دایره المعارف اسلام پدیا » بنی امیه
منوی اصلی

بنی امیه

تاریخ: ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: تاریخ اسلام

یزید بن ابو سفیان یکی از سران بنی امیه

درتاریخ بنی امیۀ صدر اسلام، از دو یزید نام برده شده است. اول؛ یزید بن ابی سفیان و دوم؛ یزید بن معاویه. همان طور که مشخص است، اسم پسر ابوسفیان که برادر معاویه  هم است، یزید می باشد. معاویه نیز اسم فرزند خودش را به نام برادرش، “یزید” گذاشت. یزید پسر معاویه بود که به فرمان او امام حسین (ع) در حادثۀ کربلا به شهادت رسید. ابن عبدالبر در کتاب “استیعاب” خود که در قرن پنجم نوشته است، از یزید بن ابی سفیان نام می برد.[۱]

انتساب یکی از نوادگان حضرت زهراء (س) به بنی امیّه

در برخی از منابع آمده است که یکی از نوادگان حضرت زهرا (س) به بنی امیه منتسب است از این جهت جا دارد که پرسیده شود:

یک: آیا فاطمه بنت الحسین (ع) همسر عبد الله بن عمرو بن عثمان است؟

دو: آیا صحیح است که فاطمه (س) نوه ای ملعون داشته باشد؟

سه: آیا مراد از شجرۀ ملعونه در قرآن، بنی امیه هستند و آیا فقط شیعه به این تفسیر معتقد است؟

چهار: در نهایت آیا هر گروهی که مورد لعن واقع گردید، تمامشان اهل آتش بوده و هیچ راه نجاتی برایشان متصور نیست؟

اکنون به همین ترتیب، نکات فوق را بررسی می نماییم:

۱٫ آن چه در روایات ما موجود است دلالت بر آن دارد که فاطمه بنت الحسین (ع) همسر پسر عموی خود یعنی حسن بن الحسن فرزند امام مجتبی (ع) معروف به حسن مثنی بوده[۲] و از ایشان نیز فرزندانی داشته است، مانند عبدالله بن الحسن که از مادرش فاطمه روایاتی نقل نموده است،[۳] البته در برخی کتاب های اهل سنت روایاتی وجود دارد که دلالت بر ازدواج ایشان با عبدالله بن عمرو بن عثمان می نماید[۴] که شاید این ازدواج بعد از فوت شوهر اولشان صورت پذیرفته باشد که در هر صورت در پاسخ ما تأثیری نداشته و اجمالاً قبول می­نماییم که ایشان زمانی همسر نوه عثمان بوده است.

۲٫ هر شخصی که به دستورات خداوند توجهی ننموده و نافرمانی او را نماید مستحق لعن است[۵] و نوادگان حضرت زهرا (س) نیز؛ با تمام احترامی که برایشان قایلیم از این امر مستثنا نیستند. به عنوان نمونه، اگر شخصی از اولاد فاطمه (س)، مؤمنی را عمداً به قتل برساند، طبق آیۀ ۹۳ سورۀ نسا مستحق لعن خواهد بود. بر این اساس، شیعه با وجود این که به جایگاه خاص و ممتاز سادات عقیده مند است، ولی انتساب به پیامبر (ص) و سایر معصومان (ع) را دلیلی بر مصونیت کامل آنان ندانسته و آنها نیز باید همانند سایر مردم، تقوای الاهی را مراعات نموده و در غیر این صورت مؤاخذه خواهند شد. سخنی از امام هشتم (ع) خطاب به برادرش زید، نشانگر لزوم رعایت تقوا برای فرزندان فاطمه (س) است. زید در قیام خود علیه خلفا زیاده روی هایی داشته و خانه افرادی را طی این قیام به آتش کشیده بود و به همین جهت به زید النار یا زید آتشی معروف شده بود. امام رضا (ع) ایشان را توبیخ نموده و می فرماید: آیا گفته برخی کوفیان کوته بین که می گویند به دلیل پاک دامنی فاطمه (س)، جهنم بر خاندان او حرام گشته است، تو را مغرور نموده!؟ این گفتۀ کوفیان اگرچه صحیح است، ولی مراد از خاندان فاطمه (س)، تنها (فرزندان بلافصل او) امام حسن و امام حسین (ع) هستند. اگر تو این گونه فکر می­کنی که علی رغم گناهانی که مرتکب شدی وارد بهشت می شوی و (پدرمان) موسی بن جعفر (ع) با آن فرمانبرداریش از خدا نیز وارد بهشت می گردد، حتماً تو نزد خدا از پدرت گرامی تری! (چون تو بدون هیچ تلاشی وارد بهشت شدی در صورتی که امام کاظم آن همه عبادت و اطاعت نمود)، بدان که تنها با اطاعت است که می توان به آن چه نزد خدا است دست یافت … .[۶]

