دایره المعارف اسلام پدیا » دروغ
منوی اصلی

دروغ

تاریخ: ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ در باب: اخلاق عملی

تعریف دروغ

با این که این واژه از واژه هایى است که همگى با معنا و مفهوم آن آشنا هستیم، در عین حال در میان دانشمندان در تعریف آن گفت و گوهاى زیادى است، بعضى دروغ گویی را به معناى عدم مطابقت محتواى سخن با واقعیت ذکر کرده اند، در حالى که بعضى دیگر آن را عدم مطابقت با تشخیص و اعتقاد گوینده مى دانند، و از آیه شریفه سوره منافقون براى این سخن استمداد جستند، آن جا که مى فرماید: «اذا جائک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله ـ والله یشهد ان المنافقین لکاذبون»؛[۱] هنگامى که منافقان نزد تو آیند مى گویند ما شهادت مى دهیم که به یقین تو رسول خدایى، خداوند مى داند که تو رسول او هستى، ولى خداوند گواهى مى دهد که منافقان دروغ گو هستند.

حکم شرعی قسم دروغ

قسم دو نوع است:

الف: قسم براى انجام یا ترک کارى در آینده.

ب: قسم براى اثبات یا نفى چیزى.

نوع اول: اگر قسم بخورد که کارى را انجام دهد یا ترک کند مثلا قسم بخورد که روزه بگیرد، یا سیگار نکشد، چنان چه عمداً مخالفت کند، باید کفّاره بدهد؛ یعنى یک بنده آزاد کند، یا ده فقیر را سیر کند، یا آنان را بپوشاند، و اگر اینها را نتواند باید سه روز پى در پى، روزه بگیرد.

نوع دوم: کسى که براى اثبات یا نفى چیزى قسم مى‏خورد، اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ است، ولى کفاره قسم را ندارد. اما اگر براى این که خودش یا مسلمان دیگرى را از شر ظالمى نجات دهد، قسم دروغ بخورد اشکال ندارد، بلکه گاهى واجب مى‏شود، امّا اگر بتواند توریه کند؛ یعنى: موقع قسم خوردن طورى نیّت کند که دروغ نشود بنابر احتیاط واجب باید توریه نماید؛ مثلا اگر ظالمى بخواهد کسى را اذیت کند و از انسان بپرسد که او را ندیده‏اى؟ و انسان یک ساعت قبل او را دیده باشد، می تواند بگوید او را ندیده‏ام به این قصد که از پنج دقیقه پیش ندیده‏ام.[۲]

آثار و عواقب قسم دروغ

در نکوهش قسم ناحق و دروغ و آثار و پیامدهای آن احادیث فراوانی داریم که به نمونه هایی از آن اشاره می کنیم:

۱٫ از امام محمد باقر (ع) نقل شده که فرمودند: در کتاب علی (ع) آمده: قسم دروغ و قطع رحم موجب این می شود که خانه ها از اهلش خالی شوند (کنایه از ویرانی خانه ها یا فقر و تنگدستی صاحبان آنها است؛ یعنی خانه ها خالی از رزق و برکت می شوند) و موجب سنگینی رحم می شود؛ یعنی انقطاع نسل.[۳]

۲٫ از امام جعفر صادق (ع) روایت شده: هر کس سوگند یاد کند در حالی که می داند دروغ است با خدا مبارزه کرده است.[۴]

۳٫ در حدیثی قدسی نیز از قول خداوند متعال چنین نقل شده است: “کسی که مرا در معرض سوگندهای دروغ قرار می دهد به رحمت من نمی رسد”.[۵]

۴٫ از امام جعفر صادق (ع) روایت شده که او از پدران بزرگوارش و آنان از پیامبر (ص) روایت کرده اند که در حدیث مناهی یکی از عواقب قسم دروغ را غضبناک بودن خداوند متعال هنگام ملاقات با بنده برشمرده است، مگر این که توبه کند.[۶]

موارد جواز دروغ گفتن

راست گویى و مبارزه با کذب و دروغ از اهمیت فوق العاده ای در تعلیمات اسلامی برخوردار است. امام صادق (ع) مى‏فرماید: “نگاه به رکوع و سجود طولانى افراد نکنید، چرا که ممکن است عادت آنها شده باشد، به طورى که اگر آن را ترک کنند ناراحت شوند، ولى نگاه به راست گویى و امانت داری آنها کنید”[۷]؛ یعنی راست گویى و امانت ملاکِ خوبی و ایمان افراد است.

