دایره المعارف اسلام پدیا » شرایط ارتداد و مجازات مرتد
منوی اصلی

شرایط ارتداد و مجازات مرتد

تاریخ: ۰۷ اسفند ۱۳۸۹ در باب: ارتداد

مقدمه

ارتداد، خروج از دین است. مجازات مرتد شامل کسى می شود که از دین خارج شده و این خروج رابه صورت علنی ابراز و اظهار می دارد اما اگر ارتداد خود را ابراز و اظهار نکرده است وکسی از ارتداد او با خبر نباشد مجازات نمی شود. زیرا اعتقاد یک امر قلبی است. بنابراین، مجازات مرتد به دلیل جرم و گناه اجتماعى اوست نه عقیده‏ى شخصى وى .

براى روشن شدن مطلب توجه به چند نکته ضروری است:

مطلب اول: مرتد کیست؟ مرتد کسى است که از اسلام خارج شده، و کفر را اختیار نماید.[۱] خروج از اسلام با انکار اصل دین، یا یکى از اصول دین (توحید، نبوت و معاد) حاصل مى‏شود، و نیز اگر یکى از ضروریات دین را – که براى همه‏ى مسلمانان روشن و واضح است – به گونه‏اى که – ملازم با انکار رسالت باشد، و انسان به این ملازمه توجه داشته باشد، باز ارتداد حاصل مى‏شود.[۲]

ارتداد به دو قسم فطرى و ملّى تقسیم مى‏شود:

مرتد فطرى، کسى است که پدر یا مادرش در هنگام انعقاد نطفه‏اش مسلمان بوده‏اند و خودش پس از بلوغ، اظهار اسلام کرده، و سپس از اسلام خارج شده است.[۳]

مرتد ملّى کسى است که پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه‏ى او کافر بوده‏اند، و او پس از بلوغ، اظهار کفر کرده و سپس اسلام آورده، و مجدداً کافر شده است.[۴]

مطلب دوم: حکم مرتد در ادیان الاهى و مذاهب اسلامى،

در فقه شیعه، مرتد داراى برخى از احکام مدنى در باب ارث و زوجیت است که در جای خود بیان شده است.

حکم جزایى مرتد این است که: مرتد فطرى اگر مرد باشد کشته مى‏شود و توبه‏ى او نزد قاضى قبول نمى‏شود، اما اگر مرد مرتد ملّى باشد نخست دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و الّا کشته مى‏شود. زن مرتد، چه فطرى باشد چه ملّى، کشته نمى‏شود، بلکه دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و الّا در زندان باقى مى‏ماند.[۵]

در فقه اهل سنت، بنابر رأى مشهور، مرتد – در همه‏ى انواع آن – ابتدا دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و گرنه کشته مى‏شود و فرقى میان ملّى و فطرى و زن و مرد نیست.[۶]

ارتداد در ادیان الاهى غیر از اسلام جرم و گناه، و مجازات آن مرگ است.[۷]

بنابراین، مى‏توان گفت ارتداد از دیدگاه همه‏ى ادیان و مذاهب جرم و گناه است و مجاز آن (با اختلاف در شرایط) مرگ است.[۸]

مطلب سوم: فلسفه ی مجازات مرتد

براى روشن شدن فلسفه‏ى مجازات مرتد باید به چند نکته توجه کرد:

۱٫ احکام اسلام به دو حیطه‏ى احکام فردى و احکام اجتماعى تقسیم مى‏شود. احکام اجتماعى بر اساس مصالح اجتماعى وضع مى‏شوند، و گاه تأمین این مصالح، بخشى از آزادى‏هاى فردى را محدود مى‏کند. این نکته در هیچ جامعه‏اى قابل انکار نیست.

۲٫ شخص مرتد اگر تمام تلاش خود را در شناخت حق کرده باشد، در ارتداد خود، نزد خدا، معذور است و واقعاً در حیطه‏ى احکام فردى خود مجرم، نیست[۹]، اما اگر در شناخت حق کوتاهى کرده باشد، در حیطه‏ى احکام فردى نیز مجرم است.

هرگاه مرتد، ارتداد خود را به جامعه بکشاند، رفتار او در حوزه‏ى احکام اجتماعى قرار مى‏گیرد و ملاک‏هاى احکام اجتماعى را پیدا مى‏کند و از این دیدگاه مجرم است؛ زیرا:

اولاً: حقوق دیگران را ضایع کرده است، چراکه در اذهان عمومى ایجاد شبهه و شک مى‏کند و واضح است که ترویج شبهات در افکار عمومى باعث تضعیف روحیه‏ى ایمانى جامعه مى‏شود و از آن جا که بررسى شبهات در توان متخصصان و دین شناسان است، عامه‏ى مردمِ دیندار – که این توانایى را در خود نمى‏بینند – حق خود مى‏دانند که فضاى عمومى جامعه سالم بماند.

