دایره المعارف اسلام پدیا » پیش کسوتان
منوی اصلی

پیش کسوتان

تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ در باب: اخلاق عملی

اسلام و جایگاه پیش کسوتان

سابقه، پیش کسوتی، تجربه و… از اموری است که در میان تمام اقوام و ملل به رسمیت شناخته شده است و طبیعی است که از این جهت پیش کسوتان و صاحبان تجارب و خدمات؛ به جهت خدماتی که به جوامع انسانی کرده اند و دارای تجاربی در عرصه های مختلف هستند، در نزد تمامی ملل دارای احترام و حقوقی هستند. این موضوع در آموزه های دینی ما، اعم از آیات قرآن، روایات و سیره پیشوایان دین نیز پذیرفته شده است که ما، در این مقال به جهت اختصار به نمونه هایی از آنها اشاره خواهیم کرد.

الف. آیات

در قرآن کریم در باره کسانی که پیش قدم در پذیرش اسلام بوده اند آمده است:

۱٫ “وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْه”‏؛[۱] از آن گروه نخستین از مهاجرین و انصار که پیش قدم شدند و آنان که به نیکى از پى‏شان رفتند، خدا خشنود است و ایشان نیز از خدا خشنودند. برایشان بهشت هایى که در آنها نهرها جارى است و همیشه در آن جا خواهند بود، آماده کرده است. این است کامیابى بزرگ.

این آیه درباره پیش گامان در گرویدن به اسلام است، گرچه در باره شأن نزول آیه فوق، مفسران روایات متعددى نقل کرده‏اند که در واقع بیان مصداق و وجود خارجى آن است.

در این آیه مسلمانان در سه گروه تقسیم شده اند:

یک. آنها که پیش گامان در اسلام و هجرت بوده‏اند: “وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِینَ”.

دو. آنها که پیش گام در نصرت و یارى پیامبر (ص) و یاران مهاجرش بودند: “و الانصار”.

سه. آنها که بعد از این دو گروه آمدند و از برنامه‏هاى آنها پیروى کردند، با انجام اعمال نیک، قبول اسلام، هجرت، و نصرت آیین پیامبر اسلام (ص) به آنها پیوستند: “وَ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ”.

قرآن پس از ذکر این گروه سه‏گانه می فرماید: هم خداوند از آنها راضى است و هم آنها از خدا راضى شده‏اند: “رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ”. بنابراین، سبقت و پیش گامی در ایمان به پیامبر اسلام (ص) دلیل خشنودی خداوند است.[۲]

۲٫”…لا یَسْتَوی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ أُولئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا وَ کُلاًّ وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنى…”؛[۳]‏ از میان شما آنان که پیش از فتح انفاق کرده و به جنگ رفته با آنان که بعد از فتح انفاق کرده‏اند و به جنگ رفته‏اند برابر نیستند. درَجات آنان فراتر است … .

از آن جا که انفاق در شرایط و احوال مختلف، ارزش هاى متفاوتى دارد، در جمله بعد مى‏افزاید: “آنهایى که قبل از “پیروزى” انفاق کردند و پیکار نمودند با کسانى که بعد از فتح این کار را انجام دادند مساوى نیستند: “لا یَسْتَوِی مِنْکُمْ مَنْ أَنْفَقَ مِنْ قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قاتَلَ‏…”. لذا براى تأکید بیشتر مى‏افزاید: “این گروه مقامشان برتر و بالاتر از کسانى است که بعد از فتح انفاق کردند و جهاد نمودند: “أُولئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَهً مِنَ الَّذِینَ أَنْفَقُوا مِنْ بَعْدُ وَ قاتَلُوا”.[۴]

۳٫”یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِذا قیلَ لَکُمْ تَفَسَّحُوا فِی الْمَجالِسِ فَافْسَحُوا یَفْسَحِ اللَّهُ لَکُمْ وَ إِذا قیلَ انْشُزُوا فَانْشُزُوا یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ الَّذینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجاتٍ”؛[۵] اى کسانى که ایمان آورده‏اید، چون شما را گویند در مجالس جاى باز کنید، جاى باز کنید تا خدا در کار شما گشایش دهد. و چون گویند که برخیزید، برخیزید. خدا آنهایى را که ایمان آورده‏اند و کسانى را که دانش یافته‏اند به درجاتى برافرازد، و خدا به کارهایى که مى‏کنید آگاه است.

“تفسحوا” از ماده” فسح” (بر وزن قفل) به معناى مکان وسیع است، بنابر این “تفسح” به معناى توسعه دادن و یکى از آداب مجلس است که وقتى تازه واردى داخل مى‏شود حاضران جمع وجور بنشینند، و براى او جا باز کنند؛ چرا که گاه تازه واردها از شما براى نشستن سزاوارترند؛ به دلیل کهولت سن، و یا احترام خاصى که دارند و… پیامبر اسلام (ص) در خطبه شعبانیه فرمود: “وقروا کبارکم…”؛ پیران و سال خوردگان خود را گرامی بدارید.[۶] حضرتش در جایی دیگر فرمودند: “من اجلال الله اجلال ذی الشیبه المسلم”؛[۷] احترام و تجلیل نسبت به مسلمانی پیر و سال خورده در حد احترام و تجلیل خداوند است. این جا است که باید حاضران ایثار کنند و این ادب اسلامى را رعایت نمایند، همان گونه که در شأن نزول این آیه آمده است، پیامبر (ص) به جمعى از کسانى که نزدیک او نشسته بودند دستور داد جاى خود را به جمعى از تازه واردان که از مجاهدان بدر بودند، و از نظر علم و فضیلت بر دیگران برترى داشتند بدهند.[۸]

اینها نمونه هایی از آیات قرآن است که در مقام تجلیل از افراد با سابقه و پیش کسوت در اسلام است.

