دایره المعارف اسلام پدیا » بدعت
منوی اصلی

بدعت

تاریخ: ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: کلام قدیم

مفهوم شناسی بدعت

بدعت در لغت به معنای کار نو و بی سابقه است. همان طور که در قرآن آمده است: بَدِیعُ السَّمَوتِ وَ الاَرضِ (هستى بخش آسمان ها و زمین اوست‏)[۱] و در اصطلاح به معنای ” ادخال ما لیس من الدین فی الدین” است؛ یعنی نسبت دادن چیزی به دین در حالی که در واقع جزء دین و شریعت نیست.

درباره تعریف اصطلاحی بدعت دو نکته مورد توجه است:

۱٫ بدعت نوعی تصرف در دین، از طریق افزون یا کاستن شریعت است. بنابر این آن جا که نوآوری، ربطی به دین و شریعت نداشته باشد، بلکه به عنوان یک مسأله عرفی و عادی انجام گیرد، بدعت نخواهد بود؛ مثلاً اگر ملّتی یک روز خاص را برای خود به عنوان روز جشن و شادی معین کند، اما نه به این قصد که شرع چنین دستوری داده است، چنین کاری بدعت نیست هرچند بایستی حلیت و حرمت آن از جهات دیگری مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

از این جا روشن می شود که بسیاری از نوآوری های بشری در زمینه هنر، ورزش، صنعت، و … از قلمرو بدعت اصطلاحی بیرون بوده و آن چه درباره آنها مطرح است مسئله حلال و حرام بودن آنها از جهات دیگر است که خود ملاک و مقیاس خاص خود را دارد.

۲- منظور از امر تازه و بی سابقه در دین این است که با هیچ یک از قوانین و مقررات جزئی و کلی اسلام هماهنگی و سازگاری نداشته باشد، و نتوان مقررات کلی اسلام را بر مصادیق جدید و تازه، تطبیق کرد.[۲]
توضیح این که: اساس بدعت در شرع به این نکته باز می گردد که کسی چیزی را به عنوان این که یک امر شرعی است و دین به آن فرمان داده به کار برد، در حالی که برای مشروعیت آن، اصل یا ضابطه ای در شرع وجود نداشته باشد؛ ولی هرگاه کاری را که انسان به عنوان یک عمل دینی انجام می دهد و دلیل شرعی (به صورت خاص، یا کلی و عام) بر مشروعیت آن وجود داشته باشد، آن عمل بدعت نخواهد بود.

بدعت در قرآن و روایات

بدعت در طول تاریخ یکی از مهم ترین حوزۀ فعالیت جبهه باطل، در حوزۀ فرهنگ بوده تا بتواند از این طریق چهرۀ زشت خود را زیبا و واقعی جلوه دهد.

قرآن کریم در بیش از ۲۰ مورد از این حربه جبهه باطل تعبیر به “تزیین” (زیبا جلوه دادن) می نماید؛ مثلاً می فرماید: ” وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُم‏ “؛[۳] شیطان اعمال آنها را در نظرشان زیبا جلوه داده است. یا فرمود: ” أَ فَمَنْ زُیِّنَ لَهُ سُوءُ عَمَلِهِ فَرَآهُ حَسَناً…”؛[۴] آیا کسى که عمل بدش براى او آراسته شده و آن را خوب و زیبا مى‏بیند (همانند کسى است که واقع را آن چنان که هست مى یابد)؟!

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: “کل محدثه بدعه و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار”؛[۵] ایجاد هر امری که سابقه در دین نداشته بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است.

همچنین فرموند: “لا یؤمن احدکم حتی اکون احب الیه من ماله و اهله و الناس اجمعین”؛[۶] هیچ کدام از شما مؤمن نخواهید بود، مگر آن که من نزد او از فرزندان و خانواده و تمامی مردم محبوب تر باشم. و این اصل می تواند در شئون مختلف زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان، برای خود جلوه ها و مظاهری پیدا کند. گرفتن جشن در موالید، جنبه یادآوری نزول رحمت و برکت خدا در آن ایام و شکرگزاری به درگاه الاهی را دارد و این امر (جشن در روز نزول رحمت)، در شرایع پیشین نیز سابقه داشته است، چنان که به صریح قرآن، حضرت عیسی (ع) از خدای متعال درخواست کرد مائده ای از آسمان بر وی و جمع یارانش فرو فرستد تا روز نزول مائده را او و پیروانش در توالی نسل ها عید گیرند.

