دایره المعارف اسلام پدیا » هدف از خلقت انسان
منوی اصلی

هدف از خلقت انسان

تاریخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ در باب: خلقت و آفرینش

هر یک از اسما و صفات الاهی، چه آنها که به ذات بر می گردند و به مقتضای بساطت وجود واجب تعالی عین ذات او هستند، مانند صفاتی چون: علم، قدرت ، قیومیت، مالکیت و حاکمیت خداوند و چه آنها که به فعل منسوب اند و اصطلاحاً به صفات فعل اشتهار دارند، مثل ربوبیت، رازقیت، خالقیت و اراده و رحمت پروردگار، جملگی صفات ثبوتیه ای هستند که خدای بزرگ از طریق آنها بی وقفه فیض رسانی می کند که در این میان خالقیت او اقتضا دارد که پیوسته و لاینقطع خلق نماید و دست به آفرینشی تازه بزند که : «خداوند در هر روز در شأن و کاری است».[۱]

مطلب دیگری که در این جا قابل توجه است، این است که از آن جا که خداوند حکیم است و از شخص حکیم کار بیهوده و عبث صادر نمی شود، نظام آفرینش نظامی است هدفمند که در راستای اهداف عالیه ی ذات باری تعالی بنیان نهاده شده و در آن اثری از اعوجاج و آشفتگی پیدا نیست و ذرات عالم با زبان بی زبانی می گویند:

نیست در دایره یک نقطه خلاف از کم و بیش

که من این مسئله بی چون و چرا می بینیم

مطابق نص آیات قرآنی، خالق موجودات، اشیا و پدیده ها را نه باطل آفرید و نه بازیچه، بلکه محور و اساس آفرینش او بر مبنای حق استوار گشته است که در این نظام احسن، حتی کوچک ترین اجزای آن اهداف و مقاصد بلند و ارزشمندی را تعقیب می نمایند و هیچ یک از آنها معطل و بی کار نیستند که:

در این پرده یک رشته بی کار نیست

سر رشته بر ما پدیدار نیست

البته این نکته را نباید از نظر دور داشت که علت غایی و هدف نهایی خلقت کائنات و پیدایش موجودات، انسان بوده است. به عبارتی شفاف تر، خداوند عالم را آفرید تا آدم را بیافریند؛ چرا که او احسن المخلوقین است. چنانچه خدایش احسن الخالقین، و از کارگاه هستی موجودی چون او بیرون نیامده است. در حدیث قدسی آمده است که فرمود: «ای پسر آدم همه چیز را برای تو آفریدم و تو را برای خودم».[۲]

حال با طرح این موضوعات وارد مبحث اصلی شده، می گوییم: هدف از خلقت انسان هر چه که باشد نتیجه اش به خود او بر می گردد، نه به خداوند که او غنی مطلق است و ممکنات از جمله انسان محتاج اویند.

«ای مردم! شما نیازمند به خدایید، تنها خداوند است که بی نیاز و شایسته ی هرگونه حمد و ستایش است».[۳]

«موسی به بنی اسرائیل گفت: اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید به خدا زیانی نمی رسد؛ چرا که او بی نیاز و ستوده است».[۴]

علی (ع) در خطبه ی معروف همام می فرماید: «خداوند سبحان هنگام آفرینش خلق از طاعت و بندگیشان بی نیاز و از معصیت و نافرمانی آنها ایمن بود؛ زیرا معصیت گناهکاران او را زیان ندارد و طاعت فرمانبرداران سودی به او نمی رساند،[۵] (بلکه غرض از امر به طاعت و نهی از معصیت سود بردن بندگان است).

