دایره المعارف اسلام پدیا » زبان وحی
منوی اصلی

زبان وحی

تاریخ: ۱۶ فروردین ۱۳۹۰ در باب: وحی

در مورد چگونگی زبان وحی در کتب حدیثی آمده است که: هیچ کتابى و هیچ وحیى از جانب خداوند تبارک و تعالى نازل نشد، مگر آن که به زبان عربى بوده است، اما وحى در گوش انبیاء (ع) به زبان قومشان واقع مى‏شد… .[۱]

فارغ از بررسی سند این روایت که آیا چنین چیزی از معصوم صادر شده است یا نه؟ باید گفت که این مطلب هیچ منافاتی با مبانی عقلی ندارد بلکه می تواند درست باشد.

در مورد این مطلب که اگر در القای وحی به الفاظ نیاز داریم چرا باید به زبان عربی باشد؟ باید بگوییم  انتخاب زبان عربی به عنوان زبان وحی شاید از آن رو باشد که این زبان توان انتقال مفاهیم وحیانی را بیش از زبان های دیگر دارا است.

اما این که چرا این وحیی که به زبان عربی القا شده است در گوش پیامبران به لسان قوم آنها ترجمه می شود می توان گفت که چنین کاری بر اساس این سنت الهی است که پیام پیامبر باید توسط قومش مورد فهم قرار گیرد. و این گرچه ضرورتی اجتناب ناپذیر بوده، اما طبیعی است که به جهت نارسایی زبان ترجمه شده، بعضی از مفاهیم و معانی منتقل نگردد و اتفاقاً شاید یکی از اسرار خاتم نبودن آن ادیان نیز در همین نکته نهفته باشد.

توضیح این که: یکی از سنّت های خداوند، فرستادن رسولانی است برای هدایت انسان ها. پیامبران نیز در برخورد با انسان ها به زبان مردم آن منطقه ای که برای آنها مبعوث شده اند، صحبت می کردند؛ زیرا زبان، بهترین و آسان ترین راه ارتباط انسان ها است و پیامبران نیز باید با مردم ارتباط داشته باشند. سخن گفتن پیامبران به زبان قوم، یکی از دیگر سنّت های حتمی الاهی است. خداوند می فرماید: «ما هیچ رسولی نفرستادیم مگر آن که به زبان قومش صحبت  می کرد…».[۲] این سنت حتی در مورد پیامبرانی که دعوتی جهان شمول داشتند نیز صادق است، اگر چه برای هدایت تمام خلق مبعوث شده باشند، مانند پیامبران اولوالعزم، ولی به زبان قومی صحبت می کنند که در ابتدای بعثت در آن جا مبعوث شده اند که اگر غیر از این بود شریعت آن پیامبر حتی در میان قومی که در آن مبعوث شده بود مورد فهم و قبول واقع نمی شد[۳]، بر این اساس اگر پیغمبری در بین مردمی که به زبان عبری صحبت می‌کنند، به پیامبری مبعوث شود باید با آنها عبری سخن بگوید تا سخن او را بفهمند. از سوی دیگر، باید برای تمثیل و توضیح پیام خود از مفاهیمی بهره بگیرد که آنها می‌توانند درک کنند. پس حقیقت تاریخی زمانه ای که در آن به پیامبری برگزیده شده است، در زبان قالب و محتوای پیام او تأثیر می‌گذارد و به این ترتیب عناصر موقعیتی در کنار عناصر ثابت در دین ظهور پیدا می‌کنند. با این وصف، اگر پیامبر اکرم(ص) در یک سرزمین انگلیسی زبان به پیغمبری مبعوث می‌شد، بی‌شک قرآن به زبان انگلیسی نازل می‌گشت و اگر در آن سرزمین به جای شتر، مردم با حیوان دیگری با ویژگی خاص سر و کار داشتند، طبعاً به جای اشاره به شگفتی‌های خلقت شتر، به عجایب آفرینش آن حیوان اشاره می‌شد.

اما این امر باعث نمی‌شود که مطالب قرآن قداست و ارزش خود را از کف بدهد؛ زیرا اولاً این تفاوت ها اگر پیدا می‌شد، فقط به حوزه عناصر موقعیتی که با پوسته زندگی انسانی ارتباط دارند، مربوط می‌شد و به ساحت عناصر ثابت که ناظر به هویت آدمی هستند، سرایت پیدا نمی‌کرد. به دیگر سخن، پیام جاودان دین خاتم در هر زمان و مکان یکسان است، هر چند ممکن است اگر در زمان و مکان دیگری ظهور پیدا می‌کرد، زبان و قالب و محتوای آن در بخش موقعیتی دستخوش تغییر می‌شد.