هرچند که به دلیل شرایط موجود در آن زمان، نمی خواهیم قضاوت دقیقی از عملکرد زید ارائه نماییم، ولی سخن امام هشتم (ع) دلیل بر آن است که گناه و معصیت، حتی فرزندان فاطمه (س) را نیز از خدا دور نموده که همان معنای لعن است؛ چون دانشمندان لغت لعن را به دوری از خدا تفسیر نموده اند.[۷] بنابراین، ممکن است در میان فرزندان فاطمه (س) نیز افرادی ملعون وجود داشته باشند، هر چند، به دلیل نبود اطلاع زیاد از زندگی محمد بن عبدالله بن عمرو، نمی توان ایشان را از این گروه دانست.

۳٫ اگر مطالعه ای در تفاسیر اهل سنت داشته باشیم و شأن نزول آیه ۶۰ سورۀ اسراء[۸] را در آنها بررسی نماییم، دیگر به سادگی، این اجازه را به خود نخواهیم داد که بگوییم تنها شیعه است که “وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فىِ الْقُرْءَانِ” را به بنی امیه تفسیر نموده است. ابن ابی حاتم که یکی از مفسران اهل سنت (قرن چهارم هجری) بوده در تفسیر خود که اخیراً در کشور عربستان سعودی – کشوری که یقیناً مدافع مرام تشیع نیست – به چاپ رسیده است، در ذیل این آیه، روایتی را بیان می دارد مبنی بر این که پیامبر (ص) فرمودند: در خواب بنی امیه را دیدم که بر منبرها نشسته بودند و به زودی آنها بر شما مسلط خواهند گردید و شما آنها را بد فرمانروایانی خواهید دید. در پی این خواب، رسول الله (ص) اندوهناک گردید و خداوند این آیه را برای دلداری ایشان نازل فرمود.[۹] در سایر تفاسیر اهل سنت نیز روایات بسیاری در این مورد بیان گردیده است،[۱۰] هرچند برخی از مفسران به دلیل تعصبات موجود نخواسته اند که این واقعیت را باور نمایند،[۱۱] ولی با مطالعه تمام این تفاسیر به این حقیقت پی خواهیم برد که تفسیر شجرۀ ملعونه به بنی امیه یا بنی حکم (مروان) که یکی از شاخه های بنی امیه بوده اند، به عنوان یکی از وجوه تفسیری بیان گردیده است. بر این اساس باید گفت که چنین تفسیری مختص به شیعه نبوده و در روایات اهل سنت نیز وجود دارد.

