دایره المعارف اسلام پدیا » عبادت
منوی اصلی

عبادت

تاریخ: ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ در باب: اخلاق عملی

معنا و ماهیت عبادت

عبادت در لغت به معنای اظهار تذلل و کوچکی است. راغب در این زمینه آورده است: عبودیت، اعلام کوچکی است. عبادت، در این معنا، از عبودیت رساتر است.[۱]

در صحاح‏ اللغه آمده است: “اصل عبودیت، خضوع و مسکنت است. عبادت همان طاعت است. تعبید یعنی کوچک شمردن؛ مثلاً گفته می‏شود: راه مُعَبَّد یعنی نرم و هموار شده است.[۲]

ابن ‏منظور در معنای عبادت می‏نویسد: “اساس عبادت، خضوع و تذلل است.[۳]

در مجموع، از سخنان واژه ‏شناسان استفاده می‏شود که عبادت همان خضوع، فروتنی و اطاعت است. و در اصطلاح، بالاترین مرتبه خضوع و تعظیم در مقابل معبود است. خضوعى که از روى اعتقاد به الوهیت معبود باشد.[۴]

نیت عبادت

منظور از “نیت‏” همان عزم راسخ و ارادۀ محکم ‏براى انجام ‏کار است، قطع ‏نظر از این که ‏انگیزۀ الاهى در آن باشد یا انگیزه‏هاى مادى. اما در عبادات و طهارات، نیت عبارت است از: قصد انجام فعل و کار، و در آن قصد تقرب الی الله معتبر است[۵]؛ یعنی این که آن کار را فقط برای رضای خدا انجام دهد و بس. به عنوان مثال نماز گذار در نیت نماز باید آن را به قصد تقرب الی الله و قصد انجام تکلیف الاهی به جا آورد، یا در انجام طهارت که شرط صحت نماز است قصد قربت داشته باشد. گفتنی است که نیت از ارکان عبادات محسوب می شود؛ یعنی در تمام افعال عبادی نیت واجب است و بدون نیت، عبادت صحیح نیست.

برای آگاهی بیشتر در باره نیت می توانید به رساله های عملیه و پاسخ های موجود در سایت مراجعه کنید:

نمایۀ رابطۀ نیت و عمل، سؤال ۷۴۸ (سایت اسلام کوئست: ۷۸۶).

شیوه های عبادت

عبادت را به شیوه های مختلف می توان انجام داد .بعضی از شیوه های عبادت عبارت اند از:

۱٫ نماز: نماز از مهم ترین عبادات است و اولین چیزی است که در قیامت حساب می شود و اگر قبول نشود دیگر عبادات نیز قبول نخواهد شد.[۶]

۲٫ روزه: قرآن مجید مردم را به انجام فریضه روزه در ماه مبارک رمضان فرا خوانده است.[۷] همچنین روایات علاوه بر این ماه روزه های استحبابی را در دیگر ایام سال مورد تشویق و ترغیب قرار داده اند.[۸]

۳٫ حج و زیارت و طواف بیت الله یکی از شیوه های عبادت است که مورد نظر خداوند متعال است. قرآن مجید در این زمینه می فرماید: “… و براى خدا بر مردم است که آهنگ خانه (او) کنند، آنها که توانایى رفتن به سوى آن دارند. و هر کس کفر ورزد (و حج را ترک کند، به خود زیان رسانده)، خداوند از همه جهانیان، بى‏نیاز است”.[۹]

۴٫ دعا: دعا و نیایش و در خواست نیازها از خداوند متعال است که خداوند حکیم به آن امر فرموده است و کسانی را که از این عبادت بزرگ سرپیچی کنند وعده عذاب داده است.[۱۰]

۵٫ تبعیت از پیامبر (ص) و ائمه طاهرین (ع) و اطاعت خالصانه از آنان یکی از جلوه هابی عبادت و اطاعت از خداوند است؛ زیرا خداوند به آن امر کرده است و می فرماید: “اى کسانى که ایمان آورده‏اید! اطاعت کنید خدا را! و اطاعت کنید پیامبر خدا و اولو الأمر [اوصیاى پیامبر] را! …”.[۱۱]

همچنین نماز در وقت خود، جهاد در راه خدا، خوش رفتاری با پدر و مادر اگر خالصانه و با قصد قربت به خداوند و بدون هیچ گونه چشم داشتی از غیر خدا باشد، از جمله برترین عبادات محسوب می شوند.[۱۲]

نمایه مرتبط: عبادت برای خود یا خدا؟، ۳۷۸ (سایت اسلام کوئست: ۳۸۹).

