دایره المعارف اسلام پدیا » رابطه ولایت با امامت
منوی اصلی

رابطه ولایت با امامت

تاریخ: ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ در باب: ولایت

“ولایت” مهم ترین پیش نیاز “امامت”؛ یعنى یکى از شروط مهّمۀ آن است و تا ولیّ حضور و ظهور داشته باشد، شخص دیگرى نمى‏تواند “پیشواى” مسلمین گردد و زمام امور دینى و دنیوى آنها را به دست گیرد و آنها را به دنبال اهداف و نیات خود بکشاند؛ زیرا این یک اصل عقلایى و بدیهى است که تا افضل و اکمل حضور دارد، نوبت به سایرین نمى‏رسد، مگر این که آن “ولیّ مطلق” این اجازه و رخصت را به او داده باشد، و او تحت نظر آن ولّى به اداره ی امور مسلمین در حیطۀ محدود اختیارات داده شده، بپردازد و پا را از آن فراتر ننهد؛ مانند: ولى فقیه در زمان غیبت امام دوازدهم (عج).

از این رو، مقام “ولایت الاهى” که به ائمه معصومین ‏(ع) و پیامبر اکرم (ص) نسبت داده مى‏شود، همان مقام “خلیفه الاهى” است که هدف آفرینش انسان مى‏باشد و با همین مقام مسجود ملایکه واقع شده است، و اگر این ولیّ نباشد زمین اهلش را در خود فرو مى‏برد.[۱]

اما آن ولایتى که به سایرین نسبت داده مى‏شود، صِرف حق تصرف در امور مولى علیه، در حیطه‏اى است که از طرف شارع به آنهااجازه داده شده است، مثلاً ولایت پدر بر فرزندان قابل مقایسه با ولایت حاکم شرع بر امور اجتماعى نیست؛ زیرا سعه اختیارات این دو و شرایط ولایت این دو با هم متفاوت است.

به بیان دیگر؛ ولایت خدا، رسول (ص) و امامان (ع) بر سایرین ولایتى حقیقى و برخاسته از قابلیت‏ها و اقتضاءات ذاتى آنها است، لکن ولایت سایرین ولایتى “اعتبارى و قراردادى” و منوط به تشریع شارع است. چنانچه تحقق و فعلیت ولایت نبى (ص) و امام (ع) در جامعه، نیازمند رویکرد و اطاعت و تسلیم مردم در برابر تصرفات و اوامر و نواهى ایشان و مراجعه و رضایت مردم به قضاوت‏ها و حکم‏هاى ایشان است و إلاَّ آن ولایت الاهیه، در جامعه به ظهور نرسیده و إعمال نمى‏شود.


[۱] مطهرى، مرتضى، امامت و رهبرى، ص ۴۶ – ۷۶٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


7 + = 10