دایره المعارف اسلام پدیا » امام جماعت
منوی اصلی

امام جماعت

تاریخ: ۱۹ اسفند ۱۳۸۹ در باب: حقوق و احکام

معنای امام جماعت

اِمام واژه‌ای عربی به معنای مقتدا، پیشوا و کسی است که دیگران به او اقتدا کرده و در کارهای خود او را به عنوان الگو قرار می دهند[۱]. و امام جماعت نیز؛ یعنی هر فردی که پیش‌نماز شود و گروه و جماعتی، به او اقتدا کنند.

شرایط امام جماعت

برای امام جماعت شرایطی بیان کردند که در توضیح المسائل آمده است. این شرایط به شرح زیر است:

امام جماعت باید بالغ و عاقل و شیعه دوازده امامى و عادل و حلال‏زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند و اگر مأموم مرد است امام او هم باید مرد باشد و اقتدا کردن بچه ممیّز که خوب و بد را مى‏فهمد به بچه ممیّز دیگر جایز نیست، و احتیاط واجب آن است که امام جماعت زن نیز مرد باشد.[۲]

بنابراین و با توجه به شرایط امام جماعت، شخصی که امام جماعت است باید این شرایط را داشته باشد. در احراز این شرایط نظر مأمومین شرط است. پس اگر امام را دارای شرایط بدانند، می توانند اقتدا کنند و در غیر این صورت نمی توانند.

در صورتی که شک کند، امام از شرایطش مانند عدالت دور شده است یا نه؟ باز هم می تواند اقتدا کند و به شک خودش نباید اعتنا کند.[۳]

باید توجه داشت که از تهمت زدن به مسلمان و سوء ظن به آنان باید پرهیز شود. برخی بدون دلیل و یا با دلیل های تخیلی از شرکت در نماز جماعت خودداری می کنند و احیاناً دیگران را نیز از این فیض بزرگ باز می دارند.[۴]

راه های اثبات عدالت امام جماعت

یکی از شرایط امام جماعت این است که عادل باشد[۵] و این عدالت در امام جماعت باید احراز و اثبات گردد.[۶]

“عدالت”، یک حالت خداترسى باطنى است که انسان را از انجام گناه کبیره و تکرار گناه صغیره باز مى‏دارد و همین اندازه که با کسى معاشرت داشته باشیم و گناهى از او نبینیم، نشانه وجود عدالت است و این را “حُسن ظاهر” که حاکى از ملکه باطن است، مى‏گویند[۷].

ملاک و میزان برای اثبات عدالت و جواز اقتداء، حصول اطمینان و وثوق به وجود آن (عدالت) در امام جماعت است هر چند از راه اقتدای دیگران به دست آید.[۸]

از این رو، در تعبیرات برخی از علما در باره راه های اثبات عدالت، این گونه آمده است: عدالت ثابت مى‏شود به شهادت عدلین در صورتى که معارض نباشد به شهادت دو عادل، بلکه به شهادت یک عادل به فسق او.

اخبار جماعت مجهول العداله به عدالت کسى که سبب حصول اطمینان باشد در جواز اقتداء کافى است، بلکه کفایت مى‏کند اطمینان حاصل از شهادت یک عادل یا حاصل از اقتدای عدلین به او یا حاصل از اقتدای جماعت مجهول الحال به او و وثوق و اطمینان از هر چه پیدا شود کافى است به شرط آن که اطمینان کننده، اهل فهم و خبره و بصیرت باشد و معرفت به مسائل شرعیه داشته باشد نه از جهال و نه [از] کسانى که به ادنى چیزى اطمینان براى آنها حاصل مى‏شود.[۹]

فلسفه حلال زادگی امام جماعت و ادله آن

علما و فقهای دین می فرمایند: امام جماعت باید چند شرط و ویژگی داشته باشد و از جملۀ این شروط، حلال زاده بودن امام جماعت است.[۱۰]

بحث در این موضوع را در دو محور پی می گیریم.

