دایره المعارف اسلام پدیا » کروی بودن زمین و قرآن
منوی اصلی

کروی بودن زمین و قرآن

تاریخ: ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ در باب: زمین

آیاتی که موجب شدند برخی تصور کنند که نظر قرآن بر مسطح بودن زمین است عبارت است از:

۱٫ «و زمین را گستردیم؛ و در آن کوه‏هاى ثابتى افکندیم؛ و از هر گیاه موزون، در آن رویاندیم؛ آیا زمین را محل آرامش (شما) قرار ندادیم».[۱]

۲٫ «آیا ما زمین را بسترى نساختیم».[۲]

در تفسیر این آیات باید گفت:

الف: آیه اول: “مد ارض” به معناى گستردن طول و عرض آن است، و اگر خدا زمین را نمی گستراند و از سلسله‏ کوه ها پوشیده مى‏شد صلاحیت کشت و زرع و سکونت را نداشت و جانداران کمال حیات خود را نمى‏یافتند.[۳]

منظور از « مدّ » و گستراندن این نیست که زمین کروی نیست، بلکه مقصود این است که سطح زمین به طور کامل برجسته و ناهموار خلق نشد که اگر این گونه آفریده می شد انسان در این زمین نمی توانست به خوبی زندگی نماید. کشت و زرع داشته باشد و اسباب راحتی خود را فراهم آورد. چنان که روند آیات بعد که در شمارش نعمت های راحتی بخش انسان هستند، نیز بر این مطلب دلالت دارد.

ب: آیه دوم: کلمه” مهاد” در این آیه به معناى مکان آماده و صاف و مرتب است، و در اصل از” مهد” به معناى محلى که براى استراحت کودک آماده مى‏کنند (اعم از گاهواره و یا بستر) گرفته شده است.[۴] و از این رو به گهواره‏اى که براى کودک آماده می شود نیز  مهد اطلاق شده است.[۵] بنا بر این؛ مهد و مهاد، جائی است که مانند گهواره آماده پرورش است چنان که در آیه فرمود : الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ مَهْداً [۶]- و این معنا مثل معناى آیه:” الْأَرْضَ فِراشاً[۷] (زمین را مانند فرشى گسترده برایتان قرار داده است) می باشد.[۸]

بر این اساس؛ می توان گفت: این آیه در صدد بیان این نکته است که زمین به عنوان یک نعمت الاهی جایی برای راحتی موجودات و به ویژه انسان ها خلق شده است؛ مانند « مهد » و گهواره که مایۀ آرامش است.

از طرفی در قرآن آیاتی هست که بنا به گفته صاحب نظران با کروی بودن زمین هم آهنگ و سازگار می باشند. و این آیات به عنوان معجزه علمی قرآن مطرح شده اند. که در زیر به برخی از آنها می پردازیم .

۱٫ آیه اول: “شب را در روز مى‏پوشاند و روز شتابان آن را مى‏طلبد”.[۹] این آیه مى‏فهماند که شب فراگیر روز است؛ یعنى همه آن مکان هایى را که روز بود شب فرا مى‏گیرد، و اگر زمین کروى نبود صحیح نبود بگوییم دائما شب روز را فرا مى‏گیرد، و آن را دنبال مى‏کند؛ زیرا در این صورت چند ساعتى شب به دنبال روز مى‏بود. و چون به انتهاى سطح زمین مى‏رسیدند، روز بر مى‏گشت و شب را دنبال مى‏کرد. و به عبارتى دیگر: در هر روزى یک روز شب به دنبال روز مى‏رفت ، و روز دیگر، روز به دنبال شب، پس این که قرآن به طور مطلق فرمود: شب به دنبال روز مى‏رود جز با کرویت زمین درست در نمى‏آید.[۱۰]

۲ – آیه دوم:”… شب را بر روز داخل مى‏کند و روز را بر شب‏ …”.[۱۱]

در تفسیر این آیه آمده است :”اگر انسانى بیرون کره زمین ایستاده باشد و به منظره حرکت وضعى زمین به دور خودش و پیدایش شب و روز بر گرد آن نگاه کند، مى‏بیند که گویى به طور مرتب از یک سو نوار سیاه رنگ شب بر روشنایى روز پیچیده مى‏شود و از سوى دیگر نوار سفید رنگ روز بر سیاهى شب، و با توجه به این که”یکوّر” از ماده” تکویر” به معناى پیچیدن است … نکته لطیفى که در این تعبیر قرآنى، نهفته است روشن مى‏شود، که زمین کروى است و به دور خود گردش مى‏کند، و بر اثر این گردش، نوار سیاه شب، و نوار سفید روز، دائما گرد آن مى‏گردند، گویى از یک سو نوار سفید بر سیاه و از سوى دیگر نوار سیاه بر سفید پیچیده مى‏شود”.[۱۲]

