دایره المعارف اسلام پدیا » مریم (س)
منوی اصلی

مریم (س)

تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ در باب: بزرگان

مقام حضرت مریم

برای روشن شدن موضوع ابتدا زندگی حضرت مریم (ع) را مرور می کنیم:

از تواریخ و اخبار اسلامى و گفته مفسران استفاده مى‏شود که “حنه” و “اشیاع” دو خواهر بودند که اولى به همسرى “عمران” که از شخصیت‏هاى برجسته بنى اسرائیل بود در آمد و دومى را “زکریا” پیامبر خدا به همسرى انتخاب کرد.

سال ها گذشت، اما از همسر عمران فرزندى متولد نشد. روزى “حنه” زیر درختى نشسته بود پرنده‏اى را دید که به جوجه‏هاى خود غذا مى‏دهد، مشاهده این محبت مادرانه، آتش عشق فرزند را در دل او شعله‏ور ساخت و از صمیم دل از درگاه خدا تقاضاى فرزندى کرد و چیزى نگذشت که این دعاى خالصانه به هدف اجابت رسید و باردار شد.

از بعضى روایات استفاده مى‏شود که خداوند به عمران وحى فرستاده بود که پسرى پر برکت که مى‏تواند بیماران غیر قابل علاج را درمان کند و مردگان را به فرمان خدا حیات بخشد به او خواهد داد که به عنوان پیامبر به سوى بنى اسرائیل فرستاده مى‏شود.

او این جریان را با همسر خود در میان گذاشت و هنگامى که او باردار شد تصور کرد فرزند مزبور همان است که در رحم دارد، بى خبر از این که کسى که در رحم او است مریم (مادر آن فرزند) مى‏باشد و به همین دلیل نذر کرد که پسر را خدمت گزار خانه خدا “بیت المقدس” نماید. اما به هنگام تولد مشاهده کرد که دختر است، در این موقع نگران شد که با این وضع چه کند؛ زیرا خدمت کاران بیت المقدس از میان پسران انتخاب مى‏شدند و سابقه نداشت دخترى به این عنوان انتخاب شود.

بعضى گفته‏اند: اقدام همسر عمران به نذر، دلیل بر آن است که عمران در همان حال باردارى او از دنیا رفته بود، و گرنه بعید بود او مستقلا چنین نذرى کند.[۱]

از آیات قران و آنچه در احادیث آمده است به خوبی معلوم می شود مریم دختر عمران در یک خانواده فقیر زندگی می کرد که از نظر مالی توانایی اداره او را نداشتند – زیرا پدرش قبل از تولد او از دنیا رفته بود- متولد شد و به همین جهت سرپرستی او را حضرت زکریا (شوهر خاله اش ) بر عهده گرفت.[۲]

با توجه به آنچه بیان شد، زندگی این بانوی بزرگوار همواره با سختی ها، زحمت ها و محرومیت هایی همراه بوده است؛ زیرا ایشان بر طبق نذر مادرش از همان کودکی به عنوان خادم معبد انجام وظیفه می کرد و کارهایی فوق طاقت این کودک خردسال به او می سپردند، اما آن حضرت تمام این مشکلات را به جان خریده و کوچک ترین شکایتی نداشت. همچنین در مقابل زخم زبان ها و تهمت هایی که از طرف افراد مغرض و بی ایمان می شنید صبر می کرد و از خداوند رضایت کامل را داشت. و خداوند به خاطر آن، مقام صبر و رضایت و به خاطر اطاعت محض او ، وی را به چنین مقامی رساند و در باره اش فرمود: “و (به یاد آورید) هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته و بر تمام زنان جهان، برترى داده است”.[۳]

آری در اثر این تلاش های خالصانه خداوند او را بر زنان زمان خودش برتری داده است؛ زیرا خداوند شاکر است و اعمال نیک و عبادات خالصانه بندگانش را بدون پاسخ نمی گذارد. قرآن در این زمینه می فرماید: ‏”و کسى که فرمان خدا را در انجام کارهاى نیک اطاعت کند، خداوند (در برابر عمل او) شکرگزار، و (از افعال وى) آگاه است”.[۴]