الف. دلایل شرط حلال زادگی:

۱٫ اجماع[۱۱]: تمام علمای شیعه می فرمایند: امام جماعت باید حلال زاده باشد[۱۲] و یا حداقل زنازاده بودن او معلوم نبوده باشد،[۱۳] پس اقتدا کردن به کسی که یقین داریم زنازاده است و حلال زاده نیست، جایز نیست.[۱۴]

۲٫ احتیاط: شیخ طوسی (ره) در کتاب “خلاف” دلیل دوم اشتراط حلال زاده بودن امام جماعت را احتیاط[۱۵] مطرح می فرماید. منظور ایشان از احتیاط، همان قاعدۀ اشتغال است؛ یعنی اگر یقین به حکمی؛ مثل واجب بودن نماز بر خودمان، داشته باشیم و شک کنیم با اقتدا به امامی که حلال زاده نیست وجوب نماز ساقط می شود یا نه؟ برای حصول یقین به سقوط تکلیف، باید در مورد امامت زنازاده احتیاط نماییم و به او اقتدا نکنیم.

۳٫ روایات متعدّدی داریم که می فرمایند: اقتدا به شخص زنازاده در نماز جایز نیست.

۱-۳٫ از حضرت علی (ع) نقل شده است: پشت سر دیوانه و زنا زاده نماز نخوانید.[۱۶]

۲-۳٫ همچنین آن حضرت فرمودند: شش گروه صلاحیت امامت جماعت ندارند؛ زنا زاده، مرتد، اعرابی شده ( آن که به خوی جاهلیت برگشته) بعد از هجرت، شراب خوار ، کسی که بر او حد جاری گشته و کسی که ختنه نشده است.[۱۷]

۳-۳٫ امام باقر (ع) می فرمایند: پنج گروه نمی توانند به عنوان امام جماعت انتخاب شوند که از جملۀ آنها زنا زاده است.[۱۸]

ب. فلسفۀ شرط حلال زادگی:

۱٫ با توجه به معنای امام و امام جماعت که ارائه شده، از این جهت در متصدّی این منصب نباید جهت نقصی باشد، گرچه خودش در حصول این نقص دخالتی نداشته باشد. توضیح این که، محرومیت زنازاده از پاره ای از مناصب اجتماعی و معنوی مثل امامت جماعت و مرجعیت تقلید و .. که مفاد بعضی از روایات می باشد[۱۹]، به خاطر ویژگی این مناصب است و معنای آن محرومیت از نجات در روز قیامت نیست؛ مثلاً انسان کور نمی تواند متولی بعضی از مناصب باشد و یا انسانی که کثیر النسیان است نمی تواند قاضی شود، حتی اگر در زندگی خود مرتکب کمترین گناهی نشده باشد، و داشتن حافظه خوب از شرایط نصب قاضی است، امّا این محرومیت ها ربطی به سعادت و شقاوت شخص ندارد و همین طور است حال ولد الزنا، و شاهد ما این است که در همان روایات ولدالزنا در کنار مجنون و جذامی و … قرار گرفته است، با این که کسی با اختیار خودش دیوانه یا جذامی نمی شود.

از نظر اجتماعی زنازادگی هم یک نوع نقص محسوب می شود و خوش نامی را در پی ندارد؛ زیرا از یک طرف زنا زاده محصول یک عمل ننگین است و از طرف دیگر در طول تاریخ زنا زاده ها کارنامۀ قابل قبولی را به نمایش نگذاشته اند و این مسلّم است که در تصدی بعضی از مناصب، شخص باید از ویژگی ها و صفاتی که موجب تنفر و دوری مردم می شود به دور باشد، هر چند آن ویژگی ها بدون اختیار بر او تحمیل شده باشند.

اگر گفته شود او که گناهی را مرتکب نشده است؟ باید گفت نظام عالم بر مبنای اسباب و مسببات طراحی شده است، کسی که کور می شود یقیناً عوامل وراثت یا محیط و… در این نقص دخالت داشته اند که در اکثر موارد از حیطۀ اختیار او خارج بوده است.

