دایره المعارف اسلام پدیا » ربط بین وحدت وجود مورد نظر ابن عربی با حکمت متعالیه
منوی اصلی

ربط بین وحدت وجود مورد نظر ابن عربی با حکمت متعالیه

تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ در باب: وحدت وجود

وحدت وجود پیام اصلی عرفان ابن عربی است که در تمامی آثار خود به آن پرداخته است. هرچند قبل از وی نیز، از طرف عرفا اشاراتی به این نظریه شده است، ولی بی گمان ابن عربی بیشترین سخن را در این مورد مطرح نموده است.

در مورد معنای وحدت وجود باید گفت: وحدت وجودی که مورد نظر عرفا و ابن عربی بوده وحدتِ مفهومی وجود نیست، بلکه منظور وحدت وجود خارجی اشیا است که عرفا در مقامات شهودی خود به آن نائل شده اند و سرچشمه اصلی این نظریه به هیچ وجه مباحث فلسفی نبوده است.

بنابراین نظریه، وجود حقیقی، بیش از یکی نیست و آن هم وجود خداوند است و غیر خدا هرچه هست صرفا تعینات و اعتبارات و تجلیات همان وجود واحد است که در واقع همگی نمودهایی بدون بود هستند و از این رو که تجلی خداوند هستند، وجود اعتباری یافته اند.

این بیان در آثار ابن عربی بارها تکرار می شود که عالم تجلی خداوند است و در وجود، چیزی غیر از حق ظاهر نشده است[۱] که با نظر به ذات خود فانی و باطل بوده، اما از این جهت که ظهور حق است وجود بالغیر دارد. همچنین این سخن وی مشهور است که «سبحان من اظهر الاشیاء و هو عینها»؛ پاک و منزه است آن که موجودات را پدیدار ساخت و خود عین آنها است،[۲] که البته مراد، عین ظهور آنها است نه عین ذات آنها. چنان که در جای دیگری گفته: «او عین هر موجودی در مقام ظهور است، نه این که عین موجودات در ذات آنها است، خداوند از این نسبت منزه و برتر است، بلکه او اوست و موجودات، موجودات ربطی».[۳]

ابن عربی معتقد است: حقیقت وحدت وجود امری عظیم و «طوری ورای طور عقل»[۴] است که باعث حیرت عقلا است و برای درک آن نیاز به آگاهی از نوع برتر است و امید ندارد که عقل، آن را درک کند؛ چرا که خداوند در مقام ظهور، عین هر شیء است، ولی در ذات اشیا عین آنها نیست و این امر عظیم نه متناقض نما، بلکه متناقض است؛ چرا که اگر متناقض ظاهری بود پس از رفع تناقض از عظمت می افتاد و دیگر جایی برای حیرت وجود نداشت.

به گفته ابن عربی: «تحریر این مسئله به جد مشکل است؛ چرا که عبارت از آن قاصر است و به خاطر سرعت دگرگونی و تناقض احکامش تصور نمی تواند آنا ضبط نماید. این مسئله مانند قول خدای تعالی است که می فرماید: “وما رمیت اذ رمیت”؛ تو پرتاب نکردی (نفی می کند) هنگامی که پرتاب کردی (اثبات می کند)».[۵]

آنچه گذشت بیانات و کلمات ابن عربی در بحث وحدت وجود بود که محور عرفان نظری محسوب می شود.

اما این نظریه در حکمت متعالیه ملاصدرا نیز مطرح شده و ملاصدرا مدعی شده است،که توانسته است آن را از لحاظ فلسفی به اثبات برساند.

بسیاری از بزرگان عرفان برآنند که ملاصدرا اصل این نظریه را از ابن عربی گرفته و به طور کلی بسیار از وی متأثر بوده است. در عمل نیز آنچه از مطالب خود ملاصدرا بر می آید این است که وی در نهایت و اوج فلسفه خود به همان نظریه عرفا در وحدت وجود نائل شده است، چنان که خود می گوید: “پروردگارم مرا هدایت فرمود و برهانی روشن عطایم نمود بر این که وجود، منحصر در یک حقیقت شخصیه می باشد به گونه ای که در دار وجود جز او موجودی نیست و هرچه غیر از او موجود به نظر می رسد، ظهور و تجلی صفات او و فیضی از افاضات نامتناهی وی هستند”.[۶]

ولی تفاوت اصلی بین ابن عربی و ملاصدرا این است که با همه تاکیدی که ابن عربی بر «طوری ورای طور عقل» بودن وحدت وجود دارد، ملاصدرا بنابر دیدگاه کلی خود مبنی بر وحدت عرفان و قرآن و برهان، معتقد است که این مسئله، مطلبی است برهانی لذا برای آن استدلال هایی کرده و آن را در قالب فلسفی ارائه داده است.

البته در مورد بیان ملاصدرا تذکر این نکته ضروری است که وی در این مسئله دو گونه نظریه مطرح نموده است؛ نظریه ای ابتدایی و نظریه ای نهایی. نظریه ابتدائی، موسوم به « وحدت تشکیکی وجود» و نظریه نهایی «وحدت شخصیه وجود» نامیده شده است.[۷]

در این مقال بیش از این مجال پرداختن به نحوۀ استدلال ها و مباحث مطرح شده در حکمت متعالیه و این که چگونه ملاصدرا بین این دو نظریه توافق حاصل کرده است نیست و نظریات مختلفی هم در مورد آن از طرف علما مطرح شده است که باید به آثار مطول مراجعه شود.


[۱] ابن عربی ، الفتوحات المکیه، ج ۲، ص ۵۱۷، دار صادر، بیروت،  بی تا.

[۲] الفتوحات المکیه، ج ۲، ص ۶۰۴، به نقل از، خواجوی، محمد، خرد نامه صدرا، ص ۵۴، شماره ۱۹، بهار ۷۹٫

[۳] الفتوحات المکیه، ج ۲، ص ۴۸۴.

[۴] همان، ج ۱، ص ۲۸۹.

[۵] همان، ج ۲، ص ۲۱۶.

[۶] صدر الدین، محمد شیرازی (ملاصدرا)، الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه، ج ۲، ص ۲۹۲، دار احیاء تراث العربی، بیروت، چاپ چهارم، ۱۴۱۰هـ.

[۷] الحکمه المتعالیه فی الاسفار الاربعه، ج ۱، ص ۷۱.




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


+ 7 = 11