تربیت پیامبری بزرگوار و اولو العزم برای هدایت و راهنمایی انسان ها به سوی خدا و هم چنین زندگی پاک و سالم حضرت مریم که یکی از بهترین الگوها برای تربیت زنان و مادران در هر عصر و زمان است، از بزرگ ترین خدمت های آن حضرت به جامعه بشریت است که با هیچ خدمتی قابل مقایسه نیست؛ زیرا روشن است که بالاترین خدمت به بشریت تربیت انسان است. اگر کسی موفق شود حتی یک انسان را به درستی تربیت کرده و به جامعه بشری تحویل دهد خدمت بزرگی کرده است تاچه رسد به این که مادری، پیامبر بزرگواری تربیت کند که منشأ هدایت میلیون ها انسان شود، آیا بزرگ تر از این خدمت، خدمتی می توان تصور کرد؟

بر این اساس، آیا این بشارت بزرگ و با ارزش جز در سایۀ تقوا و پرهیزگارى و ایمان و عبادت و زحمات طاقت فرسای حضرت مریم (ع) بدست آمده است؟! این آیه گواه بر آن است که مریم بزرگ‏ترین شخصیت زن در زمان خود بوده است. نکته ای که باید توجه داشته باشیم این است که خداوند متعال به اعمال خالص پاداش می دهد هر چند اندک باشد. به عبارت دیگر در پیشگاه پروردگار حکیم مهربان کیفیت اهمیت دارد نه کمیت.

سخن گفتن حضرت عیسی (ع) در گهواره در روزهای اول تولد گرچه معجزه بزرگی است که از عظمت شأن و مقام آن حضرت حکایت می کند، اما این معجزه بزرگ الاهی برای دفاع از عصمت و پاک دامنی مادرش بود که ناجوانمردانه آماج تهمت ناروا (زنا) قرار گرفته بود و دشمنان با استفاده از قرائن و شواهد موجود (تولد حضرت عیسی و شوهر نداشتن حضرت مریم) فرصتی به دست آورده بودند تا شخصیت این بنده بی گناه خدا را مورد تعرض قرار دهند و در صورتی که در این کار خود موفق می شدند نبوت حضرت عیسی (ع) نیز زیر سؤال می رفت.

تنها چیزی که حربه دروغ گویان و شایعه سازان را از کار انداخت همین معجزه بزرگ بود، چنانکه خداوند متعال در قضیه اتهام زلیخا به حضرت یوسف(ع) با معجزه مشابهی که کودک شیرخواره با سخن گفتن به پاک دامنی آن حضرت گواهی داد و صداقت و پاک دامنی او را در افکار عمومی آن روزگار به اثبات رسانید.

حضرت مریم و غذا و میوه بهشتی

این موضوع را باید در چند زمینه، مورد بررسی قرار داد:

اول: آیا غذایی که زکریای پیامبر آن را نزد مریم مشاهده می نمود، از بهشت برای او آورده می شد؟

دوم: آیا غذای بهشتی، لزوماً ماندگار بوده و یا این که ممکن است همچون اشیای موجود در جهان مادی، قابل تبدیل و تغییر باشد؟

اکنون به همین ترتیب، به پاسخ آن می پردازیم:

۱٫ در ارتباط با قسمت اول، باید گفت: قرآن در باره غذای حضرت مریم می فرماید: “…. هر زمان زکریا وارد محراب او مى‏شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى‏دید. از او پرسید: «اى مریم! این را از کجا آورده‏اى؟!» گفت: «این از سوى خدا است. خداوند به هر کس بخواهد، بى حساب روزى مى‏دهد».[۵]

اما این غذا چه نوع غذایى بوده و از کجا براى مریم آمده در آیه نیامده است؛ ولى از روایات متعددى که در کتاب های روایی آمده، استفاده مى‏شود که این بانوی الاهی، غذایش میوه های غیر فصل بوده که در کنار محرابشان به فرمان پروردگار حاضر مى‏شد.[۶]