قال عیسی بن مریم: “اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاوّلنا و آخرنا و آیه منک”.[۷]

علاوه این که باید توجه نمود که روایات ائمه (ع) به حکم حدیث متواتر ثقلین، از مصادر شریعت و دلایل احکام دینی به شمار می رود. بنابراین، پیروی از گفتار آنان پیروی از دین است و مشمول عنوان بدعت گزاری در دین نخواهد بود.

بدعت در مذاهب اسلامی

هیچ کدام از مذاهب اسلامی در حرمت شدید بدعت (داخل کردن چیزهایی که از دین نیست در دین) تردید نکرده اند. مرحوم نراقى (ره) از علمای بزرگوار شیعه می فرماید: «حرمت‏ بدعت مورد اتفاق امت اسلام است، بلکه اصل حرمت آن ضرورى دین و ملت است».[۸] دلیل عمدۀ حرمت، روایات مستفیض بلکه متواترى است که شیعه و اهل سنت از پیامبر خدا (ص) نقل کرده‏اند که فرمودند: «ایجاد هر امری که سابقه در دین نداشته بدعت است و هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش است».[۹]

با این که تمامى مذاهب‏ اسلامى بدعت را حرام مى دانند لیکن چون ماهیت آن به درستى روشن نشده، به عنوان مبارزه با آن، گاه راه افراط و گاه تفریط پیموده شده و مسلمانان گاه به تکفیر و تفسیق یکدیگر پرداخته اند.

گروهی انجام هر عمل عبادی را که در زمان پیامبر(ص) و خلفا انجام نمی شده بدعت و حرام می دانند و معتقدند که از انجام چنین اعمالی باید پرهیز کرد؛ مثلا یکی از دانشمندان معروف حنبلی، علم کلام را بدعت می دانست و آن را منشا همه بدعت ها و گمراهی ها می شمرد.[۱۰] او چنین می نویسد: «هرگونه علمى که بندگان از علوم باطنى ادعا کنند که در کتاب و سنت ‏یافت نشود، بدعت و گمراهى است و کسى حق ندارد بدان عمل، و مردم را به آن دعوت کند.» او مسلمانان را به بازگشت ‏به دین عتیق به گونه اى که در روزگار سه خلیفه اول رایج ‏بود، فرا مى خواند.[۱۱]

این عقاید افراطی بعداً تا حدی در نظریات ابن تیمیه و پس از او توسط محمد بن عبد الوهاب تقویت شد و به آنجا انجامید که طبق نظرات آنها بسیاری از مسلمین بدعت گذار و حتی مشرک معرفی شدند سلیمان بن سحمان النجدى، نواده محمد بن عبدالوهاب، در مورد بدعت‏هاى رایج در میان مسلمانان نوشته است: «محراب هاى چهارگانه در مسجدها که براى هر یک از امامان چهار مذهب [حنفى، حنبلى، شافعى و مالکى] ساخته مى شود، بدعت است. همچنین خواندن قرآن با صداى بلند، درود فرستادن بر پیامبر اسلام (ص)، خواندن ذکر یا دعایى بعد از اذان و در شب جمعه و شب هاى ماه رمضان و شب عید فطر و عید قربان، تشکیل اجتماع براى بزرگداشت تولدها و وفیات بزرگان دین و خواندن قصیده هاى مولودیه با لحن هاى مخصوص، مخلوط کردن شعرها با درود بر پیامبر و با ذکرها و قراءت قرآن و خواندن آن ها بعد از نماز تراویح، تسبیح به دست گرفتن براى گفتن ذکر، بلند کردن صدا به ذکر «لا اله الا الله‏» هنگام تشییع جنازه و هنگام پاشیدن آب روى قبر، پوشیدن لباس هاى بلند درویشى، آویختن شمشیر و پرچم در حسینیه ها و مکان هایى که مجالس برپا مى شود. طنبور و دایره زدن و هر چه مانند این ها، صدا داشته باشد مانند: شیپور، تکرار لفظ جلاله و اسماى دیگر خدا و . . . بدعت ‏شمرده مى شود.[۱۲] این افراط ها باعث کشتار و قتل عام بسیاری از مسلمانان گشت.

امّا اگر با چنین دید بسته ای به احکام شرع نگاه کنیم نباید هیچ تغییری در زندگی دینی و دنیایی مسلمانان بپذیریم. باید با همان لباس صدر اسلام نماز بخوانیم، همان فکرهایی که آنان به ذهنشان می رسید به ذهن ما برسد و همان گونه که آنان به زنده ها یا اموات خود احترام می گذاشتند ما هم ادای احترام کنیم. واضح است که این طور دینداری به نظر هیچ عالم دینی صحیح نیست. علمای شیعه و تمام فرق دیگر اهل سنت با این جمودها و زیاده روی ها مخالفت کرده و به نقد آن در کتب خود پرداخته اند.