عوامل زیادی در نقص یا کمال فرزند دخالت دارد که در کتب مربوطه بدان پرداخته شده است و در اسلام هم دستورات زیادی برای جلوگیری از این نواقص و مشکلات، وارده شده است که مثلاً زمان و مکان انعقاد نطفه چگونه باشد، مادر در دوران حمل از چه غذاهایی استفاده کند و… .

در روایتی از امام صادق (ع) آمده است که فرمود:

«الْمِمْرَازُ لَا یَطِیبُ إِلَی سَبْعَهِ آبَاءٍ وَ قِیلَ لَهُ وَ أَیُّ شَیْ‏ءٍ الْمِمْرَازُ فَقَالَ الرَّجُلُ یَکْتَسِبُ مَالًا مِنْ غَیْرِ حِلِّه»

«ممراز تا هفت نسل پاک نمی شود. گفته شد که ممراز چیست؟ حضرت فرمود: فرزندی که ثمره ازدواج با مال حرام باشد.»[۲۰]

در باب تاثیر غذای حرام در روحیات انسان روایات و داستان های زیادی در کتب روایی و تاریخی ذکر شده است که در این بین داستان شریک بن عبدالله نخعی خواندنی می باشد.[۲۱]

البته باید توجه داشت که هیچ یک از این هایی که مطرح شد به عنوان علت تامه نیستند؛ یعنی این گونه نیست که راه بسته باشد و اصلاً برای ولد الزنا امکان رستگاری وجود نداشته باشد که اگر این بود، تکلیف به او معنا نداشت، در حالی که، فرزند زنا مکلّف به اصول و فروع دین است، بلکه ما گفتیم که عوامل محیطی، ارثی و دیگر عوامل می توانند تأثیر زیادی در انتخاب رفتار خاصی داشته باشند، اما در عین حال انسان را مجبور به ارتکاب یک عمل خاصی نمی کنند و این انسان در تمام مراحل حیات خود، می تواند بر عوامل ارثی و محیطی فائق آید و در مسیر صحیح قرار گیرد، از این رو است که به طاعات او ثواب داده می شود و به معصیتش عقاب.[۲۲]

۲٫ در حقیقت این نوع احکام و نیز روایاتی[۲۳] که بیان گر پلیدی زنازاده است، مبارزۀ همه جانبه با عمل زنا است؛ یعنی تبیین و آشکار نمودن زشتی آن در جامعه برای همه، تا ریشۀ این گناه از بین برود.

اقتدا به امام جماعتی که قرائتش صحیح نیست

نماز جماعت نیز مانند دیگر احکام الاهی دارای شرایط خاصی است که یکی از آنها صحت قرائت امام جماعت است.

مراجع معظم تقلید فرموده اند: “هرگاه بداند نماز امام باطل است؛ مثلاً بداند امام وضو ندارد ـ اگرچه خود امام ملتفت نباشد ـ نمی‌توان به او اقتدا کند”.[۲۴] و در شرایط امام جماعت، متذکر شده‌اند که امام جماعت باید بالغ، عاقل، شیعه دوازده امامی، عادل و حلال‌زاده باشد و نماز را به طور صحیح بخواند.[۲۵]

به عبارت دیگر؛ امام باید قرائت نماز را صحیح بخواند و اقتداء به کسی که قرائتش صحیح نیست، برای دیگران جایز نیست.[۲۶]

البته رعایت قرائت در حد معمول به صورت صحیح لازم است و توجه بیش از حد به الفاظ و قرائت که ما را از معنا و حقیقت نماز دور بدارد از وساوس شیطان بوده و باید از آن اجتناب شود[۲۷].

از آنچه گفته شد روشن گردید که این حکم در صورتی است که علم به بطلان نماز یا عدم صحت قرائت امام جماعت داشته باشیم؛ یعنی به مجرد شک در بطلان نماز امام، چنین حکمی وجود ندارد.

در پایان تذکر این نکته نیز ضروری است که اگر مأموم بعد از اتمام نماز جماعت بفهمد که امام، نمازش باطل بوده نمازش صحیح است.