اقسام و درجات عبادت

عبادت دارای اقسامی است؛ نظیر عبادت با قلب، عبادت با زبان، عبادت با دیگر اعضا و جوارح بدن (عبادت عملی) و… مصادیق هر یک از این اقسام در زندگی انسان بی شمار است. به طور کلی می توان گفت هر اندیشه، ذکر و کاری که انسان با نیت تسلیم و اطاعت از درگاه باری تعالی انجام دهد، مصداق عبادت محسوب می شود. همچنین تفکری که انسان را به خدا نزدیک تر می کند اعم از تفکر در نعمت های خدا، حقیقت عالم و انسان، محاسبه نفس، یاد مرگ و … خود نوعی عبادت است و به دیگر عبادت های انسان معنا می بخشد. از این رو در روایات برای تفکر ارزش های زیادی بیان شده است.[۱۳]

هریک از اقسام و مصادیق عبادات نیز درجاتی دارد. بالاترین درجه هر عبادت درجه ای است که با شناخت و معرفت بیشتر خداوند همراه با اخلاص و قصد قربت به خدای مهربان باشد. به عبارت دیگر هر عبادتی که با قصد قربت خالص تر و با معرفت بیشتری نسبت به مقام پروردگار متعال همراه باشد، از ارزش بالاتری برخوردار است.

روش تقویت علاقه نوجوانان به عبادت

زیر بناهای فکری افراد، دیدگاه و عقیده ی فرد در مورد خداوند، جهان هستی، انسان، معاد و… تأثیر مستقیم بر ایمان و پای بندی او به انجام فرائض و اعمال و رفتار آنان دارد.[۱۴]برای تقویت علاقه نوجوانان به عبادت باید نکات زیر رعایت شود:

۱- پیروی از سیره و روایات معصومین (ع) توجه و عنایت ویژه ای داشته باشیم. امام علی (ع) در رابطه با دوره جوانی می فرمایند: «با توجه به دانش کم جوان نادانی و جهل او معذور است .[۱۵]

توجه به این فرمایش و دیگر دستورات معصومین (ع) موجب صبر و متانت بیشتر انسان در قبال خطاها و لغزش های جوان می شود.

۲- از بیانات یأس آور به طور جدی خودداری شود و لطف و رحمت و مهربانی خداوند را نسبت به همه بندگانش مخصوصا به جوانان یاد آور شویم. روان شناسان متعددی چون «راجرز» و «کمزواستیک» رفتار را متأثر از احساسات دانسته اند. طرز تلقی ها، ادراکات و احساسات، تعیین کننده رفتارند. بدین سبب اگر مربی آموزه های دینی را در قالبی مطرح سازد که فقط با احساس ترس، یأس و منفی گرائی همراه باشد، اهداف بالنده تربیتی دینی محقق نخواهد شد.[۱۶] امام صادق (ع)فرمودند: «دوست داشتن برتر از ترسیدن است».[۱۷]

۳- با محبت و توجه ویژه و اعطای هدایایی در مناسبت های مختلف، باید دل فرزندان را بیش از پیش به خود متمایل کرد تا برای جبران کمبودهای عاطفی خود به بیرون از خانه و دوستان غیر صالح پناه نبرند. پیامبر (ص) در باره ی اکرام فرزندان فرمودند: «فرزندان خود را احترام کنید و نیکو تربیت نمایید».[۱۸]

۴- از بداخلاقی و خشونت پرهیز شود. امام علی (ع) در این زمینه می فرمایند: «بداخلاقی دوست و خویشان را فراری می دهد و بی گانه را به بی اعتنایی و بی توجهی وا می دارد».[۱۹]

۵- تغافل نسبت به برخی از خطاهای فرزندان و وانمود نمودن بی اطلاعی از برخی اشتباهات او، چرا که در غیر این صورت حیا و خویشتن داری او نسبت به شما کاهش می یابد. امام علی (ع) می فرمایند: «شخص عاقل نیمی از او صبر و تحمل و نیم دیگر او تغافل است».[۲۰]

۶- حد المقدور از نصیحت مستقیم پرهیز شود و خواسته های خود را غیر مستقیم طرح کند. امام رضا (ع) می فرمایند: «از پدرم شنیدم که فرمودند: نصیحت خشن است و بر دیگران سخت می آید».[۲۱]

۷- تقید به حضور بیشتر و صمیمانه در کنار خانواده (به ویژه پدر خانواده) به خصوص در ساعاتی که همه ی اعضاء خانواده حضور دارند که موجب مهر و صمیمیت محیط خانواده می شود.

۸- انطباق کامل بین گفتار و کردار والدین و مربیان زیرا لازم است آنچه را که از دیگران می خواهیم، خود به نحو مطلوب به آن پایبند باشیم. امام صادق (ع) فرمود: “مردم را به غیر زبان (با عمل) به خیر دعوت کنید”.[۲۲]

۹- پرهیز از زبان تحکم، زور و تهدید و استفاده از زبان تحلیل، تفهیم و بیان حکمت احکام. زیرا عدم تبیین منطقی اسلام می تواند آسیبی باشد که به دین گریزی جوانان مسلمان منتهی شود. همانگونه که سبب دست کشیدن مسیحیان از مسیحیت و گرایش به دین اسلام عدم اقناع منطقی آنان از دینشان است.[۲۳]

۱۰- تلاش منطقی در جهت ایجاد زمینه حضور او در اماکن و مجالس مذهبی (که خالی از خرافات ها و پیرایه های غیر منطقی است) و آشنایی با چهرهای موفق مذهبی میزان پای بندی او را به آموزه های دینی تقویت خواهد کرد و اگر در مناسبت های مذهبی چنین جلساتی را در منزل خویش بر پا کنید و به او نیز مسئولیتی در این مجالس بدهید بدون تأثیر نخواهد بود.