۴٫ هر چند که شجرۀ ملعونه را به بنی امیه تفسیر نماییم، ولی معتقد نیستیم هر گروه و جمعیتی که مورد لعن پروردگار واقع گردیدند، عملاً پرونده تمامشان بسته شده و تا انتهای زندگی بشر و فرارسیدن روز قیامت، همه افرادی که به آن گروه تعلق دارند، باید در انتظار آتش جهنم باشند؛ چون اصولاً چنین تفکری در نهایت منجر به جبر می گردد که حتماً می دانید اعتقاد به جبر در مرام شیعه پذیرفته نیست و بر خلاف برخی مکاتب اهل سنت همانند اشاعره که معتقدند خداوند می تواند شخصی را مجبور به انجام عملی نموده و سپس به دلیل همان عمل، او را بازخواست نماید، شیعیان به همراه گروهی دیگر از اهل سنت به نام معتزله، معتقد به عدل الاهی بوده و به عدلیه مشهور گردیده اند که مطابق با این عقیده، نمی توانیم تمام افراد طایفه ای را، بدون در نظر گرفتن رفتار فردی آنان پیشاپیش مستحق آتش جهنم بدانیم؛ چون این امر با عدالت خداوند سازگار نیست.

قرآن کریم نیز چنین ایده ای را مورد تأیید قرار می دهد و به عنوان نمونه در آن می خوانیم که در مورد برخی یهودیان چنین بیان می فرماید: “آنان گفتند که دل های ما در غلاف و پوشش است! این گونه نیست، بلکه خداوند آنها را به دلیل ناسپاسی مورد لعن و نفرین خود قرار داده و به همین دلیل جز اندکی از آنان ایمان نخواهند آورد”.[۱۲] یا در آیه ای دیگر بیان شده که “خداوند به دلیل کفرشان آنان را مورد لعنت خود قرار داده و به همین دلیل جز تعداد اندکی از آنان ایمان نخواهند آورد”.[۱۳]

با دقت در این آیات درمی یابیم که حتی اگر گروه خاصی از مردم همانند بنی اسرائیل مورد لعنت خداوند قرار گرفتند، این گونه نیست که دیگر امکان ایمان آوردن برای هیچ یک از افراد آن گروه ممکن نباشد، بلکه تنها درصد مؤمنان کاهش می یابد. در مورد بنی امیه نیز می توان چنین اعتقادی داشت که طایفه آنان به دلیل اذیت و آزار پیامبر خدا (ص) و خاندان گرامی شان، همانند بنی اسرائیل مورد لعنت خداوند واقع گردیدند و به جز تعداد اندکی از آنان ایمان نخواهند آورد.

در همین راستا ما در بنی امیه افرادی همانند خالد بن سعید بن العاص را مشاهده می نماییم که علی رغم دشمنی شدید رئیس قبیله آنها یعنی ابوسفیان با پیامبر اکرم (ص)، از اولین افرادی بودند که به ایشان ایمان آورده[۱۴] و از همراهان و پشتیبانان امیرالمؤمنین علی (ع) بودند به نحوی که امام علی (ع) در مأموریتی که در زمان حیات رسول الله (ص) به وی محول گردیده بود، خالد را به عنوان طلایه دار سپاه خود برگزید،[۱۵] و بعد از ماجرای سقیفه نیز خالد یکی از افرادی بود که به شدت به این جریان معترض بوده و از امام علی (ع) پشتیبانی می نموده و امام نیز از وی تشکر کرد.[۱۶] در کوفه نیز به همراه آن حضرت بوده است.[۱۷] آیا به نظر شما شیعه معتقد به ملعون بودن چنین فردی است، تنها به این دلیل که به طایفه بنی امیه تعلق دارد؟!

این گونه نیست، بلکه ما معتقدیم که ممکن است افراد مؤمن و پرهیزکاری نیز به ندرت در میان بنی امیه یافت گردد، هر چند که بیشتر آنان در تقابل با اسلام واقعی بوده اند. مانند ابوسفیان که بارها با پیامبر (ص) به جنگ پرداخت و فرزندش معاویه که به جنگ با امیرالمؤمنین (ع) که اولین مسلمان و برادر پیامبر (ص) بود پرداخته و یکی از دو نوه پیامبر (ص) یعنی امام حسن مجتبی (ع) را مسموم نمود و بدتر از هردوی آنان یزید بن معاویه که نوه دیگر پیامبر (ص) یعنی امام حسین (ع) به فرمان او به شهادت رسید و دیگر خلفای اموی نیز؛ به استثنای موارد معدودی همانند عمر بن عبد العزیز؛ به آزار و اذیت ذریه پیامبر می پرداختند. آیا این همه جرم و جنایت، کمتر از عملکرد بنی اسرائیل است که آنها مورد لعنت قرار بگیرند، اما در ملعون بودن بنی امیه شک و تردید به خود راه دهیم.