فقهاء فرموده اند: “اگر مأموم بعد از نماز بفهمد که امام عادل نبوده یا کافر بوده یا به جهتی نمازش باطل بوده ـ مثلاً بی‌وضو نماز خوانده ـ نماز جماعت مأموم صحیح است”.[۲۸]

نظر حضرت آیت الله مهدی هادوی تهرانی (دامت برکاته) در باره این موضوع به شرح زیر است:

۱٫ صحت قرائت برای امام جماعت در غیر حمد و سوره شرط نیست، ولی اگر در حمد و سوره قرائت وی صحیح نباشد، اقتداء به وی جایز نیست و چون “بسم الله” جزء حمد و سوره است، در فرض مذکور (عدم رعایت قرائت صحیح) اقتداء، بنابر احتیاط، جایز نیست.

۲٫ اقتداء به امام جماعت در فرض مذکور (عدم رعایت قرائت صحیح) بنابر احتیاط جایز نیست. اگر کسی ندانسته اقتدا کند، نمازش صحیح است و اگر در بین نماز متوجه اشکال قرائت امام شود، نمازش را به صورت فرادی باید ادامه دهد و قرائت باطل را اعاده کند.

۳٫ اگر مأموم گرفتار وسواس در قرائت باشد، به احتمال بطلان قرائت امام اعتنا نکند.

برای کسب آگاهی بیشتر و أخذ دیگر نظریات مراجع مراجعه شود به:

۱٫ نمایه: وظیفه مأموم در هنگام عدم صحت قرائت امام جماعت، سؤال شماره ۳۵۷۶ (سایت اسلام کوئست: ۴۱۵۱).

۲٫ نمایه: اقتداء به امام جماعتی که قرائتش صحیح نیست، سؤال شماره ۳۵۴۹ (سایت اسلام کوئست: ۳۸۰۱).

۳٫ نمایه: وظیفه مأموم هنگام اشتباه امام جماعت، سؤال شماره ۶۰۰ (سایت اسلام کوئست: ۶۵۳).

ثواب امام جماعت

در آیات و روایات بر اهمیت نماز جماعت تأکید شده است. روشن است که امام جماعت در برپایی نماز جماعت و ایجاد روح وحدت در بین مسلمانان نقش داشته و بر این اساس دارای ثواب و پاداش است.

در قرآن کریم به صورت کلی به وحدت و اجتماع مسلمانان که یکی از مصادیق آن نماز جماعت باشد، اهمیت داده شده است؛ مانند جمله «و رابطوا»[۲۹] در سوره آل عمران، که بیانگر این است مسلمانان باید با یکدیگر در ارتباط بوده، و وحدت داشته باشند. امام جماعت از آن رو که در برپایی نماز جماعت و ایجاد این وحدت، نقش اساسی را ایفا می کند، به یقین از ثواب بهره می برد، و چه بسا بیشتر از مأمومین دارای پاداش و ثواب باشد.

در بارۀ ثواب نماز جماعت روایات زیادی وارد شده است[۳۰] مثلا امام صادق (ع) فرمود: همانا نماز جماعت بیست و سه درجه بالاتر از نماز فرادى است… .[۳۱]

روشن است که نماز جماعت، وقتی نماز جماعت خواهد شد که دارای امام جماعت باشد، لذا برای امام جماعت هم همان ثواب ها وجود دارد. بله برخی از مراجع تقلید می فرمایند: امام جماعت اگر بخواهد فضیلت نماز جماعت را خودش هم درک نماید، باید قصد امامتِ جماعت کند.[۳۲]