۱۱٫ اگر شیوه های ملاطفت آمیز پس از مدت قابل ملاحظه ای جواب نداد آن گاه می توان از شیوه های قهرآمیز استفاده کرد،[۲۴]: لکن باید توجه داشت که در این شیوه مانند هر شیوه ی دیگری نباید دچار افراط شویم، چرا که نتیجه ی معکوس خواهد داشت. از طرفی تا زمانی که مطمئن به مفید بودن این روش نباشیم استفاده از آن توصیه نمی شود. به همین خاطر طرد و بیرون کردن فرزند از خانه عمل شایسته ای به نظر نمی رسد. به هر حال اگر مربی و بطور خاص والدین نسبت به مسئولیتی که در تربیت فرزندشان بر عهده شان گذاشته شده کوتاهی و تقصیر نکرده باشند با این حال تاثیرگذار نبودند، نباید خود را ملامت و سرزنش نمایند چون انسان آزاد آفریده شده و در تصمیم گیری ها آزاد است[۲۵] و هر کس باید پاسخگوی اعمال خویش باشد.

زبان عربى و عبادت

به اعتراف اهل فن زبان عربى یکى از وسیع‏ترین و جامع‏ترین زبان‏هاى دنیاست، و در آن  قابلیت های زیادی وجود دارد که معانى عمیق و دقیق را با رساترین لغات و قوى‏ترین ادبیات، بازگو کند.[۲۶]خداوند براى سخن گفتن با بشر و بیان حقایق هستى و در نتیجه هدایت انسان‏ها از زبان عربى استفاده نموده است،

از آن جا که اسلام یک دین جهانى است[۲۷] و تشکیل امت واحد در دستور کار چنین دینى قرار دارد، همان طور که پیامبر (ص) نیز در بدو تشکیل حکومت در مدینه، بین مسلمانان عقد اخوت بست و آنها را به وحدت فرا خواند. این اصل، در بسیارى از عبادت‏هاى اسلامى خود را نشان داده و تجلى پیدا کرده است.

خواندن نماز و سایر عبادت‏ها به زبان عربى نیز نشانه‏اى از جهانى بودن دین اسلام است؛ زیرا جمعیتى که در یک جبهه و صف واحد قرار مى‏گیرند، ناگزیرند زبان واحدى داشته باشند تا به وسیله‏ آن با هم تفاهم کنند؛ یعنى باید علاوه بر زبان مادرى و محلى، یک زبان عمومى و جهانى هم داشته باشند؛ چراکه یقیناً وحدت چنین جمعیتى بدون یک زبان واحد، کامل نیست.[۲۸]

امروزه، عده‏اى از متفکران معتقدند: تا دنیا به صورت یک کشور در نیاید، مردم جهان روى سعادت را نخواهند دید و بدین منظور نقشه‏هایى طرح کرده‏اند و یکى از موارد برنامه‏ آنها به وجود آوردن یک زبان بین المللى و جهانى است.

آیا در زمان پیامبر (ص) با توجه به مخاطبان اولیهى اسلام و فرهنگ آن روز دنیا ولزوم و ضرورت هدایت انسان‏ها در طول تاریخ و رسیدن به وحدت و یک پارچگى، راهى غیر از این وجود داشت که کاملترین زبان به عنوان زبان قرآن و عبادات انتخاب گردد تا هم بیانگر معانى عمیق و حقایق لطیف باشد و هم در پرتو آن، انسان‏ها به همبستگى و حسن تفاهم اسلامى برسند؟ حال تصور کنید که اگر مثلاً در نماز جماعت مسجد الحرام در ایام حج، هر کس موظف مى‏بود اذکار نماز را به زبان محلى خودش بخواند آیا این هرج ومرج بوجود آمده، زشت و مستهجن نبود؟!

البته واحد بودن زبان نماز گرچه مربوط به شکل و ظاهر نماز است، اما موجب مى‏شود باطن و روح عبادت هم محفوظ بماند یعنى اگر بنا بود که هر کس با زبان خودش نماز بخواند، احتمال تحریف و آمیخته شدن آن به خرافات و مطالب بى‏اساس که بر اثر ترجمه‏هاى غلطِ افراد غیر وارد رخ مى‏داد، منتفى نبود و خواندن قرآن به صورت معین و زبان به خصوص، روح نماز را از مبتلا شدن به چنین خطرى نگاه مى‏دارد.

براى تکمیل بحث لازم است دو نکته یادآورى گردد:

۱٫ لازم نیست حتماً دعاها به عربى خوانده شوند؛ حتى دعا در نماز به زبان فارسى جایز است، اگرچه بهتر است دعاهایى که از ائمه‏ (ع) صادر شده‏اند با عنایت و توجه به معانى آنها، به زبان عربى باشند. مطلب زیر دلیل این امر را براى ما واضح مى‏سازد:

خداوند از طریق قرآن نازل با بشر سخن گفته است و بشر براى پاسخ به کلام خداوند باید آن را بفهمد. ائمه‏علیهم السلام از آنجا که به طور کامل قرآن را درک کرده‏اند و خود حقایق قرآنند، بهترین پاسخ رادر قالب دعاها به خداوند داده‏اند. به بیان دیگر سخن خداوند، قرآن نازل است و دعاهاى ائمه‏ (ع)، قرآن صاعد؛ قرآن سخن خداوند با بشر است و دعا سخن بشر با خداوند. از این روى دعاها همچون قرآن، مشتمل بر حقایق و معارف عمیقى هستند که زبان عربى بهترین زبان براى بازگو کردن آنهاست.