مجددا تأکید می شود که ملعون بودن این طایفه، دلیل آن نیست که ما معتقد باشیم هر شخصی که به این گروه متعلق باشد، توانایی نجات و رستگاری را ندارد، همان گونه که در مورد بنی اسرائیل نیز، چنین عقیده ای نداریم.

نمایه مرتبط: شماره ۹۲۸ سایت اسلام کوئست

لعن همۀ بنی امیه

از اصول محکم قرآنی این است که هیچ کس به جهت گناه دیگری، مورد ملامت یا عذاب دنیوی و اخروی قرار نمی گیرد؛[۱۸] مگر این که به نحوی در تحقق گناه مؤثر و یا به آن راضی باشد یا از آن نهی نکرده باشد که در همه این موارد، عقوبت و عذاب به خاطر همین گناهان می باشد، نه به خاطر گناه دیگران.

شتر حضرت صالح (ع) را یک نفر از قوم ثمود پی کرده بود،[۱۹] اما قرآن کریم آن گناه را به همه آنان نسبت می دهد[۲۰] و همه آنان را مرتکب جرم و مستحق کیفر می شمارد،[۲۱] چرا که آنان راضی به این گناه بودند که به تعبیر علی (ع) خوشنودی و خشم مشترک قوم ثمود آنان را دارای سرنوشت شوم مشترک کرد.[۲۲]

قران کریم یهودیان معاصر نبیّ خاتم(ص) را به خاطر گناهان نسل های گذشته شان، مورد مذمّت های فراوانی قرار داده است؛ مانند گوساله پرستی، ستمکاری، تحریف سخنان خدا، تکذیب پیامبران الهی، کشتن آنان و ….[۲۳] علّت این مذمّت ها علی رغم این که یهودیان معاصر مرتکب چنین گناهانی نشدند، این بود که آنان به گذشتگان خود فخر می ورزیدند و از آنان راضی بودند.

در میان بنی امیّه نیز، عدّه ای عامل تسبیبی، عده ای عامل مباشری، عدّه ای تماشاگر و عدّه ای خشنود و فخر فروش، نسبت به غصب امامت ائمه(ع) و شهادت این بزرگواران و شیعیان آنان بودند، و از این رو هر کس از آنان به نوعی به دلیل گناهانی که انجام داده اند، مورد لعن قرار گرفته اند.

بلکه از نظر قرآن و روایات ملاک در الحاق به گروه یا قبیله ای، هماهنگی فکری و عملی با گروه است؛ چنان که خداوند پسر نوح را از اهل نوح نمی داند و دلیل آن را عدم هماهنگی عملی با نوح بیان می کند.[۲۴] و از این رو است که اگرچه عدّه ای از نیکان، از بنی امیّه بودند، اما ائمه آنها را از بنی امیه نمی شماردند؛ از باب نمونه یکی از فرزندان عبد العزیز بن مروان که اسم او سعد بود در حالی که همانند زنان با صدای بلند گریه می کرد وارد بر امام محمد باقر(ع) شد؛ امام فرمود: چه چیز شما را به گریه واداشت؟ سعد گفت: چگونه گریه نکنم در حالی که من از همان درخت ملعون در قرآن می باشم؟ امام باقر (ع) فرمود: تو از ایشان نیستی، تو از ما اهل بیت هستی، آیا نشنیدی سخن خداوند را که فرمود:پس هر کس از من تبعیّت کند از من خواهد بود.[۲۵] در نتیجه باید گفت که لعن همۀ بنی امیّه شامل کسانی است که از نظر فکری و عملی هماهنگ با بنی امیه هستند.