وظیفۀ مأموم هنگام اشتباه امام جماعت

اگر امام جماعت در شمارۀ­ رکعت های نماز شک کند، یا نماز را اشتباه بخواند و مأموم به شمارۀ رکعت نماز یقین داشته باشد، می تواند به امام جماعت بفهماند و او را از شمارۀ ­رکعت ها و وظیفه اش آگاه نماید.[۳۳] ولی باید این آگاه کردن به نحوی باشد که باعث باطل شدن نماز نشود؛ مثل این که با اشارۀ دست یا با گفتن ذکر “الله اکبر” یا ذکری دیگری باشد، ولی اگر برای آگاه کردن امام جماعت حرف بزند، نماز خودش را باطل کرده است. همچنین اگر امام جماعت حرف بزند یا روی خود را از قبله برگرداند، نمازش باطل می شود. امام جماعت اگر با اشاره یا ذکر گفتن مأموم، متوجه اشتباه خود شد باید اشتباه خود را اصلاح کند و نماز را ادامه دهد که در این صورت، نمازش صحیح است و نیازی به اعاده یا خواندن نماز احتیاط نیست.[۳۴] اما اگر متوجّه نشود، دیگر مأموم وظیفه ای ندارد و اگر می بیند که نماز امام جماعت باطل است، نماز خود را به نیت نماز فرادی ادامه می دهد.

به هر حال، مأموم حتی اگر متوجه اشتباه و باطل بودن نماز امام شود نباید نماز خود را باطل نماید، همچنین دیگر نمازگزاران هم نباید کاری کنند که نمازشان باطل شود.

در زیر به پاسخ کتبی دفاتر مراجع توجه فرمایید:

دفتر آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

اگر چنین چیزى ]سخن گفتن مأموم در بین نماز[اتفاق افتاده باشد، وظیفه کسى که سهواً حرف زده ـ در صورتى که جاهل قاصر بوده ـ این است که براى کلام بى‌جا دو سجده سهو به جا آورد و امام جماعت اگر پشت به قبله کرده، نمازش باطل و دیگران باید همان موقع قصد فرادی کنند.

دفتر آیت الله العظمی بهجت (مدظله العالی):

امام برای رفع شک به مأموم رجوع می کند و مأموم به انجام ذکر بحول الله ] جهت اطلاع دادن به مأموم[ با صدای بلند امام را مطلع می کند.

دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

در صورتی که واقعاً آنها ]مأموم و امام [سخنی گفته باشند نمازشان باطل شده و باید از سر گیرند.

دفتر آیت الله العظمی فاضل لنکرانی (ره):

در نماز جماعت اگر امام یا مأموم شک کند در صورتی که دیگری می داند و به نحوی می تواند امام را مطلع کند، امام طبق علم مأموم عمل می کند و صحیح است. ولی در بین نماز مأمومی که گفته رکعت سوم است و نماز امام جماعت ]که به پشت سرش نگاه کرده[ باطل شده است. ولی نماز سایر مأمومین صحیح است.

امام جماعت و انحراف از جهت قبله

در باره این که اگر در نماز جماعت امام با زاویه ای حدود سی درجه بایستد، آیا بر نماز گزاران هم واجب است که با همین زاویه بایستند.

نظر برخی از مراجع به شرح زیر است:

دفتر حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی):

نماز را باید به طرف قبله خواند و انسان نمى‌تواند عمداً با انحراف سى درجه از قبله نماز بخواند .

دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی):

باید رو به قبله بایستند و انحراف بیش از سه یا چهار درجه جایز نیست.

دفتر حضرت آیت الله العظمی سیستانی (مدظله العالی):

صفوف نماز جماعت باید در جهت قبله باشد و ایستادن کج و معوج خلاف فلسفه نماز جماعت است و تعدیل صفوف یکى از مستحبات نماز جماعت است.

بنابر این مأمومین وظیفه دارند که امام جماعت را متوجه کنند تا در جهت قبله نماز بخواند.[۳۵]


[۱]. مفردات راغب، ص ۲۰؛ صحاح اللغه، ج ۵، ص ۱۸۶۵؛ لسان العرب، ج ۱۲، ص ۲۶؛ المنجد، ص ۱۷٫

[۲] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۷۹۰٫

[۳] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)    ج‏۱،ص ۷۹۱٫

[۴] برای دیدن روایات فضیلت نماز جماعت بر نماز فرادی به کتاب شریف کافی، ج ۲، ص ۳۷۲، باب فضل الصلاه فی الجماعه، رجوع کنید.

[۵] توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۷۹۱، م ۱۴۵۳٫

[۶] فاضل: عدالت امام جماعت باید براى مأموم محرز باشد و با شک در اصل عدالت نمى‏توان به او اقتدا کرد، همان.

