دایره المعارف اسلام پدیا » دلالت آیۀ: “فما استمتعتم…” بر ازدواج موقت
منوی اصلی

دلالت آیۀ: “فما استمتعتم…” بر ازدواج موقت

تاریخ: ۰۱ اسفند ۱۳۸۹ در باب: احکام در قرآن

دلالت آیۀ: “فما استمتعتم…” بر ازدواج موقت

مفهوم آیه:

واژه شناسان گفته‏اند مقصود از استمتاع، درآمیختن و کسب لذت است، بنابراین معناى آیه این است: هر گاه از زنان لذت بردید، مهرشان را بدهید.

ابن عباس، سدى، ابن سعید و گروهى از تابعان و اصحاب امامیه می گویند: منظور ازدواج موقت است.

این مطلب واضح است؛ زیرا «استمتاع و تمتع» اگر چه در اصل به معناى انتفاع و کسب لذت است، ولى در عرف شرع، به چنین عقدى اختصاص دارد به خصوص هنگامى که اضافه به «زنان» شود.

بنابراین معناى جمله این است: «هر گاه آنها را به عقد متعه درآوردید، اجرتشان را بپردازید».

از جماعتى از صحابه که از جملۀ آنها، ابى بن کعب، عبد الله بن عباس و عبد الله بن مسعود هستند، نقل شده است که ایشان: «فما استمتعتم به منهن الى اجل مسمّى فآتوهن اجورهن» قرائت کرده‏اند؛ یعنى هر وقت «براى مدت معینى» بخواهید از آنها تمتع برید، اجرتشان را بدهید و این صراحت در ازدواج موقت دارد، از این رو می بینیم بزرگان “اصحاب” و “تابعین”؛  مانند ابن عباس دانشمند و مفسر معروف اسلام و ابى بن کعب و جابر بن عبد اللَّه و عمران حصین و سعید بن جبیر و مجاهد و قتاده و سدى و گروه زیادى از مفسران اهل تسنن و تمام مفسران اهل بیت (ع) همگى از آیه فوق، حکم ازدواج موقت را فهمیده‏اند، تا آن جا که فخر رازى با تمام شهرتى که در موضوع اشکال‏تراشى در مسائل مربوط به شیعه دارد، بعد از بحث مشروحى در باره آیه مى‏گوید: ما بحث نداریم که از آیه فوق حکم جواز متعه استفاده مى‏شود، بلکه ما مى‏گوییم حکم مزبور بعد از مدتى نسخ شده است.[۱]

ولی در این جا پرسشی مطرح است که چرا در امر ازدواج موقت خداوند به پیغمبرش این دستور را نداد و در آن آیه از سوره نساء در حین بیان حکم استمتاع، از فعل امر استفاده نکرد؟ باید گفت: دلالت اوّلی امر بر وجوب است و کسی ادعا نکرده که متعه واجب است.[۲]

بنابراین، آیه در صدد برشمردن زنانی بود که می شد با آنها ازدواج نمود و در مقام بیان این نبود که دستور دهد که مثلا کسی باید ازدواج کند، موقت یا دائم و اصولا ازدواج چه دائم و چه موقت آن به خودی خود امری مستحب است، نه واجب.[۳] بنابراین دلیلی بر استفاده از فعل امر در این مسئله نبوده است. از طرفی احکام برای همه انسان ها است، نه پیامبر اکرم (ص). پس در آیه ای که در صدد بیان حکم الاهی است، حتی اگر خطاب به پیامبر هم باشد، باز عموم مردم را نیز شامل می شود نه خصوص ایشان را.


[۱] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏۳، ص ۳۳۶، دار الکتب الإسلامیه،  تهران، چاپ ۱۳۷۴ ش، چاپ اول..

[۲] لازم به ذکر است که بسیاری از احکام داریم که هیچ کس در واجب بودن آن شک ندارد، ولی با امر بیان نشده؛ مثل وجوب روزه که خداوند می فرماید: اى کسانى که ایمان آورده‏اید، روزه داشتن بر شما (کتب) مقرر شد، هم چنان که بر کسانى که پیش از شما بوده‏اند مقرر شده بود، تا پرهیزگار شوید.[۲]  و وجوب حج که خداوند می فرماید: در آن جا است آیات روشن و مقام ابراهیم و هر که بدان داخل شود ایمن است. براى خدا، حج آن خانه بر کسانى که قدرت رفتن به آن را داشته باشند قرار داده شده است. ‏

[۳] الفاضل اللنکرانی، محمّد، تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله ، تحقیق و نش  ر، مرکز فقه الأئمّه الأطهار (ع)،کتاب النکاح، ص ۷٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


8 + = 12