دایره المعارف اسلام پدیا » دين مسيحيت
منوی اصلی

دین مسیحیت

تاریخ: ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ در باب: دین

تاریخ تفکر مسیحى از آغاز تاکنون داستان درازى داشته است. براى آن که بتوانیم تا حدودى با فضاى ذهنى اندیشمندان غربى آشنا گردیم، به روند کلى آن اشاره‏اى مى‏کنیم.

هنگامى که پیروان مسیح‏ (ع) از نعمت حضور این پیامبر الهى در میان خود محروم شدند و حضرتش به سوى آسمان‏ها صعود کرد[۱]، رسولان و حواریون آن حضرت به تبلیغ آیین مسیح‏ (ع) پرداختند و رنج ‏هاى زیادى را متحمل شدند.[۲]

ولى پس از مدت کوتاهى «پولُس» – که باید وى را معمار مسیحیت کنونى دانست – رهبرى مسیحیت را به دست گرفت. وى نخست یهودى بود و مسیحیان را آزار فراوان مى‏داد، اما پس از چندى مسیحى شد و توانست در میان مردم نفوذ پیدا کند.[۳] او به عنوان رسول عیسوى در شهرها گردش مى‏ کرد و عقیدۀ مسیحیت را در ضمن دگرگون کردن آن، گسترش مى‏داد.[۴]

دین عیسى در آغاز به گونه‏ اى دیگر بود و «پولس» آن را به شکل کنونى در آورد. او که «خیلى نگران نبود عیسى چه گفته است»[۵]. مسائلى چون الوهیت عیسى‏ (ع)، فدا شدن وى در راه گناهان، و الغاى شریعت را از عقاید مشرکان اقتباس کرد و به مسیحیت افزود.[۶]

با این وصف، عیسى‏ (ع) که پیامبر خدا بود، خدا شد. خدایى که آمده بود تا مصلوب شود و با مصلوب شدن خویش گناهان پیروان خود را پاک کند. از این رو، مصلوب شدن عیسى ‏(ع) به عنوان یک مفهوم کلیدى در مسیحیت مطرح است که اگر یک مسیحى آن را انکار کند و نظر قرآن را بپذیرد که عیسى قبل از مرگ به آسمان صعود کرد، دیگر نمى تواند مسیحیت موجود را پذیرا باشد و چاره اى جز پذیرش اسلام نخواهد داشت.

از سوى دیگر، حرکت عیسى که براى اصلاح عقاید باطل گسترش یافته در بین یهودیان آغاز شده بود، با انکار شریعت[۷] که پیکرۀ اصلى دین در حوزۀ عمل را تشکیل مى دهد، به انحرافى دو چندان گرفتار گردید. در فرهنگ مسیحى واجب، حرام، و حلال مفهوم خود را از دست داد و الزام به شکل خاصى از عمل در امور مختلف از میان رفت. به همین دلیل، در حالى که ما ، به عنوان مثال، شاهد آیین و شرایط خاص ذبح در بین یهودیان هستیم، در مسیحیت هیچ آئینى در این جهت وجود ندارد.

این مجموعه امور باعث شد، مسیحیت در گذر ایّام با مفاهیم اصلى ادیان توحیدى فاصلۀ جدى بگیرد.

کتاب مقدس مسیحى نیز با مشکلات اساسى مواجه است. از یک سو، اناجیل موجود سند تاریخى ندارند و بنابر اظهار خود محققان غربى[۸] مدت ‏ها بعد از صعود عیسى‏ (ع) و در جریان فعالیت‏ ها، درگیرى ‏ها و نفوذ افکار«پولس» و حتى پس از آن – هنگامى که عقاید انحرافى وى بر جامعۀ مسیحى تسلط پیدا کرده بود – نوشته شده‏اند.

از سوى دیگر، محتوا و بافت این اناجیل با کُتُب آسمانى و وحى الهى سازگارى ندارد و در قالب کتاب سیره به بیان داستان زندگى عیسى‏ (ع) مى پردازد. و هر چند فرازهایى از کلمات عیسى را مى توان در آن یافت ولى ساخت کلى کتاب بیان تاریخ حیات عیسى‏ (ع) است.

از این‏رو، هر چند به اذعان قرآن کریم، عیسى‏ (ع) پیامبرى الهى و داراى کتابى به نام انجیل است، ولى نه آموزه هاى او چندان در مسیحیت معاصر باقى مانده و نه نشان چندانى از کتاب واقعى او مى توان یافت.

در قرون وسطى اندیشمندان مسیحى تلاش کردند عقاید انحرافى موجود در مسیحیت کنونى را به گونه‏اى توجیه و چهره‏اى معقول از آن ترسیم کنند. «توماس آکویناس» که در سده سیزدهم میلادى زندگى مى‏کرد، قهرمان صحنۀ این بحث مسیحى است. او تلاش کرد به کمک فلسفۀ ارسطویى – که از طریق کتاب‏هاى ابن‏سینا و فرهنگ اسلامى با آن آشنا شده بود – اندیشۀ مسیحى را بازسازى و میان آن فلسفه و الهیات مسیحى سازگارى ایجاد کند.[۹] ولى با این همه، پاره‏اى از مفاهیم انجیل قابل توجیه عقلى نبود و با همۀ تلاشى که فیلسوفان قرون وسطى، همچون «آکویناس»، کردند، نتوانستند همۀ آنچه را که در ظواهر کتاب مقدس بود، به صورت معقول در آورند.

به طور مثال، اعتقاد مسیحیان این است که عیسى پسر خدا است و ظاهر تثلیث در انجیل این است که عیسى خود خدا مى‏باشد. در توجیه آن – به گونه‏اى که هم با توحید و هم با انجیل و اعتقاد آنان سازگار باشد – گفتند: خدا سه شخصیت، اما یک طبیعت دارد. پدر، پسر و روح القدس، سه شخصیت و سه اقنوم هستند.

