دایره المعارف اسلام پدیا » تناسب صدر و انتهای آیه 188 سوره بقره
منوی اصلی

تناسب صدر و انتهای آیه ۱۸۸ سوره بقره

تاریخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: تناقض ظاهری آیات

آیه ۱۸۸ سوره بقره می فرماید: “درباره «هلال هاى ماه» از تو سؤال مى کنند بگو: «آنها، بیان اوقات (و تقویم طبیعى) براى (نظامِ زندگىِ) مردم و (تعیینِ وقتِ) حج است». و (آن چنان که در جاهلیّت مرسوم بود که به هنگام حج، جامه احرام مى پوشیدند، از درِ خانه وارد نمى شدند، و از نقبِ پشتِ خانه وارد مى شدند، نکنید!) کارِ نیک، آن نیست که از پشتِ خانه‏ها وارد شوید، بلکه نیکى این است که پرهیزگار باشید! و از درِ خانه ها وارد شوید و تقوا پیشه کنید، تا رستگار گردید”.[۱]

این آیه اشاره به مطلب مهمی دارد که نشان از دقت و ویژگی های منحصر به فرد دین اسلام در بیان دستورات زندگی و مسائل اخلاقی رایج در جوامع دارد. برای آگاهی از مطالب این آیه و دریافت ارتباط بین آنها باید شأن نزول و تفسیر آن را متذکر شویم: در روایت آمده است “معاذ بن جبل خدمت پیغمبر اکرم (ص) رسید و گفت: بسیار از ما سؤال مى کنند که این هلال ماه چیست؟ و چه فایده دارد؛- چرا ماه تدریجا به صورت بدر کامل در مى آید و باز به حالت اول بر مى گردد-. خداوند آیه فوق را نازل فرمود و به آنان پاسخ گفت. در روایت دیگرى آمده است که جمعى از یهود از رسول خدا (ص) پرسیدند هلال ماه براى چیست؟ و چه فایده دارد؟ آیه فوق نازل شد و فواید مادى و معنوى آن را در نظام زندگى انسان ها بیان کرد.

قرآن سؤال آنها را به این صورت منعکس کرده است. “در باره هلال هاى ماه از تو سؤال مى کنند” (یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ).

“اهله” جمع “هلال” به معناى ماه در شب اول و دوم است و بعضى گفته اند در سه شب نخستین “هلال” نام دارد و بعدا به آن “قمر” مى گویند و بعضى بیش از آن را هلال نامیده اند.[۲]

سپس مى فرماید: “بگو اینها بیان اوقات (طبیعى) براى مردم و حج است”: (قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ) که هم در زندگى روزانه از آن استفاده مى کنند و هم در عبادت هایى که وقت معینى در سال دارد در حقیقت ماه و هلال های آن یک تقویم طبیعى براى افراد بشر محسوب مى شود که مردم اعم از باسواد و بی سواد، در هر نقطه اى از جهان باشند مى توانند از این تقویم طبیعى استفاده کنند و نه تنها آغاز و وسط و آخر ماه را مى توان با آن شناخت، بلکه افراد خبره با دقت همه شب هاى ماه را تشخیص می دهند. بدیهى است نظام زندگى اجتماعى بشر بدون تقویم یعنى یک وسیلۀ دقیق و عمومى براى تعیین تاریخ امکان ‏پذیر نیست؛ به همین دلیل خداوند بزرگ براى نظام زندگى این تقویم جهانى را در اختیار همگان قرار داده است.

اصولاً یکى از امتیازات قوانین اسلام این است که دستورات آن بر طبق مقیاس هاى طبیعى قرار داده شده است؛ زیرا مقیاس هاى طبیعى وسیله اى است که در اختیار همگان قرار دارد و گذشت زمان اثرى بر آن نمى گذارد، اما به عکس مقیاس هاى غیر طبیعى در اختیار همه نیست، حتى در عصر ما هنوز همه مردم نتوانسته اند از مقیاس هاى جهانى استفاده کنند. لذا مى بینیم اسلام مقیاس را گاهى وجب، گاهى گام و گاهى بند انگشتان و گاهى طول قامت و در مورد تعیین وقت، غروب آفتاب و طلوع فجر و گذشتن خورشید از نصف النهار و رؤیت ماه قرار داده است.