این موضوع جاى تعجب ندارد که خدا از بنده پرهیزگارش این چنین پذیرایى کند، ولى بعضى از مفسران (مانند نویسنده المنار) معتقدند که منظور از “رزقاً” همین غذاهاى معمولى دنیا بوده؛ زیرا از “ابن جریر” نقل شد که بنى اسرائیل گرفتار قحطى شدند و زکریا قادر بر تأمین زندگى مریم نبود، در این موقع قرعه‏اى زدند که به نام مرد نجارى افتاد و او با میل و رغبت خود از درآمد کارش، غذاى مریم را تهیه مى‏کرد و به هنگامى که زکریا در کنار محراب او قرار مى‏گرفت از وجود چنان غذایى در آن شرایط سخت تعجب مى‏کرد و مریم در پاسخ سؤال او مى‏گفت: “این از طرف خدا است”؛ یعنى خداوند، مرد با ایمانى را علاقه‏مند به این خدمت و در آن شرایط سخت، ساخته است.

این تفسیر، با قرائن موجود در آیه و با روایاتى که در ذیل آن وارد شده است، سازگاری ندارد! در تفسیر عیاشى روایتى از امام باقر (ع) نقل شده است: “روزى پیامبر (ص) به خانۀ فاطمه زهرا (س) آمد در حالى که چند روز در خانۀ او غذایى دیده نمى‏شد، ناگاه غذایى نزد او مشاهده کرد و از او پرسید: این غذا از کجا است؟ فاطمه (س) عرض کرد: از جانب خدا است؛ او هر کس را که بخواهد بدون حساب روزى مى‏بخشد، پیامبر (ص) فرمود: این جریان همانند جریان زکریّا است که در کنار محراب مریم آمد و غذاى مخصوصى در آن جا دید و از او پرسید: اى مریم! این غذا از کجا است، او گفت: از ناحیۀ خدا است.[۷]

البته، این موضوع که منظور از«رزقاً» غذاى بهشتى باشد از قرائنى که در آیه هست نیز استفاده مى‏شود؛ زیرا

اولاً: کلمۀ «رزقاً» به صورت نکره آمده، که نشانۀ آن است که رزق و روزی خاص و ناشناسى براى زکریا بوده است؛

ثانیاً: پاسخ مریم که «این از طرف خدا است»، نشانۀ دیگرى براى این مطلب مى‏باشد.

ثالثاً به هیجان آمدن زکریا و تقاضاى فرزندى از طرف پروردگار که در آیۀ بعد به آن اشاره شده، قرینۀ دیگرى براى این معنا محسوب مى‏شود.[۸]

از طرف دیگر در علم کلام در باب توحید افعالى ثابت ‏شده است که خداوند متعال، قدرت مطلق است و آفرینش، رزق، زنده کردن، میراندن، بی نیازی، فقر، عزّت، ذلّت، صحّت و مرض و… به دست قدرت او است؛ منتها گاهى افاضه توسّط اسباب عادى است (اسباب اختیارى و غیر اختیارى بشر) و گاهى بدون اسباب عادى است؛ مثل خلقت حضرت آدم و حوّا و … معجزات صادره از انبیا نیز از همین قبیل و بر خلاف عادت است، همچنین رزق حضرت مریم بر خلاف عادت و بدون اسباب ظاهری بوده است”.[۹]

پاسخ پرسش دوم:

اکنون قاعدۀ پذیرفته شده ای در جهان مادی وجود دارد مبنی بر این که ماده و انرژی، هیچ گاه از بین نرفته، بلکه به یکدیگر تبدیل شده و در اشکال مختلف نمودار می شوند. در همین راستا، غذایی که به صورت معمول در این دنیا مصرف می شود، بعد از تبدیل مقداری از آن به انرژی و ماده در داخل بدن، باقیمانده ای نیز دارد که با دفع و تعریق از بدن انسان خارج می شود، اما دلیلی ندارد که این سیستم، تنها راه موجود برای تبدیل مواد باشد و دست کم از لحاظ عقلی محال نیست که شیوۀ دیگری در نظر گرفته شود که در آن، تعفن موجود در مواد دفع شده برطرف شود و یا تمام مواد مصرف شده، تبدیل به انرژی شود.