لعن بر بنی أمیه و یزید در زیارت عاشورا

در زیارت عاشورا  می خوانیم “…ابن آکله الاکباد، اللعین بن اللعین” ظاهرا مراد از این عبارت معاویه است؛ زیرا:

الف: مادرش هند، لقب “جگر خوار” را پس از شهادت حمزه سید الشهداء، از آن خود کرد.[۲۶]

ب: لقب، اللعین بن اللعین، یکی از القاب چندین گانه معاویه است.[۲۷]

اما با توجه به عبارت “هذا یوم تبرکت به بنو امیه” که اسم اشارۀ “هذا”، به روز عاشورا اشاره دارد بعید نیست که منظور از “ابن آکله الاکباد، اللعین بن اللعین”، یزید باشد.

لعن یزید توسط پیامبران (ع)

یزید بن معاویه توسط پیامبران بزرگ، مورد لعن و نفرین قرار گرفته است از جمله توسط پیامبران اولی العزم که ما در این جا به یک روایت بسنده می کنیم:

روزی حضرت ابراهیم (ع) از سرزمین کربلا عبور می کرد که در آن جا، از اسب بر زمین افتاد و سر مبارک او زخمی شد، حضرت استغفار کرد و عرضه داشت: بار خدایا! چه گناهی از من سر زده است؟ جبرئیل به سوی او فرود آمد و گفت: هیچ گناهی از تو سر نزده است، ولی این جا فرزند آخرین پیامبر و جانشین او کشته می شود و خون تو برای همدردی با او ریخته شد. حضرت پرسید: قاتل او کیست؟ وی گفت: شخصی است که اهل آسمان ها و زمین او را لعنت می فرستند. سپس آن حضرت دست هایش را بلند کرد و بر یزید بسیار لعنت فرستاد.[۲۸]

لعن یزید توسط پیامبر اسلام (ص)

پیامبر اسلام (ص) در یکی از سفرها، در نقطه ای از مسیرش ایستاد و فرمود: “انا لله و انا الیه راجعون”، و اشک از دیدگان حضرت سرازیر شد، مردم از علت آن جویا شدند، حضرت فرمود: اکنون جبرئیل مرا از نقطه ای در کنار شط فرات خبر  داد که کربلا نام دارد و فرزندم حسین در آن سرزمین کشته می شود. عرض شد! یا رسول الله! چه کسی او را می کشد، فرمود: مردی به نام یزید که خدایش لعنت کند… .[۲۹]

صفیه دختر عبد المطلب می گوید: وقتی حسین متولد شد، من او را به پیامبر دادم و پیغمبر زبان خود را در دهان وی گذاشت و حسین زبان را مکید و … پیغمبر میان دو چشم وی را بوسید، آن گاه او را به من داد و گفت: ای فرزندم خداوند لعنت کند قومی را که قاتلان تو هستند. صفیه می گوید: عرض کردم، پدر و مادر من فدای تو باد. چه کسی او را می کشد؟ فرمود: بازمانده ای از گروه یاغیان و سرکشان بنی امیه (لعنهم الله).[۳۰]

در آیاتی از قرآن، عناوینی مورد لعن قرار گرفتند که بنابر روایاتی از شیعه و سنی، یکی از مصادیق بارز آن عناوین، بنی امیه اند و یزید نیز از بنی امیه است:

شجره ملعونه: در سورۀ اسراء آیۀ ۶۰ در خصوص این که این خواب چه بوده است و درخت ملعون در آیه چه کسانی هستند، اقوالی مطرح شده است[۳۱]. گروهی از تفاسیر شیعه و سنی، می گویند: خوابی را که رسول خدا دیده، خواب میمون هایی بود که بر منبر آن حضرت (ص) جست و خیز می کردند و درخت ملعون، هم همان بنی امیه هستند که یکی پس از دیگری بر تخت خلافت پیامبر اسلام می نشینند.[۳۲]

