داوری در مورد مدعیان آوردن مثل قرآن

Print This Post ارسال به دوست

داوری و نظر دادن در هر رشته ای در محدودۀ تخصص متخصصان آن رشته است و برای اینکه در بارۀ کتاب یا سخنی که ادعای همانندی با قرآن را دارد، بخواهد داوری شود چند چیز باید رعایت شود:

۱- این کار باید توسط داوران منصف و بی طرف برگزار شود.

۲- این داوران باید در محدودۀ داوری خود خبره و حاذق باشند و از آن جایی که قرآن در زمینه علوم مختلف نظیر فصاحت و بلاغت، اسلوب بیان و شیوۀ نظم آن، آهنگ بین کلمات، اخبار غیبی، عدم تناقض در صدر و ساقۀ آن، اعجاز علمی و اشتمال بر معارف حقیقى، اخلاق فاضله، قوانین صالحه‏ و …. سرآمد و بی نظیر و دارای امتیازات و ویژگی های منحصر به فرد فراوان است؛ داوری باید در همۀ این زمینه ها باشد و داور یا داوران باید در همه این زمینه ها متخصص و صاحب نظر باشند پس اگر سخن یا کتابی قصد هماوردی با قرآن را دارد، باید در این زمینه ها، با قرآن مقایسه شود.

معجزۀ جاوید پیامبر گرامی اسلام قرآن است، که از جنبه های زیادی اعجاز دارد و برای همیشه باقی است و با همه دوستان و دشمنان خود تحدی و آنان را به مبارزه دعوت کرده است و از آنان خواسته است اگر در الهی بودن قرآن شک و تردیدی دارند کتابی مثل آن یا ده سوره یا حداقل یک سوره مثل یکی از سوره های قرآن بیاورند،[۱] اما تا کنون هیچکس نتوانسته است چنین کاری را انجام دهد و حتی یک سوره مثل یکی از سوره های قرآن بیاورد. علت معجزه بودن قران نیز همین است.[۲] البته در طول تاریخ عده ای زیادی سعی داشته اند تا سکۀ قرآن را از اعتبار بیاندازند و با زحمت زیاد کلمات و عباراتی را ردیف کرده و نام سوره بر آنها گذاشتند اما درکوتاه ترین زمان نوشته های آنان از طرف ادبا و دانشمندان عرب مورد نقد قرار گرفت و ایراداتی که در کلام آنان وجود داشت سستی ادعای آنان را برای همگان آشکار ساخت.

داوری دربارۀ قرآن در طول تاریخ توسط عده ای صورت گرفته است. این اشخاص هر کدام دربارۀ جنبه ای از وجوه اعجاز قرآن داوری کرده اند که در آن رشته خبره بوده اند. گاهی این کارشناسان از دوستاران و گاهی از افراد بی طرف نسبت به قرآن بوده اند و بسیاری از اوقات هم کسانی بوده اند که خود در صدد مبارزه با قرآن بوده اند، و دشمن آن به حساب می آمده اند. اعتراف دشمنان و کسانی که قصد بر اندازی قرآن و اسلام را داشتند به بزرگی قرآن، بالاترین اعتراف است که از داوری هر شخص بی طرفی بالاتر است؛ زیرا چنان که مشهور است: “الفضل ما شهدت به الاعداء” یعنی بزرگی و برتری آن است که دشمنان به آن اعتراف کنند”؛ زیرا وقتی کسی، که قصد براندازی داشته است به عظمت قرآن اعتراف کند، مسلماً انسانهای بی طرف، به عظمت آن اعتراف می کنند.

در ابتدای نزول قرآن در صدر اسلام بسیاری از فصحای عرب که از دشمنان درجه اول اسلام و شخص پیامبر(ص) بودند اعترافات بزرگی دربارۀ عظمت و بزرگی قرآن نموده اند که بسیار گویا است ما در این جا به برخی از کلمات آنان اشاره می کنیم:

۱- ولید بن مغیره که از سران بلند پایه و سرشناس عرب به شمار می رفت و از دشمنان اسلام بود؛ بعد از شنیدن آیات قرآن چنین گفت: آن چه این مرد می گوید به خدا سوگند! نه شعر است و نه سحر و نه گزافه. بی گمان گفتۀ او سخن خداوند است.[۳]

۲- نضر بن حارث بن کلده که از سران قریش و تیز هوشان عرب شناخته می شد و با پیامبر گرامی اسلام دشمنی آشکار داشت به قریش می گوید: ” پیش آمد بزرگی رخ داده است محمد آورد آنچه را آورد! به او گفتید ساحر است، نه به خدا سوگند!  به او گفتید کاهن است. نه به خدا سوگند!. به او گفتید: شاعر است. نه به خدا سوگند! به او گفتید: دیوانه است. نه به خدا سوگند! نه شبیه کاهنان و ساحران صحبت می کند و نه آنچه آورده است بر اوزان شعری استوار است. درست بیاندیشید که رخداد بزرگی پیش آمده است. نباید آن را ساده گرفت.[۴]

