دایره المعارف اسلام پدیا » عدم منافات برخی آیات قرآن با اصل شفاعت
منوی اصلی

عدم منافات برخی آیات قرآن با اصل شفاعت

تاریخ: ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ در باب: شفاعت

خداوند متعال در آیه شریفه: “قل لا أملک لنفسى نفعاً و لا ضرّاً إلا ما شاء الله …”،[۱] خطاب به پیامبر خویش مى‏فرماید: بگو: «من مالک سود و زیان خویش نیستم، مگر آنچه را خدا بخواهد (و از غیب و اسرار نهان نیز خبر ندارم، مگر آنچه خداوند اراده کند) و اگر از غیب با خبر بودم، سود فراوانى براى خود فراهم مى‏کردم، و هیچ بدى (و زیانى) به من نمى‏رسید من فقط بیم‏دهنده و بشارت‏دهنده‏ام براى گروهى که ایمان مى‏آورند! (و آماده پذیرش حقند).

ابتداً به نظر می رسد با توجه به آنچه در این آیه آمده، طلب شفاعت از پیامبر (ص) با مفاد آیه منافات دارد! اما با دقت در آن متوجه خواهیم شد که آنچه این کریمه در صدد بیان آن است، اثبات توحید افعالى و نفى استقلال پیامبر (ص) از خداوند در وجود و سایر شؤون وجودى است، بنابر این هیچ گونه منافاتى با آیاتى که فاعلیت یا شفاعت و… را با اذن و ارادۀ الاهى، به خود آن بزرگوار نسبت مى‏دهد و ما را به مراجعۀ به اولیاء الله از جمله پیامبر (ص) امر مى‏نماید، ندارد؛ زیرا شفاعت بسان سایر افعال ایشان، در طول فاعلیت خداوند و با اذن و ارادۀ او است.

در واقع، پیامبر (ص) با این کریمه و امثال آن، داعیۀ الوهیت یا ربوییت را از جانب خویش منتفى مى‏داند. بر خلاف مسیحیت و غالیان که قایل به الوهیت مسیح (ع) و امام على (ع) هستند، یا آنان که صاحبان کلیسا را ربّ خود گرفته و بیانات آنها را بر حکم خداوند ترجیح مى‏دهند و… .

بنابر این، گر چه ما مأمور به مراجعۀ به این بزرگواران و احترام به ایشان هستیم، لکن هرگز نباید ایشان را تا مقام الوهیت یا ربوبیت بالا برده و هم طراز خداوند قرار دهیم.

به علاوه ما موظفیم از سیرۀ ایشان درس گرفته و وجود و کمالات وجودى خود را عطیۀ الاهى بدانیم، تا دچار غرور و استکبار نشویم.

آیه کریمۀ ۸ سوره مبارکۀ انفال و نیز آیۀ ۴۹ سورۀ مبارکه یونس و آیات مشابه این دو، تنها نافى استقلال در وجود و فاعلیت از شخص پیامبر (ص) است و وقتى که از شخص اول عالم امکان این استقلال نفى مى‏شود، نفى آن از سایر انسان‏ها و بالتبع از سایر موجودات، اولى خواهد بود.

این کریمه، تفسیرى است براى آیاتى چون ۶۴ و ۷۹ و ۸۰ سوره مبارکۀ آل عمران که ادعاى الوهیت و ربوبیت را از جانب پیامبران راستین الهى منتفى و مردم را از این که قایل به این امر شوند، نهى نموده است. در این جا به جاى این که پیامبر (ص)، خود را فاعل و مالک و صاحب اختیار مطلق و مستقل از خداوند معرفى نماید و داعیۀ الوهیت یا ربوبیت بر مردم را بنماید، تمام شؤون وجودى خود را متعلق و وابستۀ به خداوند مى‏داند و ذکر نفع و ضرر از باب نمونه و به جهت شاخص بودن این دو در فعالیت‏هاى انسان است؛ زیرا هدف اغلب انسان‏ها در کلیۀ فعالیت هایشان، جلب منفعت و دفع ضرر از خویش است نه چیزى دیگر و إلّا تمامى شؤون وجودى همۀ موجودات و تمامى فاعلیت و کمالات آنها، از جانب خداوند است نه فقط جلب منافع و دفع ضررها.


[۱] اعراف، ۱۸۸٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


+ 2 = 6