجات می کند و یا می شنود، دارای ثواب است.

۲٫ خشوع در برابر خداوند و نرمی دل، خود امر پسندیده ای است که حتی بدون خواندن و یا شنیدن دعا نیز دارای ثواب و پاداش است. بنابراین، اگر با شنیدن دعایی به این حالت دست یافتید، به ثواب بزرگی دست خواهید یافت، حتی اگر ثواب وعده داده شده در آن دعا نباشد.

۳٫ استثنائاتی نیز در این زمینه وجود دارد؛ مانند افرادی که اساساً قادر به تکلم نبوده و یا در موقعیتی قرار دارند چون رانندگی و … تنها قدرت شنیدن دعا را دارند.

در چنین موقعیت هایی نباید شنیدن دعا را به بهانۀ نداشتن ثواب ترک نمود و باید مطمئن بود که خداوند، پاداش مناسبی برای او در نظر خواهد گرفت.

نتیجه: این که اگر شخصی بخواهد به ثواب خاصی از یک دعا برسد، و عذری هم نداشته باشد باید لب به سخن بگشاید و خود با خدای متعال راز و نیاز کند تا به ثواب کامل آن برسد، اما هر نوع ارتباط معنوی با خداوند، از جمله شنیدن دعا دارای ارزش جداگانه ای است که در مراحل بعد می تواند مورد استفاده قرار گیرد.

نمایه های مرتبط:

۱٫ شرایط استجابت حتمی دعا، ۱۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۹۸۳).

۲٫ شرایط و راه های استجابت دعا، ۲۱۴۵ (سایت اسلام کوئست: ۲۲۶۹).

۳٫ سریع الاجابه ترین دعاها، ۸۷۱ (سایت اسلام کوئست: ۱۰۸۷).

سند دعای “ناد علی”

منظور از دعای ناد علی،  شعر “ناد علیا مظهر العجائب* تجده عونا لک فی النّوائب * کلّ غمٍّ و هَمٍّ سَینجَلی*بِوَلایَتِکَ یا علیّ یا علی یا علی” است که در جلد ۲۰ بحار الانوار، ص ۷۳ از قول میبدی، یکی از شارحان اهل سنت دیوان امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است که متن روایت چنین است: “و گفته شده است که به پیامبر در روز ا حد ندا شد:

“ناد علیا مظهر العجائب * تجده عونا لک فی النّوائب

کلّ غمٍّ و هَمٍّ سَینجَلی* بِوَلایَتِکَ یا علیّ یا علی یا علی.”

و به همین مقدار اکتفا شده و مطلبی که دلالت داشته باشد که می توان از این شعر به عنوان دعا استفاده کرد، نقل نشده است.

از طرفی، با آن که باید هر دعا را بر همان اساسی خواند که در روایت مرتبط وارد شده، اما باید در نظر داشت که برخی دستوراتی که در ارتباط با کیفیت خواندن “ناد علیا” بیان می شود، منشأ روایی نداشته و در کتب معتبر حدیثی چنین دستوراتی مشاهده نمی شود.

به هر حال، خواندن آن به امید ثواب یا “قصد رجاء” اشکال ندارد .

مراجع  معظم تقلید فرموده اند:

خواندن دعاهایی که اعتبار سندش معلوم نشده، به امید ثواب، نه به قصد ورود اشکال ندارد؛[۸۰] یعنی به امید ثواب خوانده شود، نه به این قصد که از معصوم (ع) وارد شده است.

نکتۀ دیگر آن است که در عبادات، آنچه در مرحلۀ اول اهمیت دارد، استناد آن به یکی از منابع معتبر است، اما در  خصوص ادعیه، بر اساس روایات وارده از معصومان، ایرادی ندارد که هر فردی با انشاء خود و به شرط عدم تعارض با آموزه های اسلامی، به مناجات با پروردگار بپردازد،[۸۱] امّا نمی توان اصلی کلی را مورد پذیرش قرار داد که اگر شخصی با خواندن دعا و یا پرداخت نذری به حاجت خویش رسید، دیگران نیز آن دعا را مانند دعایی مأثور و منقول از امامان (ع) دانسته و آن را به مجموعۀ دعاها و اعمال موجود اضافه کنند.

استناد دعای یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجه

در دعاها و مناجات ها، نباید همواره به دنبال سند باشیم، بلکه خود انسان نیز می تواند با استفاده از آموزه های کلّی اسلامی و به شرط رعایت اصول اعتقادی، دعایی را از جانب خود انشاء نماید که به تعبیر امام صادق (ع) چنین دعایی از بافضیلت ترین ادعیه خواهد بود.[۸۲]

با این مقدمه باید گفت: این بخش از دعا، منافاتی با اصول اعتقادی نداشته و خواندن آن ایرادی ندارد، اگرچه عین این عبارت را در روایت معتبری نیافتیم. البته دعاهای دیگری وجود دارند که تقریباً همین مضمون را می رسانند؛ مانند: ۱٫ اللهم رب الحسین، اشف صدر الحسین، اللهم رب الحسین، اطلب بدم الحسین، اللهم رب الحسین، انتقم ممن رضی بقتل الحسین، اللهم رب الحسین، انتقم ممن خالف الحسین، اللهم رب الحسین، انتقم ممن فرح بقتل الحسین‏.[۸۳]

۲٫ اللهم رب الحسین، اشف صدر الحسین و اطلب بثاره، اللهم انتقم ممّن قتله و أعان علیه.‏[۸۴]

گفتنی است؛ همان گونه که می دانیم، انتقام واقعی امام حسین (ع) جز با ظهور حضرت مهدی (عج) گرفته نخواهد شد.

کتاب های دعا و اعمال روزانه

کتاب هایی که اسامی آنها در زیر می آید، در باره اعمال و دستورهای عبادی روزانۀ انسان است:

۱٫ مفتاح الفلاح، تألیف شیخ بهائی، ترجمه، علی نظری منفرد، با “عنوان کلید رستگاری”.

۲٫ فلاح السائل، تألیف سید بن طاووس.

۳٫ المراقبات، تألیف میرزا جواد آقا ملکی تبریزی.

۴٫ مفاتیح الجنان، تألیف شیخ عباس قمی.

۵٫ در ضمن نرم افزار نور الجنان محصول مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی بخشی را به این اعمال روزانه اختصاص داده است، مراجعه بفرمائید.

دعای ایام هفته

در کتاب های روایی و ادعیه دعاهای مختلفی برای روزها و شب های هفته بیان شده است، که برخی از ادعیه روزها را بیان می کنیم.

دعاى روز یکشنبه‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ بِسْمِ اللَّهِ الَّذِی لاَ أَرْجُو إِلاَّ فَضْلَهُ وَ لاَ أَخْشَى إِلاَّ عَدْلَهُ‏ وَ لاَ أَعْتَمِدُ إِلاَّ قَوْلَهُ وَ لاَ أُمْسِکُ إِلاَّ بِحَبْلِهِ‏ بِکَ أَسْتَجِیرُ یَا ذَا الْعَفْوِ وَ الرِّضْوَانِ مِنَ الظُّلْمِ وَ الْعُدْوَانِ‏ وَ مِنْ غِیَرِ الزَّمَانِ وَ تَوَاتُرِ الْأَحْزَانِ وَ طَوَارِقِ الْحَدَثَانِ‏ وَ مِنِ انْقِضَاءِ الْمُدَّهِ قَبْلَ التَّأَهُّبِ وَ الْعُدَّهِ وَ إِیَّاکَ أَسْتَرْشِدُ لِمَا فِیهِ الصَّلاَحُ وَ الْإِصْلاَحُ‏ وَ بِکَ أَسْتَعِینُ فِیمَا یَقْتَرِنُ بِهِ النَّجَاحُ وَ الْإِنْجَاحُ‏ وَ إِیَّاکَ أَرْغَبُ فِی لِبَاسِ الْعَافِیَهِ وَ تَمَامِهَا وَ شُمُولِ السَّلاَمَهِ وَ دَوَامِهَا وَ أَعُوذُ بِکَ یَا رَبِّ مِنْ هَمَزَاتِ الشَّیَاطِینِ‏ وَ أَحْتَرِزُ بِسُلْطَانِکَ مِنْ جَوْرِ السَّلاَطِینِ‏ فَتَقَبَّلْ مَا کَانَ مِنْ صَلاَتِی وَ صَوْمِی‏ وَ اجْعَلْ غَدِی وَ مَا بَعْدَهُ أَفْضَلَ مِنْ سَاعَتِی وَ یَوْمِی‏ وَ أَعِزَّنِی فِی عَشِیرَتِی وَ قَوْمِی وَ احْفَظْنِی فِی یَقَظَتِی وَ نَوْمِی‏ فَأَنْتَ اللَّهُ خَیْرٌ حَافِظاً وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ‏ اللَّهُمَّ إِنِّی أَبْرَأُ إِلَیْکَ فِی یَوْمِی هَذَا وَ مَا بَعْدَهُ مِنَ الْآحَادِ مِنَ الشِّرْکِ وَ الْإِلْحَادِ وَ أُخْلِصُ لَکَ دُعَائِی تَعَرُّضاً لِلْإِجَابَهِ وَ أُقِیمُ عَلَى طَاعَتِکَ رَجَاءً لِلْإِثَابَهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ خَیْرِ خَلْقِکَ الدَّاعِی إِلَى حَقِّکَ‏ وَ أَعِزَّنِی بِعِزِّکَ الَّذِی لاَ یُضَامُ وَ احْفَظْنِی بِعَیْنِکَ الَّتِی لاَ تَنَامُ‏ وَ اخْتِمْ بِالاِنْقِطَاعِ إِلَیْکَ أَمْرِی وَ بِالْمَغْفِرَهِ عُمْرِی إِنَّکَ أَنْتَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ‏.

دعاى روز دوشنبه‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یُشْهِدْ أَحَداً حِینَ فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ‏ وَ لاَ اتَّخَذَ مُعِیناً حِینَ بَرَأَ النَّسَمَاتِ‏ لَمْ یُشَارَکْ فِی الْإِلَهِیَّهِ وَ لَمْ یُظَاهَرْ فِی الْوَحْدَانِیَّهِ کَلَّتِ الْأَلْسُنُ عَنْ غَایَهِ صِفَتِهِ وَ الْعُقُولُ عَنْ کُنْهِ مَعْرِفَتِهِ‏ وَ تَوَاضَعَتِ الْجَبَابِرَهُ لِهَیْبَتِهِ وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِخَشْیَتِهِ وَ انْقَادَ کُلُّ عَظِیمٍ لِعَظَمَتِهِ‏ فَلَکَ الْحَمْدُ مُتَوَاتِراً مُتَّسِقاً وَ مُتَوَالِیاً مُسْتَوْسِقاً (مُسْتَوْثِقاً) وَ صَلَوَاتُهُ عَلَى رَسُولِهِ أَبَداً وَ سَلاَمُهُ دَائِماً سَرْمَداً اللَّهُمَّ اجْعَلْ أَوَّلَ یَوْمِی هَذَا صَلاَحاً وَ أَوْسَطَهُ فَلاَحاً وَ آخِرَهُ نَجَاحاً وَ أَعُوذُ بِکَ مِنْ یَوْمٍ أَوَّلُهُ فَزَعٌ وَ أَوْسَطُهُ جَزَعٌ وَ آخِرُهُ وَجَعٌ‏ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ نَذْرٍ نَذَرْتُهُ وَ کُلِّ وَعْدٍ وَعَدْتُهُ وَ کُلِّ عَهْدٍ عَاهَدْتُهُ ثُمَّ لَمْ أَفِ بِهِ‏ وَ أَسْأَلُکَ فِی مَظَالِمِ عِبَادِکَ عِنْدِی فَأَیُّمَا عَبْدٍ مِنْ عَبِیدِکَ أَوْ أَمَهٍ مِنْ إِمَائِکَ‏ کَانَتْ لَهُ قِبَلِی مَظْلِمَهٌ ظَلَمْتُهَا إِیَّاهُ فِی نَفْسِهِ أَوْ فِی عِرْضِهِ‏ أَوْ فِی مَالِهِ أَوْ فِی أَهْلِهِ وَ وَلَدِهِ أَوْ غِیبَهٌ اغْتَبْتُهُ بِهَا أَوْ تَحَامُلٌ عَلَیْهِ بِمَیْلٍ أَوْ هَوًى أَوْ أَنَفَهٍ أَوْ حَمِیَّهٍ أَوْ رِیَاءٍ أَوْ عَصَبِیَّهٍ غَائِباً کَانَ أَوْ شَاهِداً وَ حَیّاً کَانَ أَوْ مَیِّتاً فَقَصُرَتْ یَدِی وَ ضَاقَ وُسْعِی عَنْ رَدِّهَا إِلَیْهِ‏وَ التَّحَلُّلِ مِنْهُ‏ فَأَسْأَلُکَ یَا مَنْ یَمْلِکُ الْحَاجَاتِ وَ هِیَ مُسْتَجِیبَهٌ لِمَشِیَّتِهِ وَ مُسْرِعَهٌ إِلَى إِرَادَتِهِ‏ أَنْ تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تُرْضِیَهُ عَنِّی بِمَا (بِمَ) شِئْتَ وَ تَهَبَ لِی مِنْ عِنْدِکَ رَحْمَهً إِنَّهُ لاَ تَنْقُصُکَ الْمَغْفِرَهُ وَ لاَ تَضُرُّکَ الْمَوْهِبَهُ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏ اللَّهُمَّ أَوْلِنِی فِی کُلِّ یَوْمِ إِثْنَیْنِ نِعْمَتَیْنِ مِنْکَ ثِنْتَیْنِ سَعَادَهً فِی أَوَّلِهِ بِطَاعَتِکَ‏ وَ نِعْمَهً فِی آخِرِهِ بِمَغْفِرَتِکَ یَا مَنْ هُوَ الْإِلَهُ وَ لاَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ سِوَاه‏.

دعاى روز پنجشنبه‏

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی أَذْهَبَ اللَّیْلَ مُظْلِماً بِقُدْرَتِهِ‏ وَ جَاءَ بِالنَّهَارِ مُبْصِراً بِرَحْمَتِهِ وَ کَسَانِی ضِیَاءَهُ وَ أَنَا فِی نِعْمَتِهِ‏ اللَّهُمَّ فَکَمَا أَبْقَیْتَنِی لَهُ فَأَبْقِنِی لِأَمْثَالِهِ‏ وَ صَلِّ عَلَى النَّبِیِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ‏ وَ لاَ تَفْجَعْنِی فِیهِ وَ فِی غَیْرِهِ مِنَ اللَّیَالِی وَ الْأَیَّامِ بِارْتِکَابِ الْمَحَارِمِ وَ اکْتِسَابِ الْمَآثِمِ‏ وَ ارْزُقْنِی خَیْرَهُ وَ خَیْرَ مَا فِیهِ وَ خَیْرَ مَا بَعْدَهُ‏ وَ اصْرِفْ عَنِّی شَرَّهُ وَ شَرَّ مَا فِیهِ وَ شَرَّ مَا بَعْدَهُ‏ اللَّهُمَّ إِنِّی بِذِمَّهِ الْإِسْلاَمِ أَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ‏ وَ بِحُرْمَهِ الْقُرْآنِ أَعْتَمِدُ عَلَیْکَ‏ وَ بِمُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ أَسْتَشْفِعُ لَدَیْکَ‏ فَاعْرِفِ اللَّهُمَّ ذِمَّتِیَ الَّتِی رَجَوْتُ بِهَا قَضَاءَ حَاجَتِی یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏.

اللَّهُمَّ اقْضِ لِی فِی الْخَمِیسِ خَمْساً لاَ یَتَّسِعُ لَهَا إِلاَّ کَرَمُکَ وَ لاَ یُطِیقُهَا إِلاَّ نِعَمُکَ‏ سَلاَمَهً أَقْوَى بِهَا عَلَى طَاعَتِکَ وَ عِبَادَهً أَسْتَحِقُّ بِهَا جَزِیلَ مَثُوبَتِکَ‏ وَ سَعَهً فِی الْحَالِ مِنَ الرِّزْقِ الْحَلاَلِ وَ أَنْ تُؤْمِنَنِی فِی مَوَاقِفِ الْخَوْفِ بِأَمْنِکَ‏ وَ تَجْعَلَنِی مِنْ طَوَارِقِ الْهُمُومِ وَ الْغُمُومِ فِی حِصْنِکَ‏ وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اجْعَلْ تَوَسُّلِی بِهِ شَافِعاً یَوْمَ الْقِیَامَهِ نَافِعاً إِنَّکَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِین‏.

دعای شب و روز جمعه

از حضرت رسول (ص) منقول است که هر که هفت مرتبه این دعا را بخواند در شب جمعه یا روز جمعه اگر در آن شب یا آن روز بمیرد داخل بهشت شود و دعا این است‏:

اللَّهُمَّ أَنْتَ رَبِّی لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنْتَ خَلَقْتَنِی‏ وَ أَنَا عَبْدُکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ وَ فِی قَبْضَتِکَ وَ نَاصِیَتِی بِیَدِکَ‏ أَمْسَیْتُ عَلَى عَهْدِکَ وَ وَعْدِکَ مَا اسْتَطَعْتُ‏ أَعُوذُ بِرِضَاکَ مِنْ شَرِّ مَا صَنَعْتُ أَبُوءُ بِنِعْمَتِکَ (بِعَمَلِی) وَ أَبُوءُ بِذَنْبِی (بِذُنُوبِی) فَاغْفِرْ لِی ذُنُوبِی إِنَّهُ لاَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ أَنْت‏.

دعای “امّن یجیب المضطرّ”

جملۀ “أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء” در قرآن سورۀ نمل آیۀ ۶۲ آمده است که می فرماید: “یا کسى که دعاى مضطرّ را اجابت مى‏کند و گرفتارى را برطرف مى‏سازد”.

توضیح این که از امام صادق و امام باقر (ع) نقل شده در تفسیر این آیۀ شریفه فرمودند: آن خدائى که مضطرّ را اجابت می نماید؛ یعنى آن کس که از شدت گرفتارى و مشکلات به خدا پناهنده شده و آن چه که انسان را ناراحت می کند برطرف می فرماید.[۸۵]

گرچه خداوند دعاى همه را -هر گاه شرایطش مهیا باشد- اجابت مى‏کند، ولى در آیۀ بالا مخصوصاً روى عنوان “مضطرّ” تکیه شده است، به این دلیل که یکى از شرائط اجابت دعا آن است که انسان چشم از عالم اسباب به کلى بردارد و تمام قلب و روحش را در اختیار خدا قرار دهد، همه چیز را از آن او بداند و حل هر مشکلى را به دست او ببیند، و این درک و دید در حال اضطرار دست مى‏دهد. اگرچه چنین حالتی برای افرادی در غیر حالت اضطرار نیز وجود دارد، اما عموم افراد این گونه نیستند.

درست است که عالم، عالم اسباب است، و مؤمن نهایت تلاش و کوشش خود را در این زمینه به کار مى‏گیرد ولى هرگز در جهان اسباب گم نمى‏شود، همه را از برکت ذات پاک او مى‏بیند و در پشت حجاب اسباب ذات” مسبب الاسباب” را مى‏بیند و همه چیز را از او مى‏خواهد.

آرى اگر انسان به این مرحله برسد مهم ترین شرط اجابت دعا را فراهم ساخته است.

جالب این که در بعضى از روایات این آیه تفسیر به قیام حضرت مهدى (ع) شده است.

در روایتى از امام باقر (ع) مى‏خوانیم که فرمود: “به خدا سوگند گویا من مهدى (ع) را مى‏بینم که پشت به حجرالاسود زده و خدا را به حق خود مى‏خواند سپس فرمود: به خدا سوگند مضطرّ در کتاب اللَّه در آیۀ “أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ …” او است”.

