دایره المعارف اسلام پدیا » اعتبار تدوین و جمع آوری قرآن
منوی اصلی

اعتبار تدوین و جمع آوری قرآن

تاریخ: ۲۶ اسفند ۱۳۸۹ در باب: جمع آوری قرآن

قبل از پرداختن به چگونگی اعتبار مطالب جمع آوری شده قاریان به اسم قرآن، نظریات مطرح شده در کتاب های علوم قرآنی را مورد بررسی قرار می دهیم.

۱٫ زید بن ثابت که مسئول جمع آوری قرآن شد می گوید: ابوبکر به من گفت: تو در دوران رسول خدا نوشتن وحى را به عهده داشتى. اینک جمع آورى قرآن را به عهده بگیر، من هم قبول کردم و قرآن را از لوح ها و کاغذها و تخته پاره ها و از سینه هاى مردم جمع آورى کردم تا این که دو آیه آخر سوره توبه را تنها در نزد ابى خزیمه انصارى پیدا نمودم و آن این بود: “لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ ….”.[۱]

۲٫ خارجه فرزند زید بن ثابت نقل مى‏کرد: از پدرم شنیدم که مى‏گفت: وقتى که مصحف را استنساخ مى‏کردیم آیه اى از سورۀ احزاب را که از خود رسول خدا شنیده بودم گم کردیم، پس از پى جویى در نزد خزیمه بن ثابت انصارى پیدا نمودیم، و به سورۀ احزاب ملحق کردیم که بدین گونه بود: “مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ …”.[۲]

۳٫ یحیى بن عبد الرحمان بن خطاب نقل مى‏کند: عمر بن خطاب تصمیم گرفت قرآن را جمع آورى کند، در میان مردم به پا خاست و گفت: هر کس چیزى از قرآن را از رسول خدا فرا گرفته است، بیاورد و مردم آیاتى را که در صحیفه ها و لوحه ها نوشته بودند آوردند، ولى عمر از کسى آیه اى را نمى‏پذیرفت، مگر آن چه را که دو نفر به قرآن بودنش شهادت دهند. بعد از عمر عثمان هم به مردم گفت: در پیش هر کس آیه و یا آیاتى از کتاب خدا وجود دارد، بیاورد، ولى او هم هیچ سخنى را قبول نمى‏کرد، مگر با شهادت دو نفر که قرآن بودن آن را امضا و تصدیق کنند. در آن هنگام خزیمه بن ثابت آمد و گفت: من با چشم خود دیدم که شما دو آیه از قرآن را کنار گذاشتید و آنها را ننوشتید. گفتند: آن دو آیه کدام است؟ گفت: من خودم از رسول خدا (ص) این دو آیه را فرا گرفته ام، آن‏گاه دو آیه آخر سوره توبه را خواند: “لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ …”. عثمان این دو آیه را که از خزیمه شنید گفت: من شهادت مى‏دهم که این دو آیه از طرف خدا نازل شده است، شما چه مصلحت مى‏دانید و این آیه را در کجاى قرآن قرار دهیم؟ خزیمه گفت: این دو آیه را به آخرین سوره اى که بر پیامبر نازل شده است، ملحق کنید! این بود که این دو آیه را به آخر سوره توبه ملحق ساختند و آن سوره را با همان دو آیه پایان دادند.[۳]

۴٫ عبید بن عمیر مى‏گوید: عمر هیچ آیه اى را در مصحف نمى‏نوشت، مگر این که دو نفر به قرآن بودن آن شهادت دهند. مردى از انصار این دو آیه: “لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ …” را آورد، عمر گفت: در باره آنها از تو شاهد نمى‏خواهم؛ زیرا اخلاق رسول خدا همان طور بوده که در این دو آیه آمده است.[۴]

۵٫ خزیمه بن ثابت چنین نقل مى‏کند که من آیه: “لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ …” را نزد عمر بن خطاب و زید بن ثابت آوردم. زید گفت: آیا کسى هست که براى تو شهادت دهد؟ گفتم: به خدا نمى‏دانم. عمر گفت: من در باره این آیه براى او شهادت مى‏دهم.[۵]