۲٫ آنچه گفته شد به معناى بى توجهى مسلمانان به معانى اذکار در نماز و… نیست؛ بلکه بر هر مسلمان لازم است که با معناى نماز و دعاها آشنا گردد تا بفهمد با خداى خود چه مى‏گوید، و در این صورت است که اعمال او خشک و بى‏روح تلقى نخواهند شد و سکوى پرواز او به سوى ابدیت خواهند گشت.

نمایه های مرتبط:

۱- نمایه: اذان و زبان عربی، سؤال ۶۵۵٫ سایت اسلام کوئست.

۲- نمایه: نماز و زبان عربی، سؤال ۴۰۷٫ سایت اسلام کوئست.

عبادت فرشتگان

مَلَک موجودى فرا طبیعى است. راه اثبات وجود او یا مراجعه به متون وحى و تعبد است و یا تجربه امدادهاى این موجود در زندگى ایمانى بندگان (مخلصین از انبیاء و اولیاء). امام على (ع)، ملائکه را این گونه توصیف مى‏نمایند:

“ملائکه را آفریدى و در آسمان‏هایت جایشان دادى! براى آنها خستگى، غفلت و معصیت نیست، ایشان عالم‏ترین بندگان به تواند و از همه مخلوقات از تو خائف‏ترند و از همه به تو نزدیک‏تر و از همه به فرمان تو مطیع‏ترند……… و عقلشان دچار خطا نشود و بدنشان خستگى ندارد. در اصلاب ساکن نشده در ارحام پنهان نشوند، و آنها را از آب گندیده (منى) نیافریده‏اى، آنها را به گونه‏اى خاص آفریدى و در آسمان‏هایت جاى دادى و به جوارت آنها را کرامت بخشیدى و بر وحیت امینشان داشتى و از آفات و بلیات نگه داشته و از ذنوب طاهرشان نمودى، اگر نیرویشان نمى‏دادى، نیرویى نداشتند و اگر تثبیتشان نمى‏نمودى، ثباتى نداشتند، اگر رحمتت نبود، اطاعت نمى‏کردند و اگر تو نبودى این ها  نبودند. با این همه منزلتشان نزد تو و اطاعتشان براى تو و تقربشان به تو و عدم غفلتشان از تو و اوامرت، اگر آنچه را که از ذاتت از آنها پنهان داشته‏اى به آنها مى‏نمایاندى، هر آینه اعمالشان نزد آنها کوچک مى‏نمود و شرمنده‏ مى‏شدند و مى‏دانستند که عبادتت نکرده‏اند آنگونه که شایسته تو است؛ تسبیح تو را است که خالقى و معبودى و عجیب بندگانت را مى‏آزمایى”.[۲۹]

از جهت دیگر چون عبادت، چیزى جز اظهار عبودیت در مقابل رب و مولى و مالک خود نیست. هر چه درک عظمت و هیبت حق متعال بیشتر باشد، این ظهور عبودیت و اظهار کوچکى در مقابل آن عظیم نمود بیشترى مى‏یابد. این ظهور و اظهار بندگى نشانه کمال و درایت خود عبد است و از این عبادت چیزى عاید معبود و ربّ نمى‏شود و لازم هم نیست که چیزى عاید آن ذات اقدس گردد تا این امر سبب خلق و تکوّن این بندگان شود؛ زیرا اصل تکوّن و پیدایش این ها، نمایش قدرت اله و اعطا نعمت وجود به اینها است.

حال اگر بنده‏ ای با اختیار خود مشغول عبادت شود، این عبادت او سبب صفاى باطن و کمال نفس خود او و در نتیجه پیشرفت او در مراتب عبودیت و انسانیتش مى‏شود. پس اثر این تسبیح و تحمید و تکریم و تعظیم در بنده است و از این عبادت فایده‏اى متوجه ربّ نمى‏شود که با ترک آن ضررى متوجه خدا شود. بلکه با ترک عبادت، این عبد است که خود را از ثمرات عالى آن محروم مى‏کند.

در جاى خود مسلم است که عبادت مختارانه و آگاهانه بر عبادت تکوینى جبرى ارزش بیشترى دارد، لذا آن یکى اثرى دارد که این یکى ندارد، آن یک موجود بالقوه را بالفعل مى‏کند اما این یکى ثمره فعلیت ثابت است که به بالاتر راهى ندارد و اگر تخلف کند، سقوط مى‏کند!