در حدیث دیگرى از امام صادق (ع) چنین آمده: “این آیه در مورد مهدى از آل محمد (ع) نازل شده، به خدا سوگند مضطرّ او است، هنگامى که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز به جا مى‏آورد و دست به درگاه خداوند متعال بر مى‏دارد دعاى او را اجابت مى‏کند، ناراحتى‏ها را بر طرف مى‏سازد، و او را خلیفه روى زمین قرار مى‏دهد”.[۸۶]

البته بدیهی است که منظور از این تفسیر، منحصر ساختن مفهوم آیه به وجود مبارک مهدى (ع) نیست، بلکه آیه مفهوم گسترده‏اى دارد که یکى از مصداق هاى روشن آن وجود مهدى (ع) است، در آن زمان که همه جا را فساد گرفته باشد، درها بسته شده، کارد به استخوان رسیده و بشریت در بن بست سختى قرار گرفته، حالت اضطرار در کل عالم نمایان است در آن هنگام در مقدس‏ترین نقطه روى زمین دست به دعا برمى‏دارد و تقاضاى کشف سوء مى‏کند و خداوند این دعا را سرآغاز انقلاب مقدس جهانى او قرار مى‏دهد و به مصداق وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ[۸۷] او و یارانش را خلفاى روى زمین قرار می دهد.[۸۸]

در پایان تذکر نکته ای ضروری به نظر می رسد.

اگرچه تعدادی از بزرگان فرموده اند: خوب است انسان هنگامی که با سختی ها و مشکلات روبرو شد این آیۀ شریفه را بخواند[۸۹] و در زبان عموم مردم از این آیۀ شریفه به عنوان دعا تعبیر می شود، اما دقّت بیشتر و دقیق تر ما را به این نکته رهنمون می کند که این آیۀ شریفه سبک و سیاق دعایی ندارد و از این جهت امامان ما وقتی که از این آیه ارادۀ دعا می کردند این گونه قرائت می کردند: یَا مَنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوء َ ارْحَمْنِی وَ اکْشِفْ مَا بِی مِنْ غَمٍّ وَ کَرْبٍ وَ وَجَعٍ وَ دَاء.[۹۰] (ای کسى که دعاى مضطرّ را اجابت مى‏کند و گرفتارى را برطرف مى‏سازد به من رحم فرما و هرگونه ناراحتی، اندوه، درد و رنج را از من برطرف ساز).

دعای مخصوص برای شفای بیمار

در این باره دعاهای متعدّدی ار کتاب های دعا و مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی (ره) نقل شده است، همچنین  آیت الله هادوی تهرانی (دامت برکاته) شخصاً خاطره ای از آیت الله بهجت نقل می کند که بیان آن در این جا خالی از لطف نیست:

وی می گوید: در نهم آبان سال ۱۳۶۵ هجری شمسی، مصادف با ۲۶ صفر المظفر ۱۴۰۷ هجری قمری، در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)، حضرت آیت الله العظمی بهجت (رضوان الله علیه) برای شفای دخترم این دعا را به بنده آموختند: «اللَّهُمَّ اشْفِها بِشِفَائِکَ وَ دَاوِها بِدَوَائِکَ وَ عَافِها بِعَافیَتِک» را سه بار تکرار می کنید و سپس می گویید: «بالامام الکاظم (علیه السلام) فَإِنِّها أمتک وَ بِنتُ عَبْدِکَ»

این دعا موجب شفای دخترم شد.

نمایه های مرتبط:

۱٫ نمایه: شرایط استجابت حتمى دعا، سؤال شماره ۱۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۹۸۳).

۲٫ نمایه: نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال شماره ۷۲۱ (سایت اسلام کوئست: ۷۶۴).

۳٫ نمایه: سریع الاجابه ترین دعاها، سؤال شماره ۸۷۱ (سایت اسلام کوئست: ۱۰۸۷).

دعا کردن در رکوع

در مورد ذکر رکوع باید گفت: انسان هر ذکری در رکوع بگوید کافی است و احتیاطاً[۹۱] آن ذکر به اندازه سه مرتبه «سبحان الله» یا یک مرتبه «سبحان ربی العظیم و بحمده» باشد.[۹۲]

در باره اذکاری که می توان در رکوع گفت، روایاتی به ما رسیده است:

در روایتی از پیامبر اکرم (ص) نقل شده است که فرمودند: من از قرائت در رکوع و سجود نهی شده ام. پس در رکوع خداوند را بزرگ بدارید و در سجده زیاد دعا کنید که سزاوار است مستجاب شود.[۹۳]

امام صادق (ع) از پدر بزرگوارشان و او از امیرالمؤمنین (ع) روایت کرده: قرائتی در رکوع و سجود نیست. در رکوع و سجود تنها مدح خدای عزوجل است و بعد از آن درخواست و دعا، پس رکوع را با مدح و ثنای خداوند عزوجل شروع نموده سپس با دعا به پایان رسانید.[۹۴]

بنابراین نه تنها در روایات از دعا کردن در رکوع نهی نشده است، بلکه می توان گفت هر دعایی در رکوع مطلوب است. علامه مجلسی ذیل این حدیث فرموده اند: این حدیث دلالت بر استحباب ذکر و دعا در رکوع دارد.[۹۵] و گفتن ذکر صلوات نیز در رکوع مستحب است بعد از ذکر یا قبل از آن[۹۶] و این هم خود نوعی دعا است.

همچنین خواندن این دعا نیز در حدیثی از امام باقر (ع) آمده است: “إِذَا أَرَدْتَ أَنْ تَرْکَعَ فَقُلْ وَ أَنْتَ مُنْتَصِبٌ اللَّهُ أَکْبَرُ ثُمَّ ارْکَعْ وَ قُلِ اللَّهُمَّ لَکَ رَکَعْتُ وَ لَکَ أَسْلَمْتُ وَ بِکَ آمَنْتُ وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ وَ أَنْتَ رَبِّی خَشَعَ لَکَ قَلْبِی وَ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ مُخِّی وَ عِظَامِی وَ عَصَبِی وَ مَا أَقَلَّتْهُ قَدَمَایَ غَیْرَ مُسْتَنْکِفٍ وَ لَا مُسْتَکْبِرٍ وَ لَا مُسْتَحْسِرٍ سُبْحَانَ رَبِّیَ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ‏ …”.[۹۷]

شرایط و راه های استجابت دعا

در آیات قرآن[۹۸] علاوه بر این که دعا از جنبۀ مقدمی و برای رسیدن به مقصود و حاجت، مورد توجه قرار گرفته است: “ادعونی استجب لکم”، از جنبۀ ذی المقدمی نیز لحاظ شده است: “ان الذین یستکبرون عن عبادتی …”. یعنی دعا هم طلب است و هم مطلوب (چه مستجاب شود و چه نشود، مطلوب است)، هم وسیله است و هم غایت، هم مقدمه است و هم نتیجه و هدف. و سرّ اصرار و تأکید روایات هم در همین نکته نهفته است.[۹۹]

به عبارت دیگر؛ فلسفه و هدف اولی دعا کردن، خود دعا کردن و زنده نگه داشتن حالت دعا است و اگر کسی توفیق دعا کردن پیدا کرد باید مطمئن باشد که مورد عنایت خدا قرار گرفته و در حقیقت خواستۀ اصلی او که مناجات، سخن گفتن و ارتباط با خدا بوده به دست آمده است، اما دریافت خواستۀ مورد نظر، هدفِ در مرتبۀ دوم است که برای به اجابت رسیدن آن باید شرایطی را در نظر داشت و رعایت کرد؛ از جمله این که:

۱٫ انسان از خدا چیزی را بخواهد که، حرام نباشد، یا به ضرر دیگران نباشد و یا …

۲٫ همچنین دعایی که در روایات و آیات، سفارش فراوان به آن شده، دعا و درخواست در بارۀ حاجات و حوایج معنوی است؛ مانند درخواست توفیق برای اطاعت اوامر الاهی و ترک محرمات، و دعا برای جامعۀ اسلامی و مؤمنان و … .

۳٫ اگر چه آموزه های دینی به ما می گوید در امور کوچک و بزرگ دعا کنیم و در دعا اصرار و پی گیری داشته باشیم، ولی برای تشخیص صلاح و مصلحت در دعا باید، به این نکته توجه کرد که دعا نیز امری قانون مند است، لذا نباید با قوانین تشریعی و تکوینی پروردگار در تعارض باشد.

۴٫ در حصول نتیجه هم نباید شتاب کرد، و باید استجابت را از جهت زمان به خدا واگذار نمود، تا آنچه مصلحت است عمل نماید.[۱۰۰]

۵٫ از طرفی نیز اموری نظیر “ذکر صلوات در ابتدا و انتهای هر دعا، مراقبت از قلب در برابر وسوسه های شیطان، قطع امید از غیر خدا و تنها تکیه نمودن بر او” به استجابت دعا کمک می کنند.

انسانی که در همۀ امور ذاتاً فقیر و محتاج به وجود بی نیاز خدا است بدون تردید، دعا کردن در همه شرایط، در صورت اجابت و یا عدم اجابت آن به نفع انسان است؛ زیرا اگر دعا به زبان استعداد باشد، دست رد به سینۀ سائل نمى‏خورد و دعایش پذیرفته خواهد شد. از آن جهت که فیض خداوند کامل و فوق کمال است و اگر پذیرنده، استعداد پذیرش فیض را داشته باشد، فیض الاهى از خزینه‏هایى که پایان ندارد و کمبودى در آنها ایجاد نمى‏شود، بر او افاضه خواهد شد.

چگونه می توان از درگاه چنین خدایی ناامید و مأیوس شد؟ خداوندی که نگاه لطف و رحمتش عالم گیر است، دعا و مناجات و توبه و بازگشت، را عمومیت بخشیده و همۀ انسان ها را به درگاه خویش فراخوانده است. چنان چه مى‏فرماید: “اى بندگان من که بر خود ستم و اسراف کرده‏اید از رحمت خدا نا امید نشوید”.[۱۰۱]

به علاوه، صفت یأس و ناامیدی از رحمت خدا، از جمله بزرگ ترین گناه و کفران الاهی محسوب شده و موجبات محرومیت و هلاکت ابدی انسان را فراهم می سازد. و باز مى‏فرماید: “کیست که ناامید از رحمت خدا شود، مگر گمراهان و اهل ضلالت”.[۱۰۲]

بلکه از بعضى آیات معلوم مى‏شود که: “مأیوس نمى‏شوند از رحمت خدا مگر کفار”.[۱۰۳] پس هیچ گاه نباید از توسّل و دعا به درگاه الاهی ناامید و مأیوس شد.[۱۰۴]

شرایط استجابت حتمى دعا

دانشمندان و مفسران اسلامى با استفاده از آیات الاهى و روایات معصومین (‏ع) شرایط و آدابى را براى دعا و دعا کننده بر شمرده‏اند که با رعایت آنها، دعا مؤثر واقع شده و مستجاب خواهد گردید. در کتاب “دعاها و تهلیلات قرآن” به هفده شرط و آداب دعا اشاره شده است، مانند: معرفت و شناسایى خداوند، هماهنگى بین قلب و زبان دعا کننده، انجام واجبات و ترک محرمات، استغفار از گناهان و صلوات بر محمد (ص) و… مى‏باشد.[۱۰۵] و نیز مرحوم فیض کاشانى در محجه البیضاء ده شرط را نام برده است؛ و نیز ده شرط دیگر را از کتاب “عدّه الداعى” علامّه حلى (ره) نقل کرده است که برخى از آن شرایط عبارتند از: تصمیم در دعا، اجتماع در دعا، اقبال با قلب به سوى خدا، عدم اعتماد بر غیر خدا در حوایج خود و… .[۱۰۶]

در مورد روایات مربوط به استجابت قطعى دعا تعابیرى به کار رفته است که ذکر آن خالى از فائده نیست. امام صادق (ع) مى‏فرماید: “همیشه دعاها در پشت پرده است؛ یعنى نمى‏تواند آزادانه به پیشگاه الاهى راه پیدا کند تا وقتى که مشتمل بر درود بر پیغمبر باشد.[۱۰۷]

از امام صادق (ع) در روایت دیگرى نقل شده که فرمودند: هر گاه کسى از شما خواست دعا کند ابتدا درود بر پیامبر بفرستد؛ زیرا درود بر پیامبر مقبول الاهى واقع مى‏شود و خداوند این طور نیست که بعضى از دعا را بپذیرد و بخش دیگر آن را رد کند.[۱۰۸] و در روایت دیگر فرموده است: “علاوه بر آن که در آغاز، صلوات بفرستد، در پایان دعا بر محمد و آل محمد (ص) درود بفرستد”.[۱۰۹]

امام مجتبى (ع) مى‏فرماید: اگر کسى مواظب قلبش باشد تا وسوسه‏ها و خاطراتى که مورد رضاى خدا نیست در آن خطور نکند، من ضامنم که او مستجاب الدّعوه باشد.[۱۱۰]

امام صادق (ع) فرموده: “قطع امید از غیر خدا کنید تا دلتان به هیچ قدرتى جز خدا تکیه نکند، آن گاه دعا کنید، یقیناً آن مستجاب است”.[۱۱۱]

نیز روایت شده که: مظلومى که هیچ پناه گاهى جز خدا ندارد، دعاى او یقیناً مستجاب است.[۱۱۲]

بنابراین اگر دعا به زبان استعداد شد، دست ردّ به سینه‏ سائل نمى‏خورد و دعایش پذیرفته خواهد شد؛ زیرا فاعل و کسى که خواسته را، برآورده مى‏کند، تمام و فوق تمام است و فیض آن حضرت، کامل و فوق کمال است و اگر فیض، ظهور ندارد و افاضه نمى‏شود، از ناحیه‏ نقصانِ استعداد است؛ پس اگر پذیرنده، استعداد پذیرش فیض را داشته باشد، فیض الاهى از خزینه‏هایى که پایان ندارد و کمبودى در آنها ایجاد نمى‏شود و از معادن فیضى که غیر متناهى است و نقصان‏پذیر نیست، بر او افاضه خواهد شد.[۱۱۳] از این رو گفته شده که امور به سه قسم است؛ اول، آن است که بدون دعا مصلحت در عطاى آن خواهد بود، در این صورت چه دعا کنند و چه نکنند، خداوند کرامت خواهد نمود. دوم، آن است که با دعا نیز مصلحت نمى‏باشد. در این صورت دعا هم بکنند، عطا نخواهد کرد. سوم، با دعا کردن مصلحت در عطاى آن است و بى دعا، مصلحت نیست، در این صورت عطاى آن مشروط به دعا است و چون انسان از تشخیص صلاح و فساد همه‏ امور عاجز است باید از دعا کوتاهى نکند، و اگر مستجاب نشد مأیوس نگردد و بداند که صلاح نبوده است. گذشته از اینها، چنان که قبلاً اشاره شد، دعا، عبادت است بلکه از بهترین عبادت‏ها است که موجب تقرّب به حضرت حق است که خود تقرّب از بهترین فواید هر عبادت محسوب مى‏گردد.[۱۱۴] وقتى انسان دست به دعا برداشت، طبق روایات و سنت معصومین (ع) مستحبّ است آن را بر سر و صورت خود بکشد؛ براى این که لطف خدا به این دست پاسخ داده است، دستى که به سوى خدا دراز شود یقیناً خالى بر نمى‏گردد و دستى که عطاى الاهى را دریافت کرد، گرامى است لذا خوب است آن را به صورت یا به سر بکشید.[۱۱۵]

اى یکدله‏ صد دله، دل یکدله کن

مهر دگران را ز دل خود یله کن

یک روز به اخلاص بیا بر در ما

گر کام تو بر نیامد آن گه گله کن[۱۱۶]

برای آگاهی بیشتر، نک:

نمایه: نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال ۷۲۱ در سایت اسلام کوئست.

دعای آشکار یا پنهانی

در نگاهی کلی می توان گفت که چون دعا، رابطه ای میان بنده و معبود خویش بوده و هرچه این ارتباط به دور از چشم دیگران باشد، از خلوص و صفای بیشتری برخوردار است، دعای پنهانی ارزشمندتر از نوع آشکار آن است، اما باید دانست که این مطلب را نمی توان به صورت کلی و در تمام موارد پذیرفت، بلکه گروهی خواندن دعا، می تواند با توجه به شرایط و جوانب مختلف، فضیلت بیشتری یابد.

اکنون به بررسی بیشتر آنچه گفته شد می پردازیم:

۱. خلوص در دعا:

بدیهی است که دعا و عبادتی می تواند برای انسان مفید باشد و مورد توجه پروردگار واقع شود که از خودنمایی و تکبر به دور بوده و به صورت خالص برای خدا انجام شود که اگر این گونه باشد، برای او تفاوت چندانی ندارد که در حضور دیگران باشد و یا به تنهایی به راز و نیاز با خدا بپردازد و اگر خلاف این مطلب را در درون خود مشاهده کرد، باید در خلوص نیت خویش تردید کند.

پیامبر اکرم (ص) در این زمینه می فرماید: “هر آن که به نماز خویش، صورت زیبایی دهد تا مردم او را ببینند، اما هنگام خلوت، نمازش را با سستی و زشتی انجام دهد، گویا به پروردگارش توهین کرده است”.[۱۱۷]

امیر المؤمنین(ع) نیز در سخنی مشابه بیان می دارد: “انسان ریاکار و خودنما سه علامت دارد. هنگامی که میان جمع است، نشاط او افزون می شود و هنگامی که تنها است، سستی او را فرا می گیرد و دوست دارد که تمام کارهایش مورد پسند مردم باشد”.[۱۱۸]

این گونه است که می توان رفتار پیشوایان دینی را در جلوگیری از برخی شیوه های دعا درک نمود. پیامبر اکرم(ص) بعد از آن که گروهی را مشاهده کرد که با صدای بسیار بلندی مشغول دعا بودند، رو به آنان کرده و فرمود: آهسته تر! شما با پروردگاری سخن می گویید که شنوا و بینا بوده و در کنارتان حضور دارد.[۱۱۹]

۲٫ دعای فردی و اجتماعی:

در نگاهی دیگر به دعا، می توان آن را به دو بخش تقسیم کرد که بخش اول آن، تنها در ارتباط با تکامل معنوی فرد بوده و بخش دیگر دعایی است که در راستای اهداف مشترک اجتماعی انجام می شود.

گرچه هر دو نوع دعا را می توان به صورت فردی و گروهی به جا آورد، اما به نظر می رسد که در بخش دوم، دعای گروهی اولویت دارد، چنان چه در نماز و دعای طلب باران این گونه است.

روایت است که گروهی نزد پیامبر(ص) آمده و اظهار داشتند که قحطی، سرزمین ما را فرا گرفته است و از شما خواهشمندیم که دعایی در خصوص باران بفرمایید. ایشان دستور داد تا منبر را آماده کنند و مردم جمع شوند. سپس شروع به دعا کرده و خطاب به مردم فرمود که آمین بگویند…[۱۲۰]

از میان پیامبران گذشته، موسی و هارون(ع) از ابتدای نبوتشان، گفت و گوهای مشترکی با پروردگار داشتند، مانند این سخن: “قالا رَبَّنا إِنَّنا نَخافُ أَنْ یَفْرُطَ عَلَیْنا أَوْ أَنْ یَطْغى‏”.[۱۲۱] یا در موردی دیگر که خداوند در پاسخ دعایشان در ارتباط با چگونگی اصلاح وضعیت اجتماعی مصر بیان می دارد:” قَدْ أُجیبَتْ دَعْوَتُکُما”.[۱۲۲] دعای مشترکتان پذیرفته شد.

