دایره المعارف اسلام پدیا » وحدت حقه
منوی اصلی

وحدت حقه

تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ در باب: وحدت وجود

یکی از اساسی ترین مسأله ای که پذیرش وحدت وجود بر آن مبتنی است، مسأله وحدت حقه یا همان وحدت در کثرت و کثرت در وحدت است. یعنی باید دید چگونه یک چیز در عین وحدت کثرت دارد و در عین کثرت وحدت دارد و چگونه عقل و خرد انسان می تواند آن را بپذیرد و آن را ضد و نقیض گویی نپندارد؟

یکی از بهترین راه های تبیین و پذیرش این مسأله (جمع بین وحدت در کثرت و کثرت در وحدت)، قاعده بسیط الحقیقه است.[۱] به تعبیر استاد علامه حسن زاده آملی از شگفتی های این قاعده این است که نهایت اختلاف یکی از طرفین دلیل وجود طرف مقابل است چون نهایت بساطت و وحدت موجب می شود که همه و کل گردد که نهایت کثرت است. چنانکه از شگفتی های دیگر این قاعده این است که بسیط الحقیقه در عین این که همه اشیاست هیچ یک از آن ها نیست. البته چون همه بودن به جهت فعلیت اشیاست و هیچ کدام نبودن به لحاظ نقص و محدودیت آن هاست؛ تناقض گویی نیست.[۲]

استاد در بیان دیگری در تبیین وحدت در کثرت می گوید: «از کلام هدایت انجام اهل کشف و تحقیق مستفاد است که نهایت کمال هر صفتی به آن تواند بود که از عروض مخالف زوال نیابد و فتور نپذیرد؛ بلکه با مقابل خود در سلک التیام انتظام یافته از آن جمعیت قوت گیرد، لهذا در آیات قرآنی و روایات سفرای روحانی در عقود فرائد اسما و صفات الاهی معانی متقابله بسیار واقع شده است مثل هو الاول و الآخر و الظاهر و الباطن و هو بکل شئ علیم، و مثل لطیف و قهار، نافع و ضار، قابض و باسط، خافض و رافع، هادی و مضل و معز و مذل که از اسمای حسنای الاهی اند. از آن وحدت حقه حقیقیه تعبیر به وحدت جمعیه می کنند، و از این کثرت به کثرت نوریه. این کثرت است که در باره آن گفته آمد که: کلما کانت اوفر کانت فی الوحده اوغر. لذا حافظ گوید:

زلف آشفتۀ او موجب جمعیت ماست                          چون چنین است پس آشفته ترش باید کرد.

و نیز گوید:

از خلاف آمد دوران بطلب کام که من                           کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم.

از زلف کثرت نوریه اراده کنند که حجاب وجه اند و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام.

ابوسعید ابوالخیر گوید:

دی شانه زد آن ماه خم گیسو را                       بر چهره نهاد زلف عنبر بو را

پوشید بدین حیله رخ نیکو را                             تا هر که نه محرم نشناسد او را.

عارف شبستری هم در گلشن راز فرماید:

مپرس از من حدیث زلف پر چین                         مجنبانید زنجیر مجانین. »[۳]


[۱] سبزواری، ملا هادی، شرح منظومه،با تعلیقه استادحسن زاده ج۲|۲، صص۵۸۷ و۵۹۲٫

[۲] . همان، ص ۶۰۰٫

[۳] .یازده رساله فارسی، رسالهْ وحدت از دیدگاه عارف و حکیم، ص۲۵ و ۲۶ با تلخیص.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


9 + 5 =