اگر در عبارات امیر مؤمنان (ع) دقیق دقت شود: روشن مى‏شود؛ عبادات ملائکه به مقتضاى علم شهودى آنها  به ذات حق و خوف و خشیت این ها  ناشى از هیبت و عظمت حق تعالى است. البته این علم به تناسب وجود محدود آنها برایشان حاصل است و عبادتشان نیز متناسب با ذات محدود این ها  است، نه متناسب با ذات اقدس خدا.

خلاصه این که عبادت ملائکه اختیارى به آن گونه که در انسان مطرح است و ملاک تشریع و تکلیف است، نیست، لذا سبب ترقى و تعالى و تکامل و رشد آنها نمى‏شود، بله اگر این عبادت را رها کرده یا تقصیر کنند، سقوط مى‏کنند.

پس منشأ عبادت آنها علم آنها به ذات اقدس اله و درک هیبت و عظمت او از یک سو و حقارت و محدودیت وجودى خود از طرف دیگر است.

منابع و مآخذ:

۱٫ قرآن کریم، فاطر، ۱؛ صافات، ۱۶۴؛ تکویر، ۲۱؛ سجده، ۵ و ۱۲؛ انعام، ۶۲؛ نحل، ۲ و ۱۰۲؛ بقره، ۹۷؛ عبس، ۱۶؛ معارج، ۴؛ حجر، ۲۱؛ حج، ۲۲؛ نازعات، ۵؛ تحریم، ۶؛ ذاریات، ۴؛ مؤمن، ۷؛ نجم، ۲۶؛ انبیاء، ۲۸ و ۱۰۳؛ بقره، ۱۶۱ و ۳۳ – ۳۰ و ۲۴۸؛ آل عمران، ۳۹ و ۱۲۵ – ۱۲۴؛ تحریم، ۴؛ مریم، ۷ و ۱۹ – ۱۶؛ زمر، ۷۳؛ مدثر، ۳۰؛ زخرف، ۷۷٫

۲٫ طباطبایى، محمد حسین، المیزان، دفتر انتشارات جامعه مدرسین، قم، ص ۱۳ – ۵٫

۳٫ مصباح یزدى، محمد تقى، معارف قرآن، ۳ – ۱، در راه حق، چاپ۲، ۱۳۶۸ ، قم، صص ۲۹۵ – ۲۸۳٫

آثار عبادت

چون خداوند، حکیم است و به کار عبث و بیهوده امر نمی کند، قطعا عبادت هایی که ما را به انجام آنها امر نموده است، دارای اثرات و فوایدی است؛ و چون خداوند، غنی بالذات است و به این عبادت های ما نیازی ندارد، فواید این عبادت ها، به غیر خدا (فرد عبادت کننده و دیگران) می رسد.

این اثرات و فواید، با هدف و انگیزه ی ما از عبادت منافاتی ندارد؛ یعنی اگر چه یک انسان خود ساخته فقط به خاطر خداوند، عبادتی را انجام می دهد، ولی این هدف، با این مسئله که فایده ای هم نصیب خود عبادت کننده بشود، منافاتی ندارد.

هدف افراد از عبادت، به نوع فکر و سطح آگاهی و معرفت آنان بستگی دارد، و انبیای الهی و ائمه معصومین(ع) که در اوج معرفت قرار دارند، دارای بالاترین هدف از عبادت پروردگار، که همان شکر از الطاف پروردگار و انجام عملی که سزاوار مقام ربوبی است، می باشند؛ و هر چه هدف بلندتر باشد، آثار عبادت که به عبادت کننده می رسد، بیشتر و بهتر خواهد بود.

پس از بیان این مقدمه، مسئله آثار و فواید عبادت را در دو بخش پی می گیریم.

۱٫ گرچه عبادت ها آثاری دارند، اما معصومین (ع) به این آثار چشم ندوخته اند و انگیزه آنان از عبادات، فقط و فقط خدا است، و خدا را برای خدا می خواهند نه برای خود.

برای روشن شدن مطلب توجه به نکاتی ضروری می نماید:

الف. بدیهی است که عبادات آثاری دارند و کاری لغو و بیهوده نیستند، زیرا خداوند هرگز به کاری بیهوده امر نمی کند و بر ترک آن وعده­ی عذاب[۳۱] نمی دهد. اما، یقینا این تاثیر در مقام والای خداوند نیست که باعث تقویت قدرت خداوند و ارتقای مقام الهی شود، زیرا مقامی فوق مقام پروردگار متصور نیست و همه انسان ها و مخلوقات، ذره ای از دریای بیکران عظمت او محسوب می شوند. او غنی بالذات است و فقری ندارد تا غیر او بخواهد آن را جبران نماید و هیچ کس نمی تواند به او ضرری برساند تا با عبادت بندگان خالص، جلوی آن گرفته شود.

پس تأثیر این عبادت ها، در خود انسان عبادت کننده و دیگر انسان ها و موجودات است[۳۲] و فرقی نمی کند که انسان های عادی آنها را انجام دهند یا معصومین(ع) و البته معصومین (ع) از عبادت های خود، بیشتر از دیگران سود می برند، زیرا آنها با معرفت کامل تری آنها را به جا می آورند.

ب. اثر و فایده عبادت که از آن به هدف و غرض فعل تعبیر می کنند، نباید با هدف فاعل، یعنی نیت و انگیزه ی انجام دهنده ی کار خلط شود و هیچ الزامی وجود ندارد که انگیزه ی فاعل، همان هدف فعل باشد.