۳٫ دعای انفرادی و گروهی:

در این بخش به مستنداتی می پردازیم که برخی از آنها نشانگر برتری پنهانی بودن دعاها است که جز با انجام انفرادی آن امکان پذیر نیست و از برخی دیگر، شاید برتری دعای گروهی برداشت شود.

۱-۳٫ دلائلی که ناظر به برتری دعای انفرادی و پنهانی است:

۱-۱-۳٫ پروردگار در قرآن به انسان ها توصیه می کند: ” ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَه ً”[۱۲۳]پروردگارتان را با تضرع و زاری و پنهانی بخوانید.

۲-۱-۳٫ سفارش دیگری در همین راستا در این کتاب مقدس وجود دارد: “وَ اذْکُرْ رَبَّکَ فی‏ نَفْسِکَ تَضَرُّعاً وَ خیفَهً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلین‏”[۱۲۴] و صبحگاهان و شامگاهان در اندرون خود با زاری و ترس به یاد خدایت باش بدون آن که صدایت را بلند کنی و از بی خبران مباش.

۳-۱-۳٫ پیامبر اکرم(ص) فرمودند: “بهترین عبادت، پنهانی ترین آنها است.”[۱۲۵] و نیز: “ثواب نماز (مستحب) پنهانی هفتاد برابر همان نمازی است که  آشکارا خوانده شود.”[۱۲۶]

۴-۱-۳٫ روایتی از امام رضا(ع) بیانگر آن است که “پاداش دعای پنهانی انسان، هفتاد برابر دعای آشکار او است.”[۱۲۷]

۵-۱-۳٫ علاوه بر آن، عبادت و دعای فردی پیشوایان اسلامی، چیزی نیست که از نظرها دور باشد. به عنوان نمونه، امیرالمؤمنین(ع) دعای معروف کمیل را مانند خطبه های خویش در حضور جمع و در مسجد کوفه نخواند، بلکه کمیل، حضرتشان را در گوشه ای مشاهده کرد که در حال سجده، مشغول خواندن این دعا بود[۱۲۸]و یا به روایتی دیگر، این دعا را به صورت انفرادی به شاگردش کمیل آموخت.[۱۲۹]

۶-۱-۳٫ امام صادق(ع)، خطاب به یکی از یاران خویش فرمودند: “ای عمار! صدقه پنهانی برتر از صدقه آشکار است و سوگند به خدا، عبادت پنهانی نیز برتر از عبادت آشکار است.”[۱۳۰]

۷-۱-۳٫ امام باقر(ع) در سفارشی معنوی به یکی از شیعیان فرمودند که حفاظت از کردار نیک، مهم تر از خود آن است! و در پاسخ آن فرد که معنای چنین حفاظتی را جویا شدند، ادامه دادند: انسان، تنها به خاطر خدایی که شریک و همتایی ندارد، به دیگری نیکی کرده و یا کمکی مالی در اختیار او می گذارد. پروردگار در پاسخ این عمل ارزشمند او، پاداش کار نیک پنهانی را برایش در نظر می گیرد، سپس او در جایی از این کار نیک خود، سخن به میان می آورد که در پی آن، خدا از پاداش او کاسته و پاداش کار نیک آشکار را برایش می نویسد. بار دیگر، اگر سخن از آن کار نیک تکرار شود، خدا همان مقدار پاداش را نیز محو کرده و او را در زمرۀ خودنمایان می نگارد![۱۳۱]

با اندک دقتی در این روایت، برتری عبادات پنهانی بر عبادات آشکار مشخص خواهد شد.

۲-۳٫ دلایل دیگری که می توان برتری دعای گروهی را از آنها برداشت کرد:

اما از سوی دیگر، روایاتی مشاهده می شوند که به دعای گروهی توصیه می کنند، از جمله:

۱-۲-۳٫ از امام صادق(ع) روایت شده است: “هیچ چهل نفری با هم جمع نشده و در ارتباط با موضوعی خاص، دست طلب به سوی خدا بر نمی دارند، مگر آن که پروردگار، دعایشان را به اجابت می رساند.”[۱۳۲]

۲-۲-۳٫ حضرتشان در جای دیگری می فرمایند: “هرگاه پدرم (امام باقر) با مشکلی مواجه می شد، زنان و کودکان را گرد آورده، به دعا می پرداخت و آنان آمین می گفتند.[۱۳۳]

شاید توصیه به عبادات جمعی چون نماز جماعت و یا احیاناً وجوب بخشی از آنها، چون پاره ای از اعمال حج  و …، برخی را به این باور برساند که اجتماعی و گروهی بودن را می توان به عنوان عنصری مطلوب در دیگر عبادات نیز در نظر گرفت که در پاسخ باید گفت: پروردگار با آن که تأکید فراوانی بر ارتباط خصوصی بندگان با خویش دارد، امّا از برخی جنبه های اجتماعی و آموزشی عبادات نیز غافل نبوده است که با کمک آنها بتوان روح عبادت را در جامعه ترویج نموده، زمینه را برای تکامل فردی افراد اجتماع مهیا ساخت.

به عقیدۀ ما موارد فوق، نمودی از همین جنبه های عبادت و دعا است.

در تأیید این مطلب می توان به روایاتی اشاره کرد که پنهانی بودن عبادات را مخصوص مستحبات دانسته و واجبات را از آن استثنا می کند، مانند این وصیت پیامبر(ص) به اباذر: “ای اباذر! برتری پاداش نماز مستحب پنهانی بر همان نماز به صورت آشکار؛ مانند برتری نماز واجب بر نماز مستحب است.”[۱۳۴]

امام باقر(ع) نیز در این زمینه می فرماید: “افراد با ایمان ترجیح می دادند که اعمال واجب خود را آشکار کرده، اما مستحبات را به صورت پنهانی انجام دهند”.[۱۳۵]

شاید دلیل این موضوع، آن باشد که در انجام واجبات، احتمال خودنمایی و ریا کمتر از مستحبات است، اما با این وجود، با انجام گروهی آن، می توان حس معنویت را در جامعه برانگیخت.

۴٫ لزوم بهره گیری از دعا:

موضوع مهم دیگری که در ارتباط با دعا شایان توجه است، لزوم بهره گیری مناسب از دعا است. به عبارتی، دعا تنها آن نیست که انسان، کلماتی را بدون توجه به معنا و مضمون آنها بر زبان آورده و به همان اندازه دلخوش بوده و انتظار پیشرفت معنوی داشته باشد.

می دانیم که دعا، ارتباط انسان با خدا است و در این راستا، او باید بداند که با معبود و معشوق خویش چه می گوید.

با توجه به این نکته، می توان گفت که فردی و گروهی خواندن دعا برای افراد مختلف در رسیدن به چنین هدفی، متفاوت است. شخصی که زبان عربی را به خوبی می داند، اگر پنهانی و به صورت فردی، دعایی با آن زبان زمزمه کند، به دلیل آن که غالباً تمرکز انسان در خلوت ها بیشتر است، شاید بتواند بهرۀ معنوی بهتری از آن دعا ببرد، اما در طرف مقابل، شخصی که هیچ آشنایی با عربی نداشته و تصمیم دارد دعایی چون دعای ابو حمزه را در شب قدر بخواند، اگر بدون قصد خودنمایی در جمع افرادی شرکت کند که علاوه بر خواندن متن دعا، نکاتی از آن را به زبان رایج برگردانده و توضیحاتی در بارۀ آن ارائه دهند، مطمئناً بهره اش بیش از زمانی خواهد بود که بدون توجه به معنا، تنها به متن خوانی دعا بسنده کند.

علاوه بر آن باید دانست همان طور که آفت خودنمایی (ریا) ممکن است عبادات جمعی را تهدید کند، عبادات فردی نیز از طرف آفتی دیگر یعنی خودپسندی (عجب) تهدید می شود.

نتیجه نهایی

با آن که در بیشتر موارد، پاداش انجام پنهانی و انفرادی عبادات مستحبی چون دعا، برتر از انجام آشکار و گروهی آن قلمداد شده است، اما اگر هدف ارزشمند ارتباط با پروردگار، از سوی انگیزه های شیطانی مورد تهدید واقع نشود، هر دوی آشکار و نهان دعاها و دیگر عبادات، در نهایت به نفع انسان تمام خواهد شد و دعای همراه با اخلاص چه به صورت انفرادی خوانده شود و چه به صورت گروهی، تأثیر خود را برجای خواهد نهاد.

پروردگار در موارد فراوانی به این نکته اشاره می فرماید، از جمله:

الف: “إِنْ تُبْدُوا خَیْراً أَوْ تُخْفُوهُ أَوْ تَعْفُوا عَنْ سُوءٍ فَإِنَّ اللَّهَ کانَ عَفُوًّا قَدیرا”؛[۱۳۶] اگر کردار نیکی را آشکار و یا نهان انجام دهید و یا از ستمی که به شما شده درگذرید، بدانید که خداوند، بخشنده و توانا است.

ب: “وَ إِنْ تَجْهَرْ بِالْقَوْلِ فَإِنَّهُ یَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى‏”؛[۱۳۷] تو گرچه آشکارا سخنی بگویی، ولی بدان که خدا آشکار و نهان را می داند.

ج: “إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِیَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ یُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَیِّئاتِکُم‏”؛[۱۳۸] اگر صدقه هایتان را آشکارا پرداخت کنید، کارتان ارزشمند است، اما اگر پنهانی به نیازمندان کمک کنید برایتان بهتر بوده و موجب بخشایش گناهانتان می شود.

و …

در نهایت، باید دانست که شیطان از وسوسه های خویش دست بر نمی دارد و هنگامی که انسان تنها است، سستی و خمودی را در جان او افکنده، او را از عبادت باز می دارد و با وسوسۀ احتمال ریا و خودنمایی، او را از شرکت در آن دسته مراسم عبادی که به صورت گروهی انجام می شود نیز  منصرف می کند.

در برابر این ترفند شیطان، انسان باید به تدریج، اراده خود را تا اندازه ای تقویت کند که آشکار و نهان برای او یکسان بوده و مصداق این سرودۀ نغز سعدی شیرازی شود:

رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند

بنگر که تا چه حد است مکان آدمیت

دعا برای خودکشی کننده

از دیدگاه اسلام مالک همه چیز از جمله انسان، خداوند است. او است که حق تصرف در جهان و انسان را دارد. آن جا که او رخصت دهد، مجاز و جایى که او اذن ندهد، غیرمجاز است. از جمله موارد، کشتن انسان است. در این موضوع هیچ تفاوتى بین انتحار و دیگر کشى نیست، چرا که این کار سلب حق حیات از خود و یا دیگرى است. خداى سبحان انسان را از این امر برحذر داشته، مى‏فرماید: «و آن کس که انسانى را بدون این که قاتل باشد و یا در زمین فساد کند بکشد گویا همه مردم را کشته است».[۱۳۹]

مرگ و حیات یک نفر، اگر چه مساوى با مرگ و حیات اجتماع نیست، اما شباهتى به آن دارد، ازاین‏رو در جایى که اذن خداوند نیست، انجام دادن آن حرام و گناه کبیره است. این نفس فرقی ندارد که دیگری باشد یا انسان دست به خود کشی زند.

امام باقر (ع) نیز فرموده‏اند: «مؤمن به هر بلایى مبتلا مى‏شود و با هر نوع مرگی مى‏میرد، ولى خودکشى نمى‏کند».[۱۴۰]

امام صادق (ع) در بارۀ عاقبت خود کشی می فرمایند: «هر کس خود کشی کند، برای همیشه در آتش جهنم می ماند.»[۱۴۱]،[۱۴۲]

بی گمان گناه خودکشی بسیار بزرگ است، امّا هیچ وقت نباید از رحمت الاهی مأیوس و ناامید شویم؛ زیرا یأس از اوصاف کافران است[۱۴۳] و خداوند تنها شرک را بدون توبه نمی بخشد، از این رو به اندازۀ وسعتان هر چه که از خیرات محسوب می شود؛ مثل اطعام، صدقه، و … برای آن مرحوم انجام دهید تا ان شاء الله روح وی آرام و در بهشت قرار گیرد.[۱۴۴]

اما استغفار برای مطلق گنهکار؛ گرچه همه انسان ها حتی انسان های مؤمن و متقی، بی نیاز از عفو و بخشش و مغفرت الاهی نیستند، اما اصولاً طلب آمرزش و مغفرت برای افراد آلوده و گناهکار است و اینان هستند که به عفو و بخشش و مغفرت الاهی بیشتر از همه نیاز دارند. بنابراین فرزندان و نزدیکان چنین افرادی باید همواره برای این نیاز مندان واقعی دعا و طلب آمرزش کنند.

در این رابطه به نمایۀ «آمرزش گناه کبیره»، شمارۀ ۸۴۳ (سایت  اسلام کوئست: ۹۱۴) مراجعه نمایید.

دعا و زبان عربی

دعا، سخن گفتن با خدا است و این به هر زبانی ممکن است و لازم نیست حتماً به عربى خوانده شود؛ حتى در نماز نیز دعا به زبان فارسى جایز است، ولی بهتر است دعاهایى که از امامان ‏(ع) صادر شده ‏است با عنایت و توجه به معانى آنها، به زبان عربى خوانده شود. مطلب زیر دلیل این امر را براى ما واضح مى‏سازد: همان گونه که قرآن سخن خداوند با بشر است، دعاها نیز سخن بشر با خداوند است؛ و به همین دلیل دعاهای وارد شده از امامان (ع) را قرآن صاعد می گویند، از این رو  این دعاها مانند قرآن، مشتمل بر حقایق و معارف عمیقى هستند که زبان عربى بهترین زبان براى بازگو کردن آنها است.

بنابر این خوب است هر مسلمان با معناى نماز و دعاها آشنا گردد تا بفهمد با خداى خود چه مى‏گوید، و در این صورت است که اعمال او خشک و بى‏روح تلقى نخواهند شد و سکوى پرواز او به سوى ابدیت خواهند گشت.[۱۴۵]

استجابت دعای گناه کاران

در برخی از اوقات با وجود ارتکاب گناه بنده ای، خداوند باز هم دعای او را مستجاب می کند که این ممکن است به دلایل زیر باشد:

۱٫ همه گناهان مانع استجابت دعا نمی شوند، بلکه گروه خاصی از گناهان مانع استجابت دعا می شود.[۱۴۶]

۲٫ بنده گناهکار عمل یا اعمال خیری انجام داده است که خداوند استجابت دعا در بعضی موارد را پاداش آن کار خیر او قرار داده است؛ زیرا خداوند هیچ کار خیری را بدون پاداش نمی گذارد.[۱۴۷]

۳٫ پدر یا مادر یا یکی از اولیاء الله در حق او دعای خیری انجام داده اند که نتیجه آن عنایت پروردگار به این بنده گناهکار است و خواسته های او برآورده می شود؛ زیرا دعای  پدر و مادر در حق فرزند –در صورت مصلحت- ردّ نمی شود.[۱۴۸]

۴٫ اثر دیگر گناه این است که شخص گناهکار لذت مناجات را از دست مى‏دهد و خداوند از این راه یعنی محروم کردن گناهکار از این لذت بزرگ او را تنبیه می کند.[۱۴۹]

شیخ صدوق (‏ره) در کتاب ارزشمند “التوحید” از امام هشتم (ع) نقل مى‏کند که شخصى پرسید: چرا خدا محجوب است؟ فرمودند: “او محجوب نیست، این که شما او را نمى‏بینید در اثر کثرت گناهان است که همانند پرده‏اى جلوى شهود فطرت را مى‏گیرد و نمى‏گذارد انسان با چشم فطرت خداوند را مشاهده کند”.[۱۵۰]،[۱۵۱] پس، دادن نعمت و برآورده شدن خواسته ها نمی تواند دلیل بر رضایت مندی خدا باشد و ای بسا جنبه استدراج داشته باشد که در متون دینی به آن اشاره شده است.[۱۵۲]

به عبارت دیگر؛ در بعضی از موارد خداوند بندگان گناهکار خود را با دادن فرصت و نعمت های بیشتر تنبیه می کند. به این صورت که آنان مغرور شده و بیشتر در خطا و اشتباهات خود فرو می روند و بر عقوبت آنان افزوده خواهد شد. در قرآن مجید می خوانیم:” آنها که کافر شدند، (و راه طغیان پیش گرفتند،) تصور نکنند اگر به آنان مهلت مى‏دهیم، به سودشان است! ما به آنان مهلت مى‏دهیم فقط براى این که بر گناهان خود بیفزایند و براى آنها، عذاب خوارکننده‏اى (آماده شده) است”.[۱۵۳]

بنابراین، مستجات شدن بعضی از دعاهای گناهکاران دلیل بر آمرزش گناهان آنان نیست.

نگاه به دستان هنگام دعا کردن

در بارۀ این موضوع بیان چند نکته لازم است.

اول. در دعا لازم است که انسان با حالت تضرع و ابتهال درخواستش را بیان کند.

دوم. مستحبّ است در قنوت، انسان دست ها را رو به آسمان و پهلوى هم و در مقابل صورت و غیر شست، انگشت هاى دیگر را به هم بچسباند و به کف دست ها نگاه کند.[۱۵۴]

سوم. حضرت صادق (ع) فرمود: کیفیت دست بلند کردن براى دعا آن است که کف دو دست را طرف آسمان بگیرد و دعا کند که آن رغبت است، یا انگشت سبابه (دست راست) را به طرف راست و چپ حرکت دهد که آن تضرع است، یا دست ها را بلند کند مقابل صورت (که سر انگشتان طرف آسمان باشد) و آن تبتل و ابتهال است (که در آن حال آدمى چشم از همه خلق می پوشد و فقط توجه به خدا دارد). و فرمود: هنگام دعا کردن کمال ابتهال را داشته باشید و سعى کنید در آن حال اشک دیدگان بر صورت جارى شود. و سزاوار است براى دعا کننده که با وضو و رو به قبله باشد، و از جمله آداب دعا اختیار کردن جاهاى با شرافت (از قبیل مشاهد ائمه (ع) و روضات امامزاده‏ها و مساجد) و اوقات شریفه است؛ مانند شب و روز جمعه و عرفه و تمامى ماه رمضان و وقت سحرها و وقت آمدن باران.[۱۵۵]

امّا باید توجه داشت این حالاتی که بیان شد در هنگام دعا مستحب است و واجب نیست، بنابر این اگر شخصی به این امور عمل نکرد؛ مثلاً هنگام دعا به سمت آسمان نگاه کرد اشکالی ندارد.[۱۵۶]

دعا برای مرتد

اگرچه در دعا کردن محدودیت چندانی نیست، اما استجابت دعا دارای شرایطی است که از جمله آنها، قابلیت فردی است که برای او می خواهیم دعا کنیم. دعا در باره افراد مرتدی که با اختیار، ایمان  به خدا را ترک کرده و کفر را بر گزیده اند و با این حالت از دنیا رفته اند از این قبیل است که خود آنان قابلیت استجابت دعا را از بین برده اند. بنا بر این قرآن، پیامبر و مؤمنان را از دعا و طلب امرزش برای آنان نهی کرده است و می فرماید: “مَا کاَنَ لِلنَّبىِ‏ِّ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَن یَسْتَغْفِرُواْ لِلْمُشْرِکِینَ وَ لَوْ کَانُواْ أُوْلىِ قُرْبىَ‏ مِن بَعْدِ مَا تَبَینَ‏َ لهَمْ أَنهَّمْ أَصْحَابُ الجْحِیمِ”؛ براى پیامبر و مؤمنان، شایسته نبود که براى مشرکان (از خداوند) طلب آمرزش کنند، هر چند از نزدیکانشان باشند (آن هم) پس از آن که بر آنها روشن شد که این گروه، اهل دوزخند!”.[۱۵۷]

بر اساس این آیه، استغفار براى مشرکین‏ از این جهت جائز نیست که امری لغو  و بیهوده است؛ زیرا فردی که استحقاق عذاب و عقوبت الاهی را دارد از یکى از این دو صورت بیرون نیست، یا خداوند به دلیل تقصیرى که از او ‏ سرزده قصد تنبیه و عقاب او را دارد، و یا بنده با خداى تعالى دشمن است، اگر از بنده گناهی سرزده باشد ولى بنده‏اش با او دشمن نباشد و بلکه اظهار تذلّل و خوارى کند، در این صورت جاى این هست که به دلیل سعه رحمت او آدمى براى آن بنده طلب مغفرت کند، و از خداوند بخواهد که به حال آن بنده‏اش ترحّم کند، اما اگر بنده با خدا سر دشمنى داشته باشد مانند مشرکین معاند- و خود را بالاتر از آن بداند که به درگاه خدا سر فرود بیاورد، در چنین صورتى عقل صریح حکم مى‏کند به این که شفاعت و یا استغفار معنا ندارد، مگر بعد از آن که آن بنده عناد را کنار گذاشته، به سوى خدا توبه و بازگشت کند و به لباس تذلّل و مسکنت درآید.

