دایره المعارف اسلام پدیا » استفاده قرآن از زبان قهر، تهدید، اجبار
منوی اصلی

استفاده قرآن از زبان قهر، تهدید، اجبار

تاریخ: ۰۶ اردیبهشت ۱۳۹۰ در باب: قرآن

پذیرش حقیقت با دلیل و برهان یکی از صفات پسندیدۀ انسانی است. فهم آیات قرآنی و روایات اسلامی اگرچه تا حد زیادی امکان پذیر است، ولی فهمیدن معنای دقیق و تحلیل صحیح از آنها مستلزم کسب معارف و علوم زیادی است. واژه های مختلفی در قرآن کریم به معنای ترس یا نزدیک به آن است. کلمۀ «خوف»، «خشیت»، «وجل» و «رهب» از این کلمات است. اگر چه از این واژه ها در قرآن استفاده فراوانی شده است، ولی هر کدام جایگاه مخصوص خود را دارند و در مقابل واژه های رحمت و محبت و مهربانی نیز بسیار زیاد استعمال شده است. در ذیل به برخی از مصادیق هر دو نوع از کلمات اشاره شده و حکمت های آن اشاره می شود.

به کارگیری ادبیات رئوفانه (دربارۀ اصل پذیرش اسلام و در مقابل مؤمنان)

خداوند، انسان ها را در مورد پذیرش اصل دین اسلام نه تنها تهدید نکرده است، بلکه از اجبار کردن مردم به دینداری نیز خودداری کرده است. قرآن می فرماید: «در قبول دین، اکراهى نیست؛ (زیرا) راه درست از راه انحرافى، روشن شده است‏.»[۱] از طرفی به پیامبرش می فرماید: «و هنگامى که بندگان من، از تو در باره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم! دعاى دعا کننده را، به هنگامى که مرا مى‏خواند، پاسخ مى‏گویم!».[۲] و آن گاه که دوستان خداوند به گناه آلوده می شوند با ندای «لا تقنطوا» آنان را آرامش داده و می فرماید: « {ای پیامبر به بندگان گناه کار از طرف من} بگو: اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده‏اید! از رحمت خداوند نا امید نشوید که خدا همه گناهان را مى‏آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.»[۳]

خداوند در قرآن کریم اولیاء و دوستانش را کسانی معرفی می کند که خوف و ترسی ندارند و دل هایشان با یاد او آرام گرفته است. قرآن می فرماید: «آگاه باشید (دوستان و) اولیاى خدا، نه ترسى دارند و نه غمگین مى‏شوند!»[۴] و «آنها کسانى هستند که ایمان آورده‏اند، و دل هایشان به یاد خدا مطمئن (و آرام) است آگاه باشید، تنها با یاد خدا دل ها آرامش مى‏یابد».[۵]

بله! خداوند از دوستانش خواسته است که فقط از او بترسند[۶] و یا در بیان صفات عالمان می فرماید: «(و) جز این نیست که از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او مى‏ترسند، همانا خداوند مقتدر غالب و آمرزنده است».

ترسى که در این آیه آمده ترسى نیست که با اطمینان منافات داشته باشد، بلکه حالتى است قلبى که طبعاً قبل از آمدن اطمینان عارض قلب مى‏شود.[۷] این ترس، یک ترس عقلی و به معنای «ترس از نافرمانی خداوند»[۸] و ترس از دست دادن رحمت الهی به واسطۀ انجام گناهان است. چنین ترسی باعث تلاش در جهت به دست آوردن رضایت خداوند می شود، رضایتی که در آن، تمام خیر و خوبی ها نهفته است.[۹]

رابطۀ بین مؤمنان و خداوند یک رابطۀ قلبی و از روی حبّ و دوست داشتن است نه از روی تهدید و ترس، خداوند در وصف مؤمنان می فرماید: «بعضى از مردم، معبودهایى غیر از خداوند براى خود انتخاب مى‏کنند و آنها را هم چون خدا دوست مى‏دارند. امّا آنها که ایمان دارند، عشق شان به خدا، (از مشرکان نسبت به معبودهاشان،) شدیدتر است‏».[۱۰]