بهتر است فرق بین هدف فاعل و هدف فعل را با مثالی توضیح دهیم:

فرض کنید که برای مریضی، دارویی مفید و شفا بخش است اما مریض از خوردن آن استنکاف می کند ولی این مریض برای پدرش، احترام خاصی قائل است و پدرش بر خوردن این دارو اصرار دارد. او در اینجا اقدام به خوردن دارو می کند، نه به خاطر اینکه آثار مفیدی برای او دارد بلکه چون پدرش از او خواسته است؛ یعنی هیچ الزامی وجود ندارد که انگیزه ی فاعل، همان هدف فعل باشد.

حال می گوئیم گرچه خداوند، بهترین شاکران است و هیچ عملی را بدون شکرگزاری رها نمی کند اما انسان هایی هستند که اگر بدانند و یقین داشته باشند که این عبادت، برای آنها هیچ گونه سود و فایده و نفعی ندارد باز هم دست از عبادت خدا بر نمی دارند، و چون خدا به آنها امر کرده است، آن را بجای می آورند و ما معتقدیم که ائمه ی ما از این دسته بودند.

ج؛ هدف فاعل از انجام عبادت، میزان تأثیر و فایده ی آن عمل عبادی را مشخص می کند.

یعنی به هر میزان، انگیزه ی فاعل خالص تر باشد به همان میزان، هدف فعل و آثار عمل عبادی گسترده تر و بهتر خواهد بود و در واقع، یک عمل تا مادامی که برای خدا انجام نشود، اثری ندارد و آنگاه اثری دارد که برای خدا انجام شود. اما برای خدا بودن عمل، درجات و مراحلی دارد: «گروهی به شوق بهشت خدا را عبادت می کنند که این عبادت تجار است وگروهی از ترس جهنم خدا را عبادت می کنند که عبادت بردگان و بندگان است ولی گروهی هستند که چون خداوند را اهل و شایسته ی عبادت می بینند، برای شکر نعمت ها او را عبادت می کنند که این، عبادت احرار و آزادگان است »[۳۳] این جمله که از سخنان گوهر بار حضرت علی (ع) است، به هدف و انگیزه فاعل اشاره دارد که گرچه انسان، با انگیزه ی رفتن به بهشت یا نرفتن به جهنم، از انگیزه ی الهی فاصله نمی گیرد و بالاخره رفتن به بهشت، چیزی است که خدا آن را خواسته است و اثر طبیعی اعمال عبادی هم همین است که انسان به گوهر تقوا دست یابد و در پرتو آن وارد بهشت گردد، اما انسان باید به جایی برسد که خدا را برای خدا بخواهد:

خلاف طریقت بود که اولیا

تمنا کنند از خدا جز خدا

گر از دوست چشمت به احسان اوست

تو در بند خویشی، نه در بند دوست [۳۴].

و همان طوری که تذکر دادیم، آثار چنین عبادتی که فقط برای خداست، به خود عبادت کننده می رسد و باعث می گردد تا عبادت کننده مقام رضوان و قرب الهی را به دست آورد، اما او برای این آثار، تن به عبادت خدا نداده است.

انسانی که به این جایگاه رسیده است، عبادت را راه عشق بازی با معبود یافته است[۳۵]،  و عاشق جز وصال معشوق، چیزی در سر ندارد و حتی به جایی می رسد که از خود، خواسته ای ندارد، او هستی اش را به پای معشوق فدا می کند؛ بابا طاهر در این باره چنین سروده است:

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد.

۲٫ انسان دارای دو بعد است:

۱٫بعد الاهی، ۲٫ بعد نفسانی، که از آن دو، به خود واقعی و خود مجازی[۳۶] تعبیر می کنند. آنچه در اسلام، مذمت شده و جهاد و مبارزه ی با او به عنوان جهاد اکبر تلقی شده است، همین خود مجازی و خواسته های اوست، و اگر در قرآن آمده است که بزرگترین باختن ها، این است که انسان خودش را ببازد[۳۷]، منظور همین خود و من واقعی است.

و این خود حقیقی است که قرآن در باره ی آن فرموده است: «مانند آنهایی نباشید که خدا را فراموش کردند و خدا نیز چنان کرد تا خود را فراموش کنند.»[۳۸] یعنی انسان این خود را آنگاه کشف می کند که خدا را کشف کرده باشد و لذا شهود منِ خود، هیچ وقت از شهود خدا جدا نیست[۳۹].

با این خود، نه تنها نباید مبارزه کرد بلکه باید او را عزیز و گرامی داشت و به همین جهت است که انسان حق ندارد عملی را که آبرویش را در بین مردم به خطر می اندازد، انجام دهد.[۴۰].