بر این اساس علمای شیعه و برخی از علمای اهل سنت، بدعت را به دو قسم حرام و غیر حرام تقسیم کرده اند. مرحوم صاحب جواهر (ره) می گوید عده ای مثل محقق و شیخ طوسی فرموده اند که:”… بدعت شامل حرام و غیر حرام می شود”.[۱۳] از شافعی نیز نقل شده که گفته است بدعت دو گونه است: پسندیده و ناپسند. بدعتى که موافق سنت ‏باشد، شایسته و بدعتى که مخالف باشد، ناشایست است.[۱۴]

ملاک بدعت

علامه مجلسی، عالم بزرگ شیعی می گوید: “و البدعه فی الشرع ماحدث بعد الرسول ]بما انه من الدین[ و لم یکن فیه نص علی الخصوص و لایکون داخلاً فی بعض العمومات”؛[۱۵] بدعت در شرع، چیزی است که پس از رسول گرامی حادث شده و دلیل شرعی خاص یا عامی نیز بر جواز آن در کار نباشد.

مرحوم نراقى (ره) نیز این دیدگاه را پذیرفته و نوشته است: «بدعت عملى است که غیر شارع بدون دلیل و مدرک شرعى، آن را براى دیگران، به صورت یک عمل شرعى وانمود کند. اما اگر عملى از ناحیۀ شرع ثابت نشده باشد و آن عمل را کسى انجام دهد، بدون ارائه به صورت یک عمل شرعى، آن عمل از جهت‏ بدعت حرام نخواهد بود گرچه ممکن است از جهت دیگرى حرام باشد».[۱۶] شاطبى از فقیهان اهل سنت نیز، همین نظر را دارد و می گوید: «بدعت، طریقه اى است در دین که اختراع شده و اصلى در شریعت ندارد. و لیکن در صورت، مشابه با شریعت است و به عنوان یک امر شرعى وانمود مى شود».[۱۷] بنا براین اگر مسلمانی اعمالی را انجام دهد که هیچ گونه سابقه ای در دین نداشته باشند به شرط آن که آن اعمال را به دین منسوب نکند و از دین نداند بدعت نخواهد بود.

ابن حجر عسقلانی، دانشمند مشهور اهل سنت، نیز می گوید: “البدعه ما احدث و لیس له اصل فی الشرع، و ما کان له اصل یدل علیه الشرع فلیس ببدعه”؛[۱۸] بدعت چیزی است که پدید آمده باشد و دلیلی حاکی از جواز آن در شریعت یافت نشود و آن چیزی که اصل و ریشه ای در دین دارد، بدعت نخواهد بود.

از بیانات فوق، بسیاری از شبهات واهی که بر دست و پای برخی از افراد پیچیده است حل می شود. برای نمونه، انبوه مسلمانان جهان روز میلاد پیامبر اکرم (ص) را جشن می گیرند و گروهی این امر را بدعت می نامند! در حالی که طبق آنچه گفتیم، هرگز ملاک بدعت بر آن صادق نیست؛ زیرا به فرض هم که این نوع تکریم و اظهار محبت، در شرع وارد نشده باشد، ولی اظهار محبت به پیامبر گرامی اسلام و خاندان او (ع) یکی از اصول مسلم اسلام است که این گونه جشن های مذهبی جلوه و مظهری از آن اصل کلی است. قرآن کریم می فرماید: “قل لااسالکم علیه اجراً الا الموده فی القربی”؛[۱۹] بگو من برای ابلاغ رسالت پاداش نمی طلبم مگر دوستی خویشاوندان و نزدیکان.

آثار و اهداف بدعت گذاری

با دقت در معنای بدعت، – عرضۀ چیزی با عنوان دین که با هیچ یک از احکام و دستورات دین هماهنگی ندارد- مطلب مهمی که اهمیت به سزایی در مسائل فرهنگی و سیاسی و اجتماعی دارد، به دست می آید و آن این که باطل هیچ وقت در چهرۀ اصلی خود طالب و خریدار ندارد؛ چون پوچ و تو خالی است، پس برای جلب توجه باید خود را به شکل و رنگ حقیقت درآورد و حقیقت نما گردد؛ زیرا نوعاً انسان ها، طالب حقیقت و واقعیت اند و در طول تاریخ یکی از مهم ترین حوزۀ فعالیت جبهه باطل، در حوزۀ فرهنگ بوده تا بتواند از این طریق چهرۀ زشت خود را زیبا و واقعی جلوه دهد.