شجره خبیثه[۳۳] (درخت خبیث) همان اعتقاد به کفر و شرک است که رشد و معنویتی ندارد و ریشه ای در زمین حقیقت ندارد که امام باقر (ع) فرمود: این درخت حکایت حال بنی امیه است.[۳۴]

کسانی که خدا و رسولش را مورد اذیت قرار دهند، مورد لعن در دنیا و آخرت اند.[۳۵] و بنابر روایت شیعه و سنی هر کس اهل بیت (ع) را مورد اذیت قرار بدهد، خدا و رسولش را مورد اذیت قرار داده است.[۳۶]

کسانی که نعمت الاهی را ناسپاسی کنند، قوم خویش را به نیستی و نابودی کشاندند، و به همان جهنم می رسانند که بد قرار گاهی است.[۳۷] بنابر روایت شیعه و سنی اینان دو قوم از قریش؛ یعنی بنی امیه و بنی مخزوم هستند.[۳۸]

بنابر روایت شیعه و سنی، بنی امیه از فضایل شب قدر محرومند و در عوض آن به غصب هزار ماه حکومت گذرای دنیوی دل خوش داشتند.[۳۹]

در قرآن کریم عناوین زیادی مورد لعن قرار گرفته است؛ مانند: لعن بر ظالمین[۴۰]، کافرین[۴۱]، کسی که به عمد مؤمنی را بکشد[۴۲] و …[۴۳] که بر یزید قابل تطبیق است.[۴۴]

با نگاهی و لو گذرا و سطحی به جنایات یزید و چگونگی شهادت سید الشهدا و همراهان او و با در نظر گرفتن جایگاه امام حسین (ع) و مقام وراثت او نسبت به همۀ انبیای الاهی، می توان این مطلب را بیان کرد که موردی از موارد لعن قرآنی نیست که یزید جزء ملعونین مسلم آن نباشد.

زشتی و پلیدی کار یزید به گونه ای بود که در تاریخ بشریت، پس از شیطان، هیچ کس همانند او مورد لعن قرار نگرفت، کسی که بنابر روایات، همه موجودات دریایی، صحرایی، و هوایی و … او را مورد لعن قرار دادند.

اما این که لعن در هر جایگاه و مکانی(در زیارت عاشورا)، به چه معنا است باید گفت که:

۱٫ این احتمال وجود دارد که به معنای تأکید و کثرت لعن، بر یزید باشد.

۲٫ لعن به زبان حال نه تنها به زبان قال و گفتار نیز می تواند مد نظر باشد، از آن رو که پیامبران در همان حالی که به تبلیغ دین می پردازند، با زبان حال دارند مانعین از اجرای آن را لعنت می کنند و یزید نیز در واقع مانع اجرای دین بود و از این جهت مورد لعن حالی نبی خاتم (ص) قرار گرفته است.[۴۵]


[۱]. ابن عبد البر، الاستیعاب، ج ۴، ص ۱۵۷۵،بیروت، ۱۴۱۲٫

[۲].  شیخ مفید، الارشاد،  ج ۲، ص ۲۵، کنگره شیخ مفید، قم، ۱۴۱۳هـ ق.

[۳]. کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۲ ، ص ۲۳۹، روایت ۲۹، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هـ ش.

[۴]. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۵، ص ۱۹۵، کتابخانه آیت الله مرعشی، قم، ۱۴۰۴ هـ ق.

[۵]. رعد، ۲۵؛ بقره، ۱۶۱؛ نساء،  ۹۳؛ … .

[۶]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۴۹، ص ۲۱۷، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ هـ ق.