۱٫ استفادۀ قرآن از ادبیات تهدید آمیز؟

بله از آن جایی که دو ابزار مهم تربیتی برای همۀ نسل ها و عصرها (زمان ها)، تهدید و تشویق است،[۱۱] قرآن کریم که کتاب هدایت است از هر دوی این ابزار، هم برای مؤمنان و هم برای غیر مؤمنان استفاده کرده است. در مقام تهدید به مؤمنان می فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! یهود و نصارى را ولىّ (و دوست و تکیه‏گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیاى یک دیگر هستند و کسانى که از شما با آنان دوستى کنند، از آنها هستند (و ستمکار، پس) خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمى‏کند».[۱۲] و در مقام تشویق و ترغیبشان می فرماید:« (آرى،) آنها که ایمان آوردند، و ایمان خود را با شرک و ستم نیالودند، ایمنى تنها از آن آنها است و آنها هدایت‏ یافتگانند!»[۱۳]

از طرفی قرآن کریم نسبت به کسانی که بعد از دیدن همۀ معجزات الاهی و اتمام حجت، ایمان نیاورده و در صدد آزار و اذیت پیامبر (ص) و مؤمنان برآمدند و دین آنها را مسخره کرده و در راه رشد اسلام به شدت مانع تراشی می کردند، و هرگز توبه نکردند، هشدار داده و آنان را به شدت تهدید به عذاب الاهی کرده است. قرآن کریم می فرماید: «و کسانى که کافر شدند، و آیات ما را دروغ پنداشتند اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند بود».[۱۴] یا در آیۀ دیگر می فرماید: «آنها که کافر شدند، اموالشان را براى بازداشتن (مردم) از راه خدا خرج مى‏کنند آنان این اموال را (که براى به دست آوردنش زحمت کشیده اند، در این راه) مصرف مى‏کنند، امّا مایه حسرت و اندوهشان خواهد شد و سپس شکست خواهند خورد و (در جهان دیگر) کافران همگى به سوى دوزخ گردآورى خواهند شد».[۱۵]

بنابراین، در مقابل کسانی که مال و ناموس مسلمانان را برای خود حلال می دانند و هر روز برای طرح ریزی جنگ های نظامی، اقتصادی و فرهنگی برای مسلمانان فعالیت می کنند، نمی شود با زبان نرم صحبت کرد. خداوند در مقابل چنین افرادی، از چنین ادبیات در خور شأن آنان استفاده می کند.

۲٫ وجود ادبیات جبری در آیات مربوط به هدایت انسان؟

آیاتی از جمله آیۀ ۳۹ سورۀ انعام[۱۶] که در آن صحبت از هدایت و یا عدم هدایت خداوند برای هر شخصی که اراده کند، است، تفسیر بسیار حکیمانه ای دارد.

از آن جایی که خداوند حکیم و عادل است، تمام کارهایش نیز در محدودۀ حکمت و عدالتی است که دارد. اگر صحبت از هدایت عده ای و عدم هدایت عدۀ دیگر است به آن معنا نیست که خداوند بدون هیچ حکمت و عدالتی چنین کاری انجام می دهد، بلکه بدان معنا است که چون همۀ امور به دست خداوند است، اگر کسانی با دیدن همۀ دلائل ایمان نیاورند، وارد راه و طریق گمراهی شده اند و با این که خداوند وسایل ابتدایی هدایت؛ مانند فطرت و روحیۀ حقیقت جویی و حقیقت خواهی را به آنان داده بود، ولی آن را زیر پا گذاشته و به کفر گرائیدند، خداوند دربارۀ چنین افرادی که به اختیار خود گمراهی ابتدایی را کسب کرده اند، می فرماید: «هر کس را خدا بخواهد گمراه مى‏کند»؛[۱۷] یعنی بعد از گمراهی اختیاری، خداوند دیگر با آنان همانند پرهیزکاران برخورد نکرده و راهنمایی های بیشتری را در اختیارشان قرار نمی دهد و بدین وسیله در گمراهی اختیاری خود باقی می مانند.[۱۸] البته این گمراهی ثانوی برای کسانی است که هیچ پلی برای برگشت خود باقی نگذاشته باشند.