به همین جهت یکی از ابزار مهم، حاکمان ظالم و استعمارگران از گذشتۀ دور تاریخ تا به امروز، دین سازی و ایجاد مذاهب جدید و ایده های گوناگون است، تا بتوانند به این وسیله در برابر ادیان الاهی مقاومت کنند و جبهۀ حق را به چالش بکشانند.

البته بررسی دقیق روش های مختلف تبلیغات دشمن و کشف و معرفی چهرۀ پنهان باطل در میان چهره های به ظاهر زیبا و فریبنده کار آسانی نیست و کسانی قادر بر چنین کاری هستند که از توانایی بالای علمی و فکری برخوردار باشند. شاید فلسفه و سر این که در اسلام مجالست و هم نشینی با علما مورد تأکید فراوان قرار گرفته[۲۰] همین باشد که در اثر ارتباط با دانشمندان واقعی، انسان از خطر انحراف حفظ می شود.

خلاصه این که نباید ظاهر آراسته و سادۀ یک حزب و گروه ما را فریب دهد، بلکه باید اهداف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی آنها را که در زیر چهرۀ زیبا مخفی و نهان است، مد نظر داشت. بهترین گواه بر صدق مدعا، کشف اسناد و مدارکی است که دال بر دخالت بی گانگان و دولت های استعمارگر به صورت مخفی و آشکار در ایجاد و تقویت چنین گروه هایی است.

نباید انحراف را فقط در مراحل ابتدای آن مورد بررسی قرار داد، بلکه باید استمرار این انحراف را در طول آیندۀ زمان نگریست همان طوری که فاصلۀ مقداری زاویۀ انحراف در مسائل هندسی، در ابتدا اصلاً قابل توجه نیست، ولی وقتی امتداد یافت همان فاصلۀ کم به صدها یا هزاران کیلومتر، تبدیل خواهد شد.

از این جا فلسفه و سرّ اهتمام به فقه سنتی و لزوم تبعیت از مراجع تقلید، فهمیده می شود، چون دریافت اسلام حقیقی از راه فقه سنتی و روش متداول در حوزه های علمیه میسر است که هم راه مطمئنی است و هم مورد تأیید ذوات نورانیه ائمه (ع) می باشد[۲۱] و هم مستحکم ترین روش عقلی و عقلایی برای دریافت و فهم حقایق متون دینی است.[۲۲]

در هر حال بدعت گذاری در دین دارای آثار مخرب سیاسی و اجتماعی و فرهنگی است و مهم ترین عامل، تخریب دین در جامعه است. شاید به خاطر همین عواقب و آثار بوده است که پیامبر (ص) دستور تخریب مسجد ضرار را داده اند؛[۲۳] چرا که قرآن در این باره فرموده است: “کسانی که مسجدی ساختند برای زیان رساندن (به مسلمانان) و (تقویت) کفر، و تفرقه افکنی میان مؤمنان، و کمین گاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد می کنند که جز نیکی و خدمت نظری نداشته ایم، اما خداوند گواهی می دهد که آنها دروغ گو هستند”.[۲۴]

حکم بدعت گذار

مهم ترین عامل تخریب دین در جامعه همین بدعت است. شاید به خاطر همین عواقب و آثار بوده است که پیامبر (ص) حکم به تخریب مسجد ضرار را داده اند.[۲۵]

چرا که قرآن در این باره فرموده است: “کسانی که مسجدی ساختند برای زیان رساندن (به مسلمانان) و (تقویت) کفر، و تفرقه افکنی میان مؤمنان، و کمین گاه برای کسی که از پیش با خدا و پیامبرش مبارزه کرده بود؛ آنها سوگند یاد می کنند که جز نیکی و خدمت نظری نداشته ایم، اما خداوند گواهی می دهد که آنها دروغ گو هستند”.[۲۶]

البته این روشن است و فتوای مجتهدین[۲۷] نیز بر این است که تخریب اماکن مرتبط با گروه های بدعت گذار باید با اذن حاکم و والی مسلمین باشد و الا موجب هرج و مرج خواهد شد. و شرکت در مجالس آنان اگر به قصد راهنمایی و امر به معروف و نهی از منکر باشد، برای افرادی که دارای توان علمی و عملی هستند و احتمال تأثیر هم می دهند نه تنها جایز، بلکه واجب است.[۲۸]

