دایره المعارف اسلام پدیا » چرایی توجه مضاعف قرآن به پیامبران بنی اسرائیل
منوی اصلی

چرایی توجه مضاعف قرآن به پیامبران بنی اسرائیل

تاریخ: ۳۰ فروردین ۱۳۹۰ در باب: ادیان, عمومی

در راستای تبیین این موضوع ضروری است به چند نکته توجه داشته باشیم:

۱٫ طبق روایات، ده ها هزار پیامبر از طرف خداوند مأمور به تبلیغ و هدایت مردم بودند که بر اساس بیشتر منابع شمار آنان، ۱۲۴۰۰۰ نفر بوده است.[۱] قرآن نیز اعلام نموده است که صرف نظر از برخی امتیازاتی که تعدادی از پیامبران بر دیگر انبیا داشته اند،[۲] اما با توجه به این که پیامشان یکی بوده و همۀ آنان، مردم را به یک هدف راهنمایی می نمودند، نمی توانیم از این لحاظ، میان آنان تفاوتی قائل شویم.[۳] از طرفی، خداوند به پیامبرش اعلام نمود، با این که ماجراهای فراوانی از پیامبران گذشته در قرآن وجود دارد، اما داستان بسیاری از پیامبران نیز نقل نشده است،[۴] و این موضوع نیز طبیعی است؛ چون تنها ذکر نام تمام آن پیامبران، حجمی به اندازۀ کل کلمات قرآن را اشغال می نمود، چه رسد به این که به ماجرای آنان نیز پرداخته شود! براین اساس و با توجه به مشترک بودن پیام تمام آنان، ذکر چند نمونه، برای هدفی که قرآن کریم از نقل داستان گذشتگان دنبال می نمود، کافی بود و چه بهتر و شیواتر که این نمونه ها به گونه ای انتخاب شوند که به سادگی، قابل دست رسی و تحقیق باشند.

اگر قرآن کریم، پیامبرانی از چین و هند و قارۀ آمریکا و اروپا را نام می برد، مخاطبانی که گاه حقایق مسلم را نیز انکار می نمودند، به سادگی می توانستند مدعی شوند که تمام مطالب ارائه شده، دروغ بوده و قابل اثبات نیست، اما ماجرای پیامبرانی چون یوسف و موسی و عیسی (ع)، به سادگی قابل انکار نبود؛ چراکه تقریباً تمام جهان متمدّن آن روز، اجمالاً از داستان آنان با خبر بودند و به همین جهت، مخاطبان اولیۀ قرآن نیز توانایی تحقیق در این زمینه را داشته و حتی خود قرآن نیز آنان را بدین کنکاش و جست و جو فرا می خواند.[۵]

بنابراین، ذکر نام برخی پیامبران در قرآن؛ حتی اگر بیشتر آنان از بنی اسرائیل باشند، نشانگر آن نیست که دیگر پیامبران مورد تأیید قرآن نیستند، بلکه گزینش آنان همانند بیان برخی نعمت های بهشت است که همانند نهر آب و شیر و عسل و شراب،[۶] یا زیرانداز و بالش و متکاهای رنگارنگ،[۷] در قرآن بدان تصریح شده است، اما این بدان معنا نیست که نعمت دیگری در بهشت نباشد، بلکه در آن جا هرچه بخواهند، وجود داشته[۸] و علاوه بر خواسته هایشان، نعمت های بیشتری نیز در اختیارشان قرار خواهد گرفت.[۹]

۲٫ مطابق با عقیده مسلمانان به طور عام و شیعیان به طور خاص، نمی توان به خداوند اعتراض نمود که چرا گروهی را بر گروه دیگری ترجیح داده؛ به عنوان نمونه، بیشتر پیامبران را از بنی اسرائیل و امامان شیعه را از خاندان پیامبر (ص) برگزیده است. خداوند در قرآن بیان می دارد که برخی خانواده های اصیل را بر دیگر جهانیان ترجیح داده است و فرمود: “او خاندان ابراهیم و عمران را از میان عالمیان برگزیده است”.[۱۰] حال، دلیل این انتخاب چه بوده است، موضوعی است که با توجه به حکیم و عادل بودن خداوند، نمی توان آن را امری تصادفی و اتفاقی دانست، بلکه به طور قطع و یقین، دلایلی برای آن وجود دارد که برخی از آنها به ما اعلام شده و برخی نیز از نظر ما پنهان مانده است. یکی از دلایلی که استمرار سلسلۀ نبوت را در خاندان ابراهیم (ع) توجیه می نماید، پاسخ به فداکاری خود او در راه دین خداوند و استجابت دعای او بوده است که خواستار چنین امری شده است.[۱۱] پاسخ خدا این بود که دو فرزندش اسحاق و اسماعیل را نیز پیامبر خود گرداند و تا ظهور آخرین پیامبر، بیشتر پیامبران را از نسل اسحاق قرار داده و نبی خاتم را که دین او تا قیام قیامت استمرار خواهد داشت، از سلالۀ اسماعیل انتخاب نماید. بنابراین، ما نمی توانیم معترض باشیم که چرا بیشتر پیامبران، از نسل ابراهیم (ع) هستند[۱۲]و چرا بیشتر منادیان ادیان ابراهیمی از بنی اسرائیل برخاسته اند، همان گونه که دوام نسل امامت در فرزندان امام حسین (ع) و وجود نداشتن امامی از نسل امام حسن (ع) را نیز از تدابیر الاهی می دانیم که باید در مقابل آن سر تسلیم فرود آوریم.