و گرنه چه معنا دارد که انسان براى کسى که اصلا رحمت و مغفرت را قبول ندارد و زیر بار عبودیت او نمى‏رود، استغفار نموده، از خدا بخواهد که از او درگذرد. آرى، این درخواست و شفاعت استهزاء به مقام ربوبیت و بازى کردن با مقام عبودیت است، که به حکم فطرت عملى است ناپسند و غیر جائز.

و خداوند این جائز نبودن را به حق نداشتن تعبیر کرده و فرموده:” ما کانَ لِلنَّبِیِّ وَ الَّذِینَ آمَنُوا” یعنى پیغمبر و آنان که ایمان آورده‏اند حق ندارند استغفار کنند بعد از آن که براى آنها معلوم شد که …، و در تفسیر آیه” ما کانَ لِلْمُشْرِکِینَ أَنْ یَعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ”  گفته شد که حکم جواز در شرع بعد از جعل حق است.[۱۵۸]

از این آیه می توان استفاده کرد که دعا و طلب مغفرت برای مرتدهایی که با حالت کفر و الحاد از دنیا رفته اند نیز امری لغو و بیهوده است؛ زیرا آنان نیز با اختیار خود راه عناد و دشمنی با خدای خود را در پیش گرفتند؛ به همین دلیل استغفار برای آنان جایز نیست.

نقش دعا در فراگیری دانش و مطالعه

مطالعه به معنای نگریستن و دقت و امعان نظر در چیزی، برای فهمیدن و آگاهی یافتن از آن است، از این رو مطالعه با تأمل و دقّت و فهم همراه و توأم است و هر خواندنی که با این ویژگی ها و صفات همراه نباشد، نمی توان آن را مطالعه نامید.[۱۵۹] بی شک رستن از جهل و وصول به اقیانوس دانش و آگاهی مستلزم فراهم آوردن شرایطی است که بدون تحصیل آن شرایط دست یابی به مطالعه مطلوب و مفید غیر ممکن خواهد بود.

اینک ما در این مقال جهت نیل به چنین هدف مبارکی به مهم ترین شرایط لازم برای تدارک یک مطالعۀ موفق اشاره می کنیم.

شرط اول: فرد مطالعه کننده باید با انگیزه و اشتیاق وافر و فراوان به مطالعه بپردازد؛ زیرا محرّکۀ اصلی هر کار و عملی شوق و علاقۀ به آن کار است.

شرط دوم: شادابی و نشاط و حوصله و بردباری جهت پرداختن به مطالعه است؛ زیرا در مواقع کسالت و دلتنگی، روح فاقد تحمل است و توانایی مطالعه و یادگیری را ندارد.

شرط سوم: انتخاب ساعات مناسب و دل انگیز؛ مانند سحر و صبح گاه که از قابلیت و توانایی بالاتری جهت فراگیری و به خاطر سپاری مطالب برخوردار است.[۱۶۰]

اگر به صورت حرفه ای مطالعه می کنیم در هر وقت و هر ساعتی می توانیم مطالعه کنیم و بازدهی زمان ها با هم تفاوتی ندارد و همه ساعات برای ما لذّت بخش خواهد بود؛ زیرا بر اساس آزمایش های متعدّدی که برای تعیین زمان مناسب جهت مطالعه صورت پذیرفته و بازدهی مورد سنجش قرار گرفت، مشخص گردید که رجحانی بر انتخاب ساعات خاص بر سایر زمان ها وجود ندارد، اما این مسئله به اثبات رسیده که مطالعۀ بلافاصله بعد از خواب شبان گاهی نمی تواند بازدهی مطلوب و موفقی داشته باشد، ولی پس از ۳۰-۲۰ دقیقه بعد از بیداری مطالعه بلامانع است و بازدهی آن مطلوب خواهد بود.

اما چنان چه اهل مطالعه حرفه ای نیستیم، هر ساعتی که در آن ساعت تمایل و اشتیاق داریم به مطالعه بپردازیم و در زمان هایی که رغبتی به مطالعه نداریم، مطالعه را کنار بگذاریم.

شرط چهارم: هدفمند بودن مطالعات و انتخاب کتاب ها و موضوعات در خور تخصص و فهم و آشنایی و به کارگیری روش صحیح و علمی مطالعه به ویژه روش تندخوانی نه خواندن کلمه به کلمه و مکث روی کلمات که خود این روش از لحاظ علمی مورد تأیید نیست و موجب معطل گذاردن بخش عظیمی از ظرفیت مغز و هدر دادن وقت خواهد شد. علاوه بر آن فرد طالب مطالعه باید ساعات شبانه روز خود را برنامه ریزی نموده و بر اساس زمان بندی مشخصی به مطالعه بپردازد، به نحوی که این برنامه در طول هفته، ماه و سال قابل اجرا و عمل باشد و از هرگونه بی نظمی و آشفتگی مبرا باشد.

شرط پنجم: کسی که مطالعه می کند باید با جدیت و پشتکار سیر مطالعاتی خود را حفظ و هیچ عاملی نتواند وی را از مطالعه و تحقیق باز دارد، بلکه با کوشش و تلاش خود را به قله های رفیع دانش نایل گرداند.

شرط ششم: فرد محقق و دارای برنامه مطالعاتی، باید در طول شبانه روز ساعاتی را جهت استراحت و تفریح خویش اختصاص دهد و پس از هر ۳۰-۴۰ دقیقه مطالعه ۵-۱۰ دقیقه استراحت نماید، تا ضمن حفظ صحت و سلامتی خود با قوای آماده و مهیای جسمی و روحی مجدداً به مطالعه و تحقیق بپردازد.

شرط هفتم: محل مطالعه باید جایی آرام و بی سر و صدا و عاری از هرگونه زرق و برق و تزئینات و تجملات ظاهری و چشم نواز باشد و هر چیزی که موجب اختلال در تمرکز حواس می گردد، باید از آن محل برچیده شود. همچنین از نور و دمای مناسب و جریان هوای تازه نیز برخوردار باشد.

شرط هشتم: وسایل و ابزار مطالعه؛ مانند میز و صندلی باید ساده و استاندارد بوده و فرد مطالعه کننده نیز باید شناخت و آگاهی کافی نسبت به استفاده صحیح از آن را داشته باشد و نکات علمی و توصیه های پزشکی؛ مانند طریقۀ درست نشستن بر روی صندلی و برخواستن از صندلی و راه رفتن پس از ساعتی نشستن بر روی صندلی و انجام حرکات ورزشی نرم و سبک و حفظ فاصلۀ مناسب میان چشم و سطح صفحات (حداقل سی سانتیمتر) را مراعات نموده تا در دراز مدت دچار بیماری نگردد.

شرط نهم: با تلخیص نمودن و یادداشت برداری از موضوعات و سرفصل های مهم و کلیدی کتاب و با اعمال برجسته سازی و طبقه بندی مطالب می توان اشراف و احاطۀ بیشتری بر محتوای آن یافت.

شرط دهم: توکل، توسل و طهارت باطنی و معنوی به ویژه دائم الوضوء بودن نقش مهمی در فراگیری دانش دارد.

شرط یازدهم: تغذیه مناسب با تأمین مواد مورد نیاز بدن به ویژه مغز، امکان حرکتِ اندیشه در مسیری هموار را، فراهم می سازد. برنامه تغذیه می بایست به گونه ای تنظیم گردد که مواد مورد نیاز مغز برای فعالیت آن تأمین شود. استفاده از لبنیات، مواد پروتئینی، غلات، سبزیجات و میوه های تازه و خشکبار؛ مانند گردو، بادام و فندق توصیه می گردد.[۱۶۱]

شرط دوازدهم: آراستن قلب به ذکر و یاد الاهی و طلب فهم بهتر و بیشتر و دعا کردن به زبان خود یا زبان عربی.

پیامبر بزرگوار ما (ص) که داناترین آفریدگان است از خداى خویش چنان مى‏خواهد که: “ربّ زِدْنِی عِلْماً”؛ خدایا بر علم من بیفزا.[۱۶۲]

قرائت دعاهای زیر هم به شما توصیه می گردد:

۱٫ “اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم و اکرمنی بنور الفهم اللهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الراحمین”؛ خدایا مرا از تاریکی های وهم و خیال بیرون آور و با نور فهم مرا گرامی دار، پروردگارا درهای رحمتت را بر ما بگشای و گنجینه های دانشت را بر ما بگستران! به رحمتت ای مهربان ترین مهربان ها”.[۱۶۳]

۲٫ “اللهم إنی أعوذ بک أن أضل أو أضل أو أزل أو أزل أو أظلم أو أظلم أو أجهل أو یجهل علی اللهم انفعنی بما علمتنی و علمنی ما ینفعنی و زدنی علما و الحمد لله على کل حال اللهم إنی أعوذ بک من علم لا ینفع و من قلب لا یخشع و من نفس لا تشبع و من دعاء لا یسمع”[۱۶۴]؛ خدایا به تو پناه می برم از این که گمراه کنم و یا گمراه گردم، بلغزانم و یا بلغزم، ستم کنم یا ستم بینم، به نادانی کشانم و یا خود دچار آن گردم. بار خدایا مرا با علمی که به من آموختی سودمند گردان و مرا به علمی رهنمون ساز که مرا سودمند افتد. خدایا بر مراتب علم و آگاهی من بیفزا . سپاس حقیقی در تمام حالات از آن خداوند متعال است. بار خدایا بتو پناه می برم از علمی که سودمند نیست و از قلبی که خشوع و انعطاف در برابر حق، بدان راه ندارد و از هوسی که سیر و اشباع نمی گردد و از دعایی که اجابت نمی شود.[۱۶۵]

با خواندن این دعاها و یا در خواست فهم و درک، با هر دعایی و به هر زبانی به همراه رعایت شرایطی که بیان شد، فضای ذهن جهت دانش اندوزی و پژوهش مساعد و مهیا خواهد شد. اما باید توجه داشت که تنها با خواندن این دعا و بدون فراهم آوردن سایر شرایط مطالعه هیچ گاه نتیجۀ مطلوبی نخواهیم گرفت.[۱۶۶]

دعا و تقویت حافظه

اموری را که در تقویت حافظه و فهم مؤثرند می توان به چند دسته تقسیم بندی نمود:

الف) امور معنوی:

۱٫ یاد خدا (انجام امور عبادى و تکالیف شرعی به ویژه نماز اول وقت).

۲٫ خواندن دعاهایی که برای تقویت حافظه مؤثر است، از امام معصوم نقل شده است که از خدا بخواه که عقل تو را قوى بگرداند و از خدا طلب فهم و درک نما.[۱۶۷] به عنوان نمونه چند دعا که برای تقویت حافظه مؤثر است بیان می کنیم:

یک. دعایی که پیغمبر (ص) به امیرالمؤمنین (ع) براى حافظه تعلیم نمود: «سبحان من لایعتدى على اهل مملکته، سبحان من لایأخذ اهل الارض بالوان العذاب، سبحان الرؤوف الرحیم، اللهم اجعل لى فى قلبى نورا و بصرا و فهما و علما انک على کل شى‏ء قدیر».[۱۶۸]

دو. سیدبن طاوس نقل مى‏کند که براى احیاى قلب این دعا را سه بار بخواند:

«یا حى یا قیوم یا لااله الا انت اسئلک أن تحیى قلبى اللّهم صل على محمد و آل محمد». [۱۶۹]

سه. دعای در هنگام مطالعه: «اللهم اخرجنى من ظلمات الوهم و اکرمنى بنور الفهم اللّهم افتح علینا ابواب رحمتک و انشر علینا خزائن علومک برحمتک یا ارحم الراحمین».[۱۷۰]

چهار. هر روز بعد از نماز صبح پیش از آنکه تکلم کند بگوید:«یا حى یا قیّوم فلا یفوت شیئا علمه و لایؤده».[۱۷۱]

۳٫ خواندن قرآن به خصوص آیه ‏الکرسى.

۴٫ اجتناب از چیزهایى که باعث فراموشی مى‏شود مانند؛ معصیت و گناه، علاقه و وابستگی زیاد به دنیا، سرگرمی و اشتغال بیش از حد به آن و غمگین و محزون بودن برای مسائل دنیایی.[۱۷۲]

۵٫ کاهش اضطراب و کسب آرامش به ویژه هنگام مطالعه.

۶٫ کاهش اشتغالات ذهنى.

۷٫تقویت تمرکز و دقت.

گفتنی است، آنچه در مورد تقویت حافظه و هوش از کتب روایى و ادعیه بیان شد، علت تامه محسوب نمى شود. بعضى از عوامل مربوط به هوش و حافظه در اختیار ما نیست و مربوط به عوامل ژنتیکى و وراثتى است.

به عبارت دیگر، هوش و حافظه و استعداد هر انسانى برآیندى از عوامل متعدد وراثتى و محیطى است که بعضى از این عوامل در اختیار ما است. از قبیل آنچه در بالا گفته شد و بعضى از آنها از حوزه اختیار انسان خارج است؛ مانند نقش عوامل ژنتیکى اجداد گذشته. بنابراین نباید توقع داشت که با انجام کارهاى فوق که قطعاً مؤثر هستند معجزه ایجاد شود که ناگهان بهره هوشى شخصی از ۹۰ به ۱۳۰ ارتقاء پیدا کند و اگر این چنین نشد اعتقاد به این توصیه هایى که معصومان (ع) کرده اند کم شود.

برای اطلاع بیشتر به سؤال ۸۰۸، نمایه «شرایط و دعای مطالعه» در سایت اسلام کوئست مراجعه بفرمایید.

دعا برای یافتن همسر دل خواه

در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی در این مورد آمده است:

شیخ و سید از مفضل بن عمر روایت کرده‏اند که: گفت دیدم روزى حضرت امام جعفر صادق (ع) را که نماز جعفر به جا آوردند، پس دست ها را بلند کردند و این دعا خواندند “یَا رَبِّ یَا رَبِّ” به قدرى که یک نفس وفا کند “یَا رَبَّاهْ یَا رَبَّاهْ” به قدر یک نفس “رَبِّ رَبِّ” باز به قدر یک نفس “یَا اللَّهُ یَا اللَّهُ” باز به قدر یک نفس “یَا حَیُّ یَا حَیُّ” به قدر یک نفس “یَا رَحِیمُ یَا رَحِیمُ” باز به قدر یک نفس “یَا رَحْمَانُ یَا رَحْمَانُ” هفت مرتبه “یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ” هفت مرتبه. پس خواندند “اللَّهُمَّ إِنِّی أَفْتَتِحُ الْقَوْلَ بِحَمْدِکَ وَ أَنْطِقُ بِالثَّنَاءِ عَلَیْکَ وَ أُمَجِّدُکَ وَ لا غَایَهَ لِمَدْحِکَ وَ أُثْنِی عَلَیْکَ وَ مَنْ یَبْلُغُ غَایَهَ ثَنَائِکَ وَ أَمَدَ مَجْدِکَ وَ أَنَّى لِخَلِیقَتِکَ کُنْهُ مَعْرِفَهِ مَجْدِکَ وَ أَیَّ زَمَنٍ لَمْ تَکُنْ مَمْدُوحا بِفَضْلِکَ مَوْصُوفا بِمَجْدِکَ عَوَّادا عَلَى الْمُذْنِبِینَ بِحِلْمِکَ تَخَلَّفَ سُکَّانُ أَرْضِکَ عَنْ طَاعَتِکَ فَکُنْتَ عَلَیْهِمْ عَطُوفا بِجُودِکَ جَوَادا بِفَضْلِکَ عَوَّادا بِکَرَمِکَ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ الْمَنَّانُ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِکْرَامِ”. پس حضرت فرمود که اى مفضل هر گاه تو را حاجت ضرورى بوده باشد نماز جعفر را بخوان و این دعا را بکن و حوائج خود را از خدا طلب کن که برآورده مى‏شود، ان شاء الله تعالى.[۱۷۳]

ظاهرا در توصیه های آیت الله بهجت (ره) آمده است که؛ دخترانی که می خواهند ازدواج کنند و همسر دلخواهی به خواستگاری آنان نیامده است، نماز جعفر طیار (ع) بخوانند و پس از آن دعای که در زاد المعاد مجلسی آمده (این دعا از امام جعفر صادق (ع) توسط مفضل بن عمر روایت شده و در مفاتیح در ضمن نماز جعفر طیار ذکر شده است) خوانده شود و بعد از آن به سجده رود و تلاش کند که حتما گریه کند گرچه به مقدار کم و همین که چشمش را اشک گرفت حاجتش را از خدا بخواهد. و این اعمال را تا زمانی که حاجتش روا شود انجام دهد، و اگر حاجتش روا نشد بداند که یا کم خوانده و یا با اعتقاد کامل نخوانده است.[۱۷۴]

نمایه های مرتبط:

۱٫ شرایط و راه های استجابت دعا، ۲۱۴۵ (سایت اسلام کوئست: ۲۲۶۹).

۲٫ دعا و توسل برای ازدواج با فردی از جنس مخالف، ۲۵۲۴ (سایت اسلام کوئست: ۲۷۵۹).

۳٫ سریع الاجابه ترین دعاها، ۸۷۱ (سایت اسلام کوئست: ۱۰۸۷).

دعا برای غلبه بر دشمن

همان گونه که می دانیم مقابله با ظلم و بی عدالتی و برخورد با ظالمان وظیفه همگان است. جهاد در راه خدا، دفاع فرهنگی، امر به معروف و نهی از منکر و … از مصادیق و موارد این مقابله هستند.

نوع دیگر از این مبارزه و نبرد، دعا برای نابودی و از بین رفتن دشمنان و ظالمان است. این نوع از مبارزه؛ یعنی دعا و استمداد از نیروهای آسمانی و قدرت لایزال و شکست ناپذیر الاهی سیرۀ انبیا و اولیای الاهی بوده است.