ب. روایات

در منابع روایی ما نیز در باره حرمت و احترام پیش کسوتان و افراد با سابقه روایاتی آمده است که به چند نمونه اشاره می شود:

۱٫  از امام باقر (ع) نقل شده است: “مَنِ اسْتَنَّ بِسُنَّهِ عَدْلٍ فَاتُّبِعَ کَانَ لَهُ أَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِهَا مِنْ غَیْرِ أَنْ یَنْتَقِصَ مِنْ أُجُورِهِمْ شَیْ‏ءٌ”؛[۹] کسی که سنت نیکویی به جای بگذارد و این سنت در جامعه پیروی شود، اجر و پاداش کسانی که به آن عمل می کنند برای او نوشته می شود، بدون آن که از پاداش آنان کاسته شود.

۲٫ “فَقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع): أَکْرِمُوا کَرِیمَ کُلِّ قَوْمٍ وَ إِنْ خَالَفَکُم‏”؛[۱۰] امیر مؤمنان (ع) فرمود: کریمان و بزرگوران هر ملت را گرامی بدارید، اگرچه مخالف شما باشند.

۳٫ “قِیلَ لِأَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ الْبَاقِرِ (ع) إِنَّ النَّاسَ یَرْوُونَ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ ص أَشْرَفُکُمْ فِی الْجَاهِلِیَّهِ أَشْرَفُکُمْ فِی الْإِسْلَامِ فَقَالَ صَدَقُوا وَ لَیْسَ حَیْثُ یَذْهَبُونَ کَانَ أَشْرَفُهُمْ فِی‏

لْجَاهِلِیَّهِ أَسْخَاهُمْ نَفْساً وَ أَحْسَنُهُمْ خُلُقاً وَ أَحْفَظُهُمْ جِوَاراً وَ أَکَفُّهُمْ أَذىً فَأُولَئِکَ الَّذِینَ لَمَّا أَسْلَمُوا لَمْ یَزِدْهُمُ الْإِسْلَامُ إِلَّا خَیْرا”؛[۱۱] به امام باقر (ع) گفته شد؛ مردم از رسول خدا نقل می کنند که با شرافت ترین در جاهلیت، با شرافت ترین در اسلام اند. حضرتش فرمود: درست می گویند، اما نه آن گونه که شما تصور می کنید. کسانی که در جاهلیت اهل سخاوت بودند، اخلاق نیکو داشتند، حقوق همسایگان را مراعات می کردند و از آزار و اذیت دیگران پرهیز می نمودند، اینان زمانی که اسلام آوردند، اسلام بر خیر و پاداش آنها افزود.

۴٫ “وقروا کبارکم یوقرکم صغارکم”؛[۱۲] پیران و سال خوردگان خود را گرامی بدارید، تا مورد احترام کوچک ترها واقع شوید.

۵٫ “أملک الناس لسداد الرأی کل مجرب”؛[۱۳] صاحبان تجربه دارای رأی و نظر قوی تری هستند.

۶٫ “عَنِ النَّبِیِّ (ص) أَنَّهُ قَالَ: تَجَافَوْا عَنْ عُقُوبَهِ ذَوِی الْمُرُوَّهِ مَا لَمْ یَقَعْ فِی حَدٍّ وَ إِذَا أَتَاکُمْ کَرِیمُ قَوْمٍ فَأَکْرِمُوهُ فَقِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ أَدَّبَکَ قَالَ أَدَّبَنِی رَبِّی”؛‏[۱۴] از عذاب صاحب مروت بگذرید تا هنگامی که به مرز حد شرعی نرسیده است و اگر انسان کریمی به سراغ شما آمد گرامیش بدارید. از حضرتش سؤال شد، ای رسول خدا از چه کسی این چنین ادب آموختی، فرمود: از پروردگارم.


[۱] توبه، ۱۰۰٫

[۲] مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۸، ص ۱۰۰- ۱۰۱، دارالکتب الاسلامیه، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

[۳] حدید، ۱۰٫

[۴] تفسیر نمونه، ج ۲۳، ص ۳۲۰٫

[۵] مجادله، ۱۱٫

[۶] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۹۳، ص ۳۵۶، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴٫

[۷] کلینی، کافی، ج ۲، ص ۱۶۵، کتاب الایمان و الکفر، باب اجلال الکبیر، ح ۱، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ش.

[۸] ر.ک: تفسیر نمونه، ج ۲۳، ص ۴۳۹- ۴۴۲٫

[۹] حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص ۱۷۴، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ق.

[۱۰] نوری، میرزا حسین، مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۳۹۵، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۸٫

[۱۱] مستدرک الوسائل، ج ۸، ص ۳۹۵٫

[۱۲] تمیمی آمدی، عبد الواحد، غررالحکم و درر الکلم، ص ۴۸۲، تهران، چاپ هشتم.

[۱۳] غررالحکم و درر الکلم ، ص ۴۴۴٫

[۱۴] همان، ص ۳۹۷٫








ثبت نظر


4 + = 11