در ارتباط با جهان اخروی باید دانست که آیات و روایاتی به زندگی جاوید بشری در بهشت و دائمی بودن نعمت ها و لذت های آن، اشاره و تأکید می نمایند، بدان معنا نیست که غذاهایی که بهشتیان از آن تغذیه می نمایند نیز دائمی باشد، بلکه دلایلی بر خلاف این مطلب وجود دارد.

زید بن ارقم نقل می نماید که مردی از اهل کتاب نزد پیامبر آمده و عرضه داشت که شما معتقدید که بهشتیان می خورند و می آشامند. پیامبر فرمودند: بله … مرد سؤال کننده بار دیگر پرسید که آنها که می خورند و می آشامند، چگونه قضای حاجت می نمایند؟ پیامبر فرمودند: “این مواد از بدنشان، به صورت عرق خوش بویی، چون مشک آهو خارج می شود..”.[۱۰]

به عبارتی دیگر، نعمت های بهشتی پایان پذیر نبوده، اما تغییر و تبدل در آن ممکن است.

با توجه به آنچه بیان شد و با در نظر گرفتن قدرت پروردگار، اهدای غذاهایی از نوع بهشتی آن به افراد برگزیده ای در این دنیا، هیچ مشکلی را ایجاد نمی نماید.

مطالعه موضوعات زیر در رابطه با بهشت می تواند مفید باشد:

۱٫ وجود بهشت و جهنم در حال حاضر، ۱۰۱ (سایت: ۱۷۹۸).

۲٫ حقیقت بهشت و جهنم، ۱۹۴۵ (سایت: ۱۹۴۸).

۳٫ ملال آور نبودن نعمت های بهشتی، ۱۸۲۳ (سایت: ۱۹۷۷).


[۱] . مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏۲، ص: ۵۲۳، انتشارات دارالکتب اسلامیه، تهران،۱۳۷۶

[۲] . آل عمران ،۳۷-۳۵:” إذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ نَذَرْتُ لَکَ مَا فىِ بَطْنىِ مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنىّ‏ِ إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ(۳۵)فَلَمَّا وَضَعَتهَْا قَالَتْ رَبّ‏ِ إِنىّ‏ِ وَضَعْتهَُا أُنثىَ‏ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَ لَیْسَ الذَّکَرُ کاَلْأُنثىَ‏  وَ إِنىّ‏ِ سَمَّیْتهَُا مَرْیَمَ وَ إِنىّ‏ِ أُعِیذُهَا بِکَ وَ ذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ(۳۶)فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَ أَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَ کَفَّلَهَا زَکَرِیَّا  کلَُّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقًا  قَالَ یَامَرْیَمُ أَنىَ‏ لَکِ هَاذَا  قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللَّهِ  إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیرِْ حِسَابٍ(۳۷)

[۳]. آل عمران،۴۲:” وَ إِذْ قالَتِ الْمَلائِکَهُ یا مَرْیَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاکِ وَ طَهَّرَکِ وَ اصْطَفاکِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمین‏”

[۴]. بقره ،۱۵۸:” وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاکِرٌ عَلیم”

[۵] . آل عمران، ۳۷

[۶] مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۱۴، ص ۱۹۵، مؤسسه الوفاء، بیروت، ۱۴۰۴ ه ق.

[۷] . عروسی حویزی، عبد علی بن جمعه، نورالثقلین، ج۱، ص۳۳۳، انتشارات اسماعیلیان، چاپ چهارم، قم، ۱۴۱۵ ق.

[۸] . تفسیر نمونه، ج ۲، ص۵۳۰؛ تفسیر المیزان، ج۳، ص۲۷۳ و ۲۷۴٫

[۹] . تفسیر نمونه، ج ۲، ص۵۳۰٫

[۱۰] بحار الانوار، ج ۸، ص ۱۴۹، ح ۸۲٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


4 + = 8