دایره المعارف اسلام پدیا » عصمت انسان‏هاى معمولى
منوی اصلی

عصمت انسان‏هاى معمولى

تاریخ: ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ در باب: عصمت

انسان موجودى مختار است و به گونه‏اى آفریده شده که با انتخاب صحیح و مزیّن شدن به ایمان و عمل صالح و اجتناب از عصیان اوامر یا نواهى الهى، مى‏تواند به مقام “خلیفه اللهى” بار یابد، یعنى: به جمیع کمالات متناسب با یک “انسان” دست یافته و از جمیع نواقص و عیوب دنىّ دنیوى مبرا گشته و داراى “ولایت تکوینى و تصرف در قلوب” گردد.[۱]

انتخاب صحیح انسان، بر اساس علم و اراده قوى او، در تبعیت از “عقل و فطرت و دین” است و هر اندازه علم و اراده‏ى او قوى‏تر باشد، بیشتر از اشتباه و خطا، در امان مى‏ماند و چون علت نسیان، بى اعتنایى و بى‏توجهى است، اگر اوامر و نواهى الهى براى او داراى اهمیت بوده و دایم الذکر باشد، با نسیان نیز دچار خطا و عصیان نمى‏گردد و این همان مقامى است که از آن به “عصمت” تعبیر مى‏شود و سبب ارتقاى تدریجى او به مقام ولایت و خلافت الهى مى‏گردد. انبیا و اوصیاى الهى چون امین وحى الهى هستند و به عنوان امام و الگوى بشریت مطرحند، باید در اوج این مقام واقع شوند تا: ۱- پیام الهى به طور کامل و صحیح در اختیار بشر قرار گیرد؛ ۲- مردم بتوانند به گفتار و کردار آنها اعتماد کنند؛ ۳- از سیره و رفتار و اخلاق آنها الگو گرفته و خود را بسان آنها تربیت نموده و در راه وصول به تکامل و مقام خلیفه اللهى گام نهند؛ تا با استمرار آن راه، کعبه‏ى مقصود را به آغوش کشیده و به لقاء اللَّه برسند؛ و به همین جهت است که تحت عنایت الهى – همراه با اختیار از کودکى تا آخر عمر از هرگونه عصیان و طغیان و اشتباه مصون‏اند، تا اعتماد مردم به ایشان در حد أعلا واقع گشته و حجت بر همگان تمام شود و دیگران نیز تشویق به پیمودن این راه بشوند.

پس هر انسانى مى‏تواند در راه عصمت و نیل به مقام ولایت و خلافت گام بردارد و هر چه بیشتر در این راه تلاش نموده و فزونتر تقوا را رعایت کند، بیشتر مورد عنایات و دستگیرى حق واقع مى‏شود؛ زیرا او وعده داده است که: “تقواى الهى را پیشه کنید تا خداوند به شما آموزش دهد”[۲] و نیز فرموده: “و هر آن که در راه ما تلاش نماید ما راه‏هاى خود را به وى مى‏نمایانیم و خداوند هر آینه با نیکوکاران است.”[۳] و “اگر تقوا پیشه کنید خداوند براى شما فرقان (نیروى تمیز حق از باطل) قرار مى‏دهد و سیئات شما را جبران و گناهان شما را مى‏بخشد.”[۴] و “هر آن که – چه زن و چه مرد – با ایمان باشد و عمل صالح انجام دهد، او را حیاتى طیبه (فراتر از زندگى عادى نیک دیگران) مى‏بخشیم و کارهاى آنها را به بهتر از آنچه انجام داده‏اند، پاداش مى‏دهیم.”[۵]

و در حدیث قدسى آمده است: “اگر بر عبد من، مشغولیت با من غالب آید، من همت و لذت او را در ذکرم برایش قرار مى‏دهم؛ پس او عاشق من و من عاشق او مى‏شوم و حجاب‏هاى بین خودم و او را بر مى‏دارم، پس وقتى که مردم دچار سهو و نسیان مى‏شوند، او دچار سهو و نسیان نمى‏شود (و خطا و عصیان از او سر نمى‏زند) پس اگر سخن بگوید، سخنش (مثل) سخن انبیا است و آنها واقعاً سرآمد روزگارانند، آنانند که چون من عقوبتى را به اهل زمین اراده کنم، به یاد آنها مى‏افتم و عقوبتم را (به خاطر ایشان) از اهل زمین بر مى‏گردانم.”[۶]

پس وجود “عصمت” در انبیا و ائمه‏ علیهم السلام – چنانکه گذشت و با ادله‏ى نقلى و عقلى فراوان اثبات شده است – ضرورت داشته؛[۷] لکن اختصاص به ایشان ندارد و هر کس در حد تلاش و تقوا و علم و اراده‏ى خود مى‏تواند بهره‏اى از آن را کسب کند تا اینکه علایم آن نیز از او به ظهور و بروز برسد.

در انبیا و اوصیا، علاوه بر بروز این علایم، نص الهى و اصطفاى ایشان به مقام نبوت یا ولایت از طرف خداوند، دلیلى بر وجود عصمت در حد اعلا در ایشان است و إلاّ با حکمت و علم خداوند و هدف بعثت و ولایت ائمه‏علیهم السلام، یعنى هدایت و تربیت انسان‏ها و ابلاغ و اجرا و دفاع از دین الهى، ناسازگار خواهد بود.[۸]


[۱] ر.ک: نمایه‏هاى: محبوب خدا شدن – سعادت و کمال انسان – قرب إلهى و….

[۲] بقره، ۲۸۲ – تغابن، ۱۱٫

[۳] عنکبوت، ۶۹٫

[۴] انفال، ۲۹٫

[۵] نحل، ۹۷٫

[۶] نقل از: حسینى طهرانى، محمد حسین، توحید علمى و عینى، ص ۳۳۷٫

[۷] ر.ک: مصباح یزدى، محمد تقى، راه و راهنماشناسى، ص ۱۴۷ – ۲۱۲٫

[۸] ر.ک: مصباح یزدى، محمد تقى، راه و راهنماشناسى، صص ۱۴۷ – ۲۱۲٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


4 + 9 =