امام سجاد (ع) در یکی از دعاهایش عرضه می دارد: “اللَّهُمَّ اغْزُ بِکُلِّ نَاحِیَهٍ مِنَ الْمُسْلِمِینَ عَلَى مَنْ بِإِزَائِهِمْ مِنَ الْمُشْرِکِینَ، وَ أَمْدِدْهُمْ بِمَلائِکَهٍ مِنْ عِنْدِکَ مُرْدِفِینَ حَتَّى یَکْشِفُوهُمْ إِلَى مُنْقَطَعِ التُّرَابِ قَتْلا فِی أَرْضِکَ وَ أَسْرا، أَوْ یُقِرُّوا بِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذِی لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ وَحْدَکَ لا شَرِیکَ لَکَ. (۹) اللَّهُمَّ وَ اعْمُمْ بِذَلِکَ أَعْدَاءَکَ فِی أَقْطَارِ الْبِلادِ مِنَ الْهِنْدِ وَ الرُّومِ وَ التُّرْکِ وَ الْخَزَرِ وَ الْحَبَشِ وَ النُّوبَهِ وَ الزَّنْجِ وَ السَّقَالِبَهِ وَ الدَّیَالِمَهِ وَ سَائِرِ أُمَمِ الشِّرْکِ، الَّذِینَ تَخْفَى أَسْمَاؤُهُمْ وَ صِفَاتُهُمْ، وَ قَدْ أَحْصَیْتَهُمْ بِمَعْرِفَتِکَ، وَ أَشْرَفْتَ عَلَیْهِمْ بِقُدْرَتِکَ .(۱۰) اللَّهُمَّ اشْغَلِ الْمُشْرِکِینَ بِالْمُشْرِکِینَ عَنْ تَنَاوُلِ أَطْرَافِ الْمُسْلِمِینَ، وَ خُذْهُمْ بِالنَّقْصِ عَنْ تَنَقُّصِهِمْ، وَ ثَبِّطْهُمْ بِالْفُرْقَهِ عَنِ الاحْتِشَادِ عَلَیْهِمْ. (۱۱) اللَّهُمَّ أَخْلِ قُلُوبَهُمْ مِنَ الْأَمَنَهِ، وَ أَبْدَانَهُمْ مِنَ الْقُوَّهِ، وَ أَذْهِلْ قُلُوبَهُمْ عَنِ الاحْتِیَالِ، وَ أَوْهِنْ أَرْکَانَهُمْ عَنْ مُنَازَلَهِ الرِّجَالِ، وَ جَبِّنْهُمْ عَنْ مُقَارَعَهِ الْأَبْطَالِ، وَ ابْعَثْ عَلَیْهِمْ جُنْدا مِنْ مَلائِکَتِکَ بِبَأْسٍ مِنْ بَأْسِکَ کَفِعْلِکَ یَوْمَ بَدْرٍ، تَقْطَعُ بِهِ دَابِرَهُمْ وَ تَحْصُدُ بِهِ شَوْکَتَهُمْ، وَ تُفَرِّقُ بِهِ عَدَدَهُمْ. (۱۲) اللَّهُمَّ وَ امْزُجْ مِیَاهَهُمْ بِالْوَبَاءِ، وَ أَطْعِمَتَهُمْ بِالْأَدْوَاءِ، وَ ارْمِ بِلادَهُمْ بِالْخُسُوفِ، وَ أَلِحَّ عَلَیْهَا بِالْقُذُوفِ، وَ افْرَعْهَا بِالْمُحُولِ، وَ اجْعَلْ مِیَرَهُمْ فِی أَحَصِّ أَرْضِکَ وَ أَبْعَدِهَا عَنْهُمْ، وَ امْنَعْ حُصُونَهَا مِنْهُمْ، أَصِبْهُمْ بِالْجُوعِ الْمُقِیمِ وَ السُّقْمِ الْأَلِیمِ. (۱۳) اللَّهُمَّ وَ أَیُّمَا غَازٍ غَزَاهُمْ مِنْ أَهْلِ مِلَّتِکَ، أَوْ مُجَاهِدٍ جَاهَدَهُمْ مِنْ أَتْبَاعِ سُنَّتِکَ لِیَکُونَ دِینُکَ الْأَعْلَى وَ حِزْبُکَ الْأَقْوَى وَ حَظُّکَ الْأَوْفَى فَلَقِّهِ الْیُسْرَ، وَ هَیِّئْ لَهُ الْأَمْرَ، وَ تَوَلَّهُ بِالنُّجْحِ، وَ تَخَیَّرْ لَهُ الْأَصْحَابَ، وَ اسْتَقْوِ لَهُ، الظَّهْرَ، وَ أَسْبِغْ عَلَیْهِ فِی النَّفَقَهِ، وَ مَتِّعْهُ بِالنَّشَاطِ، وَ أَطْفِ عَنْهُ حَرَارَهَ الشَّوْقِ، وَ أَجِرْهُ مِنْ غَمِّ الْوَحْشَهِ، وَ أَنْسِهِ ذِکْرَ الْأَهْلِ وَ الْوَلَدِ. (۱۴) وَ أْثُرْ لَهُ حُسْنَ النِّیَّهِ، وَ تَوَلَّهُ بِالْعَافِیَهِ، وَ أَصْحِبْهُ السَّلامَهَ، وَ أَعْفِهِ مِنَ الْجُبْنِ، وَ أَلْهِمْهُ الْجُرْأَهَ، وَ ارْزُقْهُ الشِّدَّهَ، وَ أَیِّدْهُ بِالنُّصْرَهِ، وَ عَلِّمْهُ السِّیَرَ وَ السُّنَنَ، وَ سَدِّدْهُ فِی الْحُکْمِ، وَ اعْزِلْ عَنْهُ الرِّیَاءَ، وَ خَلِّصْهُ مِنَ السُّمْعَهِ، وَ اجْعَلْ فِکْرَهُ وَ ذِکْرَهُ وَ ظَعْنَهُ وَ إِقَامَتَهُ، فِیکَ وَ لَکَ”؛[۱۷۵]

بارالها، مسلمانان ستمدیده را در برابر دشمنان مشرکشان به جنگ برانگیزان و ایشان را با صفوف پیاپی فرشتگانت یاری فرما تا دشمنان را در اقصی نقاط بکشند یا اسیر کنند یا این که دشمنان تسلیم حق شوند و اقرار کنند که تو خدایی هستی که هیچ خدایی جز تو نیست، تنها و بدون شریکی. بارخدایا، این سرنوشت را بر همۀ دشمنانت در همۀ مناطق عالم تعمیم ده: از هند، روم، ترکستان، کرانه های خزر، حبشه، نوبه، زنگبار، سرزمین مسقالبه، دیالمه و دیگر طوایف و مناطق مشرکان که نام و نشانشان پوشیده است و تو خود آنان را می شناسی و به قدرت خود بر آنها تسلط داری…  خداوندا، مشرکان را چنان به یک دیگر مشغول ساز تا از دستبرد به مرزهای مسلمانان بازمانند و با کاستن عددشان، از کاستن مسلمین بازدار و رشتۀ اتحادشان را با تفرقه بر هم زن تا از همدستی علیه مسلمانان بازمانند. خدایا، دلهایشان را از آرامش و بدنهایشان را از توانایی بی بهره کن و راه چاره را به رویشان ببند و اندامشان را در رویارویی با مردان مسلمان سست گردان و در دلشان از درگیر شدن با دلیرمردان اسلام هراس و ترس بیفکن و سپاهی از ملائکه ات را برای ترس و عذاب بر آنان برانگیز، چنان که روز بدر چنین کردی، تا بدین سان بنیانشان را برکنی و شوکتشان را ریشه کن سازی و جمعیتشان را پراکنده کنی.

قرآن دعای حضرت نوح پیامبر (ع (برای محو کامل کافران را این گونه بیان کرده است:

” رَبِّ لاَتَذَر عَلَی الاَرضِ مِنَ الکافِرینَ دَیّاراً اِنَّکَ اِن تَذَرهُم یُضِلُّوا عِبادَکَ وَلا یَلِدُوا اِلاّ فاجِراً کَفّاراً”؛[۱۷۶] پروردگارا، هیچ کس از کافران را بر روی زمین مگذار؛ زیرا اگر آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند.

دعای حضرت موسی برای نابودی فرعون و فرعونیان:

“رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَى أَمْوَالِهِمْ وَ اشْدُدْ عَلَى قُلُوبِهِمْ فَلاَ یُؤْمِنُواْ حَتَّى یَرَوُاْ الْعَذَابَ الأَلِیمَ”؛موسى گفت: … اى پروردگار ما، اموالشان را تباه ساز و دلشان را سخت کن. ایمان نمى‏آورند تا آن گاه که عذاب دردآور را بنگرند[۱۷۷].

این دعا نیز برای غلبه بر دشمن و همچنین رفع هم و غم مداومت بر آن مجرب می باشد:

“سبحان اللّه کما ینبغی للّه و الحمد للّه کا ینبغی للّه و لا اله الا اللّه کما ینبغی للّه و اللّه اکبر کما ینبغی للّه و لا حول و لا قوه الا باللّه و صلّی اللّه علی محمد النبی و علی اهل بیته و جمیع المرسلین و النبیین حتی یرضی اللّه”.

البته دعاهای دیگری هم در کتب ادعیه مانند مفاتیح الجنان بیان شده است.

گفتنی است دعاهایی مانند دعای توسل نیز اگر به همین نیت خوانده شود باعث پیروزی خواهد بود.

نمایه های مرتبط:

شرایط استجابت حتمى دعا، ۱۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۹۸۳).

شرایط و راههای استجابت دعا، ۲۱۴۵ (سایت اسلام کوئست: ۲۲۶۹).

توسل و دعا در قرآن، ۵۳۷۵ (سایت اسلام کوئست: ۵۶۳۹).

نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، ۷۲۱ (سایت اسلام کوئست: ۷۶۴).

سریع الاجابه ترین دعاها، ۸۷۱ (سایت اسلام کوئست: ۱۰۸۷).

دعا و تأثیر آن بر آب

برای تبیین و روشن شدن هر چه بهتر شدن موضوع آن را در چند محور جداگانه پی می گیریم.

ارتباط دعا و آب در متون دینی

در متون دینی آمده است که، حضرت موسی (ع) برای قوم خود طلب آب کرد و ذات حق تعالی در اجابت او، دوازده چشمه را جاری کرد[۱۷۸]؛ و یا پیامبر اسلام (ص) برای قوم خود طلب باران کرد که باران زیادی هم آمد.[۱۷۹] در دعاها؛ دعای طلب باران نیز وارد شده است[۱۸۰]، که تأثیر دعا در این زمینه را به خوبی نشان می­دهد؛ زیرا اگر  تأثیری نداشت امام معصوم(ع) امر به دعا نمی فرمود.

تأثیر دعا به همراه نماز، در پیدایش آب:

نماز استسقاء یکی از نمازهای مستحبی است که همانند نماز عید فطر و قربان دو رکعت است، البته با این فرق عمده که به جای قنوت آن، طلب رأفت و رحمت ذات حق تعالی برای پیدایش آب می شود.

تأثیر نوشتن دعا و در آب انداختن آن:

برطبق روایات؛ چنین دعایی باعث رفع هر حاجتی و امن از هر ترسی است؛ مثل نوشتن دعای «بسم الله الرحمن الرحیم. اللهم انی اتوجه الیک …» و یا نوشتن دعای: «بسم الله الرحمن الرحیم من العبد الذلیل الی المولی الجلیل…» و پیچاندن و انداختن آن در آب چاه یا آب جاری.

تأثیر دعا به همراه خواندن سوره هایی یا آیاتی از قرآن کریم:

روایاتی وارد شده است که برای رفع هر دردی یا درد سر و یا درد شکم، خواندن چهل مرتبه سوره حمد بر ظرفی از آب و ریختن آن بر روی مریض، باعث رفع درد شدید می شود و … .

همچنین دعا به همراه نوشتن سوره هایی یا آیاتی از قرآن کریم و به دنبال آن شستن آن سوره ها و خوردن یا کشیدن آن به روی بدن برای حفظ حافظه و یا درد چشم مؤثر است.

و نیز در کتب دعا آمده است که خواندن و دمیدن سوره هایی، در ظرفی از آب و ریختن آن به سر و صورت، باعث به هوش آمدن انسان بی هوش می شود.[۱۸۱]

تأثیر خواندن دعا به هنگام نوشیدن آب:

این دعا هم قبل و هم بعد از نوشیدن هر آبی، سفارش شده است که در واقع رنگ الاهی دادن، حتی به ساده ترین کار آدمی است و بیانگر توحید افعالی، توحید ربوبی، تمجید الاهی، ستایش الاهی، حلم و رأفت الاهی است.[۱۸۲]

نتیجه این که، از مجموع روایات اسلامی که در آنها به تأثیر دعا بر آب و تأثیر آب در استجابت دعا، اشاره شده است، می توان پی برد که ارتباط تنگاتنگی بین این دو مقوله، وجود دارد؛ و این چیزی که با کشفیات علمی روز هم مورد تأیید قرار گرفته است؛ همانند تأثیرات مثبت دعا بر بلورهای آب که توسط دانشمند ژاپنی صورت پذیرفته است.

دعا نویسی

آنچه در دعا مهمّ است تلاش برای کسب شرایط و حالات دعا است؛ یعنی انسان سعی کند با حصول این شرایط مقدمات استجابت دعا را فراهم نماید.

البته این به معنای آن نیست که دعای صاحبدلان در حق انسان مؤثر نیست و نمی توان در این راه از اولیای الاهی کمک گرفت و به آنان توسّل جست یا توسل به آنان بی فایده است،[۱۸۳] اما باید توجه داشت افرادی که امروزه به اسم دعا نویس اقدام به این کار می کنند، غالباً قابل اعتماد نیستند، امّا شماری نیز وجود دارند که قابل اعتماد و استفاده هستند.

برای آگاهی بیشتر، نک:

نمایه: نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال ۷۲۱٫

مشروعیت دعا نویسی برای رفع گرفتاری ها

خواندن و نوشتن دعاهای مأثور (مستند به معصومان و معتبر) برای رفع گرفتاری هایی؛ مانند بیماری، چشم زخم و وسوسه و…از نظر اسلام و فقها و مراجع امری صحیح و پسندیده است. مقام معظم رهبری در پاسخ به سؤالی در زمینه دعا و دعا نویسی و تبرک به دعاها فرموده اند: اگر دعاها از ائمه اطهار (ع) نقل و روایت شده باشند و یا مضامین آنها حق باشد، تبرّک جستن به آنها اشکال ندارد. همان گونه که تبرّک جستن به دعاهاى مشکوک به این امید که از معصوم (ع) باشند، اشکال ندارد.[۱۸۴] ایشان همچنین در بارۀ اجرت دعا نویسی فرموده اند:” دریافت یا پرداخت مبلغى به عنوان اجرت نوشتن دعاهاى وارده اشکال ندارد.”[۱۸۵]

فقیه و مرجع بزرگوار تقلید حضرت آیت ا.. گلپایگانی (ره) در پاسخ به این سؤال که ” عدّه‏اى از مردم به منظور برطرف شدن گرفتاری ها یا مثلا پیدا شدن گم شده و مانند اینها به دعا نویس مراجعه مى‏کنند و از وى تقاضاى دعا یا فال یا سحر مى‏کنند و او هم خبرهائى مى‏دهد که گاهى درست از آب در مى‏آید، آیا مشروع است یا خیر؟”، فرموده اند: “نوشتن دعاهاى مأثوره براى برطرف شدن گرفتاری ها مانع ندارد، ولى توسّل به فال و سحر و خبر دادن از خفایاى امور اشخاص که راضى به افشاى آن نیستند جایز نیست.[۱۸۶]

اما در مورد چیزهایی مثل تخم مرغ شکستن و نوشتن حروف و لغات و کلمات و سوزاندن آنها، برای رفع چشم زخم و وسوسه که دلیل معتبری برآن نداریم نمی تواند مورد پذیرش قرار گیرد، بلکه در صورتی که سوزاندن اوراقى که در آن اسم جلاله و آیات قرآنى و اسامی پیامبر(ص) و ائمه (ع) نوشته شده است‏ بى احترامى محسوب شود، جایز نیست‏.

همچنین باید توجه داشت افرادی که امروزه به اسم دعا نویس اقدام به این کار می کنند، غالبا قابل اعتماد نیستند.

استغفار در دعا و عصمت امام علی (ع)

یکی از صفات ائمه (ع) و شخص امام علی(ع)، «عصمت» است. عصمت ملکه ای علمی و عملی است که انسان را از جهل، خطا، سهو، نسیان و مغالطه در اندیشه و تفکر نگه می دارد؛ بنابراین، معصوم، هم در بخش علم، از فهم ناصحیح به دور است و هم در بخش عمل، محفوظ از کار ناروا است.[۱۸۷] به همین دلیل است که این حضرات لیاقت و شایستگی مقام والای امامت را داشتند و به این مقام منصوب شدند.

ائمه طاهرین (ع) عصارۀ نظام آفرینش و مظهر هدایت خدایند؛ نه تنها کار، گفتار و سکوت آنان هدایت است که میزان هدایتند و با این میزان، ضلالت و گمراهی و ایمان و کفر مشخص می شود. از این رو، سخن و سیرۀ ایشان برای هرکسی و هر سالک به سوی خدا، حجت و دلیل است؛ زیرا آنان معصوم اند و در سیره معصوم(ع) هیچ گونه شائبه گمراهی و گناه نیست.

اما این که در دعاهای رسیده از اهل بیت (ع) می بینیم که آنها از خداوند طلب آمرزش می کنند و یا خود را گناهکار می دانند؛ مثلاً امیرالمؤمنین (ع) در مناجاتش عرض می کند: “پروردگارا در آن حالی که غفلت مرا گرفته است ای کاش می دانستم حالم چگونه است؟ آیا از من رویگردانی یا به من نظر داری؟”؛ این تعبیرات نه به واسطه آن است که معصوم گناه می کند، بلکه باید گفت غفلت دارای مراتبی است، آن مرتبه ای که مربوط به معصوم است، ما عاجز از ادراک آن هستیم؛ زیرا وقتی که امام معصوم سرگرم خوراک خوردن یا سخن گفتن با این و آن است، با آن توجه تامّی که در نماز دارد، یکسان نیست و این کمبود را برای خود، غفلت و ذنب می شمارد و از آن طلب آمرزش می نماید. و این به خاطر عظمت مقام و دوام عبودیت و ادب تامّ آنان است که در برخی از حالات که لازمه مقام بشری است میسّر نمی شده، لذا این حالت های بشری را برای خود گناه می شمرده اند. و گرنه آنان از هر گناه کبیره و صغیره و مکروه معصومند.[۱۸۸] معصومان (ع) گرچه همواره با ابلیس و دیگر شیاطین درگیر و در چالش های اخلاقی و معنوی بودند، امّا به توفیق الاهی هیچ گاه نلغزیدند چنان که قرآن مجید در باره پیامبر (ص) می فرماید: “و چیزی نمانده بود که تو را از آن چه به سوی تو وحی کردیم گمراه کنند تا غیر از آن را بر ما ببندی و در آن صورت تو را به دوستی خود بگیرند و اگر تو را استوار نمی داشتیم قطعاً نزدیک بود کمی به سوی آنان متمایل شوی”.[۱۸۹] بنا بر این گناهی که معصومان (ع) راه گریزی از آن ندارند و برای جبران آن ناله سر می دهند، آلودگی به محرّمات الاهی نیست؛ بلکه از آن جهت که هر که در درگاه الاهی مقرّب تر است، خداوند معیار سنجش اعمال او را دقیق تر قرار داده و او به دلیل عظمت مقام چیزی را گناه می شمارد که دیگران به سادگی از کنار آن می گذرند.[۱۹۰] چنان که مرحوم اربلی فرموده است: “پیامبران و امامان – که سلام خدا بر آنان باد- همواره در یاد خدا به سر می بردند و در بالاترین مراتب قرب الاهی ره می سپردند و پیوسته در این اندیشه بودند که مبادا لحظه ای از یاد او غافل گردند. پس هرگاه اندکی از این مرتبه بالا فروتر می آمدند و از سر نیاز به اموری همچون خوردن و آشامیدن، حلّ و فصل مسائل اجتماعی روی می آوردند، این را گناهی بزرگ برای خویش می شمردند. استغفار و توبه آنان نیز از چنین اعمالی بوده است.”[۱۹۱]

مناجات منسوب به امام سجاد (ع)

موضوع این نوشتار دعایی است منسوب به امام سجّاد (ع) که آن حضرت به خداوند عرضه می دارد: “خدایا من در کلبه کوچک خود چیزی دارم که تو در عرش خودت هم نداری: من چون تویی را دارم و تو مثل خودت را نداری!”.