در حدیثى از امام باقر (ع) آمده است: “خداوند متعال براى شر و بدى، قفل هایى قرار داده که کلید آن قفل ها شراب است (چرا که مانع اصلى زشتی ها و بدی ها عقل است و مشروبات الکلى عقل را از کار مى‏اندازد) سپس اضافه فرمود: دروغ از شراب هم بدتر است.[۸]

رابطه دروغ و گناهان دیگر از این نظر است که انسان گناهکار هرگز نمى‏تواند، راست گو باشد؛ چرا که راست گویى موجب رسوایى او است، و براى پوشاندن آثار گناه معمولا باید متوسل به دروغ شود. به عبارت دیگر، دروغ انسان را در مقابل گناه آزاد مى‏کند، و راست گویى محدود.[۹]

یکی از ضررهای بزرگ دروغ این است که نابود کنندۀ سرمایه اطمینان است. مى‏دانیم مهم ترین سرمایه یک جامعه اعتماد متقابل و اطمینان عمومى است، و مهم ترین چیزى که این سرمایه را به نابودى مى‏کشاند دروغ و خیانت و تقلب است، و یک دلیل عمده بر اهمیت فوق العادۀ راست گویى و ترک دروغ در تعلیمات اسلامى همین موضوع است، ولی با این حال در موارد و شرایطی که اضطرار (احتیاج شدید) به دروغ گفتن در کار باشد گفتن دروغ جایز شمرده شده است، اما این جواز به مقدار اضطرار تا زمانی است که اضطرار وجود داشته باشد نه بیشتر. مقصود از اضطرار در این جا، احتیاج شدید به ارتکاب دروغ برای جلو گیری از ضرر های بزرگی؛ همچون به خطر افتادن جان انسان یا سلامتی او و یا جلوگیری از تهاجم دشمن به سرزمین اسلام و یا جلو گیری از اختلاف بین برادران مسلمان و به طور کلی تمام مواردی که اهمیتش از قبح دروغ بیشتر باشد.

این نکته را باید متذکر شد که اگر چه دروغ گفتن از دید شرع در موارد اضطرار و براى دفع ضررهای بزرگ و غیر قابل تحمل جایز است، اما چنانچه راهى وجود داشته باشد که بدون ارتکاب دروغ، ضرر را دفع کند باید آن راه بر گزیده شود. یکی از این راه ها روش «توریه» است. توریه یعنی کلامى که از آن دو معنا فهمیده شود: یکى معناى ظاهر و آشکار که ذهن شنونده به سرعت به آن منتقل مى‏شود، و دیگرى معناى نهانى و ناپیدا که مقصود اصلى گوینده است و ذهن شنونده به آن منتقل نمى‏شود. اگر انسان براى برطرف کردن زیان از خود یا مسلمانى دیگر ناچار به استفاده از توریه یا دروغ شود، لازم است «توریه» کند.

در موارد اضطرار به ارتکاب دروغ، فرقی نیست که ضرر متوجه خود انسان باشد یا متوجه دیگر مؤمنان.

حضرت رضا (ع) ‏فرمود: همانا شخصى در حق برادر مسلمانش سخن راستى مى‏گوید که با این گفتار، او را گرفتار مى کند؛ پس نزد خدا از دروغ گویان است و همانا شخصى در حق برادر مسلمانش دروغى مى‏گوید که با آن دروغ، از او دفع ضرر مى‏کند؛ پس نزد خدا از راست گویان است.[۱۰]

امام صادق (ع) فرمودند: در روز قیامت، از هر دروغى بازخواست مى‏شود، مگر از سه مورد: یکى این که شخصى که در حال جنگ، [دشمن را] فریب دهد، این دروغ از او برداشته مى‏شود؛ دوم هنگامى که دروغ باعث «اصلاح ذات البین» (حل اختلاف و ایجاد صلح و آشتى بین دو مسلمان) شود و… .[۱۱]