[۷]. ابن منظور ، لسان العرب، ج ۱۳، ص ۳۸۷٫

[۸]. اسراء، ۶۰ ، “وَ إِذْ قُلْنَا لَکَ إِنَّ رَبَّکَ أَحَاطَ بِالنَّاسِ  وَ مَا جَعَلْنَا الرُّءْیَا الَّتىِ أَرَیْنَاکَ إِلَّا فِتْنَهً لِّلنَّاسِ وَ الشَّجَرَهَ الْمَلْعُونَهَ فىِ الْقُرْءَانِ  وَ نخَُوِّفُهُمْ فَمَا یَزِیدُهُمْ إِلَّا طُغْیَانًا کَبِیرًا”.

[۹]. ابن ابی حاتم، تفسیر القرآن العظیم، ج ۷، ص ۲۳۳۶، مکتبه نزار مصطفی الباز، عربستان سعودی،  ۱۴۱۹هـ ق.

[۱۰]. طبری، ابن جریر ، جامع البیان، ج ۱۵، ص ۷۷، دار المعرفه، بیروت، ۱۴۱۲هـ ق؛ تفسیر قرطبی، ج ۱۱، ص ۲۸۳-۲۸۲، انتشارات ناصرخسرو،تهران،۱۳۶۴هـ ش؛ زمخشری، تفسیر کشاف زمخشری، ج ۲، ص ۶۷۶ و …، دار الکتاب العربی، بیروت، ۱۴۰۷ هـ ق.

[۱۱]. ابن کثیر دمشقی، تفسیر ابن کثیر دمشقی، ج ۵، ص ۸۵، دار الکتب العلمیه، بیروت، ۱۴۱۹ هـ ق.

[۱۲]. بقره، ۸۸ ، “و قالوا قلوبنا غلف بل لعنهم الله بکفرهم فقلیلا ما یومنون”.

[۱۳]. نساء، ۴۶، “و لکن لعنهم الله بکفرهم فلا یومنون إلا قلیلا” .

[۱۴]. بحار الانوار، ج ۱۸ ، ص ۲۲۹٫

[۱۵]. همان، ج ۲۱، ص ۳۵۶٫

[۱۶]. همان، ج ۲۸، ص ۲۰۲- ۲۰۱٫ و نیز ص ۲۱۰٫

[۱۷]. همان، ج ۴۱، ص ۲۵۷٫

[۱۸]. النجم، ۳۸تا۴۱ . جمله : لا تزر وازره وزر اخری در: ۱۶۴، انعام ؛۱۵، اسراء؛۱۸، فاطر؛ ۷، زمر نیز آمده است.

[۱۹]. قمر، ۲۹ . به درستی که شتر ثمودیان را فقط یک مرد پی کرد. نهج البلاغه، طبع دکتر صبحی الصالح، خطبه ۲۱ ص ۳۱۹

[۲۰]. اعراف، ۷۷ ؛ هود، ۶۵ ؛ شعراء، ۱۵۷ ؛ شمس، ۱۴

[۲۱]. آن شتر را ثمودیان پی کردند و پروردگارشان به سزای گناهشان نابودشان کرد و سرزمینشان را هموار ساخت.( با خاک یکسان کرد). شمس، ۱۴

[۲۲]. ای مردم؛ فقط خوشنودی و خشم است که انسان را گرد می آورد، شتر ثمودیان را فقط یک مرد پی کرد؛ خدای متعال عذاب را بر عموم آنان فرود آورد، چرا که عموم آنان از کار او خوشنود بودند. خدای سبحان فرمود: پس آن را پی کردند و پشیمان شدند. نهج البلاغه، خطبه ۲۰۱، ص ۳۱۹ طبع دکتر صبحی الصالح، الطبعه الاولی، بیروت

[۲۳]. بقره، ۵۱ و ۹۲؛ نساء، ۱۵۳؛ بقره،۵۱ و ۹۲؛ بقره، ۷۵ و ۸۷ و ۹۱ ؛ آل عمران، ۲۱ و۱۱۲و۱۸۱و۱۸۳ ؛ نساء، ۱۵۵٫

[۲۴]. قالَ یا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صالِحٍ فَلا تَسْئَلْنِ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ الْجاهِلینَ (هود، ۴۶)