به تعبیر شهید مطهری (ره): «روح و حقیقت عبادت که توجه به خداست، بازیافتن خود واقعی است. انسان خود حقیقی اش را در عبادت و در توجه به ذات حق پیدا می کند و می یابد.»[۴۱]

به هر حال، اگر هدف انسان از عبادت، ارتقای بعد الهی و تقرب به پروردگار باشد و عبادت را به این نیت انجام دهد، در این صورت، عبادتی که برای ارتقای درجات معنوی و الهی خود انجام می دهد کاملاً هم جهت و هم سو با عبادت «لله» می شود و از مسیرحق، ذره ای انحراف پیدا نمی کند؛ عبادت معصومین (ع) از این نوع است. ما انسان ها نیز باید با پیروی از ایشان(ع) سعی کنیم عباداتمان در این مسیر قرار­گیرد.

در این صورت، انسان بایدخودخواه باشد؛ یعنی ارزش های الاهی خود را بشناسد و آنها را دوست داشته باشد و آنها را بیهوده از بین نبرده و در مسیر افزودن بر آنها باشد، زیرا خودخواهی، به معنای دوست داشتن بعد الهی، خداخواهی و خدادوستی است. پس آنچه از نظر اسلام مذموم است، تلاش و کوشش، در راه خود حیوانی و مادی و نفسانی است، اما تلاش و فعالیت در راه ارتقای خود (بعد) الهی، در حقیقت، تلاش و کوشش در راه خدا و برای خداست.

و لذا اگر انگیزه کسی که اجیر می شود عبادتی مثل حج را برای دیگری به جا آورد، ارتقای خود واقعی باشد[۴۲]، این انگیزه او ممدوح است.


[۱] راغب اصفهانی، مفردات، ص ۳۳۰، ۱۳۹۲ ق.

[۲] جوهری، صحاح اللغه، ج۲، ص ۵۰۳٫

[۳] ابن منظور،لسان العرب، ج ۹، ص ۱۰٫

[۴] جعفرى یعقوب‏، کوثر، ج ‏۱، ص ۲۳، تفسیر سوره حمد تا طه‏.

[۵] امام خمینی، تحریرالوسیله، ج ۱، ص ۱۴۱، قم، مؤسسه نشر اسلام، چاپ ۶، ۱۴۱۷ق.

[۶] عاملی، شیخ حر، وسایل الشیعه، ج ۴، ص ۳۴، “قال الصادق (ع) اول ما یحاسب به العبد الصلاه، فان قبلت قبل سائر عمله، و اذا ردّت ردّ علیه سایر عمله، نشر، آل البیت، قم، ۱۴۰۴٫

[۷] بقره ، ۱۸۵، “شَهْرُ رَمَضانَ الَّذی أُنْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدى‏ وَ الْفُرْقانِ فَمَنْ شَهِدَ مِنْکُمُ الشَّهْرَ فَلْیَصُمْه‏”.

[۸] کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج ۱، ص  ۲۶۶، ح ۴٫ نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵۶ هـ ش، ۸جلدی

[۹] آل عمران، ۹۷، “وَ لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَیْهِ سَبیلاً وَ مَنْ کَفَرَ فَإِنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ عَنِ الْعالَمینَ”.

[۱۰] غافر،۶۰، “ادْعُونی‏ أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی‏ سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ”.

[۱۱] نساء، ۵۹، “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ…”.

[۱۲] الکافی، ج ۲ ، ص ۱۵۸،ح ،۴، “الإمام الصادق (ع) ـ لمّا سئل عن أفضل الأعمال: الصلاه لوقتها، و برّ الوالدین، والجهاد فی سبیل الله”.

[۱۳] تَفَکُّرُ سَاعَهٍ اَفضَلُ مِن عِبَادَهِ سَبعِینَ سَنَهٍ، »تفسیر عیاشی، ج ۲، ص ۲۰۸؛ مستدرک الوسائل، ج۲، ص ۱۰۵٫

[۱۴] نک: نرم افزار پرسمان.

[۱۵] غرر الحکم، ص ۷۶٫«جهل الشباب معذور و علمه محصور».

[۱۶] تقویت نظام خانواده، ج ۱، ص ۲۶۶٫

[۱۷] شیخ کلینی، الکافی جلد۸ ص ۱۲۸٫

[۱۸] مستدرک الوسائل، ج ۱۵، ص ۱۶۸؛ «اکرموا اولادکم واحسنوا آدابهم».

[۱۹] غرر الحکم، ص ۴۳۵٫

[۲۰] محمدی ری شهری، میزان الحکمه حدیث ۱۴۹۱۵

[۲۱] کشف الغمه، ج۳، ص ۸۴٫

[۲۲] محدث نوری، مسترک الوسائل جلد۸ ص ۴۵۶٫

[۲۳] دکترساجدی، دین گریزی چرا،دین گرائی چه سان ؟ص ۲۲۶٫

[۲۴] علامه مجلسی، بحار الانوار جلد۳۱ ص ۵۰۳٫ «آخر الدواء الکی آخرین دارو داغ نهادن است»

[۲۵] انسان، ۳ .”راه را به او نشان دادیم یا(راه درست را انتخاب می کندو می پیماید و)سپاسگزار است یا(منحرف می شود و)ناسپاس”.