[۷] مکارم: م ۱۲۶۸٫

(بهجت:) مسأله ۱۱۷۱ عدالت معتبر در امام جماعت عبارت است از حسن ظاهر یعنى دورى جستن از گناهان کبیره به طورى که ظاهر احوال شخص به طور ظنّى دلالت کند که او بناى بر ترک گناه دارد نه آن که اتفاقاً چند روزى گناه را ترک کرده باشد. و مأموم باید این حسن ظاهر را احراز کند و اصرار بر گناهان صغیره به منزله گناه کبیره است، همان.

[۸] الغایه القصوى فی ترجمه العروه الوثقى، ج‏۲، ص۶۳٫

[۹] الغایه القصوى فی ترجمه العروه الوثقى، ج‏۲، ص۶۳، مسأله ۱۴ و ۱۵٫

[۱۰] شرایع الاسلام، محقق حلی، ۱۳۷۳، چاپ سوم، اسماعیلیان، ص ۱۱۴، ج ۱؛ المختصر النافع، محقق حلی، مؤسسه مطبوعات دینی، ص ۴۷؛ تحریرالوسیله، امام خمینی (ره)، ج ۱، ص ۲۷۴، القول فی شرایط امام الجماعه؛ توضیح المسائل مراجع عظام تقلید، مسئله ۱۴۵۳، ج ۱، ص ۷۹۰٫

[۱۱] مرحوم شیخ طوسی (ره) در کتاب الخلاف می فرماید: لایجوز امامه ولد الزنا و دلیلنا اجماع الفرقه. الخلاف، شیخ طوسی (ره)، ص ۱۲۱، کتاب الجماعه.

[۱۲] العروه الوثقی، محمد کاظم طباطبایی یزدی (ره)، مکتبه الاسلامیه طهران، ج ۱، ص ۷۹۷، فصل فی شرایط امام الجماعه.

[۱۳] مستند العروه الوثقی، سید ابوالقاسم موسوی خویی (ره)، ناشر لطفی، قم، ۱۳۷۰، ج ۵، ص ۴۰۰؛ جواهر الکلام، محمد حسن نجفی (ره)، دارالکتب الاسلامیه طهران، چاپ هفتم، ۱۳۹۲ هـ.ق، ج ۱۳، ص ۳۲۴٫

[۱۴] مستند العروه الوثقی، ج ۵، ص ۴۰۰؛ جواهر الکلام، ج ۱۳، ص ۳۲۴٫

[۱۵] همان.

[۱۶] عن امیرالمؤمنین (ع) لایصلین احدکم خلف المجنون و ولدا الزنا وسائل الشیعه، شیخ محمد بن حسن الحر العاملی، چاپ پنجم مکتبه الاسلامیه طهران، ۱۴۰۴ هـ.ق، ج ۳، ص ۳۹۷، ح ۱۰۷۸۵٫

[۱۷] مَعْرُوفٍ عَنْ أَبِی جَمِیلَهَ عَنْ سَعْدِ بْنِ طَرِیفٍ عَنِ الْأَصْبَغِ بْنِ نُبَاتَهَ قَالَ سَمِعْتُ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ (ع) یَقُولُ سِتَّهٌ لَا یَنْبَغِی أَنْ یَؤُمُّوا النَّاسَ وَلَدُ الزِّنَا وَ الْمُرْتَدُّ وَ الْأَعْرَابِیُّ بَعْدَ الْهِجْرَهِ وَ شَارِبُ الْخَمْرِ وَ الْمَحْدُودُ وَ الْأَغْلَفُ الْحَدِیثَ. همان، ج ۸، ص ۳۲۲٫

[۱۸] من لایحضره الفقیه، ج۱، ص ۳۷۸٫

[۱۹] «خَمْسَهٌ لَا یَؤُمُّونَ النَّاسَ عَلَی کُلِّ حَالٍ وَ عَدَّ مِنْهُمُ الْمَجْنُونَ وَ وَلَدَ الزِّنَا»؛ وسایل الشیعه، ج ۸، ص ۳۲۱ باب وجوب کون الامام بالغا… / کافی، ج ۳، ص ۳۷۵ باب من تکره الصلاه خلفه / من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۳۷۸ باب الجماعه و… / تهذیب الاحکام، ج ۳، ص ۲۶ / استبصار، ج ،۱ ص ۴۲۲٫