[۲۵]. شبستری، نصر الله، اللؤ لؤ النضید فی شرح زیاره مولانا ابی عبد الله الشهید، ص ۱۳۳ ، فروغ دانش ، تهران

[۲۶]. ابن اثیر، أسد الغابه، ج ۷، ص ۲۸۱؛ النزاع و التخاصم، ص ۴۹، ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج ۲، ص ۲۵۱ و …؛ به نقل از کتاب مدرسۀ عشق، ص ۳۸۱، مجید حیدری فر، چاپ زائر قم، و کتاب بررسی و تحلیلی پیرامون زیارت عاشورا، ص ۲۴۲، حسن اسدی، ناشر آدینه سبز.

[۲۷]. امینی، الغدیر، ج ۱۰، ص ۸۳ و ۱۵۶ و ۱۵۸ به نقل از مدرسۀ عشق، ص ۳۸۵٫

[۲۸]. بحار الانوار، ج ۵۸، ص ۲۴۳ و ۲۴۵، نقل از مدرسۀ عشق، ص ۲۸۱٫

[۲۹]. اللهوف فی قتلی الطفوف، ص ۱۶، سید بن طاووس، نقل از مدرسۀ عشق، ص ۲۸۴٫

[۳۰]. بحار الانوار، ج ۴۳، ص ۲۴۳، المکتبه الاسلامیه، نقل از همان، ص ۲۴۶٫

[۳۱]. المیزان، ج ۱۳، ص ۱۳۶، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان.

[۳۲]. مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۷۱، چاپ نوزدهم، ناشر دارالکتب الاسلامیه؛ فخر الرازی، تفسیر کبیر، ج ۲، ص ۲۳۷؛ تفسیر قرطبی، ج ۶، و ۳۹۰۲٫

[۳۳]. ابراهیم، ۲۶٫

[۳۴]. نور الثقلین، ج ۲، ص ۵۳۸، به نقل از تفسیر نمونه، ج ۱۲، ص ۱۷۴٫

[۳۵]. احزاب، ۵۷٫

[۳۶]. صحیح بخاری، ج ۳، ح ۳۵۰۹، ح ۳۵۴۱ و ۱۳۶۱ و ۱۳۷۰، ابوعبدالله محمد بن اسماعیل بخاری، دار ابن کثیر، چاپ پنجم، دمشق. نقل از بررسی و تحلیل از زیارات عاشورا، ص ۱۱۳٫

[۳۷]. ابراهیم، ۲۹ – ۲۸٫

[۳۸]. امام ثعلبی، ابواسحاق احمد، الکشف و البیان، ج ۵، ص ۳۱۹، دار احیاء التراث العربی، نقل از همان، ص ۱۳۴، سمرقندی، ابونصر محمد بن مسعود بن عیاشی سلمی، التفسیر، ج ۲، ص ۲۲۹ به نقل از همان.

[۳۹]. سنن ترمذی، ج ۵، باب تفسیر القرآن، رقم، ۳۳۵۰، ابوعیسی محمد بن عیسی بن سوره، دارالکتب الاسلامیه، تفسیر الکبیر، فخر رازی، ج ۳۲، ص ۳۱، دار احیاء التراث العربی، نقل از همان، ص ۱۳۵٫

[۴۰]. اعراف، ۴۴، هود، ۱۸، غافر، ۵۲٫

[۴۱]. احزاب، ۶۴، مائده، ۷۸، بقره، ۸۹٫

[۴۲]. نساء، ۹۳٫

[۴۳]. بقره، ۸۹؛ بقره، ۱۵۹؛ نور، ۲۳

[۴۴]. نک: بحار، ج ۴۳، ص ۲۴۳، بحار ج ۴۴ و ۲۵۰، نقل از مدرسۀ عشق، ص ۴۰۹٫

[۴۵]. بررسی و تحلیل از زیارت عاشورا، ص ۲۴۶٫




کلیدواژه ها: , , , , , , ,



ثبت نظر


+ 6 = 7