۳ –آیه سوم: “پس سوگند به پروردگار مشرق ها و مغرب ها که ما تواناییم”[۱۳] سید هبه الدین شهرستانی در تفسیر این آیه آورده است: « این آیه دلالت دارد بر کثرت مشرق ها و مغرب ها و کرویّت زمین نیز مستلزم آن است که در هر نقطه از زمین برای گروهی دیگر مغرب باشد. پس کثرت مشارق و مغارب با قول به کرویت زمین سازگار می باشد».[۱۴] توضیح این که اگر زمین مسطح بود تنها یک مشرق و مغرب وجود داشت، ولی جایی که زمین کروی باشد لازم است دارای مشرق ها و مغرب ها باشد چرا که در این صورت با چرخشش مشرق و مغرب مکان ها تفاوت می کند.[۱۵]

۴ –آیه چهارم: “و به زمین که چگونه گسترده و هموار گشته است” [۱۶]برخی از نویسندگان معاصر با توجه به این آیه و نیز آیات ۱۳۷ سوره اعراف و ۵ سوره صافات و ۴۰ سوره معارج را دلیل کرویت زمین از نظر قرآن می دانند و آن را یکی از معجزات علمی قرآن تلقی می کنند و می نویسند: مسطح بودن زمین، مانع کرویت آن نمی شود؛ چرا که هر کره ای برای خود سطحی نیز دارد و از این رو است که در هندسه کره را یکی از اقسام سطح به شمار می آورند. و توضیح می دهد که مسطح بودن به معنای مقابل کروی، یک اصطلاح هندسی جدید است و مقصود از “سطحت” در آیه گسترش است.[۱۷]

نتیجه این که: قرآن نه تنها زمین را مسطح (در مقابل کروی بودن) نمی داند بلکه آیات زیادی وجود دارد که با کرویت زمین کاملاً سازگار می باشند.


[۱]. حجر، ۱۹٫

[۲]. النبأ، ۶٫

[۳]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج ۱۲، ص ۱۳۸ و ۱۳۹، دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۴۱۷ ق؛ مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۱ ، ص ۵۲ و ۵۳، دار الکتب الإسلامیه – تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ ش.

[۴]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه ، ج ۲۶ ، ص ۱۶ و ۱۷٫

[۵]. مریم، ۲۹،کَیْفَ نُکَلِّمُ مَنْ کانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا.

[۶]. طه، ۵۳٫

[۷]. بقره، ۲۲٫

[۸]. خسروى حسینى، سید غلامرضا، ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن، ص ۲۶۱، انتشارات مرتضوى – تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۵ ش.

[۸]. طباطبایى، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج ۲۰، ص ۱۶۱ و ۱۶۲٫

[۹]. “یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً”.

[۱۰]. طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، موسوى همدانى، سید محمد باقر، ج ۱۰ ، ص ۲۲۲، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ پنجم، ۱۳۷۴ ش.

[۱۱]. الزمر، ۵، یُکَوِّرُ اللَّیْلَ عَلَى النَّهارِ وَ یُکَوِّرُ النَّهارَ عَلَى اللَّیْل.

[۱۲]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه ، ج ۱۹، ص ۳۷۶٫

[۱۳]. معارج،۴۰،” فَلا أُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ إِنَّا لَقادِرُونَ”.

[۱۴]. رضائی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن ، ص ۱۸۸ و ۱۸۹، انتشارات کتاب مبین ، چاپ سوم، ۱۳۸۱ ش.

[۱۵]. مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۹، ص ۱۳ و ۱۴٫

[۱۶]. الغاشیه، ۲۰، و الی الارض کیف سطحت.

[۱۷]. گودرزی، نجف، مطالب شگفت انگیز قرآن، ص ۲۸ – ۳۰؛ امین، احمد، کتاب راه تکامل، ج ۷ ، ص ۱۴۵؛ ماهنامه مکتب الاسلام ، سال ۱۲ ، ش ۱۱؛ نیازمند، ید الله، اعجاز قرآن از نظر علوم امروزی، ص ۱۸۹، به نقل از : پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رضائی، ص ۱۹۰٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


1 + 8 =