درباره ی هدف آفرینش انسان در آیات قرآن بیانات مختلفی آمده است که در حقیقت هر کدام به یکی از ابعاد این هدف اشاره می نمایند، از جمله: «من جن و انس را نیافریدم، مگر این که مرا پرستش کنند».[۶] در جای دیگر می خوانیم: «آن که مرگ و زندگی را آفرید تا شما را بیازمایدتان که کدام یک از شما به عمل نیکوتر است».[۷] (یعنی آزمایشی آمیخته با پرورش و در نتیجه تکامل)، و در موردی دیگر آمده است: «ولی مردم همواره مختلفند مگر آنچه پروردگارت رحم کند و برای همین (پذیرش رحمت و در سایه آن تکامل)، آنها را آفرید».[۸] همان گونه که ملاحظه می شود، همه ی این خطوط به یک نقطه منتهی می شود و آن پرورش و هدایت و تکامل انسان هاست. از این جا معلوم می شود که غایه الغایات و هدف نهایی آفرینش انسان، رسیدن به کمال و سعادت و دست یازیدن به والاترین کرامت ها و ارزش های انسانی است که این همه در پرتو شناخت و معرفت و عبودیت و بندگی آگاهانه به پیشگاه ذات احدیت میسور و ممکن خواهد بود که: «بندگی خدا گوهر گران بهایی است که باطن آن ربوبیت است»[۹] که هر کس به آن دست یافت سلطنت بر همه ی ما سوی الله کند.

در روایتی از امام صادق (ع) می خوانیم: که امام حسین (ع) در برابر اصحابش آمد و چنین فرمود: «خداوند بزرگ بندگان را نیافریده، مگر به خاطر این که او را بشناسند، هنگامی که او را بشناسند، عبادتش می کنند و هنگامی که بندگی او کنند از بندگی غیر او بی نیاز شوند».[۱۰]

به بیانی دقیق تر؛ هدف فاعل در آفرینش یک موجود خاص مانند انسان، نیازمند یک نکته‏ى ویژه است. این نکته درباره‏ى انسان عبارت است از: کمال خاصى که خداوند مى‏خواست با خلقت انسان آن را بیافریند.

توضیح: لازمه‏ى کمال فیاض بودن خداوند این است که هر کمال ممکنى را بیافریند. او قبل از آفرینش انسان، موجودات دیگرى را به نام ملائکه آفریده بود که از همان ابتداى آفرینش داراى همه‏ى کمالات ممکنه‏ى خود بودند؛ یعنى همه‏ى کمالات خود را بالفعل دارا بودند. پس هرگز به کمال جدیدى دست پیدا نمى‏کنند و مرتبه‏ى وجودیشان تکامل نمى‏یابد. خداوند از زبان ملائکه فرمود: «و هیچ یک از ما فرشتگان نیست، مگر این که براى او مقام و مرتبه‏اى معین است و ماییم که صف بسته‏ایم و ماییم که خود تسبیح گویانیم».[۱۱]

حضرت على (ع) فرمود: سپس آسمان‏هاى بالا را از هم گشود و از فرشتگان گوناگون پر نمود. گروهى از فرشتگان همواره در سجده‏اند و رکوع ندارند و گروهى در رکوع‏اند و نمى‏ایستند و گروهى در صف هایى ایستاده‏اند و پراکنده نمى‏شوند و گروهى همواره تسبیح گویند و خسته نمى‏شوند.[۱۲] آنان خدا را پرستش مى‏کنند، و این کمالى است که خداوند به آنها داده است و آنان امکان نافرمانى و مخالفت ندارند. خداوند متعال فرمود: «لایسبقونه بالقول و هم بامره یعملون» فرشتگان در سخن بر او پیشى نمى‏گیرند و خود به دستور او کار مى‏کنند.[۱۳] نیز فرمود: «بر آن آتش فرشتگانى خشن و سختگیر گماشته شده‏اند از آنچه خدا به آنان سرپیچى نمى‏کنند و آنچه را که مأمورند انجام مى‏دهند».[۱۴]