۶٫ زید بن ثابت مى‏گوید: هنگامى که مصحف ها را مى‏نوشتم، من یک آیه را که از رسول خدا (ص) شنیده بودم، در پیش کسى و یا در یاد داشتى پیدا نکردم، سپس آن را در پیش خزیمه بن ثابت یافتم و آن آیه این بود: “مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجالٌ صَدَقُوا …” و چون رسول خدا (ص) شهادت خزیمه را به جاى شهادت دو نفر مى‏پذیرفت و «ذو الشهادتین» نامیده مى‏شد، من هم شهادت وى را به تنهایى پذیرفتم و با شهادت او، آن آیه را نوشتم.[۶]

۷٫ ابن اشته از لیث بن سعید نقل مى‏کند: اول کسى که قرآن را جمع آورى کرد، ابوبکر و نویسنده‏اش هم زید بن ثابت بود. مردم آیاتى را که در نزدشان بود به پیش زید مى‏آوردند، ولى او نمى پذیرفت، مگر با شهادت دو نفر راست گو و مورد اعتماد و زید بن ثابت دو آیۀ آخر سورۀ برائت را پیدا نکرد، مگر در نزد خزیمه، اما شاهدى نبود که گفتار وى را تصدیق کند، با این حال ابوبکر دستور داد که آن را بنویسند؛ زیرا رسول خدا (ص) شهادت او را به جاى شهادت دو نفر مى‏پذیرفت و همان آیه نوشته شد، عمر نیز آیۀ رجم را آورد و چون شاهدى نداشت، نوشته نشد.[۷]

این بود روایاتى که در باره کیفیت و چگونگى جمع آورى قرآن در مورد آیات آخر سورۀ توبه نقل شده است.

با دقت در این روایات معلوم می شود که برخی تصریح دارند که این دو آیه را ابو خزیمه آورد، ولى روایات دیگر آورنده آن دو آیه را خزیمه بن ثابت می داند. ابن عبد البر در این مورد مى‏گوید: خزیمه و ابو خزیمه دو نفر هستند و هر یک شخص جدا گانه اى بوده است و در میان آنان کوچک ترین نسبت و قوم و خویشى هم وجود نداشته است.[۸]

در مورد قرآن بودن این دو آیه، روایت ها سه گروه اند: بنا به برخی، قرآن بودن این دو آیه به وسیله شهادت تنها یک نفر ثابت شده است، ولى در روایت دیگر شهادت عثمان نیز اضافه شده است و در دیگری شهادت عمر به شهادت نفر اول اضافه شده است.

نکته قابل توجه دیگر این است که مسلمانان در دو مسئله اتفاق نظر و اجماع دارند. یکى این که مى‏گویند: قرآن بودن هیچ سخنى ثابت نمى‏شود مگر از راه تواتر و نقل هاى پیاپى و یقین آور. دوم این که مى گویند: زیادتى به قرآن راه نیافته است، ولى روایات تدوین که مورد بحث ما است با این دو مسئلۀ اجماعى، تضاد و منافات دارد.