ثانیاً: با قطع از این که حفظ روحیه‏ى ایمانى جامعه حق مردم است، اسلام آن را از مصالح اجتماعى مى‏داند، لذا به تعظیم شعائر دین ترغیب کرده است.[۱۰] و از شکستن آن نهى کرده است.[۱۱]

نتیجه این که ارتداد شاید از دیدگاه حکم فردى جرم نباشد، ولى از دیدگاه حکم اجتماعى جرم است.

۳٫ با توجه به جرم بودن ارتداد، فلسفه‏ى مجازات آن را در امور زیر مى‏توان بیان کرد:

الف- استحقاق مجازات

مجازات مرتد، کیفرى است که به جهت اختلال در نظم اخلاقى جامعه ایجاد کرده است. هر اندازه اختلال اخلاقى و مذهبى و نیز تضییع حقوق عمومى بیشتر باشد، مجازات باید سنگین‏تر باشد. روشن است جامعه‏اى که روحیه‏ى دینى در آن رو به تضعیف برود جامعه‏اى دور از سعادت واقعى است، هرچند از نظر تکنولوژى پیشرفته باشد. به همین دلیل است که علاوه بر ارتداد، هر عمل دیگرى که اعتقادات و ایمان عمومى را تضعیف کند، داراى مجازات سنگین است، از قبیل ناسزا گویى به پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)؛ زیرا وقتى تقدس این امور در جامعه شکسته شود راه تحریف دین و نابودى آن باز مى‏شود.

ب- جلوگیرى از ادامه‏ى تبلیغ ارتداد توسط شخص مجرم

مرتد تا زمانى که ارتداد خود را اظهار نکرده است جرم اجتماعى مرتکب نشده است، مجازات سنگینى که از سوى اسلام براى ارتداد تعیین شده است راه تبلیغ ارتداد را مى‏بندد.

ج- نشان دادن اهمیّت دین در جامعه

هر نظام حقوقى و جزایى با وضع قوانین خود نشان مى‏دهد که چه امورى براى آن اهمیّت بیشترى دارد. وضع مجازات سنگین براى ارتداد، اهمیّت حفظ روحیه‏ى ایمانى جامعه را مى‏رساند.

د- ترغیب به تفکر بیشتر در دین، قبل از پذیرش آن

مجازات مرتد، غیر مسلمانان را ترغیب مى‏کند که با توجه و دقت بیشترى اسلام را بپذیرند. این مسئله از ایمان سست جلوگیرى مى‏کند.

ه- تخفیف مجازات اخروى

از دیدگاه دین، مجازات دنیوى باعث تخفیف مجازات اخروى مى‏شود. خداوند متعال، مهربان‏تر از آن است که انسان را براى یک گناه دو بار مجازات کند. روایات نشانگر این مطلب است که در صدر اسلام این باور که مجازات دنیوى باعث پاک شدن در آخرت مى‏شود وجود داشته و مجرمان را براى اقامه‏ى حدّ، تشویق به اعتراف گناه مى‏نموده است.

تذکر: گرچه مجازات دنیوى لااقل باعث تخفیف مجازات اخروى مى‏شود، امّا خداوند راه دیگرى را براى پاک شدن در آخرت، عنایت کرده است و آن توبه‏ى خالص است. اگر گنه کار توبه‏ى خالص کند بدون این که نیازى به مجازات شرعى در دنیا داشته باشد گناه او بخشیده مى‏شود.

۴٫ احتیاط در قانون گذارى؛ شاید مواردى که به عنوان فلسفه‏ى مجازات مرتد گفته شد و نیز آنچه که در قرآن کریم در باره‏ى توطئه ی اهل کتاب نازل شده است،[۱۲] در همه‏ى مصادیق مرتد صادق نباشد؛ یعنى شخص مرتد به هیچ وجه قصد توطئه بر علیه ایمان عمومى نداشته باشد و یا ارتداد او آن آثار منفى را بر ایمان عمومى مردم نداشته باشد، اما باز اسلام مجازات او را تخفیف نداده است. علت این مطلب چیست؟ به عبارت دیگر ممکن است امورى که فلسفه‏ى مجازات مرتد است در یک مورد صادق نباشد، پس چرا اسلام در آن مورد نیز مجازات را جارى مى‏کند؟

پاسخ این است که: هر قانون گذارى دایره‏ى موضوع حکم را وسیع‏تر از فلسفه‏ى آن حکم قرار مى‏دهد که به آن “احتیاط در قانون گذارى” مى‏گویند و این به دلیل نکاتى است که فقط به دو نکته از مهم ترین آنها اشاره مى‏کنیم:

الف- گاه قیودى که واقعاً و دقیقاً موضوع را مشخص مى‏کند به گونه‏اى نیستند که بتوان تشخیص آن را به عهده‏ى انسان گذاشت. مثلاً فلسفه‏ى اصلى ممنوعیت پارک اتومبیل در یک خیابان، کنترل وضعیت ترافیک در آن خیابان است و این فلسفه در روزهاى خلوت وجود ندارد، اما اداره‏ى راهنمایى و رانندگى، پارک اتومبیل در آن خیابان را بطور دائم و مستمر ممنوع مى‏کند؛ چون نمى‏تواند تشخیص سنگینى ترافیک را به عهده‏ى مردم بگذارد.

ب- گاه اهمیّت یک حکم چنان زیاد است که قانون گذار از روى احتیاط دایره‏ى موضوع آن حکم را وسیع‏تر قرار مى‏دهد تا یقین کند که حتماً مردم آن حکم را انجام مى‏دهند. مانند محدوده‏ى غرق گاه‏هاى ارتش، مثلاً یک تأسیسات نظامى که باید از دید مردم به دور باشد با محدوده‏ى غُرق ۵ کیلومترى، محرمانه باقى ماند، امّا ارتش به تناسب اهمیّت آن تأسیسات، محدوده‏ى غرق را تا چند برابر افزایش مى‏دهد تا یقین به تأمین هدف پیدا کند.

در قانون گذارى اسلام نیز این دو نکته باعث مى‏شود خداوند محدوده‏ى موضوع احکام را وسیع‏تر از موضوع واقعى فلسفه‏ى احکام قرار دهد تا حتماً آن فلسفه تأمین شود.[۱۳]


[۱] امام خمینى، تحریر الوسیله، ج۲، ص ۳۶۶؛ ابن قدامه، المغنى، ج ۱۰، ص ۷۴٫

[۲] همان، ج۱، ص ۱۱۸٫

[۳] همان، ج ۲، ص ۳۳۶؛ برخى، اسلام یکى از والدین را در هنگام ولادت شرط مى‏دانند (خویى، مبانى تکلمه المنهاج، ج۲، ص ۴۵۱) و برخى دیگر اظهار اسلام بعد از بلوغ را شرط نمى‏دانند (شهید ثانى، مسالک الافهام، ج۲، ص ۴۵۱).

[۴] امام خمینى، تحریر الوسیله، ج۲، ص ۳۳۶٫

[۵] همان، ج۲، ص ۴۹۴٫

[۶] الجزیرى، عبدالرحمن، الفقه على المذاهب الاربعه، ج ۵، ص ۴۲۴؛ ابو حنیفه مانند شیعیان میان زن و مرد فرق گذاشته است. (ابوبکر الکاسانى، بدایع الصنایع، ج ۷، ص ۱۳۵) و حسن بصرى دعوت به توبه را نمى‏پذیرد (ابن قدامه، المغنى، ج۱۰، ص ۷۶).

[۷] ر.ک: عهد قدیم: سفر توریه مثنى، فصل ۱۳؛ کتاب مقدس، ترجمه فارسى ولیم گلن، دار السلطنه، لندن، ۱۸۵۶ میلادى، ص ۳۵۷ – ۸؛ الکتاب المقدس، دار المشرق، بیروت، سفر ثنیه الاشتراع، الفصل ۱۳، ص ۳۷۹ – ۸۰٫ – عهد جدید سازمان ترجمه تفسیرى کتاب مقدس، تهران، ۱۳۵۷، ص ۳۰۵ – ۶٫

[۸] البته برخى مجازات مرگ براى ارتداد را حکم تعزیرى مى‏دانند نه حد؛ و معتقدند تعزیرات تماماً به دست حاکم است و شکل خاصى براى آن در اسلام معین نشده است؛ لذا نمى‏توان گفت مجازات ارتداد از دیدگاه اسلام مرگ است. ر.ک: منتظرى، حسینعلى، دراسات فى ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، ج۳، ص ۳۸۷؛ نیز ر.ک: ولایى، عیسى، ارتداد در اسلام، ص ۱۴۸ – ۱۲۹٫

[۹] خداوند متعال فرمود: “لا یکلف اللَّه نفساً الّا وسعها”، بقره ، ۲۸۶٫

[۱۰] حج، ۳۲٫

[۱۱] مائده، ۲٫

[۱۲] آل عمران‏، ۷۲٫

[۱۳]برگرفته از سؤال ۵۳ (سایت اسلام کوئست: ۲۸۹)، نمایه: آزادى عقیده و اعدام مرتد در اسلام.




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


+ 9 = 16