اما برخی از گروه های بدعت گذار هستند که خود را از شیعیان محسوب می کنند، آیا با وجود انحرافات و بدعت ها می توان آنان را جزء مذهب به حساب آورد یا خارج از مذهب تشیع هستند؟ افراد وابسته به این گروه ها چند قسم هستند. بعضی ها کسانی هستند که هیچ اعتقادی به حقایق شیعه ندارند و در ظاهر اظهار تشیع و اعتقاد به عقاید شیعه می نمایند. اینها که در واقع سران و گردانندگان امور این گروه ها هستند، از تشیع خارج اند و خودشان هم می دانند، اما بعضی دیگر افرادی هستند که واقعاً به عقاید شیعه اعتقاد دارند و نهایت این که دارای انحراف و اشتباه فکری و عملی می باشند و صرف انحراف در بعضی مسائل موجب خروج از تشیع نمی شود.


[۱]. بقره ،۱۱۷٫

[۲]. با استفاده از، منشور عقاید، آیت الله سبحانی، صفحه ۲۱۹ به بعد.

[۳]. نحل، ۲۴٫

[۴]. فاطر، ۸٫

[۵]. بحارالانوار، ج ۲، ص ۲۶۳؛ مسند، احمد حنبل، ج ۴، ص ۱۲۶٫

[۶]. جامع الاصول، ج ۱، ص ۲۳۸٫

[۷]. مائده، ۱۱۴٫

[۸]. عوائد الایام ص ۳۱۹ به نقل از تحقیق دکتر برجی، یعقوب علی در وبلاگ ادیان و مذاهب.

[۹]. بحارالانوار ۲/۲۶۳؛ مسند احمد، ۴/۱۲۶٫ رسول خدا (ص): کل محدثه بدعه و کل بدعه ضلاله و کل ضلاله فی النار.

[۱۰]. طبقات الحنابله، ج ۲، ص ۱۹، ۲۷ ،۳۴ و ۳۷ بنا بر نقل سایت دایره المعارف اسلامی.

[۱۱]. طبقات الحنابله، ج۲، ص ۳۵ به نقل از تحقیق دکتر برجی، یعقوب علی در وبلاگ ادیان و مذاهب.

[۱۲]. مجموعه التفسیر ابن تیمیه، ص ۳۴۰ به نقل از همان.

[۱۳]. جواهر الکلام، ج۱۱، ص ۳۰۰ به نقل از همان.

[۱۴]. فتح الباری فی شرح صحیح البخاری ج ۱۷ ص ۱۰ به نقل از همان.

[۱۵]. بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۲۰۲٫

[۱۶]. عوائد الایام ، ص‏۱۱۰ نقل از تحقیق دکتر برجی، یعقوب علی در وبلاگ ادیان و مذاهب.

[۱۷]. الاعتصام، مکتبه الریاض الحدیثه، ج ۱، ص ۱۲۷٫

[۱۸]. فتح الباری، ج ۵، ص ۱۵۶٫

[۱۹]. شوری، ۲۳٫

[۲۰]. کافی، ج ۱، باب مجالسه العلماء و صحبتهم.

[۲۱]. وسائل الشیعه، ج ۱۸، ص ۱۹، از امام صادق (ع) روایت می کند: “من کان منکم قد روی حدثینا و نظر فی حلالنا و حرامنا عرف احکامنا… فانی قد جعلته حاکماً”؛ کسی که گفتار ما را روایت کند و در حلال و حرامی که ما بیان کردیم مطالعه کرده و آنها را شناخته است… چنین شخصی را من حاکم قرار داده ام.

شیخ صدوق، در کمال الدین و تمام النعمه، ج ۲، ص ۸۴۴، از امام عصر (عج) روایت می کند: و اما الحوادث الواقعه فارجعوا فیها الی رواه احادیثنا فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله؛ در حوادثی که واقع می شود به راویان احادیث ما مراجعه کنید؛ چرا که آنان حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم.

[۲۲]. برای اطلاع به کتاب های اصول فقه و کتب فقهی استدلالی مراجعه بفرمایید.

[۲۳]. سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۵۳۰؛ بحارالانوار، ج ۲۰، ص ۲۵۳٫

[۲۴]. توبه، ۱۰۷٫

[۲۵]. سیره ابن هشام، ج ۲، ص ۵۳۰؛ بحارالانوار، ج ۲۰، ص ۲۵۳٫

[۲۶]. توبه، ۱۰۷٫

[۲۷]. امام خمینی تحریر الوسیله، ج ۲، ص ۴۵۴٫

[۲۸]. همان، ج ۱،ص ۳۶۲- ۳۶۵٫




کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


4 + 4 =