دایره المعارف اسلام پدیا » رابطه بین عرفان و اسلام
منوی اصلی

رابطه بین عرفان و اسلام

تاریخ: ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ در باب: عرفان

با توجه به توضیحات گذشته، روشن شد که عارف حقیقى کسى است که با اجراى برنامه‏هاى عملى خاصى به معرفتِ‏ شهودى و حضورى نسبت‏ به خداى متعال و صفات و افعال او نایل شده باشد.

آنچه باعث به وجود آمدن اختلافات زیادی دربارۀ درستی و نادرستی عرفان و روش های سیر و سلوک عرفا شده است، جوابی است که هر کس به این سؤال داده است که آیا در اسلام چیزى به نام عرفان اسلامى وجود دارد، یا مسلمانان آن را از دیگران گرفته‏ و وارد دین کرده‌اند؟

در پاسخ به این سؤال، برخى مطلقا منکر وجود عرفان در اسلام شده و آن را امرى بدعت‏آمیز و مردود شمرده و عرفا را گمراه دانسته‌اند و گروهى عرفان را جزئى از اسلام، بلکه به منزله مغز و روح آن دانسته‏اند که مانند سایر بخش‏هاى اسلام از قرآن کریم و سنت نبوى سرچشمه گرفته است.

کسى که آیات کریمه قرآن و سخنان پیامبر اکرم و اهل‏بیت طاهرینش‏ (ع) را با دقت مورد توجه قرار دهد بى‏شک، مطالب بسیار بلند و ژرفى در قلمرو عرفان و نیز آداب و دستورالعمل‏هاى فراوانى در ارتباط با سیر و سلوک عرفانى خواهد یافت. به عنوان نمونه، مى‏توان به آیات مربوط به توحید ذات و صفات و افعال در سوره توحید و ابتداى سوره حدید و آخر سوره حشر اشاره و هم چنین آیاتى که بر حضور الاهى در سراسر عالم هستى و بر احاطه او به تمام موجودات و تسبیح و سجده تکوینى همه مخلوقات براى خداى متعال دلالت دارد، اشاره کرد.

هم چنین آیاتى مشتمل بر آداب و سنن ویژه‏اى وجود دارد که مى‏توان آنها را آیین سیر و سلوک اسلامى نامید؛ مانند: آیات تفکر و تامل، ذکر و توجه دایمى، سحرخیزى و شب زنده‏دارى، روزه‏دارى، سجده و تسبیح طولانى در شب‏ها، خضوع و خشوع، گریه کردن، اخلاص در عبادت و انجام کارهاى نیک از سر عشق و محبت‏ به خدا و به انگیزه رسیدن به قرب و رضوان الاهى و نیز آیات مربوط به توکل، رضا و تسلیم در پیشگاه پروردگار و آنچه در بیانات پیامبر اکرم و ائمه اطهار (ع) و ادعیه و مناجات‏هاى ایشان درارتباط با این مطالب آمده قابل احصا و شمارش نیست.

در برابر این آیات و بیانات رساى پیامبر اکرم و اهل‏بیت (ع) گروهى راه تفریط و گروه دیگرى راه افراط در پیش گرفته‏اند:

گروه اول تنگ‏نظرانه و ظاهربینانه، آنها را بر معانى ساده پیش پا افتاده حمل کرده و آیات و روایات را از محتواى بلند و والاى خودشان تهى کرده‏اند. اینان همان کسانى هستند که به طور کلى، منکر وجود چیزى به نام “عرفان‏” در متون اسلامى شده‏اند.

گروه دیگرى به عنوان عرفان، امورى را معتقد شده‏اند که نمى‏توان آنها را برخاسته از متون دینى و مضامین کتاب و سنت ‏به حساب آورد، بلکه شاید بعضى از آنها مخالف نصوص صریح و غیر قابل تأویل نیز باشد. هم چنین در مقام عمل از یک سو، آداب و رسومى از پیش خود وضع کرده‏اند یا از فرقه‏هاى غیر اسلامى وام گرفته‏اند.

اما گروه دیگری که خود را از افراط و تفریط نگاه داشته‌اند، بر این عقیده‌اند که سیر و سلوک عرفانى راه مستقلى در کنار راه شرع نیست، بلکه بخش دقیق‏تر و لطیف‏ترى از آن است و اگر اصطلاح “شریعت‏” را به احکام ظاهرى اختصاص دهیم باید بگوییم: طریقت در طول شریعت ‏یا در باطن آن قرار دارد به عنوان مثال، شریعت احکام ظاهرى نماز را تعیین مى‏کند و عرفان عهده‏دار راه‏هاى‏ حضور قلب در آن است.[۱]


[۱] . خلاصه‌ای از مقالۀ: مصباح، محمد تقی، عرفان و حکمت اسلامی، موجود در این آدرس: فصلنامه معرفت، شماره ۲۱٫




کلیدواژه ها: , ,



ثبت نظر


3 + = 12