دایره المعارف اسلام پدیا » ترک اولی از معصوم
منوی اصلی

ترک اولی از معصوم

تاریخ: ۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: ترک اولی

آنچه به اعتقاد شیعیان امری مسلم و قطعی شمرده می شود، موضوع عصمت پیامبران و امامان است که بر اساس آن، این بزرگواران، هرگز دست به رفتاری نمی زنند که در قرآن کریم و یا سنت قطعی عنوان گناه داشته باشد.

اگرچه ظاهر آیاتی از قرآن کریم نشانگر آن است که از پیامبران نیز گناهانی صادر شده که در جای خود بدان پرداخته شده است.[۱]

در ارتباط با امامان معصوم (ع) نیز روایات بی شماری وجود دارد که در آنها  آمده  آنان، لب به استغفار گشوده و درخواست آمرزش گناهان خود را از جانب خداوند دارند.

دعای کمیل که آغاز آن با فرازهایی است که در هر کدام آنها، از عبارت “اللهم اغفر لی الذنوب التی…” استفاده شده، نمونه ای از این روایات است.

شخصی از یاران امیر المؤمنین (ع) به ستایش او نزد معاویه برخاسته و چنین ابراز می دارد:

من او را در یکی از تاریکی های شب دیدم که در محرابش ایستاده، محاسن خود را با دست هایش گرفته و چون انسانی مارگزیده به خود می پیچید و گریه های دردناکی می کرد و می گفت: ای دنیا! ای دنیا! از من دور شو. چرا به دنبالم می گردی و چرا آرزو داری که مرا گمراه کنی؟!آن روز هرگز نرسد … به دنبال شخصی غیر از من باش … وای از کمی توشه و راه طولانی و سفر دراز و مقصد نگران کننده![۲]

با مروری در آن چه گفته شد، تعارضی ظاهری میان اصل عصمت و روایات اشاره شده به نظر می آید. اندیشمندان دینی برای برطرف کردن این تعارض، ایده هایی را مطرح کرده اند که به دو مورد آن اشاره می کنیم:

۱٫ دعاهای معصومان و استغفار آنان، نسبت به خودشان واقعی نبوده و در حقیقت، آنان گناهی مرتکب نشده اند تا از آن استغفار کنند، بلکه مطالب ارائه شده، جنبۀ آموزشی داشته و برای استفادۀ پیروانشان بوده است.

در این زمینه باید گفت: آموزشی بودن برخی از این دعاها گرچه قابل انکار نیست که دعای “ام داود” در نیمۀ رجب، نمونه ای از آنها است،[۳] اما بسیاری از این دعاها با تضرع و زاری و در خلوت نیمه های شب انجام می شد. آیا این گریه ها و ناله ها نیز حالتی تصنعی و نمایشی داشته و (نعوذ بالله) آن پیشوایان، چون هنرپیشه به ایفای نقش می پرداختند!؟ و یا این که در واقع خود نیز از اعماق دل در حال راز و نیاز و استغفار بودند؟

انتخاب گزینۀ دوم، بار دیگر این پرسش را مطرح می سازد که آنان از چه گناهی استغفار کرده و نگران چه بوده اند؟

۲٫ نظریۀ دوم، آن است که استغفار و دعاهای معصومان، واقعی بوده و گرچه آنان از گناهانی که برای ما معصیت به شمار می آید، معصوم بوده اند، اما اموری وجود دارند که برای ما گناه نبوده، اما برای آنها گناه به شمار می آید و آن استغفارها نیز برای آمرزش چنین گناهانی است.

در این راستا، باید دانست که واژۀ “ترک اولی” در متون اولیۀ اسلامی وجود نداشته و دانشمندان اسلامی، برای گناهانی که به پیامبران و امامان منتسب می شود، این عبارت را برگزیده اند.

مصداق “ترک اولی” آن است که از میان خوب و خوب تر، خوب را انتخاب نماییم که در این هنگام، هر چند گناهی مرتکب نشده ایم و عمل انجام شده نیز مناسب و به جا بوده است، اما می توانستیم عملکرد بهتری داشته باشیم که از آن غافل شدیم.