۳٫ با این که تقریباً می توان گفت شکی نیست که بیشتر پیامبرانی که بعد از ابراهیم مبعوث شده اند از میان فرزندان یعقوب (ع) و یا همان بنی اسرائیل بوده اند، اما در قرآن کریم به پیامبران دیگری نیز اشاره شده که از این قوم و طایفه نبوده اند، به عنوان نمونه:

۱-۳٫ پیامبران قبل از ابراهیم (ع)؛ مانند آدم و نوح و هود و ادریس که هرچند از ادیان ابراهیمی به شمار نمی آیند، اما قرآن به بیان ماجراهای آنان پرداخته است.

۲-۳٫ شکی نیست که اسماعیل (ع)[۱۳]؛ فرزند بلا فصل ابراهیم (ع) که نام او دوازده بار، صریحاً در قرآن بیان شده و نیز لوط (ع) پیامبر معاصر با ایشان که نام او ۲۷ بار در این کتاب آسمانی آمده است،[۱۴] از جمله پیامبرانی بودند که دین ابراهیمی داشتند، اما از بنی اسرائیل به شمار نمی آمدند.

۳-۳٫ شعیب نبی (ع)- پیامبری که موسی (ع) بعد فرار از فرعون نزد او پناه برده و دخترش را به همسری برگزید-، از بنی اسرائیل نبوده، بلکه از نوادگان ابراهیم و از نسل فرزندی از او به نام “مدین بن ابراهیم” متولد شده است.[۱۵] ایوب نبی (ع) نیز طبق برخی روایات از این طایفه به شمار نمی آمد.[۱۶]

۴-۳٫ و از همه مهم تر، خود پیامبر اکرم (ص) که به تعبیر قرآن، از بهترین منادیان دین ابراهیم است،[۱۷] از بنی اسرائیل نیست، بلکه از فرزندان اسماعیل بود.

در نهایت باید گفت: پیامبرانی که نام آنان در قرآن بیان شده؛ حتی آنانی که بعد از ابراهیم (ع) بودند منحصر در بنی اسرائیل نیستند و اگر هم چنین انحصاری وجود داشت؛ به دلیل آن که محتوای پیام تمام انبیا، یکی است، ضرری به هدف قرآن در هدایت مردم وارد نمی کرد.



[۱]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج ۴، ص ۱۸۰، ح ۵۴۰۷، انتشارات جامعۀ مدرسین، قم، ۱۴۱۳ ق.

[۲]. بقره، ۲۵۳، “تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض”.

[۳]. آل عمران، ۸۴؛ بقره، ۱۳۶ و ۲۸۵، “لا نفرق بین أحد من رسله”.

[۴]. غافر، ۷۸، “و لقد أرسلنا رسلا من قبلک منهم من قصصنا علیک و منهم من لم نقصص علیک”.

[۵]. نحل ۴۳، انبیاء ۷، “فسئلوا أهل الذکر إن کنتم لا تعلمون”، در مورد مطالب بیان شده، مطالعه پاسخ ۵۴۶ (سایت اسلام کوئست: ۵۹۶) نیز می تواند اطلاعات بیشتری در اختیارتان قرار دهد.

[۶]. محمد، ۱۵، “مَثَلُ الْجَنَّهِ الَّتی‏ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فیها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّهٍ لِلشَّارِبین‏…”.

[۷]. غاشیه، ۱۶- ۱۲٫

[۸]. زخرف ۷۱؛ فصلت ۳۱، “…لکم فیها ما تشتهی أنفسکم و لکم فیها ما تدعون”.

[۹]. ق، ۳۵، “لهم ما یشاؤن فیها و لدینا مزید”.

[۱۰]. آل عمران، ۳۳، “أن الله اصطفی آدم و نوحاً و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین”.

[۱۱]. بقره، ۱۲۴، “قال إنی جاعلک للناس إماماً قال و من ذریتی…”؛ ابراهیم، ۴۰، “رب اجعلنی مقیم الصلاه و من ذریتی”.

[۱۲]. نساء، ۵۴، “أم یحسدون الناس علی ما آتاهم الله من فضله، فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب و الحکمه و …”.

[۱۳]. بقره، ۱۲۵ و ۱۳۳ و ۱۳۶ و ۱۴۰ و … .

[۱۴]. انعام ۸۶؛ اعراف ۸۰؛  هود ۷۷ و … .

[۱۵]. مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱۲، ص ۳۷۶ و ۳۷۵ (به نقل از مجمع البیان طبرسی)، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ق.

[۱۶]. بحار الانوار، ج ۱۲، ص ۳۸۴، ح ۹٫

[۱۷]. آل عمران، ۶۸، “إن أولی الناس بإبراهیم للذین اتبعوه و هذا النبی و …”.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 1 = 6