[۲۶] المیزان، ج ۴، ص ۱۶۰ ؛ تفسیر نمونه، ج۹، ص ۳۰۰ و ج ۱۳، ص ۳۱۱ و ج ۲۱، ص ۸ ؛ پاسخ به پرسش‏هاى مذهبى آیت الله مکارم شیرازى و آیت الله سبحانى، ص ۲۹۳٫

[۲۷] اعراف، ۱۵۸ – انعام، ۱۹ – انبیاء، ۱۰۷ – احزاب، ۴۰ – سجده، ۴۲ – ر.ک: المیزان، ج۴، ص ۱۵۹ – ۱۶۱٫

[۲۸] ر.ک: پرسش‏هاى مذهبى آیت الله مکارم شیرازى و جعفر سبحانى، ص ۲۹۳٫

[۲۹] ر.ک: المیزان، ج ۱۷، صص ۱۰ – ۸٫

[۳۰] ر.ک: المیزان، ج ۱۷، صص ۱۰ – ۸٫

[۳۱]«کسانی که از عبادت من تکبر می ورزند، به زودی با ذلت وارد دوزخ می شوند.»غافر، ۶۰، ترجمه ی آیت الله مکارم شیرازی.

[۳۲] در قران و روایات به آثار عبادات اشاره شده است، مثلا؛ قرآن در بیان علت وجوب روزه می فرماید:

… لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛ …تا شاید شما باتقوا شوید (بقره، ۱۸۳) و یا حضرت صدیقه ی کبری، فاطمه زهرا (س) به فواید تربیتی نماز، تواضع را هم می افزایند و می فرمایند: «خداوند نماز را واجب کرده است تا مردم متواضع شوند و … » (بحارالانوار، ج ۸۲، ص ۲۰۹؛ میزان الحکمه، ج ۵، ص ۳۷۵) و به همین دلیل، گفته می شود عبادت، یک مکتب انسان سازی است؛ و طبیعی است که با اصلاح فرد، جامعه هم اصلاح می شود. برای آگاهی از آثار عبادت، مطالعه ی کتاب “حکمت عبادات” آیت الله جوادی آملی را به شما توصیه می کنیم.

[۳۳] نهج البلاغه، قصار الحکم، ۲۳۷٫

[۳۴] سعدی.

[۳۵] َ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): «أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَهَ فَعَانَقَهَا وَ أَحَبَّهَا بِقَلْبِهِ وَ بَاشَرَهَا بِجَسَدِهِ وَ تَفَرَّغَ لَهَا فَهُوَ لَا یُبَالِی عَلَى مَا أَصْبَحَ مِنَ الدُّنْیَا عَلَى عُسْرٍ أَمْ عَلَى یُسْرٍ»؛ بهترین مردم کسی است که به عبادت عشق بورزد (عبادت را  معشوق خود بداند)، با عبادت معانقه کند و آن را با تمام وجود لمس نماید و خود را برای آن فارغ سازد، آنگاه نگران نخواهد بود که دنیا برای او به سختی بگذرد یا به آسانی. الکافی، ج۲ ، ص۸۳٫

[۳۶] این خود، درجاتی دارد و از خودمحوری شروع و به عقده ی روانی ختم می شود. برای آگاهی بیشتر؛ نک: انسان کامل، استاد علامه شهید مطهری، صص ۲۱۶- ۲۲۵٫

[۳۷] ر.ک: زمر، ۱۵٫

[۳۸] ر.ک: حشر، ۱۹٫

[۳۹] نک :انسان کامل، همان، ص ۲۳۶٫

[۴۰] برای آگاهی بیشتر، نک: انسان کامل، استاد علامه شهید مطهری، صص ۲۴۴- ۲۲۵٫

[۴۱] همان، صص ۲۳۷و ۲۳۸٫

[۴۲] در این حالت، گرچه ثواب عبادات برای اجیرکننده (شخصی که اجیر را استخدام کرده است) می باشد، اما در عبادتی که ریا نباشد و به قصد قربت باشد، اثرات تربیتی فراوانی وجود دارد. در این صورت، انگیزه و هدف اجیر می تواند چند چیز باشد:

۱- فقط رسیدن به همان آثار تربیتی

۲- فقط رسیدن به مبلغ اجاره

۳- رسیدن به هر دو.

ممکن است به ذهن بیاید که صورت دوم، اشکال دارد اما باید گفت که نمی توان یک حکم کلی کرد، زیرا اگرچه هدف اجیر از گرفتن مبلغ اجاره، آثار تربیتی خود عبادت نیست اما اگر هدفش این باشد که با این مبلغ، نیازهای مادی خود را تامین کند و از این راه، دست خود را پیش بیگانه دراز ننماید و در واقع، خود واقعی خود را حفظ کند، در این صورت باز، انجام عبادت در دست یافتن این شخص به خود واقعی موثر بوده است؛ یعنی در این صورت هم عبادت از آثار تربیتی برخوردار می باشد (دقت کنید که اجرت، داعی و انگیزه شده است برای نزدیک شدن من به خدا و اما اینکه چرا من در پی این اجرت هستم، این خود می تواند داعی و انگیزه های دیگری داشته باشد. پس لزوما گرفتن اجرت، نه با قصد قربت در عبادات منافات دارد و نه با خود واقعی).




کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


3 + = 10