مهم ترین دلیلی که می توان از آن استفاده نموده و ابراز داشت، همین دعاهایی است که طلب مغفرت آنان از خدا، در جای جای آن قابل مشاهده است؛ زیرا اگر این طلب مغفرت، از گناه نباشد، به طور طبیعی از ترک اولایی خواهد بود که با توجه به جایگاه رفیع آنان، مستلزم استغفار است، و به همین مناسبت است که گفته می شود: “حسنات الابرار سیئات المقربین”.[۴]

در موردی مشابه، می بینیم که یک نوجوان، از تلف کردن هفته ها و ماه ها از عمر خود، به آن اندازه حسرت نمی خورد که دانشمندی از به هدر دادن یک ساعت وقت پشیمان است و می دانیم که حسرت آن دانشمند نیز نه از روی نمایش و آموزش، بلکه حسرتی واقعی است.

امام خمینی (ره)، این نظریه را این گونه تبیین می کند:”انسان وقتى ادعیه ائمه (ع) را مى‏بیند، چه در ماه مبارک، چه در غیر ماه مبارک … اگر نبود این که نهى شده‏ایم از مأیوس شدن از رحمت خدا، ما باید وقتى آنها را مى‏بینیم به کلى مأیوس بشویم. این امام سجاد است که مناجات هایش را شما مى‏بینید و مى‏بینید چطور از معاصى مى‏ترسد. مسئله، مسئله بزرگتر از این مسائلى است که ما فکر مى‏کنیم. مسئله غیر از این مسائلى است که در فکر ما یا در عقل عقلا یا در عرفان عرفا بیاید. مسئله‏اى است که اولیا مى‏دانند چى است قضیه. آنها فهمیده‏اند تا آن اندازه‏اى که بشر باید بفهمد که قضیه چه بزرگ است و در مقابل چه عظمتى ما هستیم و سر و کار ما با کیست. اینها به ما تعلیم مى‏دهند، و این ‏طور نیست که دعا براى تعلیم ما باشد. دعا براى خودشان بوده است؛ خودشان مى‏ترسیدند، از گناهان خودشان گریه مى‏کردند تا صبح.

از پیغمبر گرفته تا امام عصر (سلام اللَّه علیه) همه از گناه مى‏ترسیدند. گناه آنها غیر این است که من و شما داریم. آنها یک عظمتى را ادراک مى‏کردند که توجه به کثرت، از گناهان کبیره است پیش آنها. حضرت سجاد در یک شبش- به حسب آن چیزى که وارد شده تا صبح گفت: اللّهُمَّ ارْزُقْنى التَّجافِىَ عَنْ دارِ الغُرُورِ وَ الْانابَهَ الى‏ دارِ السُّرُورِ و الْاسْتِعدادَ لِلْمَوتِ قَبْلَ حُلُولِ الْفَوْت.[۵] مسئله، مسئله بزرگى است. آنها در مقابل عظمت خدا، وقتى که خودشان را حساب مى‏کنند، و مى‏بینند که هیچ نیستند و هیچ ندارند. واقع مطلب همین است: جز او کسى نیست و چیزى نیست، وقتى که توجه بکنند به عالم کثرت، و لو به امر خدا.

این است که نسبت مى‏دهند به رسول خدا که فرمود:

لَیُغانُ عَلى‏ قَلْبى‏ فَإنّى‏ لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فى‏ کُلِّ یومٍ سَبْعیِنَ مَرَّه.[۶]

او غیر از این مسائلى بوده است که پیش ماها است. آنها در ضیافت بوده‏اند، در مافوق ضیافت هم بوده‏اند. در ضیافت بوده‏اند و از این که حضور در مقابل حق تعالى دارند و مع ذلک، دارند، مردم را دعوت مى‏کنند. از همین، کدورت حاصل مى‏شده. توجه به مظاهر الاهى، از غیب متوجه شدن به شهادت به مظاهر الاهى، و لو همه‏اش الاهى است، براى آنها همه الاهى است، لکن مع ذلک، از آن جایى که، از آن غیبى که آنها مى‏خواهند که (کمالِ انقطاع الیک) است، وقتى که توجه مى‏کنند به مظاهر، این گناه بزرگ است. این گناه نابخشودنى است، این‏ دار غرور است پیش سجاد. توجه به ملکوت دار غرور است. توجه به ما فوق ملکوت هم ‏دار غرور است. توجه به حق تعالى طورى که دیگر ضیافتى در کار نباشد که مخصوص کُمَّل اولیا است، آن جا دیگر ضیافت اللَّه نیست در کار.”[۷]