ثانیاً‌ انتخاب زمان و مکان پیامبری یک پیامبر با علم و حکمت الهی صورت می‌گیرد و امری اتفاقی نیست. اینکه پیامبر اکرم(ص) در جزیره‌ العرب در آن برهه خاص تاریخی به پیامبری مبعوث می‌شود، یک حادثه بی‌دلیل و حکمت نیست. این که چنین فضایی اقتضا می‌کرده است، قرآن به زبان عربی باشد، نشان می‌دهد که در حکمت الهی این زبان مناسب ترین زبان برای عرضه مفاهیم دین خاتم بوده است و اینکه اسلام در فضای فرهنگی عرب جاهلی ظهور می‌کند بیانگر این حقیقت است، که برای تبیین مفاهیم ماندگار اسلام بهترین شرایط در همین فضا وجود داشته است. پس اگر در قرآن به شتر مثال زده می‌شود، این به دلیل آشنایی مخاطبان با این حیوان است. اما برگزیدن این مخاطبان با این نوع معرفت برای بیان یک حقیقت قرآنی، نشان می‌دهد بهترین مثال برای آن مطلب همان (شتر) بوده است.[۴]

علامه طباطبایی (ره) در باره سرّ نزول الفاظ عربی در وحی می گوید: در قرآن هم الفاظ آن و هم عربی بودن آن در وحى دریافت شده است و این دو توانسته است اسرار آیات و حقایق معارف الهى را ضبط و حفظ کند. و به عبارت دیگر در حفظ و ضبط آیات الهى دو چیز دخالت دارد، یکى اینکه وحى از مقوله لفظ است، و اگر معانى الفاظ وحى مى‏شد و الفاظ حاکى از آن معانى، الفاظ رسول خدا (ص) مى‏بود -مانند احادیث قدسى- آن اسرار محفوظ نمى‏ماند. دوم این که اگر به زبان عربى نازل نمى‏شد و یا اگر مى‏شد ولى رسول خدا آن را به لغت دیگرى ترجمه مى‏کرد پاره اى از آن اسرار بر عقول مردم مخفى مى‏ماند، و دست تعقل و فهم بشر به آنها نمى‏رسید.[۵]

پس خداوند در مرحلۀ اول پیام خود را در قالب الفاظ به پیامبر خود می رساند و در مرحلۀ دوم است که این پیام در قالب الفاظ به مخاطبان پیامبران، ابلاغ می گردد، اما این که در هریک از این مراحل چه زبانی گزینش شود به عوامل دیگری بستگی دارد و این عوامل ممکن است زبان خاصی را در مرحلۀ اول ایجاب کند و زبان دیگری را در مرحلۀ دوم.


[۱]. َ إِنَّ الْوَحْیَ یَنْزِلُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِالْعَرَبِیَّهِ فَإِذَا أَتَى نَبِیّاً مِنَ الْأَنْبِیَاءِ أَتَاهُ بِلِسَانِ قَوْمِهِ «بحار الانوار، ج۱۱، ص ۴۲»؛ « َ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى کِتَاباً وَ لَا وَحْیاً إِلَّا بِالْعَرَبِیَّهِ فَکَانَ یَقَعُ فِی مَسَامِعِ الْأَنْبِیَاءِ بِأَلْسِنَهِ قَوْمِهِمْ وَ کَانَ یَقَعُ فِی مَسَامِعِ نَبِیِّنَا ص بِالْعَرَبِیَّهِ» ( همان، ج ۱۶، ص ۱۳۴، و ج ۱۸، ص ۲۶۳؛ علل الشرائع-ترجمه ذهنى تهرانى، ج‏۱، ص ۴۳۵).

[۲]. ابراهیم، ۴٫

[۳]. اقتباس از نمایه: نزول قرآن به زبان عربی، سؤال ۴۲۶ (سایت اسلام کوئست: ۴۴۶). برای آگاهی بیشتر ، نک: نمایه های مشابه: ۱٫ سؤال شماره ۲۲۵۱ (سایت اسلام کوئست: ۲۳۷۵)، اهمیت زبان عربی.۲٫ سؤال شماره ۲۴۸۰ (سایت اسلام کوئست: ۲۶۲۱)، کامل بودن زبان عربی.۳٫ سؤال شماره ۲۶۶۰ (سایت اسلام کوئست: ۳۰۶۷)، بعثت پیامبر به زبان قوم.

[۴]. اقتباس از نمایه: آخرین آیه قرآن و امکان اضافه شدن وحی، سؤال ۱۶۳۶ (سایت اسلام کوئست: ۱۶۳۸).

[۵]. نک: ترجمه المیزان، ج‏۱۱، ص ۱۰۲٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


+ 9 = 10