پیامبر اکرم (ص) به حضرت على(ع) وصیت فرمود: همانا خداوند دروغ به مصلحت و خیر را دوست دارد و از راستى که فساد در پى‏داشته باشد، متنفر است.[۱۲]

البته رعایت مقدار و میزان دروغ لازم براى ایجاد صلاح، ضرورت دارد و نباید از حد لازم تجاوز کرد؛ چرا که تجاوز از حد لازم، انسان را به خوى دروغ گویى مبتلا مى‏کند و حضرت صادق (ع) مى‏فرماید: اصلاح گر سرشت دروغ گویى ندارد.[۱۳] آنچه از روایت پیشین مى‏توان فهمید این است که انسان به بهانۀ اصلاح جامعه، و ایجاد صلح و آشتى بین دو مسلمان، مجاز به دروغگویى بى‏جا و بى‏اندازه نیست؛ بلکه باید میزان لازم را رعایت کند.[۱۴]

دروغ مرد به همسرش

دروغ یکی از گناهان و حرام های[۱۵] بزرگی است که دین مبین اسلام به شدت با آن برخورد کرده است.[۱۶] ولی با توجه به حرمت آن، گاهی اوقات جهت برخی از مصالح مهم؛ مانند حفظ جان، ناموس، مال و سرمایۀ قابل توجه، دروغ جایز شمرده شده است.[۱۷]

در موضوع دروغ مرد به همسرش باید به چند نکته توجه کنیم:

الف: اگرچه دروغ و کذب جنبه خبری دارد و به خبری گفته می شود که مطابق واقع نباشد، اما طبق نظر برخی و یا شاید بتوان گفت در عرف، به وعده ای که شخص می دهد و آن را انجام نمی دهد، اگر چه از مقوله انشاء است، نیز دروغ اطلاق می شود. البته در این صورت بین دروغ و وعده، عموم و خصوص من وجه است؛ یعنی گاهی دروغ تحقق می گیرد ولی هیچ خلف وعده ای نیست و گاهی خلف وعده است و دروغ نیست و گاهی مانند آن که مرد به همسرش بگوید: فردا فلان کار را انجام می دهم و قصد انجام دادن نداشته باشد، هم دروغ است و هم خلف وعده.[۱۸]

ب: مرحوم شیخ حر عاملی دو روایت در باب دروغ مرد به همسرش دربارۀ وعده هایی که می دهد، آورده است. در این دو روایت و در کنار دروغ به همسر به مواردی اشاره می کند که نوعی اصلاح ذات البین یا حفظ جان در کار است.[۱۹] پس بنابراین شاید بتوان دروغ گفتن به همسر را در چنین فضایی تبیین کرد، به این بیان که هر گاه به خاطر موضوع و خواسته ای روابط زن و شوهر به مرحله ای برسد که نیاز به اصلاح داشته باشد، مرد می تواند جهت اصلاح رابطۀ خود با همسرش، دست به چنین عملی بزند. پس[۲۰] اگر کلام خلاف واقع مرد به همسرش،موجب از بین رفتن اعتماد و به هم خوردن رابطۀ او با همسرش(هرچند در آینده) می شود،دادن چنین وعده هایی و دروغ گفتن نیز حرام می شود. به همین سبب برخی گفته اند: دروغ گفتن حرمت ذاتی ندارد، بلکه حرمت، حلیت و کراهت آن وابسته به متعلقش است، و چه بسا بتوان برخی روایات[۲۱] را جهت تأیید آن بیان نمود.[۲۲]

ج: اما فقهای بزرگ شیعه با توجه به روایات فراوان و ادلۀ محکمی که در باب حرمت کذب وجود دارد، روایات وعدۀ دروغ به همسر را دارای مشکلات اساسی می دانند که بیان می شود:

۱ . ضعف سند روایت[۲۳]: روایت اول را شیخ حر عاملی از کتاب «من لا یحضره الفقیه» شیخ صدوق آورده است که جهت بررسی سندی آن، ناگزیر باید سندش ذکر شود: مُحَمَّدُ بْنُ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عَمْرٍو وَ أَنَسِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِیهِ جَمِیعاً عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع)عَنْ آبَائِهِ (ع).[۲۴]

حماد بن عمرو: در هیچ کدام از کتاب های رجالی مطلبی در توثیق یا تضعیفش وارد نشده است.