بدیهى است که این عقیده و نظایر آن قابل تصحیح و توجیه عقلى نیست؛[۱۰] زیرا اگر یک طبیعت سه شخصیت داشته باشد، باید پذیرفت که داراى سه فرد است که در آن طبیعت با هم اشتراک دارند. این امر از یک سو، وجود ماهیت را براى خداوند در پى ‏دارد و از سوى دیگر، با توحید ذات او ناسازگار است.

افزون بر معضلات اعتقادى و تاریخى که در مسیحیت وجود دارد، در دوران قبل از نوزایى[۱۱] که از آن به دوران تاریکى یاد مى شود، رجال دین مسیحى جایگاه مهمى در سیاست یافتند و با معرفى خود به عنوان واسطه بین خدا و مردم، براى خویش حقوق اختصاصى خاصى را ادعا کردند که یکى از آنها سلطه و حاکمیت بر مردم و لزوم تبعیت مردم از آنها بود. این گروه براى ادارۀ امور به وضع قوانین دینى اقدام کردند و کوشیدند کاستى مسیحیت در حوزۀ شریعت را با قوانینى که خود وضع مى کردند و آن را دینى مى شمردند، جبران کنند.

از سوى دیگر، پس از قرون وسطى و با پیدایش علوم جدید و مواجهۀ آن با تصویرى که کلیسا و انجیل – به تفسیر کلیسایى – از مفاهیم علمى ارایه مى‏داد، مسئلۀ تعارض علم و دین مطرح شد، و به جهت رونق علوم جدید و شکوفایى آن، چراغ دین مسیحى به خاموشى گرایید. در این میان، متکلمان و متألهان مسیحى در مقابل این بحران تلاش کردند مباحث جدیدى را براى دفاع از مسیحیت و پاسدارى از ایمان مردم مطرح نمایند و از آن پس فیلسوفان دین نیز هر کدام به گونه‏اى در بارۀ این موضوع به بحث و بررسى پرداختند که مجموعۀ این گونه مباحث، هویت اندیشه مسیحى در سده معاصر را تشکیل مى‏دهد.[۱۲]


[۱]. به عقیدۀ مسلمانان و نصّ قرآن کریم، آن حضرت مصلوب نشد و در حال حیات خویش به آسمان ‏ها رفت. ولى به اعتقاد مسیحیان آن حضرت مصلوب و به قبر سپرده شد و پس از آن دوباره زنده گشت و چهل روز، یا سه روز – بنا بر اختلاف اناجیل – نزد حواریون مى‏آمد و پس از آن به آسمان‏ ها صعود کرد. )ر.ک: قرآن کریم، سوره نساء، آیات ۱۵۸ – ۱۵۷ و انجیل لوقا، باب ۲۴ و عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب اول(.

[۲]. ر.ک: عهد جدید، کتاب اعمال رسولان.

[۳]. براى آگاهى بیشتر از داستان ایمان پولس، ر.ک: عهد جدید، کتاب اعمال رسولان، باب نهم به بعد.

[۴]. در منابع اسلامى احادیثى وجود دارد که پولس را در ردیف کسانى چون فرعون و نمرود قرار مى‏دهد و مى‏گوید این افراد در سخت‏ترین جاى جهنم به بدترین وجه عذاب مى‏شوند )ر. ک: مجلسى، محمد باقر، بحارالانوار، ج ۸، ص۳۱۱، مؤسسه الوفاء بیروت، لبنان، ۱۴۰۴ق).

[۵]. ر.ک: کارپنتر، همفرى، عیسى، ص۱۵۴، مترجم: کامشاد، حسن، طرح نو، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.

[۶]. برخى از محققان غربى به این موضوع تصریح کرده‏اند. )ر.ک: بى ناس، جان، تاریخ جامع ادیان، ص۶۱۷، مترجم: حکمت، علی اصغر، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی [علمی فرهنگی]، تهران، چاپ پنجم؛ و کتاب مقدس، عهد جدید، رساله پولس رسول به غلاطیان و رساله اول پولس به قرنتیان، رساله اول پولس به تیموتاؤس و عیسى، ص۱۵۴).

[۷]. مراد از شریعت، بخشى از دین است که به رفتار انسان‏ ها در رابطه با خدا، با دیگر انسان ها، با طبیعت و با خودشان ارتباط دارد. از این بخش به «فقه» نیز تعبیر مى شود (هادوی تهرانی، مهدی، ولایت و دیانت، پاورقی ص ۳۷، مؤسسه فرهنگی خانه خرد، چاپ پنجم، ۱۳۸۹ش).

[۸]. ادعا مى‏شود که این اناجیل از سده  دوم میلادى تواتر دارند و گفته مى‏شود تألیف آنها در سده  اول – در حدود سال‏هاى ۳۸ تا ۱۰۰ – صورت گرفته است )ر.ک: ویر، رابرت، جهان مذهبى، ج۲، ص۶۷۵، مترجم: گواهی، عبدالرحیم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، چاپ اول، ۱۳۷۴ش؛ عیسى، صص ۱۲ – ۳۲).

[۹]. ر.ک: تاریخ جامع ادیان، صص ۶۵۸ – ۶۶۰؛ جهان مذهبى، ج۲، صص ۷۳۳ – ۷۳۴٫

[۱۰]. ر.ک: جهان مذهبى، ج۲، صص ۷۳۴ – ۷۳۸٫

[۱۱] . یعنی، رنسانس.

[۱۲]. ر.ک: عیسى، ص۱۶۰؛ ولایت و دیانت، صص ۳۶ – ۴۰٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


1 + 4 =