دایره المعارف اسلام پدیا » عرش و کرسی در روایات
منوی اصلی

عرش و کرسی در روایات

تاریخ: ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ در باب: عرش و کرسی

روایاتی از معصومین (ع) در زمینه عرش و کرسی موجود است که در زیر به برخی اشاره می شود:

۱-      معنای عرش و کرسی:

از حضرت علی (ع) نقل شده است که در آن مراد از کرسى، علم الاهى است که به تمام آسمان ها و زمین و آنچه در زیر زمین است محیط است.[۱] همچنین از آن حضرت درباره کرسی سؤال شد، آن حضرت فرمود: “الکرسی محیط بالسماوات والارض و ما بینهما و ما تحت الثری”؛[۲] کرسی بر زمین و آسمان ها و آنچه ما بین آنها و آنچه در زیر اعماق زمین قرار گرفته است، احاطه دارد.[۳]

از امام صادق (ع) درباره تفسیر آیه «وسع کرسیه السماوات و الارض» سؤال کردند، فرمود: منظور علم او است.[۴] و گاه با توجه به آیاتى چون «ثُمَّ استوى على العرش»[۵] و یا «الرحمن على العرش استوى»[۶] عرش را به معناى “مالکیت و حاکمیت خدا” دانسته‏اند. گاه به معناى هر یک از صفات کمالیه و جلالیه وی تفسیر نمودند؛ چرا که هر یک از این اوصاف بیانگر عظمت مقام خدای متعال است. همان گونه که تخت سلاطین نشانه عظمت آنهاست.

در جایی دیگر حنان بن سدیر نقل مى‏کند که از حضرت صادق (ع) معناى عرش و کرسى را پرسیدم، فرمود: عرش صفات کثیر و مختلفى دارد؛ در هر جاى قرآن به هر مناسبتى که اسم عرش برده شده صفات مربوط به همان جهت ذکر شده است[۷] که عرش در این روایت در معانى ملک و مشیت و اراده و علم به کار رفته است، و از عرش و کرسى به عنوان دو در مقرون به هم نام برده شده که علم عرش، نهان تر از علم کرسى است.

۱-      مالکیت عرش و کرسی:

امیرمؤمنان (ع) ضمن جواب هایى که به جاثلیق دارد می فرماید: ملائکه، عرش خدا را حمل مى‏کنند، و عرش خدا آن طور که تو مى پندارى مانند تخت نیست، بلکه چیزى است محدود و مخلوق و مدبر به تدبیر خدا، و خداوند مالک او است، نه این که روى آن بنشیند.[۸]

۲-      نقش عرش و کرسی در عالم:

رسول اکرم (ص) فرمود: «آسمان ها و زمین هفتگانه در جنب کرسى نیستند، مگر مانند حلقه اى که در صحرایى فراخ و وسیع افتاده باشد.»[۹] در جایی دیگر چنین نقل شده است که “ان الشمس و القمر و النجوم خلقن من نور العرش”؛[۱۰] خورشید، ماه و ستارگان از نور عرش پروردگار آفریده شده اند.


[۱] کلینى، کافى، ج۱، ص ۱۳۰، چاپ دارالکتب الاسلامیه، تهران، تاریخ ۱۳۶۵ هش،.

[۲] تفسیر نورالثقلین، ج ۸، ص ۲۶۰، ح ۱۰۴۲٫

[۳] تفسیر نمونه، ج ۲، ص ۲۰۰ – ۲۰۱٫

[۴] بحار الانوار، ج ۵۸، ص ۲۸، حدیث ۴۶ و ۴۷٫

[۵] اعراف: ۵۴٫

[۶] طه، ۵٫

[۷] التوحید، همان، باب العرش و صفاته، ص ۳۲۲٫

[۸] شیخ صدوق، التوحید، ص ۳۱۶، انتشارات جامعه مدرسین، تاریخ ۱۳۷۵ هش،.

[۹] به نقل از مفردات راغب ماده‏ى عرش.

[۱۰] الدر المنثور، ج ۳، ص ۴۷۷؛ بحارالأنوار، ج ۵۵ ، ص۲۱۰٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 1 = 5