[۲۰] کافی، ج ۵، ص ۲۲۵٫

[۲۱] او از فقهای  قرن دوم هجری بود و قضاوت و تعلیم فرزندان مهدی بن منصور خلیفه عباسی را نپذیرفت اما دعوت شام مهدی را اجابت نمود و همین غذای حرام باعث شد که هم قضاوت در دستگاه ظلم و جور را بپذیرد و هم تعلیم فرزندان مهدی عباسی را.

ر.ک: مروج الذهب، ج ۲، حالات مهدی عباسی- داستان راستان شهید مطهری، ج ۱، ص ۱۲۹٫

[۲۲] ترخان، قاسم، سرزنش و توبیخ ولد الزنا به خاطر اعمال آبا و اجداد.

[۲۳] عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ قَالَ لَا تَغْتَسِلْ مِنَ الْبِئْرِ الَّتِی تَجْتَمِعُ فِیهَا غُسَالَهُ الْحَمَّامِ فَإِنَّ فِیهَا غُسَالَهَ وَلَدِ الزِّنَا وَ هُوَ لَا یَطْهُرُ إِلَى سَبْعَهِ آبَاءٍ وَ فِیهَا غُسَالَهَ النَّاصِبِ وَ هُوَ شَرُّهُمَا إِنَّ اللَّهَ لَمْ یَخْلُقْ خَلْقاً شَرّاً مِنَ الْکَلْبِ وَ إِنَّ النَّاصِبَ أَهْوَنُ عَلَى اللَّهِ مِنَ الْکَلْبِ قُلْتُ أَخْبِرْنِی عَنْ مَاءِ الْحَمَّامِ یَغْتَسِلُ مِنْهُ الْجُنُبُ وَ الصَّبِیُّ وَ الْیَهُودِیُّ وَ النَّصْرَانِیُّ وَ الْمَجُوسِیُّ فَقَالَ إِنَّ مَاءَ الْحَمَّامِ کَمَاءِ النَّهَرِ یُطَهِّرُ بَعْضُهُ بَعْضاً.

[۲۴] . توضیح المسائل آیه الله العظمی تبریزی، م ۱۴۲۹٫

[۲۵] . توضیح المسائل حضرت آیه الله العظمی فاضل لنکرانی، م ۱۴۶۷ ؛ توضیح المسائل آیه الله العظمی تبریزی، م ۱۴۶۲٫

[۲۶] . اجوبه الاستفتاءات مقام معظم رهبری، ص ۱۷۳، سوال ۵۹۹٫

[۲۷] . برای آگاهی بیشتر، نک: نمایه: رعایت تجوید در نماز، سؤال ۲۷۲۲ (سایت اسلام کوئست: ۲۹۷۹).

[۲۸] . توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏۱، ص ۷۷۶، م ۱۴۲۱٫

[۲۹] . آل عمران، آیه ۲۰۰:(یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون): اى کسانى که ایمان آورده‏اید! (در برابر مشکلات و هوسها،) استقامت کنید! و در برابر دشمنان (نیز)، پایدار باشید و از مرزهاى خود، مراقبت کنید و از خدا بپرهیزید، شاید رستگار شوید!‏

[۳۰] . نک به: مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۸۵، ص ۱۲ – ۱۵، مؤسسه الوفاء بیروت، لبنان.

[۳۱] . مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۸۵، ص ۱۲، ح ۲۱٫

[۳۲] . خامنه ای، سید علی اجوبه الاستفتائات (بالفارسیه)، ص ۱۱۱٫

[۳۳]. توضیح المسائل مراجع، م ۱۱۹۲٫

[۳۴]. همان.

[۳۵] استفتا از دفاتر مراجع ذکر شده.




کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


+ 3 = 8