انس بن محمد: ایشان نیز از اشخاص مجهولی است که مطلبی برای روشن شدن وضعیتش بیان نشده است.

پدر انس بن محمد: ایشان نیز از مجاهیل این روایت اند.

روایت دوم را شیخ حر عاملی از کتاب خصال شیخ صدوق نقل می کند که سندش از این قرار است: «فِی الْخِصَالِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ سَعْدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ أَبِی الْحُسَیْنِ الْحَضْرَمِیِّ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ عَنْ جَمِیلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سَعِیدٍ عَنِ الْمُحَارِبِیِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ آبَائِه‏..».[۲۵]

احمد بن حسین بن سعید: وی را ضعیف و جزء غالیان شمرده اند.[۲۶]

ابوالحسن حضرمی: این شخص از مجاهیل است و مطلبی برای او بیان نشده است.

محمد بن سعید: ایشان نیز شناخته شده نیست.

المحاربی: ایشان نیز از مجاهیل این روایت است.

در نتیجه روایت از نظر سند مورد قبول نیست.

۲٫ اجمال در مقصود از روایت[۲۷]: آیا منظور جواز تخلف از وعده است که در این صورت حرف جدیدی نیست؛ زیرا خلف وعده نسبت به همسر یا غیر همسر حرام نمی باشد،[۲۸] آیا منظور از وعده به همسر خبر از خلاف واقع است، یا منظور همان ظاهرش یعنی وعده است که انشاء است نه خبر؟ آیا جواز دروغ در همه حالات است یا وقتی که موجب اصلاح ذات البین شود؟ همۀ این سؤالات و دیگر سؤالاتی که شما در سؤالتان مطرح کرده اید باعث شده است که فقهاء عظام دلالت این روایات را مجمل بدانند.

نتیجه: با توجه به مشکلات سندی و دلالی این روایات، فقهاء بزرگ شیعه دروغ گفتن به همسر را جایز نمی دانند،[۲۹] مگر این که مصلحت مهمی در کار باشد که البته این اختصاصی به دروغ مرد نسبت به همسرش ندارد و شامل همه می شود و جز مجوزات کلی دروغ است.


[۱] . منافقون، ۱٫

[۲] توضیح المسائل مراجع، ج ‏۲، ص ۶۲۳، انتشارات جامعه مدرسین، قم، چاپ هشتم، سال ۱۴۲۴ ق.

[۳]. حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۲۳، ص ۲۰۲، مؤسسه آل البیت (ع) لإحیاء التراث، قم، چاپ اول، سال ۱۴۰۹ق‏.

[۴] . وسائل الشیعه، ج ۲۳، ص ۲۰۳ .

[۵] . وسائل الشیعه، ج ۲۳، ص ۲۶۸ .

[۶] . وسائل الشیعه، ج ۲۳، ص ۲۶۷ .

[۷]سفینه البحار ماده” صدق” ؛ الکافی، ج ۲، ص ۱۰۴، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ هجرى شمسى.

[۸]اصول کافى ج ۲ ص ۳۳۹٫ ان اللَّه عز و جل جعل للشر اقفالا، و جعل مفاتیح تلک الاقفال الشراب، و الکذب شر من الشراب.