۳- در الدر المنثور آمده است که ابن ابى شیبه، عبد بن حمید، ابو یعلى و حاکم، ابن مردویه، ابو نعیم، و بیهقى، و ابن عساکر از جابر بن عبد اللَّه روایت آورده‏اند که گفت: روزى قریش دور هم جمع شده و گفتند: تحقیق کنید ببینید از همۀ شما داناتر به سحر و کهانت و شعر کیست، برود نزد این مرد که بین جمع ما تفرقه افکنده و نظام ما را درهم و برهم کرده و به دین ما بدگویى مى‏کند، تا با او حرف بزند ببیند چه جواب مى‏شنود. همگى گفتند: ما به جز عتبة بن ربیعه کسى را داناتر از خود سراغ نداریم، رو به عتبه کردند و گفتند: اى ابو ولید، برخیز و نزد این مرد برو. عتبه نزد پیامبر رفت و گفت: به خدا سوگند ما براى قومت هیچ فرزندى شوم سراغ نداریم که شوم تر از تو باشد. تو جمع ما را پراکندى، امور منظم ما را از هم گسیختى، دین ما را مورد حمله و عیب جویى قرار دادى. تو ما را در بین عرب رسوا ساختى، تا آنجا که در بین همۀ عرب شایع شد که در قریش ساحر و کاهنى پیدا شده و به خدا سوگند ما دیگر هیچ راه چاره اى برایمان نمانده، مگر اینکه بى‏خبر و ناگهان دست به اسلحه برده، به جان یکدیگر بیفتیم. هان اى مرد! بگو تا اگر احتیاجاتت فزونى گرفته برایت پول جمع آورى کنیم، آن قدر که از تمامى افراد قریش توانگرتر شوى و مرد یگانه قریش گردى، و اگر شهوتت گل کرده، بگو تا هر زنى از قریش مى خواهى هر چند ده زن باشد برایت بگیریم. رسول خدا (ص) فرمود: تمام شد؟ گفت: بله، دیگر حرفى ندارم. فرمود:” بسم اللَّه الرحمن الرحیم حم تَنْزِیلٌ مِنَ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ کِتابٌ فُصِّلَتْ آیاتُهُ قُرْآناً عَرَبِیا لِقَوْمٍ یعْلَمُونَ” و هم چنان آیات این سوره را خواند تا رسید به این آیه” فَإِنْ أَعْرَضُوا فَقُلْ أَنْذَرْتُکُمْ صاعِقَةً مِثْلَ صاعِقَةِ عادٍ وَ ثَمُودَ”. عتبه گفت: دیگر بس است. آیا غیر از اینها سخنى ندارى؟ فرمود: نه. عتبه نزد قریش رفت. قریش پرسیدند: ابا ولید! چه خبر آوردى؟ در پاسخ گفت: به خدا سوگند کلامى از او شنیدم که تا کنون مثل آن را نشنیده بودم. به خدا سوگند نه شعر بود، نه سحر بود، و نه کهانت، و باز به خدا سوگند مى‏خورم این کلامى که من از او شنیدم، به زودى موجى به دنبال خواهد داشت.[۵]

۴- ابوذر برادری داشت به نام “انیس” که در زمان جاهلیت با دوازده تن از شعراء نامی عرب مسابقه داد و بر همه چیره گشت. در سفری که به مکه داشت با پیامبر دیدار داشت و بعد از بازگشت جریان سفر را به ابوذر چنین گفت: مردی در مکه بود که ادعای پیامبری می کرد، مردم به او شاعر یا کاهن و یا ساحر می گفتند، ولی من سخنان ناهنجار کاهنان را شنیده ام و اوزان شعری را خوب یاد دارم ولی هرگز شبیه آن نمی باشد. به خدا سوگند او راست می گوید و مردم دربارۀ او دروغ می گویند.[۶]

این قسمتی از اعتراف خبرگان در موضوع فصاحت و بلاغت، دربارۀ قرآن بود. انسان باید مطمئن باشد اگر کتاب یا سخنی می توانست در طی این همه سال کمترین سخنی شبیه قرآن داشته باشد از دید تیزبین و نقاد دشمنان و بی طرفان، پوشیده نمی ماند. امروز هم بعضی از قدرت ها در صدد ضربه زدن به قرآن برآمده اند و احتمالاً خواسته اند آیات مشابهی بیاورند، اما آن قدر بی ربط و غیر واقعی است که ارزش نظر دادن توسط خبرگان را نداشته است.


[۱] بقره،۲۳؛ یونس، ۳۸؛ هود،۱۳و..

[۲] جهت اطلاع بیشتر از معجزه بودن قرآن به سؤ الات ۶۹ (سایت اسلام کوئست: ۳۱۰) و ۷۰ (سایت اسلام کوئست: ۳۱۱) مراجعه کنید.

[۳] ترجمه المیزان،ج۲۰، ص۱۴۴

[۴] علوم قرآنی،ص۳۵۳

[۵] ترجمۀ المیزان، ج۱۷، ص ۵۶۳

[۶] صحیح مسلم، ج۱۲، ص۲۵۳، نرم افزار الشاملة. از دیگر این افراد طفیل بن عمرو دوسی است.






- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -
مطالب مرتبط :
  • اعجاز قرآن
  • معجزه و کرامت
  • یوسف
  • نزول قرآن
  • آشنایی با قرآن
  • - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

    نوشتن نظر

    ایمیل شما منتشر نخواهد شد. *

    نام

    ایمیل

    وب سایت