خداوند به دلیل فیاض بودنش، مى‏خواست علاوه بر کمالى که ملائکه دارند، یک کمال برترى نیز بیافریند و آن کمال اختیارى انسان است؛ یعنى موجودى را بیافریند که همه ی این کمال‏ها را با اختیار و انتخاب خود به دست بیاورد. از این رو انسان را آفرید، انسانى که از ابتدا داراى همه‏ى کمالاتِ لایق خود نیست، اما به گونه‏اى است که مى‏تواند به آن کمال‏ها برسد. روشن است کمالى که انسان با اختیار و انتخاب آزاد خود تحصیل مى‏کند، از کمال اعطایى ملائکه برتر است. امیرمؤمنان (ع) فرمود: خداوند عز و جل ملائکه را از عقل آفرید و در آنان شهوت قرار نداد و حیوانات را از شهوت آفرید و در آنان عقل قرار نداد و بنى آدم را از عقل و شهوت آفرید. پس هر کس عقلش بر شهوتش پیروز شود از ملائکه برتر خواهد بود و هر کس شهوتش بر عقلش غلبه کند از حیوانات پست‏تر خواهد بود.[۱۵] مولوى نیز همین نکته را به نظم گفته است:

در حدیث آمد که خلاق مجید

خلق عالم را سه گونه آفرید

یک گروه را جمله عقل و علم و جود

آن فرشته است و نداند جز سجود

نیست اندر عنصرش حرص و هوى

نور مطلق زنده از عشق خدا

یک گروه دیگر از دانش تهى

همچو حیوان از علف در فربهى

او نبیند جز که اصطبل و علف

از شقاوت غافل است و از شرف

و آن سوم هست آدمیزاد و بشر

از فرشته نیمى و نیمش ز خر

نیم خر خود مایل سفلى بود

نیم دیگر مایل علوى شود

تا کدامین غالب آید در نبرد

زین دوگانه تا کدامین برد نبرد

پس هدف فاعل و علت غایى در آفرینش انسان نیز، فیاض بودن خداوند است. لازمه‏ى فیاض بودن خدا، این است که این نوع از کمال ممکن را نیز بیافریند، کمالى که برترین کمال امکانى است.


[۱] “کل یوم هو فی شأن”، الرحمن، ۲۹٫

[۲] “یابن آدم خلقت الاشیاء لأجلک و خلقتک لأجلی”، المنهج القوی، ج۵، ص۵۱۶؛ علم الیقین، ج۱، ص۳۸۱٫

[۳] “یا ایها الناس انتم الفقراء الی الله و الله هو الغنی الحمید”، فاطر، ۱۵٫

[۴] “و قال موسی ان تکفروا انتم و من فی الارض جمیعاً فإن الله لغنی حمید”، ابراهیم، ۸٫

[۵] “اما بعد ، فإن الله سبحانه و تعالی خلق الخلق حین خلقهم غنیاً عن طاعتهم ، آمناً من معصیتهم ، لأنه لاتضره معصیه من عصاه ، و لاتنفعه طاعه من أطاعه”، نهج البلاغه فیض، ص۱۱، خطبه همام.

[۶] “و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون” ذاریات، ۵۶٫

[۷] “الذی خلق الموت و الحیاه لیبلوکم ایکم احسن عملاً”، ملک، ۲٫

[۸] “و لایزالون مختلفین الا من رحم ربک ولذالک خلقهم”، هود، ۱۱۸و ۱۱۹٫

[۹] “العبودیه جوهره کنهها الربوبیه”، مصباح الشریعه فی حقیقه العبودیه.

[۱۰] “ان الله عزوجل ما خلق العباد الا لیعرفوه، فإذا عرفوه عبدوه، فإذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عباده من سواه”، علل الشرائع، صدوق ، طبق نقل المیزان، ج ۱۸، ص۴۲۳٫

[۱۱] صافات، ۱۶۶ و ۱۶۴٫

[۱۲] نهج البلاغه، خطبه ی ۱٫

[۱۳] انبیاء، ۲۷٫

[۱۴] تحریم، ۶٫

[۱۵] وسائل الشیعه، ج ۱۱، ص ۱۶۴٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


2 + = 6