این جمله به صورت های مختلفی در بین بعضی از افراد شنیده می شود از جمله:

۱٫ “همان متن دعایی که در بالا نقل شده است”.

۲٫ “خدایا من در این خانۀ درویشی خود چیزی دارم که تو در عرش آسمانیت آن را نداری من خدایی مثل تو دارم ولی تو خدایی مثل خود نداری”.

۳٫”خدایا من در کلبه گدائی خود چیزی را دارم که تو در عرش کیریائی خود نداری من چون تویی دارم و تو چون خود نداری”.

اما گوینده این سخن کیست ؟ بعضی این سخن را به امام سجاد (ع) و در جای دیگری به امام جعفر صادق (ع) و بعضی آن را به حضرت موسی (ع)[۱۹۲] نسبت داده اند، اما هیچ آدرسی برای این نسبت بیان نشده است. به هر حال علی رغم جست و جوهای فراوان دلیلی برای استناد این سخن به یکی از ائمه معصومین (ع) پیدا نکردیم.

اشکالی که بر ظاهر این سخن وارد می شود این است که دلیل احتیاج مخلوقات به آفریدگار و ربّ و مربی، فقر و نقص آنان است و باید انسان این احتیاج را درک کند و خود را محتاج خداوند بداند. در حالی که خداوند کمال مطلق است و هیچ احتیاجی ندارد تا با کمک غیر خود آن را برطرف کند. و احتیاج او به غیر خود برای او ارزش و کمالی نیست. بنابراین، از این دیدگاه سزاوار نیست که کسی نسبت به خدا فخر فروشی کند که خدایا من چیزی دارم که تو نداری.

برخی معتقدند که چنین سخنی نمی تواند سخن معصوم باشد؛ زیرا گرچه ظاهر زیبایی دارد، ولی به دلیل اشکالی که مطرح شد هم چنین عدم دست یابی به سند این روایت نمی توان آن را پذیرفت.

ولی از طرف دیگر با توجه به مضمون برخی روایات و ادعیه و با کنار هم نهادن آنها به نظر می رسد که مضمون این مناجات قابل استخراج است.

از جمله در روایتی آمده است: حضرت داود در مناجات عرض کرد: خدایا برای هر پادشاهی خزانه ای است، پس خزانه تو کجا است؟ خطاب شد برای من خزائنی است از عرش عظیم تر و از کرسی وسیع تر  … و آن “دل” است.[۱۹۳]

در تأیید این مطلب در روایت دیگری آمده است: “قلب المؤمن عرش الرحمن”؛[۱۹۴] قلب مؤمن عرش رحمان است. بنابر این روایت خزانه اصلی اسما و صفات الاهی قلب بندۀ مؤمن و انسان کامل است، نه آسمان ها و عرش.

همچنین در قرآن می خوانیم که خداوند امانتی را به زمین و آسمان ها عرضه کرد، ولی غیر از انسان هیچ موجودی تاب تحمّل آن را نداشت.[۱۹۵]

پس طبق صریح این عبارات، انسان در قلب خویشتن که خانه عشق و عبودیت است گوهری دارد که در عرش هم نیست و البته این انسان کامل است که این گوهره را قدر شناخته و حق آن را ادا کرده است و از همین رو است که گفته می شود: انسان مظهر اسما و صفات الاهی است.

با این توصیف جا دارد که در مقام مناجات گفته شود: خدایا من در کلبه گدائیم یعنی در خانه دلم که کانون نیاز و فقر است چیزی دارم که در عرش کبریائی تو نیست و البته آن گوهر عبودیت تو است که در قلب من نهاده ای و به این واسطه است که من چون تویی دارم و بدان فخر می کنم، از آن روی که کنه عبودیت من همان ربوبیت تو است.[۱۹۶]

از طرفی مضمون بخش دوم این کلام: “خدایا من چون تویی دارم …”  شباهت کامل به این دعای مشهور حضرت علی (ع) دارد: “خدایا این فخر مرا بس که خدایی چون تو دارم؛ تو آن گونه ای که من دوست دارم،  پس مرا هم آن گونه گردان که تو دوست داری”.[۱۹۷]

با این اوصاف تمامی این کلمات به مفهوم واحدی اشاره دارد که در مقام عبودیت و عشق القا شده است، نه در مقام برتری جویی و اعلام بی نیازی نسبت به خدا.

نکتۀ دیگری که لازم است در این جا بدان پرداخته شود؛ این است که بر اساس روایات معصومان در مقام دعا و مناجات چگونه باید با خداوند سخن گفت؟ از سویی در روایات مختلف تأکید شده است که ادعیۀ نقل شده به همان گونه که معصومان فرموده اند خوانده شود و نباید در آن دخل و تصرفی صورت گیرد، ولی در بسیاری از روایات دیگر فرموده اند: بهترین دعا دعایی است که در آن فرد با زبان حال خود و بدون هیچ تکلفی با خداوند حرف بزند و مناجات کند و عاجز ترین فرد هم کسی است که از این کار عاجز باشد.

بنابراین در عین حال که از جنبه استناد برخی کلمات به معصومان باید دقت های لازم به عمل بیاید، ولی در مورد محتوای برخی جملاتی که در مقام انس و مناجات از طرف برخی افراد یا عرفا و حتی مردم عادی گفته شده است نمی توان مناقشه های کلامی را دخیل دانست؛ چرا که اصل در مناجات با خدا غلبه محبت الاهی است، نه تکلف گویی و تقلید و امور تصنعی و به راستی هم عاجز ترین انسان کسی است که از برقرار کردن چنین ارتباطی با خدای خود ناتوان است.

دعا و قسم دادن خدا به پنج تن و بقیه معصومان (ع)

دعا (در خواست بنده از پروردگار ) بسیار امر مطلوبی است و خداوند متعال بندگانش را به استفاده از دعا امر کرده است و به بندگانش وعده استجابت آن را داده است می فرماید: “بخوانید مرا تا شما را اجابت کنم…”.[۱۹۸] بنابر این دعا در همه حال، همه جا، به هر زبان و برای هر نوع حاجت و درخواست و نیازی مطلوب بوده و مورد توجه خداوند متعال است. یکی از بهترین شیوه های دعا این است که انسان قبل از درخواست خود، خداوند را به حق کسانی که در نزد او ارزش و اعتبار دارند قسم بدهد و سپس خواسته خود را از خداوند درخواست نماید.

برای این که خدا را قبل از دعا کردن به پنج تن و بقیه معصومان قسم بدهیم، می توانیم این طور بگوئیم: “اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ عَلَیْکَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ”.[۱۹۹] و سپس خواسته خود را از خداوند مهربان و بخشنده طلب کنیم. یا بگوئیم:” اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ علی و فاطمه والحسن و الحسین”. یا بگوئیم:”اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّ نَبِیِّکَ الْمُصْطَفَى وَ بِحَقِّ وَلِیِّکَ وَ وَصِیِّ رَسُولِکَ الْمُرْتَضَى وَ بِحَقِّ الزَّهْرَاءِ مَرْیَمَ الْکُبْرَى سَیِّدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ وَ بِحَقِّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ سِبْطَیْ نَبِیِّ الْهُدَى وَ رَضِیعَیْ ثَدْیِ التُّقَى وَ بِحَقِّ زَیْنِ الْعَابِدِینَ وَ قُرَّهِ عَیْنِ النَّاظِرِینَ وَ بِحَقِّ بَاقِرِ عَلْمِ الْأَوَّلِینَ وَ الْخَلَفِ مِنْ آلِ یس وَ بِحَقِّ الصَّادِقِ مِنَ الصِّدِّیقِینَ وَ بِحَقِّ الصَّالِحِ مِنَ الصَّالِحِینَ وَ بِحَقِّ الرَّاضِی مِنَ الْمَرْضِیِّینَ وَ بِحَقِّ الْخَیِّرِ مِنَ الْخَیِّرِینَ وَ بِحَقِّ الصَّابِرِ مِنَ الصَّابِرِینَ وَ بِحَقِّ النَّقِیِّ وَ السَّجَّادِ الْأَصْغَرِ وَ بَرَکَاتِهِ لَیْلَهَ الْمُقَامِ بِالسَّهَرِ وَ بِحَقِّ النَّفْسِ الزَّکِیَّهِ وَ الرُّوحِ الطَّیِّبَهِ سَمِیِّ نَبِیِّکَ وَ الْمُظْهِرِ لِدِینِکَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِحَقِّهِمْ وَ حُرْمَتِهِمْ عَلَیْکَ إِلَّا قَضَیْتَ بِهِمْ حَوَائِجِی”.[۲۰۰] و سپس حاجات و نیازمندی های خود را از پروردگار متعال طلب کنیم.

برای آگاهی بیشتر به پاسخ سؤالات زیر مراجعه فرمائید:

۱٫ سؤال ۸۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۹۸۴)، نمایه: دعا و زبان عربی.

۲٫ سؤال ۲۱۴۵ (سایت اسلام کوئست: ۲۲۶۹)، نمایه: شرایط و راه های استجابت دعا.

کتاب های دعا و علم جفر

در میان علوم گوناگون و مختلف بشری، برخی از علوم از فواید و ثمرات کمتری برخوردارند و در مقایسه با اکثر علوم که بهره های علمی و عملی فراوانی دارند، از بهره های ناچیزی بهره مندند، از میان این گونه علوم کم بهره می توان علوم غریبه را نام برد؛ مثل: جفر، رمل[۲۰۱]، نجوم و … البته این علوم با سحر و جادو اختلاف فاحشی دارند علوم غریبه از طریق تعلیم و یادگیری اصول خاصی به کار برده می شود ، هدف و غرض اصلی علوم غریبه خبر از آینده و حالات و احوال اشخاص از طریق معادلات و روش های خاص است که فقط در مواردی به حقیقت می رسد نه در تمام موارد، و به همین جهت در دین مبین اسلام که حقیقتاً کامل ترین و جامع ترین ادیان الاهی است، آموزش و یادگیری و به کار بردن آنها مورد تشویق واقع نشده است[۲۰۲]؛ اما تعلیم و یادگیری و به کار بستن سحر و جادو به تصریح همۀ مراجع عظام تقلید حرام است، مگر این که غرض عقلایی و شرعی داشته باشد.[۲۰۳] چرا که مقدمه و ذی المقدمه آن از مصادیق حرام الاهی است، و ریاضت های غیر شرعی و احضار جنیان و … خصوصاً هنگامی که سبب کارشکنی در امور روزمره مردم گردد، مورد نهی شارع مقدس قرار گرفته است؛ و به همین دلیل هیچ گاه علمای دین که موظف اند از کتاب الاهی یعنی قرآن و سنت نبی مکرم اسلام حضرت محمد (ص) و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) اقدام به تبلیغ و نشر معارف الاهی کنند، از علوم و کتبی که در راستای این مهم نباشد استفاده نکرده و نمی کنند، اما اگر برخی از بزرگان شیعه از علوم غریبه بهره ای دارند، هیچ گاه آن را اظهار نمی نمایند، چنان که معلم ثانی ابونصر فارابی در علم جفر رساله ای می نویسند، ولی پس از مدّتی آن را از بین می برند و می فرمایند دوست ندارم اثر علمی من پیرامون این علم باشد[۲۰۴] و در این رابطه علامه حسن زاده آملی می نویسند که (علم) جفر مثل حفر (کندن و حفاری) است گاهی به گنج می رسد و گاهی تنها رنج است.[۲۰۵]

نکته پایانی این که با توجه به جایگاه کتب ادعیه که اکثراً مأثور از اهل بیت (ع) است، آنچه بر ما لازم است و سفارش و تأکید بر آن شده تعلیم و یادگیری و استفاده از آنها است؛ چرا که در سایه توجه به این مهم ارتباط خالق و مخلوق دائماً برقرار و نیازهای انسان بر طرف می شود و احتیاج به کتاب های رمل و جفر و… ندارد.

برای اطلاع بیشتر نک:

۱٫ کفایه الرمل، سید جواد ذهنی تهرانی.

۲٫ نمایه “حرام نبودن مشاهده سحر و مطالعه درباره آن، سؤال ۶۷۷″ سایت اسلام کوئست.

۳٫ نمایه “ارتباط با موجودات عوالم دیگر، سؤال ۲۹۳″ سایت اسلام کوئست.

۴٫ نمایه “توانایى شیطان و جن، سؤال ۸۸۳″ سایت اسلام کوئست.

۵٫ نمایه “ارتباط انسان با جن، سؤال ۶۰۶″ سایت اسلام کوئست.

۶٫ نمایه “انسان و ارتباط با جن، سؤال  ۴۶۸″ سایت اسلام کوئست.

اعتبار کتاب های دعا

در این مقال بیشتر تلاش می کنیم پیرامون کتاب هایی که بیشتر در این زمینه مطرح هستند بیان و سپس پیرامون آن بحث مان را دنبال کنیم؛ از جملۀ آن کتاب ها: مصباح الزائر، و بلدالامین، مصباح کفعمی، اقبال و مزار کبیر و کتاب هایی را که علامه مجلسی در کتاب مزار به آنها استناد کرده است.

برای تبیین موضوع بحث را در سه محور پی می گیریم.

۱٫ کتاب هاى یاد شده از دیدگاه مؤلفان و مرحوم مجلسى قابل بررسى و توجه است.

از یک سو باید گفت: نویسندگان این کتاب ها عنایت ویژه‏اى به کتاب هایشان داشته‏اند و به اعتبار روایات و مطالب آن اعتراف نموده‏اند، و از سوى دیگر مرحوم مجلسى نسبت به آن کتاب ها و نویسندگان آنها عنایت و عظمت خاصى قائل است.

از باب نمونه: مؤلف کتاب مزار کبیر شیخ عبد اللّه محمد بن جعفر المشهدى، معروف به “ابن المشهدى” است.

اوّلاً: مؤلّف در مقدمه کتابش مى‏گوید: من در این کتاب زیارات گوناگونى را براى مشاهد مشرّفه و مطالبى که پیرامون ترغیب به مسجدهاى مبارک است و دعاهاى برگزیده و مناجات‏ها را، با سندهایى آورده‏ام، که متصل به راویان موثق است و آنان این کلمات را به سادات و بزرگان دینى مى‏رسانند.

ثانیاً: مؤلّف یکى از مشایخ و بزرگان امامیه است که در اجازات نامش آمده است و بزرگانى از او به عظمت یاد کرده‏اند!؛ مثلاً مرحوم شیخ حرّ عاملى “ابن المشهدى را فاضل جلیل دانسته و به بعضى از کتاب هاى وى اشاره نموده است.[۲۰۶]

علّامه مجلسى مى‏گوید: کتاب بزرگى در زیارات به تألیف محمد بن المشهدى است، که سیّد بن طاووس نیز به آن اعتماد نموده و مدحش کرده است، و ما آن کتاب را به “مزار کبیر” نام نهاده‏ایم.[۲۰۷]

در جاى دیگر مى‏گوید: مزار کبیر از چگونگى سندش مى‏فهمیم که کتاب معتبرى است و سیّد بن طاووس بسیارى از اخبار و زیارات خود را از این کتاب گرفته است.[۲۰۸]

مرحوم کفعمى نیز در مقدمه کتاب خود به نام “البلد الأمین” مى‏گوید: این کتاب که در آن عوذه‏ها و دعاها و تسبیح‏ها و زیارات نقل شده است، از پیشوایان و امامان (‏ع) توسط کتاب هایى گرفته شده، که صحیح بودن آنها مورد اعتماد است و ما مأمور به چنگ زدن به آنها هستیم!

اما کتاب مصباح الزائر که تألیف سیّد علی بن موسى بن طاووس است، وقتى به روایات و زیارات آن توجه مى‏کنیم، و به کتاب هاى علماى گذشته که قبل از ایشان بوده‏اند مى‏نگریم، مى‏بینیم بسیارى از آن روایات و زیارات در کتاب هاى بزرگانى؛ مانند شیخ صدوق، شیخ مفید، شیخ طوسى، ابن قولویه و دیگران آمده است.

در این جا به بخشى از کلام مرحوم مجلسى، درباره مصادر کتابش و نویسندگان آنها، اشاره مى‏کنیم:

ایشان در فصل دوم از مقدمه بحار مى‏گوید: بدان که بیشتر کتاب هایى که ما بر آن اعتماد نموده‏ایم از جهت نسبت آنها به مؤلّفشان مشهور و معلومند! مثل کتاب هاى صدوق،… و کتاب هاى بزرگانى از فرزندان طاووس که همه آنها معروف است. و … کتاب هاى کفعمى که شهرت آنها و فضیلت مؤلفش ما را از بیان حال آن کتاب ها و مؤلفش بى نیاز مى‏کند.[۲۰۹]

۲٫ در میان فقیهان و کار شناسان مسائل اسلامى، یکى از علوم مربوط به استنباط احکام شرعى، علم رجال و درایه درباره حدیث است، روش متداول چنین است که مى‏گویند: هر روایتى که در مقام بیان احکام اسلامى یا معارف دینى و اعتقادى باشد باید از نظر یک فقیه بررسى شود که آیا از جهت سند، صحیح و قابل اعتماد است یا نه؟ وقتى بررسى شد و مشکلى از نظر سند نداشت، آن گاه از دلالت، مورد ارزیابى قرار گرفته و هر فقیهى بر اساس مبانى خود به آن تکیه نموده و از آن بهره مى‏برد.

آنچه گفته شد، روشى است که از قرن‏هاى نزدیک به زمان امامان معصوم (‏ع) و با رهنمودهاى آنان مورد توجه بوده است و لذا شیخ صدوق و مفید و طوسى هم با توجه به علم رجال از روایات قابل اعتماد استفاده مى‏کرده‏اند، و در قرن‏هاى اخیر نیز این موضوع مورد عنایت فقیهان عالى مقام بوده و هست!

بنابراین هر روایتى که در کتابى آمده است، هر چند آن کتاب معروف و مشهور و نویسنده آن شخصیتى بزرگوار و از عالمان بر جسته باشد، از نظر علم رجال و مانند آن مورد تحقیق قرار گرفته و پس از آن مورد عمل واقع مى‏شود.

۳٫ نکته دیگر که راه حلّ خوبى براى موضوع مورد بحث است و براى موارد مشابه آن در همه جا و براى همه کس راه گشا است! این مطلب است که فقیهان قاعده‏اى به عنوان “اخبار من بلغ” دارند، و نسبت به آن دسته از روایاتى که در کتاب هاى دعا و زیارات و غیره آمده است و تشویق به انجام کارهاى مستحبى نموده، که اگر داوطلبانه انجام شود ثوابى چنین و چنان دارد!، مى‏گویند: عمل کردن به این روایات بدون تحقیق جایز است، در صورتى که دو شرط رعایت شود: یکى این که دلیلى بر حرام بودن آن عمل نداشته باشیم، و دیگر این که انجام آن کار به قصد و نیّت رسیدن به ثوابش باشد.

دلیل آنان بر این مطلب، روایاتى است که بر این مضمون دلالت دارد، مانند حدیث: “عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مَرْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) یَقُولُ مَنْ بَلَغَهُ ثَوَابٌ مِنَ اللَّهِ عَلَى عَمَلٍ فَعَمِلَ ذَلِکَ الْعَمَلَ الْتِمَاسَ ذَلِکَ الثَّوَابِ أُوتِیَهُ وَ إِنْ لَمْ یَکُنِ الْحَدِیثُ کَمَا بَلَغَه”؛[۲۱۰] امام باقر (‏ع) فرمود: هر کس از سوى خداوند، ثوابى براى کارى به او برسد، و آن کار را به امید رسیدن به آن ثواب انجام دهد، آن ثواب را به او مى دهند، گر چه آن حدیث آن چنان که به او رسیده است، نباشد.