به عبارت دیگر؛ تمام مسلمانان براى اثبات قرآن بودن کلامى و سخنی، راهى به جز تواتر و نقل هاى فراوان و یقین آور نمى دانند، ولى روایات تدوین قرآن که نقل شد، دلالت مى‏کنند بر این که در موقع جمع آورى قرآن تنها مدرک و مرجعى که براى اثبات قرآن بودن سخنی، در اختیار بود و به وسیله آن، آیات قرآن از غیر آیات تشخیص داده مى‏شد، عبارت بود از شهادت دو نفر مسلمان و گاهى یک نفر که شهادت وى مطابق شهادت دو نفر باشد. لازمۀ این سخن این است که قرآن با خبر واحد نوشته شده است، نه از طریق تواتر! آیا واقعا یک نفر مسلمان مى‏تواند به این مطلب ملتزم باشد؟ یا چنین سخنى را بر زبان براند؟! ما نمى دانیم صحیح بودن این گونه روایت ها که به ثبوت قرآن به وسیلۀ خبر واحد و یا شهادت دو نفر و یا یک نفر شاهد دلالت دارند، با اجماع و عقیدۀ تمام مسلمانان به این که قرآن به جز تواتر از راه دیگر ثابت نمى شود، چگونه مى تواند توافق و سازش داشته باشد؟! آیا قطعى بودن این که قرآن باید از راه تواتر ثابت شود نه از راه خبر واحد و شهادت دو نفر، دلیل بر دروغ بودن تمام این روایات نیست؟[۹]

نظریۀ صحیح در تدوین قرآن‏

آنچه را که به صورت خلاصه در این مقال می توان گفت این است که نسبت دادن جمع آورى قرآن به خلفا و دوران بعد از پیامبر (ص) امرى است موهوم و پندارى است غلط و بى اساس که با قرآن، سنت، اجماع و عقل مخالف بوده و هست و طرفداران تحریف نمى توانند از این راه، نظریۀ غلط و بى اساس خویش را اثبات نمایند، بلکه قرآن در دوران خود پیامبر و به دستور و نظارت وى انجام گرفته است.

اگر بر فرض، قبول کنیم که قرآن در دوران خلافت خلیفه اول جمع آورى شده، کیفیت آن به شکلى که در این روایات آمده است، مسلماً دروغ است؛ زیرا جمع آورى قرآن بر پایۀ قطع و یقین استوار بود؛ یعنى آیات قرآن در اثر تواتر و نقل هاى فراوان و یقین آور در میان مسلمانان، معروف و شناخته شده بود و همان آیات قطعى و شناخته شده که در دل ها و سینه ها بود و مسلمانان با آنها انس و آشنایى داشتند، در قرآن آورده شده و در یک جا جمع آورى شد.

آرى، جاى تردید و شک نیست که عثمان در دوران خویش قرآن را جمع آورى کرده است، ولى نه به آن معنا که سوره ها و آیات قرآن را در یک مصحف تدوین کند، و از پراکندگى به صورت مجموعه واحد در بیاورد، بلکه بدین معنا که او تمام مسلمانان را در یک قرائت واحد جمع و متحد نمود و تمام قرآن هاى دیگر را که با آن قرائت مورد نظر موافق نبود، سوزاند و بدین وسیله مسلمانان را از هر گونه اختلاف قرائت نهى و منع نمود که آن را در اصطلاح «توحید المصاحف» مى‏نامند[۱۰]

برای مطالعه بیشتر به کتاب های زیر مراجعه شود:

۱٫ البحر المحیط فی التفسیر، ابوحیان محمد ابن یوسف اندلسی، ج ‏۵، ص ۵۳۵٫

۲٫ البیان فی تفسیر القرآن، سید ابوالقاسم خوئی، ص ۲۴۰٫

۳٫  المیزان، محمد حسین طباطبایی، ج ‏۱۲٫


[۱]. هاشم زاده هریسی، بیان در مسائل قرآن، ص ۳۰۳ ، قم، کتابفروشی نجفی، بی تا.

[۲]. بیان در مسائل قرآن، ص ۳۰۴٫

[۳]. بیان در مسائل قرآن، ص ۳۰۵٫

[۴]. بیان در مسائل قرآن، ص ۳۰۶٫

[۵]. بیان درمسائل قرآن، ص ۳۰۷٫

[۶]. بیان در مسائل قرآن، ص۳۰۸٫

[۷]. بیان در مسائل قرآن، ص ۳۱۲٫

[۸]. بیان در مسائل قرآن، ص ۳۲۰٫

[۹]. بیان در مسائل قرآن، ص: ۳۲۳٫

[۱۰]. بیان در مسائل قرآن، ص ۳۲۴٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 1 = 4