۳٫ قهر و خشم خداوند در قرآن

دین اسلام، دین صلح و برادری است. خداوند پیامبرش را با وصف «رحمه للعالمین»[۱۹] در قرآن یاد کرده است. و در برابر کسانی که دین اسلام را نمی پذیرند می فرماید: «آیین شما براى خودتان، و آیین من براى خودم‏.»[۲۰]

اما در مقابل کسانی که از هر وسیله برای ضربه زدن به مسلمانان استفاده می کردند و جان و اموال آنان را محترم نمی دانند چه باید کرد؟ وقتی شخصی دستش را برای برادری دراز می کند و طرف مقابل می خواهد دست او را قطع کند چه باید کرد؟ در مقابل فرعون ها و نمرودها که جز به محو ادیان الهی، به چیز دیگری راضی نبودند چه باید کرد؟ در مقابل کسانی که شعله های جنگ را در برابر مسلمانان می افروزند چه باید کرد؟

در اسلام هدف نهایی از جنگ و قتال، از بین رفتن فتنه ها است، هر گاه که دیگران برای مسلمانان فتنه نسازند و جنگ نکنند (حال چه مسلمان شوند یا نه)، دیگر جنگ و قتالی نیست.

قرآن کریم در این باره می فرماید:« وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَهٌ وَ یَکُونَ الدِّینُ لِلَّهِ فَإِنِ انْتَهَوْا فَلا عُدْوانَ إِلاَّ عَلَى الظَّالِمینَ؛ و با آنها پیکار کنید! تا فتنه ای باقى نماند و دین، مخصوص خدا گردد. پس اگر (از روش نادرست خود) دست برداشتند، (مزاحم آنها نشوید! زیرا) تعدّى جز بر ستمکاران روا نیست».[۲۱]


.[۱] بقره، ۲۵۶٫

[۲]. بقره، ۱۸۶٫

[۳]. زمر، ۵۳٫

[۴]. یونس، ۶۲٫

[۵]. رعد، ۲۸٫

[۶]. بقره،۴۰، وَ قالَ اللَّهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ فَإِیَّایَ فَارْهَبُون‏: و خداوند گفت: دو خداى معبود نگیرید، (خداى آفرینش و خداى تدبیر) جز این نیست که او معبودى یگانه است، پس تنها از من بترسید.

[۷].  طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوی، محمد باقر، ج‏۱۱، ص ۴۸۵، دفتر انتشارات اسلامی، قم،۱۳۷۴٫

[۸]. مکارم شیرازی،ناصر،تفسیر نمونه، ج‏۱، ص: ۵۰۸، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۷۴٫

[۹]. برای آگاهی بیشتر به سؤال ۶۴ (سایت اسلام کوئست: ۳۰۵) (خدا، ترس یا محبت) مراجعه کنید.

[۱۰]. بقره، ۱۱۵٫

[۱۱]. نک: ترجمه المیزان، ج ‏۱۰، ص ۴۸۰٫

[۱۲]. مائده، ۵۱٫

[۱۳]. انعام، ۸۲٫

[۱۴]. بقره، ۳۹٫

[۱۵]. انفال، ۳۶٫

[۱۶]. خداوند می فرماید: «هر کس را خدا بخواهد گمراه مى‏کند و هر کس را بخواهد بر راه راست قرار خواهد داد».

[۱۷]. انعام،  ۳۹٫

[۱۸]. مانند این سؤال جایی است که خداوند در قرآن فرموده است: «قرآن برای هدایت متقین است»، این سؤال پیش می آید که آیا قرآن فقط برای هدایت انسان های متّقی و پرهیزکار نازل شده است؟ آنان که با تقوا هستند چه نیازی به هدایتشان است؟ آیا دیگر انسان ها هیچ بهره ای از قرآن ندارند؟ برای دیدن همۀ این جواب ها به سؤال ۷۸۴۹ (سایت اسلام کوئست: ۷۸۰۵) (هدایت متقین در قرآن) رجوع نمایید.

[۱۹]. انبیاء، ۱۰۷٫

[۲۰]. کافرون، ۶٫

[۲۱]. بقره، ۱۹۳٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


+ 9 = 12