دایره المعارف اسلام پدیا » زيد بن على (ره) و خلافت ابوبكر
منوی اصلی

زید بن على (ره) و خلافت ابوبکر

تاریخ: ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ در باب: زیدیه

با مروری در منابع معتبر تاریخی، مدرکى مؤیّد این که جناب “زید بن على”(ره) به صحت خلافتِ ابوبکر شهادت داده به دست نیامد، از این رو، اولاً: یک ادّعا به تنهایی در موضوعی علمى، ارزشی ندارد. ثانیاً: اگر هم برخی منابع به این موضوع اشاره کرده باشند، بهترین شیوه ارزیابى مسئله شناختِ قراینى است که به نوعى در تضعیف و بعید جلوه دادنِ نسبت فوق، شایستگى دارند، از این رو نخست به بررسى شخصیت زید پرداخته، قرائنى را که دلالت بر موافقت یا عدم موافقت روحیات او با موضوع فوق دارد، بررسى مى‏کنیم.

زیدبن على (ره) یکى از بندگان زاهد، سخاوت مند و شجاع بود که پس از امام باقر (ع) برترین برادران خویش بود.[۱]

پدر بزرگوارش على‏بن الحسین (ع) ملقّب به سجاد بود. وى در ماه صفر سال ۱۲۰ هجرى قمرى، در جنگ با امویان به شهادت رسید. در بزرگوراى آن مرد، همین بس که حضرت امام صادق (ع) پس از روانه شدن زید به قصد قیام فرمودند: “واى به حال آن که ندایش را بشنود و به یارى او نشتابد”.[۲] و نیز حضرت در جریان شهادت ایشان بسیار محزون شده و براى هزینه مراسم سوگوارى وى هزار دینار از دارایى خویش را کنار گذاشتند.[۳] پس در این که ایشان مردى جلیل القدر و مورد احترام امامان معصوم ‏(ع) بوده، جاى هیچ گونه شک و تردیدى نیست،[۴] اما سخن در این است که آیا این اندازه از صحّت نفس و تقوا، موجب حجیّت گفتار شخص مى‏شود، حجیّتى که ملازم عصمت است؟! این که شخصى به درجه‏اى برسد که موفق به ترک محرمات الاهى و عمل به شئونات اسلامى شود و حتى از مکروهات نیز چشم بپوشد چیز بعیدى نیست. انسان‏هاى معمولى، غیر از امامان ‏(ع) نیز قادر به انجام آن خواهند بود.

به سخن دیگر، ممکن است شخصى بدین درجه از عصمت، دست یابد، اما واقعیت این است که این مرتبه عصمت و دورى از معاصى، به افعال، کردار و حتى گفتار شخص “حجیّت” نمى‏بخشد.

آنچه در این میان ملاک است، عصمتى است که مقرون به امامت باشد و با تصریح حضرت رسول اکرم (ص) و امام پیشین، به وسیلۀ اخبار متواتر رسیده باشد. پس بنابر فرض، حتى اگر زید بن على (ره) اذعان به صحّت خلافت أبوبکر نموده باشد، این امر مصحح و حجّت خلافت او نخواهد بود.

اما مسئله اساسى این است که آیا ادعاى این که زیدبن على (ره) بر حادثه‏ سیاسى – نظامى سقیفه، صحّه گذاشته و خلافت ابوبکر را تأیید کرده صحیح است یا خیر؟!

زید کسى بود که از ظلم و بیداد، دورى مى‏جست و هرگز ظلم و تعدّى را نپذیرفت. او در برابر طاغوتیان مى‏ایستاد، از این رو بود که در خون خواهى جدِّ خویش حسین‏ بن على (ع) قیام کرد، قیامى که به “قیام زید” شهرت پیدا کرد. این نبود مگر به خاطر این که به همه بفهماند که خاندان رسول اکرم (ص) نه با امویان و نه با هر کسى که حق آل رسول را غصب کرده باشند، سرِ سازگارى ندارند.

آیا اساساً تصوّر این که چنین شخصى با این درجه از علم و شجاعت، مقهور جوِّ سیاسى آن روز قرار گرفته باشد و به تمامى فرمایشات پیامبر اسلام (ص) در دعوت خویشان، لیله المبیت، یوم الغدیر و… پشت پا زده باشد، تصوّرى صحیح است؟!

بنابراین، با کمى دقت در روش زندگى این مؤمن حقیقى، باید گفت که تمامى این تهمت‏ها و ناسزاها، دور از منزلت زیدبن على (ره) است و براى وارونه جلوه دادن حقیقت ساخته و پرداخته شده است. ما نیز از کسانى که چنین ادعایی را ترویج مى‏کنند، دلیل معتبرى مبنى بر انتساب این مطلب به زیدبن على (ع) طلب مى‏کنیم، هرچند که فرض وجود چنین چیزى را حتى در دایره ذهن خویش، نخواهیم پذیرفت.

منابع و مآخذ:

۱٫ ابى جعفر محمّد بن جریر الطبرى، جامع البیان عن تأویل آیات القرآن.

۲٫ المنجد فى اللغه.

۳ خوئى، سید ابوالقاسم.

۴٫ زین الدّین على بن یوسف بن جبر، نهج الایمان، تحقیق سیّد احمد حسینى.

۵٫ شیخ صدوق، عیون أخبار الرضا (ع).

۶٫ على بن عیسى ابن أبى الفتح الإربلى.

۷٫ فضل بن الحسن الطبرسى، إعلام الورى بأعلام الهدى.

۸٫ قمى، شیخ عبّاس، مفاتیح الجنان.


[۱] طبرسى، فضل ابن الحسن، اعلام الورى بأعلام الهدى، ج۱، ص ۴۹۳٫

[۲] شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا (ع)، ج۱، ص ۲۲۵٫

[۳] فضل ابن الحسن الطبرسى، اعلام الورى باعلام الهدى، ج۱، ص ۴۹۵٫

[۴] خوئى، ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج ۷، ص ۳۵۶٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


6 + = 9