فقیهان و مراجع این اخبار را مورد بحث قرار داده و در کتاب هاى فقهى خود مضمون آنها را پذیرفته‏اند.[۲۱۱]

بنابراین روایاتى که مى‏گوید: هر کس هنگام وضو این دعا را بخواند، یا به هنگام خوابیدن این ذکر را بگوید، یا در شب قدر این دعا را بخواند، یا هنگام زیارت امامان‏ (‏ع) این کلمات را بگوید، اجر و پاداشى چنین خواهد داشت، در این موارد عمل به آنها نه تنها ایرادى ندارد، بلکه به حکم عقل و روایات صحیحى که به آنها اشاره شد، مورد تفضل و عنایت خداى بزرگ قرار مى‏گیرد!

در نتیجه باید گفت: افزون بر این که کتاب هاى مورد استفاده در کتاب مزار مرحوم مجلسى؛ مانند: مصباح الزائر، مصباح کفعمى، المزار الکبیر و…، از دیدگاه بزرگانى که آنها را تألیف کرده‏اند، مورد اعتماد است و مرحوم علّامه مجلسى نیز اعتبار آنها را پذیرفته است، باید گفت: از دیدگاه اخبار زیادى که به عنوان “من بلغه الثواب” مطرح شده نیز، قابل عمل و عنایت است و مى‏توان از راه توسّل به آنها براى رسیدن به ثواب، امیدوار بود.


[۱] قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، واژه‏ى دعا.

[۲] دانشنامه‏ى قرآن و قرآن پژوهى به کوشش بهاء الدین خرمشاهى، ج ۱، ص ۱۰۵۴٫

[۳] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ۲۳، ص ۷۹۱، چاپ اول، انتشارات صدرا ، تهران، اسفند ۱۳۸۳٫

[۴] نراقى، ملا احمد، معراج السعاده ، مقام پنجم: صفاتى که متعلق است‏به سه قوه عاقله، غضبیه، شهویه، یا به دو قوه ازاین سه قوه از رذایل و فضایل و آن صفات بسیار است، صفت‏بیست و هشتم اعتراض بر اراده و تقدیرات خدا، ص ۶۰۸- ۶۰۹، انتشارات رشیدی، چاپ دوم،  بهمن ۱۳۶۱٫

[۵] اقتباس از سؤال ۲۶۴۶ (سایت اسلام کوئست: ۲۷۷۲)، منافات نمایه: نداشتن عا با خواست خداوند.

[۶] کافى، ج ۱، ص ۱۸۳٫

[۷] روم، ۳۲ ؛ لقمان، ۳۲ ؛ عنکبوت، آیه ۶۵ ؛ یونس، ۱۲ و ۲۳ و ۲۲ و… .

[۸] اقتباس از سؤال ۸۳ (سایت اسلام کوئست: ۱۰۱۲)، نمایه: نقش دعا و تربت امام حسین (ع) در شفا یافتن.

[۹] . اعراف، ۹۶٫

[۱۰]. کافى، ج ۱، ص ۱۸۳٫ با استفاده از سؤال ۲۹۰۰ (سایت اسلام کوئست: ۳۱۰۹). البته این امتناع غالبی است؛ یعنی در اغلب موارد چنین است، ولی برای این که انسان ها برای تحقق خواسته هایشان فقط به امور مادی دل نبندند و نقش خداوند را به مرور زمان نادیده نگیرند، خداوند اموری را بدون گذراندن سیر طبیعی آن مانند خلقت حضرت عیسی ( بدون پدر)، انجام می دهد.

[۱۱]. کلینی، کافی، ج ۵، ص ۷۷٫

[۱۲] مؤمن، ۶۰؛ “وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرین” پروردگار شما گفته است: “مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم! کسانى که از عبادت من تکبّر مى‏ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند!”.‏

[۱۳] برای آگاهی بیشتر، نک: مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۲۲۶-۲۳۷٫

[۱۴] اصول کافی، ج ۴، ص ۲۱۰، ح ۲ .

[۱۵] اصول کافی، ج ۴ ، ص ۲۱۲، ح ۶٫

[۱۶] اصول کافی، ج ۴ ، ص ۲۲۴، ح ۲٫

[۱۷] تفسیر نمونه، ج ۲۰، ص ۱۵۲٫

[۱۸] نهج البلاغه، نامه ۳۱٫ البته ممکن است این جمله حضرت علی (ع) به گونه دیگری نیز معنا شود؛ یعنی مراد حضرت این باشد که بخشش الاهی به اندازه خود نیّت است، اگر چیزهای کوچک را از خدا طلب کردی همان به تو داده می شود و اگر امور با ارزش و مهم را خواستی به همان می رسی پس بهتر است که انسان همّت بالایی داشته باشد.

[۱۹] بقره، ۲۶۱٫

[۲۰] در آیات و روایات بر استجابت قطعی دعاها تاکید شده و آمده که هیچ بنده ای دست به درگاه خدا نگشاید، مگر این که خدای متعال شرم کند که آن را باز گرداند، تا این که از فضل و رحمت خود برآن قرار دهد. نک: اصول کافی، ج ۴ ، ص ۲۱۸، ح ۲٫

[۲۱] نک: روحانی، سید محمد کاظم، شفاعت و توسل، ص ۵۱-۶۹٫

[۲۲] در روایت آمده که وقتی ثواب و پاداش بنده ای که در دنیا دعا کرده بود و مستجاب نشده بود، در آخرت به او  داده می شود و او کثرت آن پاداش را می بیند. آرزو می کند که ای کاش هیچ دعایی در دنیا برای او مستجاب نمی شد!. نک: اصول کافی، ج ۳، ص ۲۴۶، ح ۹٫

[۲۳]. “وَ اسْتَعینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبیرَهٌ إِلاَّ عَلَى الْخاشِعینَ”؛ و از صبر و نماز یارى جویید و این کار جز براى خاشعان، گران و سنگین است. بقره، ۴۵٫

[۲۴]. غافر، ۶۰٫

[۲۵]. حر عاملى، وسائل‏الشیعه، ج ۷، ص۶۱، مؤسسه آل البیت (ع) قم، ۱۴۰۹ هـ ق.

[۲۶]. قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع): “أَحَبُّ الْأَعْمَالِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی الْأَرْضِ الدُّعَاءُ”؛ کلینی، کافی، ج ۲، ص ۴۶۸، دار الکتب الإسلامیه تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.

[۲۷]. امام صادق(ع) فرمود: “فَإِنَّ الدُّعَاءَ هُوَ الْعِبَادَهُ”؛ حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج ۷، ص ۳۴٫

[۲۸]. پیامبر (ص) می‌فرماید: “الدُّعَاءُ مُخُّ الْعِبَادَهِ”؛ حر عاملی، وسائل‏ الشیعه، ج ۷، ص ۲۷٫

[۲۹]. امام صادق(ع) فرمود: “إِنَّ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْزِلَهً لَا تُنَالُ إِلَّا بِمَسْأَلَهٍ”؛ کلینى، کافی، ج ۲، ص ۴۶۷٫

[۳۰]. “وَ ادْفَعُوا الْبَلَاءَ بِالدُّعَاء”، حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج۷، ص۴۰٫

[۳۱] فرقان، ۷۷٫

[۳۲] غافر، ۶۰٫

[۳۳]. نور، ۵۶٫

[۳۴]. “ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا”؛ آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید) و از آنچه نهى کرده خوددارى نمایید. حشر،۷٫

[۳۵] کلینی، کافی، ج ۲، ص ۵۶۱، کَانَ دُعَاءُ النَّبِیِّ (ص) لَیْلَهَ الْأَحْزَابِ یَا صَرِیخَ الْمَکْرُوبِینَ وَ یَا مُجِیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرِّینَ وَ یَا کَاشِفَ غَمِّیَ اکْشِفْ عَنِّی غَمِّی وَ هَمِّی وَ کَرْبِی فَإِنَّکَ تَعْلَمُ حَالِی وَ حَالَ أَصْحَابِی وَ اکْفِنِی هَوْلَ عَدُوِّی.

[۳۶] نک: سؤال ۴۵۳ (سایت اسلام کوئست: ۴۸۶)، تحریف ناپذیری قرآن.

[۳۷] توبه، ۳۴٫

[۳۸] در “وَ الَّذینَ یَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّهَ”.

[۳۹] جعفری، یعقوب، تفسیر کوثر، ج ‏۴، ص ۴۷۵، بی تا، بی جا.

[۴۰] سؤال ۳۸۸۸ (سایت اسلام کوئست: ۴۴۴۷)، وجود تحریف در قرآن؛ سؤال ۳۲۱۳ (سایت اسلام کوئست: ۳۹۳۸)، عدم تحرف قرآن.

[۴۱] به طور مثال ،امام صادق (ع) می فرمایند: “فَإِنَّ الْمُغِیرَهَ بْنَ سَعِیدٍ لَعَنَهُ اللَّهُ دَسَّ فِی کُتُبِ أَصْحَابِ أَبِی أَحَادِیثَ لَمْ یُحَدِّثْ بِهَا أَبِی” مغیره که خدا او را لعنت کند، احادیث جعلی را به پدرم نسبت داد. مجلسی، بحارالأنوار ج ۲، ص ۲۴۹، باب ۲۹- علل اختلاف الأخبار و کیفیه.

[۴۲] نک: سؤال ۱۹۳۷ (سایت اسلام کوئست: ۲۱۸۵).

[۴۳] در اصطلاح فقهی و عبادی، به محدوده حرم حسینی و اطراف آن که شامل قبر مطهر، صحن، رواق ها و موزه و…است، چه قسمت های قدیم چه جدید، حائر اطلاق می‏شود. برخی هم حد حائر را همان محدوده حرم دانسته‏اند، نه بیشتر.

[۴۴] ذهنى تهرانى، محمد جواد، ترجمه کامل الزیارات، باب ۹۱ – ۹۵، ص ۸۳۲ – ۸۶۷، نشر پیام حق، و بحار، ج ۹۸، ص ۱۳۲ و ۱۲۸٫

[۴۵] مکارم شیرازى، انگیزه پیدایش مذاهب، ص ۱۱۲ و ۹۰٫

[۴۶] کافى، ج ۱، ص ۱۸۳٫

[۴۷] روم، ۳۲ ؛ لقمان، ۳۲ ؛ عنکبوت، آیه ۶۵ ؛ یونس، ۱۲ و ۲۳ و ۲۲ و… .

[۴۸] جوادى آملى، عبداللَّه، مراحل اخلاق در قرآن، ص ۶۳٫

[۴۹] برای آگاهی بیشتر در باره ی دعا آداب و شرایط آن رجوع کنید به نمایه های:

الف. شرایط حتمی استجابت دعا، سؤال شماره ۱۹۷ سایت اسلام کوئست.

ب. نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال شماره ۷۲۱ سایت اسلام کوئست.

[۵۰] مفاتیح الجنان، دعای توسل، ص ۲۲۵٫

[۵۱] همان؛ دعای فرج.

[۵۲] همان، آیات اسم اعظم، ص ۲۲۴٫

[۵۳] همان، دعای مقاتل بن سلیمان، ص ۲۳۶٫

[۵۴] مفاتیح الجنان، دعای سریع الاجابه، ص ۲۳۷ و ۷۵۴٫

[۵۵] اصول کافی، کتاب الدعاء، باب: هر کس ده بار یا الله بگوید.

[۵۶] همان، باب هر کس یا الله یا رب بگوید تا نفس بند آید.

[۵۷]نور، ۲۶؛ تحریم، ۵٫

[۵۸] جعفریات، ص ۱۱۰(به نقل از نرم افزار جامع الاحادیث). این دعا در کتاب بحارالأنوار، ج ۱۰۰، ص ۲۶۹ با اندکی تغییر این گونه نقل شده است: “اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی زَوْجَهً صَالِحَهً وَدُوداً وَلُوداً شَکُوراً قَنُوعاً غَیُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَکَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَکَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِیتُ ذَکَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَیْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِی وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَیْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِی وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَیْهَا أَرْضَتْنِی یَا ذَا­الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ هَبْ لِی ذَلِکَ فَإِنَّمَا أَسْأَلُکَ وَ لَا أَجِدُ إِلَّا مَا قَسَمْتَ لِی‏”.

[۵۹] در حدیث مشهور” ثقلین”که در منابع حدیثی شیعه و اهل سنت به طور متواتر نقل شده است رسول گرامی اسلام(ص) فرمودند: “انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتی اهل بیتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی ابداً فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض”، ترمذی، صحیح ، ج ۲، ص ۳۸۰ ؛احمد بن حنبل، مسند، ج ۳، ص ۱۷٫

[۶۰]. کلینی، اصول کافی، ج ۲، ص ۴۶۸٫

[۶۱]. رسول خدا (ص) فرمود: “ترک دعا، گناه است”، تنبیه الخواطر، ج ۲، ص ۱۵۴٫

[۶۲]. اصول کافی، ج ۲، ص ۴۶۸٫

[۶۳]. کنزالعمال، ح ۳۶۴۸٫

[۶۴]. جامعه سازی قرآنی، ص ۱۹۳٫

[۶۵] برگرفته از محمد باقر شهیدى، دعاها و تهلیلات قرآن، ص ۴۳٫

[۶۶] بر گرفته از: نمایه: شرایط استجابت حتمى دعا، سؤال ۱۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۹۸۳): در چه شرایطى دعا حتماً مستجاب مى‏شود؟

[۶۷] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج۹۰، ص ۲۹۴،موسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.

[۶۸] بحار الانوار، ج۹۰، ص ۲۹۵٫

[۶۹] بحار الانوار، ج۹۰، ص ۲۹۵٫

[۷۰] بحار الانوار، ج۹۰، ص ۲۹۹٫

[۷۱] سَمِعْتُ سَیِّدَنَا الْإِمَامَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ ع یَقُولُ مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِهَذَا الْعَهْدِ کَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا ع وَ إِنْ مَاتَ أَخْرَجَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ کَلِمَهٍ أَلْفَ حَسَنَهٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَهٍ وَ هُوَ هَذَا الْعَهْد، بحارالأنوار  ج۸۳ ص ۲۸۴٫

[۷۲] سَمِعْتُ سَیِّدَنَا الْإِمَامَ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ ع یَقُولُ مَنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِینَ صَبَاحاً بِهَذَا الْعَهْدِ کَانَ مِنْ أَنْصَارِ قَائِمِنَا ع وَ إِنْ مَاتَ أَخْرَجَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ مِنْ قَبْرِهِ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ بِکُلِّ کَلِمَهٍ أَلْفَ حَسَنَهٍ وَ مَحَا عَنْهُ أَلْفَ سَیِّئَهٍ وَ هُوَ هَذَا الْعَهْد، بحارالأنوار  ج۸۳ ص ۲۸۴٫

[۷۳]. قمى، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ص ۸۶، انتشارات اسوه.

[۷۴]. مجلسى، بحار الأنوار، ج ۳۵ ، ص ۳۶۰ – ۳۶۳  ، مؤسسه الوفاء، بیروت، لبنان، ۱۴۰۴ هجرى قمرى، جمعا ۶ حدیث.

[۷۵] . فاطر، ۶، “إِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَّعیر”.

[۷۶] .سیوطی، جلال الدین، الدرّ المنثور، ج ۲، ص ۱۴۹، کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، قم، ۱۴۰۴ هـ ق.

[۷۷] . مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۲۹۶، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.

[۷۸] . فرقان، ۷۷٫

[۷۹] . کلینی، کافی، ج ۲، ص ۴۸۴٫

[۸۰]. صافی گلپایگانی، معارف دین، ص ۲۶۰؛ فاضل لنکرانی، استفتائات، ج ۲، ص ۵۳۷،

[۸۱] حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۳۹، ح ۸۹۴۴، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ هـ ق. ” ِ عَنْ زُرَارَهَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَلِّمْنِی دُعَاءً فَقَالَ إِنَّ أَفْضَلَ الدُّعَاءِ مَا جَرَى عَلَى لِسَانِک‏”.

[۸۲] حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۳۹، ح ۸۹۴۴، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ هـ ق؛” عَنْ زُرَارَهَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع عَلِّمْنِی دُعَاءً فَقَالَ إِنَّ أَفْضَلَ الدُّعَاءِ مَا جَرَى عَلَى لِسَانِک‏”.

[۸۳] قمی، ابن قولویه، کامل الزیارات، ص ۲۳۷، انتشارات مرتضویه، نجف، ۱۳۵۶ هـ ق.

[۸۴] عاملی کفعمی، ابراهیم بن علی، البلد الأمین، ص ۲۸۰، بی جا، بی تا.

[۸۵] مجلسی، محمد باقر، بحار الأنوار، ج ‏۶۸، ص ۱۱۸، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.

[۸۶] بحار الأنوار، ج ۵۱، ص ۴۸٫

[۸۷] نمل، ۶۲٫

[۸۸] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۱۵، ص ۵۲۰ – ۵۲۲، دار الکتب الإسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش‏.

[۸۹] حاج میرزا جواد آقا، ملکى تبریزى، المراقبات، ص ۲۶۱٫

[۹۰] بحارالأنوار، ج ۹۲، ص ۱۰۳٫

[۹۱] این احتیاط از دیدگاه امام خمینی (ره) احتیاط واجب است.

[۹۲] توضیح المسائل مراجع، ج ۱، ص ۵۶۲٫

[۹۳] حر عاملی، وسائل‏الشیعه، ج ۶، ص ۳۰۹، وَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ هَارُونَ الزَّنْجَانِیِّ عَنْ عَلِیِّ بْنِ عَبْدِ الْعَزِیزِ عَنْ أَبِی عُبَیْدٍ الْقَاسِمِ بْنِ سَلَّامٍ بِأَسَانِیدَ مُتَّصِلَهٍ إِلَى النَّبِیِّ (ص) قَالَ إِنِّی قَدْ نَهَیْتُ عَنِ الْقِرَاءَهِ فِی الرُّکُوعِ وَ السُّجُودِ فَأَمَّا الرُّکُوعُ فَعَظِّمُوا اللَّهَ فِیهِ وَ أَمَّا السُّجُودُ فَأَکْثِرُوا فِیهِ الدُّعَاءَ فَإِنَّهُ قَمِنٌ أَنْ یُسْتَجَابَ لَکُمْ أَیْ جَدِیرٌ وَ حَرِیٌّ أَنْ یُسْتَجَابَ لَکُمْ.

[۹۴] حمیری قمی، عبدالله بن جعفر، قرب الاسناد، ص ۶۶؛ وسائل‏الشیعه، ج ۶، ص ۳۰۹-  ۸۰۴۶، عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ فِی قُرْبِ الْإِسْنَادِ عَنِ السِّنْدِیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِی الْبَخْتَرِیِّ عَنْ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ أَنَّ عَلِیّاً (ع) کَانَ یَقُولُ لَا قِرَاءَهَ فِی رُکُوعٍ وَ لَا سُجُودٍ إِنَّمَا فِیهِمَا الْمِدْحَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ الْمَسْأَلَهُ فَابْتَدِءُوا قَبْلَ الْمَسْأَلَهِ بِالْمِدْحَهِ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ثُمَّ اسْأَلُوا بَعْدَهُ .

[۹۵] علامه مجلسی، بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۱۰۵٫

[۹۶] سید یزدی، العروه الوثقی، ج ۲، ص ۵۵۳٫

[۹۷] کلینی، محمد ین یعقوب، الکافی، ج ۳، ص ۳۱۹٫

[۹۸] مؤمن، ۶۰؛ “وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرین” پروردگار شما گفته است: “مرا بخوانید تا (دعاى) شما را بپذیرم! کسانى که از عبادت من تکبّر مى‏ورزند به زودى با ذلّت وارد دوزخ مى‏شوند!”.‏

[۹۹] برای آگاهی بیشتر، نک: مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۲۲۶-۲۳۷٫ اقتباس از سؤال ۷۲۱ (سایت اسلام کوئست: ۷۴۶)، نمایه: نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا.