[۹]تفسیر نمونه، ج ‏۱۱، ص ۴۱۳٫

[۱۰] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۵۵ ح ۱۶۲۳۸٫

[۱۱]کلینى، کافى، ج ۲، ص ۳۴۲، ح ۱۸٫ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ کُلُّ کَذِبٍ مَسْئُولٌ عَنْهُ صَاحِبُهُ یَوْماً إِلَّا کَذِباً فِی ثَلَاثَهٍ رَجُلٌ کَائِدٌ فِی حَرْبِهِ فَهُوَ مَوْضُوعٌ عَنْهُ أَوْ رَجُلٌ أَصْلَحَ بَیْنَ اثْنَیْنِ یَلْقَى هَذَا بِغَیْرِ مَا یَلْقَى بِهِ هَذَا یُرِیدُ بِذَلِکَ الْإِصْلَاحَ مَا بَیْنَهُمَا أَوْ رَجُلٌ وَعَدَ أَهْلَهُ شَیْئاً وَ هُوَ لَا یُرِیدُ أَنْ یُتِمَّ لَهُمْ.

[۱۲]ان الله احب الکذب فی الصلاح و ابغض الصدق فى‏الفساد. حر عاملى، وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۵۲، ح ۱۶۲۲۹٫

[۱۳]المصلح لیس بکذاب. کلینى، کافى، ج ۲، ص ۲۱۰، ح ۷

[۱۴]نک: تهرانی، مجتبی، سایت بلاغ.

[۱۵] امام خمینی، روح الله، المکاسب المحرمه ، ج‏۲، ص ۶۰، باب (حرمه الکذب فی الجمله ضروریه)، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینى‏، قم، ۱۴۱۵٫

[۱۶] برای آگاهی از برخی روایات به سؤال ۲۱۹۴ (سایت: ۲۴۹۸) (موارد جواز دروغ گفتن) همین سایت مراجعه کنید.

[۱۷] تبریزى، ابو طالب تجلیل‏،التعلیقه الاستدلالیه على تحریر الوسیله، ص ۴۲۴،موسسه عروج.

[۱۸] : خویى، سید ابو القاسم موسوى‏،مصباح الفقاهه (المکاسب)، ج‏۱، ص ۳۹۱، بی تا، بی جا.

[۱۹] روایت می گوید: «ازعلى(ع) نقل شده که رسول خدا (ص) فرمود: در سه مورد دروغ گفتن نیکوست: نیرنگ در جنگ، وعده به همسر و اصلاح میان مردم.»،نک: حر عاملی،محمد بن حسن، وسائل‏الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۵۲، مؤسسه آل البیت علیهم السلام‏،قم، ۱۴۰۹٫

[۲۰] با توجه به دلیل فحوا می توان چنین استنباطی را به دست آورد.

[۲۱] “یا علیّ، إنّ اللّه أحبّ الکذب فی الصلاح، و أبغض الصدق فی الفساد”، نک:  وسائل‏الشیعه، ج ۱۲، ص ۲۵۲٫

[۲۲] نک: المکاسب المحرمه (للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص۱۴۰٫

[۲۳] المکاسب المحرمه (للإمام الخمینی)، ج‏۲، ص ۱۴۰؛ صدر، شهید سید محمد، ما وراء الفقه، ج‏۱۰، ص ۳۲۳، دار الأضواء للطباعه و النشر و التوزیع‏،بیروت، ۱۴۲۰٫

[۲۴] وسائل‏الشیعه، ج  ۱۲ ص ۲۵۲٫

[۲۵] همان.

[۲۶] نجاشى، ابو الحسن احمد بن على بن احمد، رجال‏النجاشی ص  ۷۷، دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه‏ قم، ۱۴۰۷٫

[۲۷] المکاسب المحرمه (للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص ۱۴۰٫

[۲۸] ما وراء الفقه، ج‏۱۰، ص ۳۲۴٫

[۲۹] “و کیف کان الأحوط لو لم یکن الأقوى عدم جوازه”، نک: المکاسب المحرمه (للإمام الخمینی)، ج ‏۲، ص۱۴۰؛ طباطبائى حکیم، سید محسن، ‏منهاج الصالحین (المحشى للحکیم)، ج‏۲، ص ۱۵، دار التعارف للمطبوعات‏، بیروت،۱۴۱۰؛ خویى، سید ابو القاسم‏، منهاج الصالحین (للخوئی)، ج‏۲، ص ۱۰، نشر مدینه العلم‏، قم،۱۴۱۰٫




کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


8 + = 17