دایره المعارف اسلام پدیا » اعجاز محتوايى قرآن
منوی اصلی

اعجاز محتوایى قرآن

تاریخ: ۱۷ فروردین ۱۳۹۰ در باب: اعجاز قرآن

جهات مختلفى را براى اعجاز محتوایى قرآن ذکر کرده اند که در ذیل به آنها اشاره مى شود:

۱٫ عدم وجود اختلاف در قرآن:

آیۀ شریفۀ: “أفلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیرا”ً.[۱] نیز ناظر به همین وجه اعجاز است.

۲٫ اخبار غیبى:

در قرآن مطالبى نسبت به برخى افراد، یا بعضى از وقایع که در آینده؛ یعنى زمان بعد از نزول آیات قرار بوده واقع شود، پیش بینى شده که به همان صورت به وقوع پیوسته است. از جمله آیۀ کریمۀ: “ا لم* غلبت الروم فى أدنى الارض و هم من بعد غلبهم سیغلبون”،[۲] است.

۳٫ علوم و معارف قرآنى:

در قرآن مطالبى آمده که لا اقل در آن زمان هیچ بشرى نمى توانسته به آنها دسترسى پیدا کند. البته هم اکنون نیز علوم و معارف بلندى در قرآن وجود دارد که هنوز براى بشر ناشناخته مانده و بیشتر آنچه معلوم گشته از طریق خود پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) و هدایت هاى مستمر آنان بوده است، به طورى که امروز بخش قابل توجهى از احادیث را روایات اعتقادى، مباحث عقلى، نکته هاى فلسفى و کلامى و موضوعات عرفانى تشکیل مى دهد. به هرحال، حتى اگر کسى فرضاً همۀ علوم و معارف قرآنى را هم اکنون شناخته شده و در دسترس بشر بداند، هر چند به یقین در گذشته چنین نبوده است، این امر از ارزش اعجازى قرآن در این زمینه چیزى نمى کاهد. شایان توجه است که این اثبات اعجاز قرآن از طریق آورندۀ آن نیست، بلکه گفته مى شود این علوم و معارف عمیق و بلند آن قدر عظمت دارد که از افق اندیشۀ هر دانشمندى در آن روزگار بالاتر بوده است و به طور کلى اندیشه اى بشرى نبوده و نشان وحى الاهی بر تارک آن دیده مى‏شود.

۴٫ عجز از ابطال معارف و علومى که در قرآن آمده است:

پس از گذشت سالیان دراز و بعد از این همه پیشرفت هاى علمى بشر و تبادل دانش ها و فرهنگ ها هیچ کدام از مطالبى که در قرآن آمده، ابطال نشده است و همین حقانیت قرآن و آسمانى بودن آن را اثبات مى کند.

تذکر این نکته مفید است که اگر چه شاید برخى از دانش هاى بشرى – همانند منطق و ریاضى – که در یک مجموعۀ مدوّن گردآورى شده و از دوران کهن به ما ارث رسیده است، ابطال نشده باشد، ولى باید توجه نمود که اولاً: این دانش ها در قالب بدیهیات اولى، یا فطرى در اندیشۀ هر خردمندى مکنون بوده است و کسانى که به تدوین این مسائل پرداخته اند، در واقع گردآورنده بوده اند، و نه آورنده. ثانیاً: به طور کلى کتاب هایى که بشر تألیف مى کند، مربوط به یک دانش خاص و پیرامون موضوع ویژه اى است، در حالى که یکى از مهم ترین ویژگى هایى که بر رخسار علوم و معارف قرآن مى درخشد، گستردگى حوزۀ مباحث آن و اشاره به ده ها مطلب در یک سخن است.

اساساً این خود، یکى دیگر از وجوه اعجاز است که چنین دانش هاى گوناگونى را در خود جاى داده است. کدام بشرى مى تواند علاوه بر دست یابى به علوم متفاوت و حوزه هاى کاملا بی گانه از هم – با آن همه دقت نظر و استوارى بیان و گستردگى موضوعات – چنین دانش ها را به هم آمیزد و مسائل را چنان در کنار یکدیگر قرار دهد که در صدر و ذیل سخنان، میوه هاى متفاوتى از علوم گوناگون به دست آید، به گونه اى که نه مقصود، ضایع و نه پیوستگى زایل شود و نه خطایى صورت پذیرد و این چنین در طول قرن ها بدرخشد و از هرگونه ابطال پذیرى مصون باشد؟[۳]


[۱] آیا در [معانى] قرآن نمى اندیشند؟ اگر از جانب غیر خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسیارى مى یافتند. (نساء،۸۲).

[۲] الف، لام، میم. رومیان شکست خوردند، در نزدیک ترین سرزمین، [ولى] بعد از شکستشان، در ظرف چند سالى، بزودى پیروز خواهند گردید. (روم، ۳ – ۱).

[۳] از علامه طباطبائى نقل گردیده است که تمام معارف قرآن را مى توان از هر سورۀ قرآنى استخراج نمود. اگر چنین باشد بدین معناست که هر مجموعه اى که تحت یک سوره قرار دارد، حاوى تمام معارف قرآن است؛ یعنى تمام این معارف، یک صد و چهارده بار به اشکال مختلف بیان گردیده است. این از شگفتى هاى دیگر قرآن خواهد بود.




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


4 + 6 =