[۱۰۰] اقتباس ازنمایه: نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال ۷۲۱ (سایت اسلام کوئست: ۷۴۶).

[۱۰۱] «یا عِبادىَ الَّذینَ اسْرَفُوا عَلى انْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ»، زمر، ۵۳٫

[۱۰۲] «وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَهِ رَبِّهِ الا الضَّالُّونَ»، حجر، ۵۶٫

[۱۰۳] «لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ الا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»، یوسف: ۸۷٫

[۱۰۴] برای مطالعه و آگاهی بیشتر رجوع کنید به: نمایه: نحوه و چگونگی تشخیص مصلحت در دعا، سؤال ۷۲۱ (سایت اسلام کوئست: ۷۶۴) و شرایط استجابت حتمى دعا، سؤال ۱۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۹۸۳). و استجابت دعای گناه کاران، سؤال ۱۳۷۹ (سایت اسلام کوئست: ۱۴۱۲).

[۱۰۵] شهیدى و شهرستانى، دعا و تهلیلات قرآن، ص ۱۵٫

[۱۰۶] فیض کاشانى، محجه البیضا، ج ۱، ص ۳۸۰ – ۳۰۱٫

[۱۰۷] کافى، ج ۲، ص ۴۹۱٫

[۱۰۸] امالى شیخ طوسى، ج ۱، ص ۱۵۷٫

[۱۰۹] فلسفى، محمد تقى، شرح دعاى مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۹٫

[۱۱۰] کافى، ج ۲، ص ۶۷، ح ۱۱٫

[۱۱۱] بحار، ج ۷۲، ص ۱۰۷، ح ۷٫

[۱۱۲] جوادى آملى، عبداللَّه، حکمت عبادات، صص ۲۲۰ الى ۲۳۴٫

[۱۱۳] امام خمینى (ره)، شرح دعاى سحر، ترجمه سید احمد فهرى، ص ۳۸٫

[۱۱۴] شهیدى، محمد باقر و شهرستانى، هبه الدین، دعاها و تهلیلات قرآن، ص ۴۵٫

[۱۱۵] جوادى آملى، عبداللَّه، حکمت عبادات، ص ۲۱۵٫

[۱۱۶] روان جاوید، ج ۱، ص ۲۹۶٫

[۱۱۷] نوری،  مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۱۱۴، ح ۱۳۱، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸ هـ ق.

[۱۱۸] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۲، ص ۲۹۵، ح ۸، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.

[۱۱۹] دیلمی، الحسن بن أبی الحسن، إرشاد القلوب، ج ۱، ص ۹۳، دار الشریف الرضی للنشر، قم، ۱۴۱۲ هـ ق.

[۱۲۰] کافی، ج ۸، ص ۲۱۷، ح ۲۶۶٫

[۱۲۱] طه، ۴۵٫

[۱۲۲] یونس، ۸۹٫

[۱۲۳] اعراف، ۵۵٫

[۱۲۴] اعراف، ۲۰۵٫

[۱۲۵] إرشاد القلوب، ج ۱، ص ۹۳٫

[۱۲۶] همان.

[۱۲۷] کافی، ج ۲، ص ۴۷۶، ح ۲٫

[۱۲۸] طوسی، محمد بن الحسن، مصباح المتهجد، ص ۸۴۴، مؤسسه فقه الشیعه، بیروت، ۱۴۱۱ هـ ق.

[۱۲۹] سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۷۰۶، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۷ هـ ش.

[۱۳۰] کافی، ج ۴، ص ۸، ح ۲٫

[۱۳۱] همان، ج ۲، ص ۲۹۶، ح ۱۶٫

[۱۳۲] همان، ج ۲، ص ۴۸۷، ح ۱٫

[۱۳۳] همان، ح ۳٫

[۱۳۴] طوسی، محمد بن الحسن، الأمالی، ص ۵۲۹، دار الثقافه للنشر، قم، ۱۴۱۴ هـ ق.

[۱۳۵] کافی، ج ۴، ص ۶۰، ح ۱٫

[۱۳۶] نساء، ۱۴۹٫

[۱۳۷] طه، ۷٫

[۱۳۸] بقره، ۲۷۱٫

[۱۳۹] مائده، ۳۲٫

[۱۴۰] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۲، ص ۲۵۴٫

[۱۴۱] همان، ج ۷، ص ۴۵٫

۴ برگرفته از نمایه: حکم خود کشی سؤال ۴۶۱۸ (سایت  اسلام کوئست: ۴۸۸۲).

[۱۴۳] یوسف، ۸۷، “انه لا ییأس من روح الله الاّ القوم الکافرون”؛ جز گروه کافران از گشایش خدا نومید نمى‏شوند.

۶ برگرفته از سؤال ۸۵۵۹٫

[۱۴۵] برای اطلاع بیشتر ر.ک فلسفى، محمد تقى، شرح دعاى مکارم الاخلاق، ج ۱، ص ۲؛ دانشنامه قرآن و قرآن پژوهى به کوشش بهاء الدین خرمشاهى، ج ۱، ص ۱۰۵۴؛ سید محمد باقر شهیدى و هبه الدین شهرستانى (ره)، دعاها و تهلیلات قرآن، ص ۴۳٫ قرشى، سید على اکبر، قاموس قرآن، واژه‏ دعا.

[۱۴۶] عدهالداعی، ص۲۱۴٫ “عن مولانا زین العابدین علی بن الحسین (ع) فقال إن الذنوب التی تغیر النعم البغی على الناس و …‏ و الذنوب التی ترد الدعاء سوء النیه و خبث السریره و النفاق مع الإخوان و ترک التصدیق بالإجابه و تأخیر الصلوات المفروضه حتى تذهب أوقاتها”.

[۱۴۷] المصباح ‏للکفعمی، ص، ۷۶۵٫ الباب الثانی الداعی  هو قسمان الأول من یستجاب دعاؤه و هو الوالد لولده إذا بره و علیه إذا عقه و کذا الوالده و المظلوم على ظالمه و لمن انتصر له منه و المؤمن المحتاج لأخیه إذا وصله و علیه إذا قطعه مع استغناء أخیه و حاجته إلى رفده و من لا یعتمد فی حوائجه على غیر الله سبحانه و الدعاء المتقدم قبل نزول البلاء و الإمام المقسط و المعمم بدعائه و من حسن ظنه بربه فی إجابته و من دعاه منقطعا إلیه کالغریق و المقسم على الله بمحمد و أهل بیته و من ابتدأ دعاه بالصلاه على محمد و آله و ختمه بها و من طیب کسبه و من طهر دینه بالتقوى و اجتنب الکبائر و لم یصر على الصغائر أو تاب من ذلک توبه نصوحا و الداعی بظهر الغیب‏.

[۱۴۸]مستدرک الوسائل ج ۵ ص ۲۴۸باب ۴۲  ح۲٫ الصَّدُوقُ فِی فَضَائِلِ الْأَشْهُرِ الثَّلَاثَهِ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِیدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ النُّعْمَانِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَلْحَهَ النَّهْدِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ (ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَرْبَعَهٌ لَا تُرَدُّ لَهُمْ دَعْوَهٌ وَ تُفَتَّحُ لَهَا أَبْوَابُ السَّمَاءِ وَ تَصِیرُ إِلَى الْعَرْشِ دُعَاءُ الْوَالِدِ لِوَلَدِهِ وَ الْمَظْلُومِ عَلَى مَنْ ظَلَمَهُ وَ الْمُعْتَمِرِ حَتَّى یَرْجِعَ وَ الصَّائِمِ حَتَّى یُفْطِرَ .

[۱۴۹]مصباح‏الشریعه ص۸۸ قال الصادق (ع): “… فإن الله تعالى إذا اطلع على قلب العبد و هو یکبر و فی قلبه عارض عن حقیقه تکبیره‏ فقال یا کذاب أ تخدعنی و عزتی و جلالی لأحرمنک حلاوه ذکری و لأحجبنک عن قربی و المسره بمناجاتی”.

[۱۵۰] توحید صدوق، ص ۲۵۲؛ جوادى آملى، عبداللَّه، فطرت در قرآن، ص ۱۰۳٫

[۱۵۱] سؤال۲۰۴،نمایه: “گناه و آثار آن” که در سایت اسلام کوئست موجود است.

[۱۵۲] برای آگاهی بیشتر نک: تفسیر نمونه، ج ‏۵، ص ۲۳۹؛ ج‏ ۷، ص ۳۲٫

[۱۵۳] آل عمران ،۱۷۸، وَ لا یَحْسَبَنَّ الَّذینَ کَفَرُوا أَنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ خَیْرٌ لِأَنْفُسِهِمْ إِنَّما نُمْلی‏ لَهُمْ لِیَزْدادُوا إِثْماً وَ لَهُمْ عَذابٌ مُهینٌ.

[۱۵۴]. توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۶۰۳، آیا عظام گلپایگانى، خوئى، تبریزى، سیستانى، صافى، زنجانى.

[۱۵۵]. مفید، ارشاد القلوب، مسترحمى‏، سید هدایت الله، ج‏۲، ص ۱۸۰، ناشر مصطفوى‏، تهران‏، چاپ سوم، ۱۳۴۹ ش‏.

[۱۵۶]. ن. ک: شرایط استجابت حتمى دعا، ۱۹۷ (سایت اسلام کوئست: ۹۸۳).

[۱۵۷] توبه،۱۱۳٫

[۱۵۸] طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج‏۹، ص ۵۴۱، دفتر انتشارات اسلامى، قم‏، چاپ پنجم‏، ۱۳۷۴ ش‏؛ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه‏،ج ۸، ص ۱۵۴، دار الکتب الإسلامیه، چاپ اول، تهران‏، ۱۳۷۴ ش‏. ‏

[۱۵۹] موگهی، عبدالرحیم، روش مطالعه و تلخیص، ص ۲۳، سطرهای اول تا چهارم.

[۱۶۰] شجری، ف، یادگیری خلاق، ص ۱۲۵، سطرهای ۱۵ الی ۲۵، ناشر، انجمن قلم ایران، چاپ ۱۳۷۷٫

[۱۶۱] همان، ص ۱۱۹٫

[۱۶۲] طه، ۱۱۴؛ نک: تفسیر هدایت، ترجمه تفسیر من هدى القرآن‏، ج ‏۱۴، ص ۳۲۷٫

[۱۶۳] قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ص ۱۲۰۱، دعای مطالعه.

[۱۶۴] شهید ثانی، منیهالمرید، ص ۲۱۱٫

[۱۶۵] منیهالمرید، ترجمه، حجتی، سید محمد باقر، آداب تعلیم و تعلم در اسلام، ص ۲۶۷٫

[۱۶۶] جهت آگاهی بیشتر، ر.ک: ابزار و روش تحقیق، دشتی، محمد، چاپ مهر قم، ۱۳۶۶؛ روش مطالعه، اداره کل آموزش ضمن خدمت، چاپ دوم، ۱۳۶۰؛ شجری، ف، یادگیری خلاق، ناشر انجمن قلم ایران، چاپ ۱۳۷۷؛ روش مطالعه و تلخیص، موگهی، عبدالرحیم.

[۱۶۷] بحارالانوار، ج ۱، ص ۲۲۴ روایت ۱۷ روایت عنوان بصرى.

[۱۶۸] مفاتیح‏الجنان، فصل اول از باب اول، تعقیبات نماز.

[۱۶۹] همان، کتاب باقیات صالحات.

[۱۷۰] همان.

[۱۷۱] همان.

[۱۷۲] همان.

[۱۷۳]. قمی، شیخ عباس، مفاتیح الجنان، ص ۹۵، (نماز جناب جعفر).

[۱۷۴]. عاصمی، مهدی، گوهرهای حکیمانه، ص ۱۶٫

[۱۷۵] الصحیفهالسجادیه، ص ۱۳۰٫

[۱۷۶] نوح، ۲۶، ۲۷٫

[۱۷۷] یونس، ۸۸٫

[۱۷۸] اعراف، ۱۶۰٫

[۱۷۹] اصول کافی، کتاب دعا، باب اقبال به دعا، ح ۵٫

[۱۸۰] صحیفه سجادیه، امام سجاد(ع)، دعای آن حضرت در طلب باران.

[۱۸۱] نک: شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، قسمت دعاها.

[۱۸۲] دعای قبل از نوشیدن آب: با سپاس خدایی را که فرو آوردندۀ آب، از آسمان است و گرداننده کارها است به هر طور که خواهد. به نام الله که بهترین نام ها است؛ دعای بعد از نوشیدن آب: سپاس خدایی که آب شیرین به من نوشاند و آن را به سبب گناهانم شور و تلخ نکرد، سپاس خدایی را که به من آب نوشانید و سیرابم نمود و به من بخشش کرد و خشنودم ساخت و مرا عافیت داد و کفایتم کرد. خداوند مرا از جمله کسانی قرار ده که در قیامت از حوض محمد (ص) سیرابشان سازی و او را با دوستی و هم نشینی با آن حضرت سعادت بخشی، به رحمت خودت، ای مهربان ترین مهربانان. مفتاح الفلاح، شیخ بهایی: ترجمه علی بن طیفور بسطامی، ص ۲۲۵، انتشارات حکمت.

[۱۸۳] برای آگاهی بیشتر نک: سؤال ۵۴۲ نمایه: توسل و ارتباط بدون واسطه با خداوند.

[۱۸۴] أجوبه الاستفتاءات (بالفارسیه)، ص: ۳۲۰،م س ۱۴۳۲

[۱۸۵] أجوبه الاستفتاءات (بالفارسیه)، ص: ۳۲۰،م س ۱۴۳۱

[۱۸۶] مجمع المسائل (للگلپایگانی)، ج‏۱، ص: ۵۶۷، س ۱۰۷٫

[۱۸۷] . جوادی آملی ، عبد الله ، علی (ع) مظهر اسمای الاهی ، ص ۱۰۷ و ۱۰۸ ، مرکز نشر اسراء ، چاپ دوم ، ۱۳۸۵ .

[۱۸۸] . دستغیب ، سید عبدالحسین ، ۱۰۰۰ سؤال ، ص ۱۹ ، انتشارات ناس.

[۱۸۹] . اسراء ۷۳ و ۷۴، وَ إِن کَادُواْ لَیَفْتِنُونَکَ عَنِ الَّذِى أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ لِتَفْترَىَ عَلَیْنَا غَیرْهُ  وَ إِذًا لاَّتخَّذُوکَ خَلِیلًا () لَوْ لَا أَن ثَبَّتْنَاکَ لَقَدْ کِدتَّ تَرْکَنُ إِلَیْهِمْ شَیْا قَلِیلاً؛ طباطبایی، مجمد حسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی، محمد باقر، ج۱۳، ص ۲۳۸، انتشارت اسلامی.

[۱۹۰] . تفسیر المیزان، ج۶، ص ۳۶۶٫با اندکی تصرف.

[۱۹۱] . اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمه، ج۳، ص ۴۵، چاپخانه علمیه قم.

[۱۹۲] “در یکی از مجالس کربلائی احمد در حالی که از شدت بغض و گریه، دائما” کلامشان قطع می شد، دست ها را بالا برده و فرمودند: خداوندا، حضرت موسی به تو عرض کرد که: یا الاهی، من در کشکولم چیزی دارم، که تو در هفت آسمانت آن را نداری؛ من در کشکولم خدایی مثل تو دارم. پس، بارالها، از آن میوه توحیدیت که روزی دوستان خود کرده ای، در دامن ما هم بریز” به نقل از زندگی نامه کربلائی احمد تهرانی

[۱۹۳] “نَاجَى دَاوُدُ رَبَّهُ فَقَالَ إِلَهِی لِکُلِّ مَلَکٍ خِزَانَهٌ فَأَیْنَ خِزَانَتُکَ قَالَ جَلَّ جَلَالُهُ لِی خِزَانَهٌ أَعْظَمُ مِنَ الْعَرْشِ وَ أَوْسَعُ مِنَ الْکُرْسِیِّ وَ أَطْیَبُ مِنَ الْجَنَّهِ وَ أَزْیَنُ مِنَ الْمَلَکُوتِ أَرْضُهَا الْمَعْرِفَهُ وَ سَمَاؤُهَا الْإِیمَانُ وَ شَمْسُهَا الشَّوْقُ وَ قَمَرُهَا الْمَحَبَّهُ وَ نُجُومُهَا الْخَوَاطِرُ وَ سَحَابُهَا الْعَقْلُ وَ مَطَرُهَا الرَّحْمَهُ وَ أَثْمَارُهَا الطَّاعَهُ وَ ثَمَرُهَا الْحِکْمَهُ وَ لَهَا أَرْبَعَهُ أَبْوَابٍ الْعِلْمُ وَ الْحِلْمُ وَ الصَّبْرُ وَ الرِّضَا أَلَا وَ هِیَ الْقَلْبُ “، مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۶۸، ص ۵۹٫

[۱۹۴] بحار الانوار ، ج ۵۵، ص ۳۹٫

[۱۹۵] “إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَهَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَیْنَ أَنْ یَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً” الاحزاب، ۷۲٫

[۱۹۶] “قال الصادق (ع) العبودیه جوهر کنهها الربوبیه فما فقد من العبودیه وجد فی الربوبیه و ما خفی عن الربوبیه أصیب فی العبودیه”، مصباح الشریعه، ص ۷ ، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۰هـ ق.

[۱۹۷] “إِلَهِی کَفَى بِی عِزّاً أَنْ أَکُونَ لَکَ عَبْداً وَ کَفَى بِی فَخْراً أَنْ تَکُونَ لِی رَبّاً إِلَهِی أَنْتَ لِی کَمَا أُحِبُّ فَوَفِّقْنِی لِمَا تُحِبُّ “، بحار الانوار، ج ۹۱،ص ۹۴٫

[۱۹۸] غافر،۶۰، ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ .

[۱۹۹] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۲، ص ۵۵۰٫

[۲۰۰] نوری، مستدرک ‏الوسائل، ج ۶، ص ۳۱۶، ح، ۶۸۹۷- ۹ انتشارات آل البیت، قم، ۱۴۰۸هـ. ق.

[۲۰۱]. ذهنی تهرانی، سید جواد، کفایه الرمل.

[۲۰۲] شاید از دلایل عدم توجه دین به این علوم آن باشد که این علوم موجبات کم رنگ شدن مکارم اخلاقی؛ مانند توکل به خدا و رضایت به قضا و قدر الاهی را فراهم می کنند.

[۲۰۳] مسائل جدید، ص۸۳؛ توضیح المسائل مراجع، ج ۲، ص ۹۸۰؛ اجوبه الاستفتاءات، آیت الله خامنه ای، ج ۲، ص ۵۰٫

[۲۰۴] هزار و یک نکته، علامه حسن زاده آملی، ج ۲، ص ۷۲۲٫

[۲۰۵] همان، ج ۱، ص ۱۶۰٫

[۲۰۶]. امل الآمل، ج ۲ ص ۲۵۲٫

[۲۰۷]. بحار الانوار، ج ۱، ص ۱۸٫

[۲۰۸]. همان، ص ۳۵٫

[۲۰۹]. همان، ص ۳۵ – ۲۶٫

[۲۱۰]. کافى، ج ۲، ص ۸۷٫

[۲۱۱]. مصباح الاصول، ج ۲، ص ۳۱۸ (تقریرات درس اصول مرحوم آیه الله خویى).




کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


5 + 3 =