دایره المعارف اسلام پدیا » وجوب شکر نعمت
منوی اصلی

وجوب شکر نعمت

تاریخ: ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ در باب: شکر

در مورد وجوب شکر نعمت، توجه به چند نکته ضروری است:

۱٫ لزوم شکر منعم امری فطری و درونی است، انسان با رجوع به عقل و فطرت خویش پی به این حقیقت می برد که باید در بـرابـر هر کـس کـه بـه او نـعـمتى عطا کرده یا خدمتی نموده (هر چند آن خدمت و نـعـمت کوچک باشد) بی تفاوت نباشد و به گـونـه اى از او تـشـکر و قدردانى کند و گر نه از طرف عقل خود، مورد مؤاخذه قرار خواهد گرفت و عقلاء نیز او را مذمت کرده و از حیوانات پست تر می دانند؛ زیرا این خصلت شاکر بودن در بسیاری از حیوانات به خوبی مشهود است. با توجه به این حکم عقل است که ، وقتى انسان متوجه مى شود کـه قدرتی بی همتا سرمایه های وجودی و نعمت هاى مادی و معنوی بزرگ، با ارزش و بی شماری را به وی عطا نموده بر خود لازم می بیند که در برابر چنین ولی نعمتی بی تفاوت نبوده و تا جایی که برایش امکان دارد از نعمت هایش تشکر کند و در بـرابـر کرامت و بزرگی و عظمتش سر تـعظیم فرود آورد و سپاس خود را به او ابراز کند. داشتن چنین روحیه ای که به طور فطرى، در همۀ انسان ها وجود دارد همگان را به تلاش در راه شناخت منعم ملزم مى کند؛ زیرا پس از مرحله شناخت است که امکان قدردانى و تشکر میسّر مى شود.[۱]

۲٫ آگاهی از فلسفۀ شکرگزارى ما را به لزوم شکر نعمات الهی رهنمون می سازد:

ممکن است انسان ها در برابر نعمت هایى که به دیگرى مى بخشند انتظار شکرگزارى داشته باشند، اما بى شک خداوندى که از همگان بى نیاز است و اگر تمام جهانیان به او کفر ورزند، گردى بر دامان کبریائیش نمى نشیند، نیازى به شکرگزارى بندگان ندارد، اما علیرغم بی نیازی خداوند، شکرگزاری را از روى حکمت و مصلحت بر بندگان ضرورى دانسته و در قرآن کریم پس از نوید به سپاسگزاران، به ناسپاسان بى اعتنایى کرده و مى فرماید: «آنکه سپاسگزارى کند سپاسش به نفع خود اوست و هر که کفران ورزد، خداوند بى نیاز و ستوده است.»[۲] و بالاتر این که کفران نعمت را موجب عذاب شدید دانسته و فرموده است:«…واگر کفران کنید همانا عذاب من شدید است.»[۳]

هر چند خداوند بزرگوارتر از آن است که ناسپاسان را محروم سازد، ولى کفران نعمت، خود، سبب برخى از ناهنجارى ها و محرومیت ها نظیر : ناپایداری و زوال نعمت، رخت بر بستن خیر و احسان و روحیه جوانمردی و ایثار گری در جامعه، می شود . شکر منعم نتایجی بس متعالی و در شأن و جایگاه و منزلت انسانی به وی می بخشد.

بنابراین، این همه تأکید در مسأله شکرگزارى نتیجه اش به خود انسان بازگشت مى کند، و اگر کمى در فلسفۀ آن دقّت کنیم وجوب آن نیز روشن مى شود:

اولاً) فرد یا ملتی که از نعمت هاى پروردگار قدردانى مى کند، خواه این شکر گزاری در دل باشد یا با زبان یا عمل، نشان مى دهد که لایق نعمت است، خداوند حکیم نیز کارش همه جا از روى حکمت است، و بدون دلیل نه نعمتى را از کسى مى گیرد و نه بى دلیل نعمتى را به کسى مى بخشد. در آیات و روایات اسلامى شکر، سبب دوام و افزایش نعمت شمرده شده است. در حدیثى امیرمؤمنان على(ع) مى فرماید: « ثمرۀ شکر فزونى نعمت است».[۴]

ثانیاً) هنگامى که روح شکرگزارى در انسان پرورش یابد، از شکر خالق به شکر مخلوق مى رسد، و تشکر و سپاسگزارى در برابر خدمات و زحمات مخلوق، موجب شکوفا شدن استعدادهاى خلاّق و ظرفیت هاى وجودى اشخاص شده، و در نتیجه جامعه و صاحبان نعمت، انگیزه ای مضاعف در انجام خیر و خوبی پیدا می کنند.

ثالثاً) شکرگزارى از خالق، راهى به سوى معرفت او مى گشاید و پیوند انسان را با آفریدگار محکم تر مى کند، شکرگزارى علاوه بر این که معرفتِ بخشندۀ نعمت ها را به دنبال دارد، معرفت نعمت را نیز به همراه خواهد داشت، و همین معرفت نعمت روز به روز پیوند بندگان را با خدا محکم تر مى سازد و آتش عشقش را در دل ها شعله ورتر مى کند.


[۱]توحید از دیدگاه عقل و نقل، جعفر کریمی – قدرت الله فرقانی، فصل لزوم شناخت خدا، با اندکی تغییر.

[۲]لقمان، ۱۲«وَ مَنْ یَشْکُرْ فَاِنَّما یَشْکُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ کَفَرَ فَاِنَّ اللّهَ غَنِىُّ حَمیدٌ».

[۳]ابراهیم،۷ لَئِنْ شَکَرْتُمْ لَأَزیدَنَّکُمْ وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابی‏ لَشَدیدٌ.

[۴]شرح فارسى غررالحکم، جلد ۳،َ صفحه ۳۲۸ ثمَرَهُ الشُّکْرِ زِیادَهُ النِّعَمِ.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


8 + = 10