البته، با این که در نگاهی کلی می توان ادعیه و استغفارهای معصومان را واقعی و ناشی از کدورت ها و ترک اولاهایی دانست که آنان را لحظاتی از درجات والای عبادت، دور ساخته و به درجات پایین تری مشغول می کرد، اما با توجه به این که خود آن پیشوایان، یقیناً بهتر از ما به مصالح، آگاه بوده اند، ما نمی توانیم قضاوتی در ارتباط با برخی رفتارهایی داشته باشیم که به ظاهر “ترک اولی”به شمار می آمده و آماری از آنها را خدمتتان عرضه کنیم؛ زیرا پیشوایان معصوم (ع)، گاهی برای جلوگیری از افراط و تفریط ها در میان پیروانشان، رفتاری داشتند که در ظاهر، “ترک اولی” به نظر می رسید، اما با دقتی بیشتر، خلاف آن روشن می شد.

به عنوان نمونه، شکی نداریم که روزه داری و شب زنده داری، راه هایی برای رسیدن به درجات والای معنوی است، اما پیامبر (ص) بعد از نکوهش افراط در عبادات و بیان این که، زیاده روی در هر عبادت، ممکن است بعد از مدتی به ترک کامل آن بیانجامد، می فرماید:”من هم برای نماز به پا می خیزم و هم می خوابم. هم روزه می گیرم و هم گاهی افطار می کنم. با این که گریانم، ولی لبخند را فراموش نمی کنم”.[۸]

در نگاهی دیگر، با آن که می دانیم، بی توجهی به مظاهر دنیوی؛ نظیر پوشاک و خوراک، به ویژه برای پیشوایان و زمامداران، پسندیده است،[۹] ولی با این وجود، مشاهده می کنیم که امام صادق (ع) در مقابل زهدفروشان، زیباترین لباس ها را بر تن می کند و با استناد به آیاتی از قرآن، به اعتراضات آنان پاسخ می دهد.[۱۰]

شاید در نگاه اول، این رفتارها، “ترک اولی” به نظر آید، اما با نگاهی دقیق تر باید گفت: در آن موقعیت های زمانی و مکانی، اگر معصومان، رفتار دیگری را پیش گرفته و به عنوان نمونه، با پشمینه پوشی و دوری از خواب و خوراک، زمینه را برای رشد تفکرات انحرافی و افراطی فراهم می کردند، چنین رفتاری از آنان که در نگاه ظاهربینان، مناسب هم به نظر می رسید، در واقع “ترک اولی” به شمار می آمد.



[۱]. در این ارتباط، اطلاعاتی در پرسش ۱۹۷۳ سایت اسلام کوئست وجود دارد که در صورت تمایل، آن را مطالعه فرمایید.

[۲]. نهج البلاغه، ص ۴۸۰، حکمت ۷۷، انتشارات دار الهجره، قم، بی تا.

[۳]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۴۷، ص ۳۰۷، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.

[۴]. همان، ج ۷۰، ص ۳۱۷،

[۵]. ر.ک: همان، ج ۹۵، ص ۶۳٫

دعای اشاره شده، بدین معنا است: خدایا! کنده شدن از خانه غرور(دنیا) و توجه به خانه جاودانی(آخرت) را نصیبم کن و مرا قبل از آن که فرصت از دست برود، آماده مرگ نما. البته در روایت بحار الانوار، به جای “دار السرور”، عبارت “دار الخلود” وجود دارد.

[۶]. ر.ک: همان، ج ۲۵، ص ۲۰۴٫

معنای این روایت، عبارت است از این که: گاهی قلبم کدر می شود و به همین دلیل، در روز هفتاد بار استغفار می کنم.

[۷]. صحیفه امام، ج ۲۶۹-۲۶۸، چاپ چهارم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، ۱۳۸۶٫

[۸]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۲، ص ۸۵، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.

[۹]. همان، ج ۱، ص ۴۱۰، ح ۳ و کشف الغمه، ج ۱، ص ۱۶۳٫

[۱۰]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۵، ص ۶۵، ح ۱٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


+ 4 = 12