دایره المعارف اسلام پدیا » ذاتى و انحصارى نبودن عصمت
منوی اصلی

ذاتى و انحصارى نبودن عصمت

تاریخ: ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ در باب: عصمت

ملکه ی “عصمت” گرچه تفضل و توفیقى است که از ناحیه‏ى خداوند حاصل مى‏شود، لکن ملکه ی عصمت نه ذاتى است و نه انحصارى، بلکه اختیارى است و غیر از پیامبران، دیگران نیز مى‏توانند به این ملکه دست یازند؛ زیرا راه ریاضت و تلاش و مجاهدت‏هاى نفسانى براى همگان باز است و دست آوردهاى آن عام و براى عموم است. چنان که قرآن مى‏فرماید: “ان تتقوا اللَّه یجعل لکم فرقاناً” اگر تقواى الاهى پیشه کنید خدا بر شما فرقان قرار مى‏دهد”.[۱] با تهذیب نفس و رعایت تقوا و مواظبت بر اعضا و جوارح و خاطره‏هاى نفسانى و شیطانى، و با خوردن غذاى حلال، و مراقبه و محاسبه و…، مى‏توان در علم و عمل به این ملکه ی شکوه مند رسید و اراده‏اى پولادین کسب کرد.

لیکن باید توجه داشت که مقام نبوت و امامت انحصارى است؛ یعنى هر معصومى به آن مقامات دست نمى‏یابد و خداوند پست‏هاى کلیدى و حساس نمایندگى از طرف خود را به هر کس و حتى به هر معصومى نمى‏دهد.[۲]

بنابراین، کلید جواب به تنافى تفضلى بودن عصمت و ثواب، توجه به این نکته است که عصمت در پیامبران و پیشوایان دین و هر معصوم دیگرى ذاتى نیست، بلکه اکتسابى است و منشأ آن ایمان و باور کاملى است که در انسان‏هاى کامل وجود دارد و همواره خود را در محضر خداوند که همه چیز را مى‏داند و به همه‏ى امور احاطه دارد، مشاهده مى‏کنند، و لذا صدور گناه از معصومین‏ (ع) ممتتع ذاتى نیست؛ زیرا اگر ممتتع ذاتى و محال بالذات بود، مقدور نمى‏بود و اگر مقدور نمى‏بود، مورد تکلیف قرار نمى‏گرفت.

وانگهى، اگر گناه و معصیت ذاتا محال باشد، اطاعت و فرمانبردارى ذاتاً ضرورى خواهد شد! و در این صورت، اطاعت نیز مورد تکلیف قرار نمى‏گیرد و دیگر مجال براى انذار و تبشیر ، وعد و وعید باقى نخواهد ماند، و از این روست که فرشتگان مکلف نیستند، چون عصمت ذاتى دارند، نه اختیارى.

اما در ملکه ی عصمت اکتسابى و غیر ذاتى، “اختیار” وجود دارد و مى‏توان فعل و ترک را قبل از انجام آن به صورت “قضیه ی ممکنه” بر معصوم نسبت داد و هرچند که صدور گناه از معصوم محال عادى است، ولى این یک امتناع بالاختیار است که با داشتن اختیار منافات ندارد. این هم به دلیل این است که معصوم زشتى و قیامت گناه را مى‏بیند و خواطرش همه رحمانى است، و نه شیطانى.[۳]

پس چنین نیست که یک معصوم در قبال گناه نکردنش اجر نداشته باشد، بلکه او نیز یک انسان عادى است: “قل انما انا بشر مثلکم یوحى الى” اى پیامبر، بگو که من نیز بشرى مانند شما هستم ولى به من وحى مى‏شود”.[۴]، ولى با عنایات و تفضلات خداوند و در پرتو ایمان کامل و عشق به خدا و تقواى در سطح‏عالى به مقام عصمت نایل شده است، ولى به هر حال اختیار گناه از او سلب نشده است و هر زمان که بخواهد مى‏تواند مرتکب معصیت شود، ولى با اختیار خود و کسب مدد از قدرت الاهى با اراده‏ى قوى‏اى که دارد در مقابل تسویلات نفس اماره و شیطان مقاومت مى‏کند و خویشتن را به گناه آلوده نمى‏کند، و در قبال این مبارزه‏ى با هواى نفس اجر خود را مى‏برد.


[۱] انفال، ۲۹٫

[۲] جوادى آملى، عبداللَّه، تفسیر موضوعى قرآن مجید، ج ۳، ص ۲۰۸٫

[۳] همان، ص ۲۰۸ و ۲۰۹ با تلخیص و اندکى تغییر.

[۴] کهف، ۱۱۰٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


7 + = 8