از این جا، امتیاز ماه هاى قمرى بر شمسى روشن مى شود، گرچه هر دو از حرکات کواکب آسمان گرفته شده، ولى ماه هاى قمرى براى همه قابل مشاهده است، در حالى که ماه هاى شمسى را فقط منجمان با وسایلى که دارند تشخیص مى دهند که مثلا در این ماه خورشید در مقابل کدام یک از صورت هاى فلکى و کدام برج آسمانى است.

در این جا این سؤال مطرح است که آیا منظور پرسش کنندگان، فایده این تغییرات بوده، یا سؤال از چگونگى پیدایش هلال و دگرگونی هاى هلال تا بدر کامل؟ بعضى از مفسران احتمال اول را پذیرفته اند و بعضى احتمال دوم را، و افزوده اند چون سؤال از علل پیدایش آن فایده اى براى آنان در بر نداشته و شاید فهم جواب آن براى بسیارى مشکل بوده، قرآن به بیان نتایج آن پرداخته تا به مردم بیاموزد همه جا به دنبال نتیجه ها بروند.

سپس در ادامه آیه، به تناسب بحث از حج و تعیین موسم به وسیله هلال ماه، به یکى از عادات و رسوم خرافى جاهلیت در مورد حج اشاره نموده و مردم را از آن نهى مى کند، مى فرماید: “کار نیک آن نیست که از پشت خانه ها وارد شوید، بلکه نیکى آن است که تقوا پیشه کنید و از در خانه ها وارد شوید و از خدا بپرهیزید تا رستگار شوید.

بسیارى از مفسران گفته اند در زمان جاهلیت هنگامى که لباس احرام به تن مى کردند از راه معمولى و در خانه، به خانه خود وارد نمى شدند و معتقد بودند این کار براى مُحرم ممنوع است به همین دلیل در پشت خانه نقبى مى زدند و هنگام احرام فقط از آن وارد مى شدند، آنها معتقد بودند که این عمل یک کار نیک است؛ چون ترک عادت است و احرام که مجموعه اى از ترک عادات است، باید با این ترک عادت تکمیل شود.[۳]

بعضى گفته اند این کار به خاطر آن بود که در حال احرام زیر سقف نروند؛ زیرا گذشتن از سوراخ دیوار در مقایسه با گذشتن از در براى این منظور بهتر بود، ولى قرآن صریحاً مى‏گوید نیکى در تقوا است نه در عادات و رسوم خرافى و بلافاصله دستور مى دهد حتماً از همان طریق عادى به خانه ها وارد شوید.

این آیه معناى وسیع تر و عمومى ترى نیز دارد و آن این که براى اقدام در هر کار خواه دینى باشد یا غیر دینى، باید از طریق صحیح وارد شوید نه از طرق انحرافى و وارونه، چنان که جابر همین معنا را از قول امام باقر (ع) نقل کرده است.

و از این جا مى توان پیوند دیگرى میان آغاز و پایان آیه پیدا کرد و آن این که هر کار باید از طریق صحیح آن باشد و عبادتى همچون حج نیز باید در وقت مقرر که با هلال ماه تعیین مى ‏شود انجام گیرد.[۴]

بنابراین، کسانی که به تفسیر این آیه مراجعه کنند متوجه انسجام معنای آن می شوند.



[۱]. بقره، ۱۸۹، “یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْأَهِلَّهِ قُلْ هِیَ مَواقِیتُ لِلنَّاسِ وَ الْحَجِّ وَ لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقى‏ وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ”.

[۲]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ‏۲، ص ۱۰، دار الکتب الإسلامیه، تهران‏، ۱۳۷۴ ش.‏

.[۳] تفسیر بیضاوى، ذیل آیه مورد بحث‏ به نقل از تفسیر نمونه، ج ‏۲، ص ۱۰٫

.[۴] برگرفته از تفسیر نمونه، ج ‏۲، ص ۱۰به بعد با اندکی تصرف.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر