دایره المعارف اسلام پدیا » دلایل عصمت انبيا (ع) در قرآن
منوی اصلی

دلایل عصمت انبیا (ع) در قرآن

تاریخ: ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ در باب: عصمت

على رغم ادعاى عدم وجود آیاتى که دلالت بر عصمت کنند، آیات فراوانى وجود دارد که بیانگر لزوم عصمت در انبیاى الاهى مى‏باشد. در ذیل به برخى از آن‏ها اشاره مى‏گردد.

۱٫ «واذا ابتلى ابراهیم ربُّه بکلمات فاتمهن. قال انى جاعلک للناس اماماً. قال: و من ذریتى. قال: لاینال عهدى الظالمین» و چون ابراهیم را پروردگارش با کلماتى بیازمود، و وى آن همه را به انجام رسانید (خدا به او) فرمود: من تو را پیشواى مردم قرار دادم. )ابراهیم( پرسید: از دودمانم )چطور(؟ فرمود: پیمان من به بیدادگران نمى‏رسد».[۱]

با چشم پوشى از نکات و درس‏هایى که در آیه وجود دارد، به این مطلب باید اشاره نمود که در برابر آزمایش‏هاى مهمى که حضرت ابراهیم (ع) با آن روبرو شد و از عهده‏ى همه‏ى آنان به خوبى برآمد، خداوند مقام «امامت» را که پاداش مهمى بود، به ایشان عطا فرمود. و در مقابل درخواست آن حضرت در خصوص بخشش این مقام به گروهى از دودمانش، فرمود: ظالمان به این مقام دست نخواهند یافت. و کاملاً روشن است، کسى که در حال ظلم باشد و یا دوره‏اى از عمر خویش را – هرچند در گذشته – در مسیر اشتباه و انحراف و… سپرى کرده باشد، از مصادیق ظالم خواهد بود. از این روى است که فخر رازى در تفسیر آیه‏ى فوق با بیان این که هر پیامبرى نیز امام است و اگر امام نمى‏تواند فاسق و گنهکار باشد، پیامبر به طریق اولى نمى‏تواند گنهکار باشد، مى‏گوید: خواه مراد از تعبیر «عهدى» که در آیه آمده، نبوت باشد و خواه امامت، در هر دو صورت، احدى از ظالمان به مقام نبوت و امامت نمى‏تواند برسد و پیامبر باید معصوم باشد.[۲]

البته در گفتار ایشان کمبودى احساس مى‏شود و هر پیامبرى را امام دانسته و حال آن که امامت مرتبه‏اى فراتر از پیامبرى است و… که پرداختن به آن مجال دیگرى را طلب مى‏نماید، ولى اعتراف صریح او در زمینه‏ى دلالت آیه بر لزوم عصمت انبیاء و امام قابل توجه است، خواه عصمت بعد از بعثت، یا قبل از آن.[۳]

۲٫ «و ما آتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عند فانتهوا و اتقوا اللَّه ان اللَّه شدید العقاب». آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید (و اجرا کنید) و آنچه را از آن نهى کرده، خوددارى نمایید و از (مخالفت) خدا بپرهیزید که خداوند شدید العقاب است.[۴]

دقت در این آیه نشان مى‏دهد منظور از «ماآتاکم الرسول» تمام اوامر پیامبر اکرم (ص) است زیرا نقطه‏ى مقابل آن، نواهى اوست (ومانهاکم عنه فانتهوا). به همین دلیل بسیارى از مفسران تصریح کرده‏اند که مفاد آیه «عام» است.[۵]

طبق این آیه باید در برابر اوامر و نواهى پیامبر (ص) تسلیم مطلق بود و تسلیم و اطاعت بى قید و شرط، جز در برابر معصوم ممکن نیست، زیرا در صورت خطا یا ارتکاب گناه یا معصیت، نه تنها باید تسلیم نبود، بلکه باید تذکر داد و نهى کرد.

۳٫ «من یطع الرسول فقد اطاع اللَّه و من تولى فما ارسلناک علیهم حفیظاً». کسى که از پیامبر اطاعت کند، اطاعت خدا کرده و کسى که سرباز زند، تو در برابر او مسئول نیستى.[۶] این آیه، مفهومى شبیه مفهوم آیه‏ى پیشین دارد و شایان ذکر است که فخر رازى در تفسیر خود این آیه را از قوى‏ترین دلیل‏هاى عصمت پیامبر اسلام (ص) در تمامى اوامر و نواهى و ابلاغ‏هاى او از سوى خداوند و افعال آن حضرت مى‏داند.[۷]

آیات دیگرى نیز در موضوع عصمت انبیا که به بیان دیگر ابعاد و کیفیت عصمت انبیا و امامان معصوم ‏(ع) مى‏پردازند وجود دارد که از ذکر و بررسى جداگانه‏ى آنها خود دارى مى‏شود و تنها به نام سوره‏ها و شماره‏ى آیه‏هاى آنان اشاره مى‏گردد.

۴٫ سوره‏ى نساء، آیه ی شصت و پنج؛ ۵٫ سوره‏ى احزاب، آیه‏هاى بیست و یک، سى و دو؛ ۶٫ سوره‏ى انعام، آیه‏ى نود؛ ۷٫ سوره‏ى نجم، آیه‏هاى سه و چهار؛ ۸٫ سوره‏ى زمر، آیه‏ى سى و هفت؛ ۹٫ سوره‏ى یس، آیه‏ى شصت و دو؛ ۱۰٫ سوره‏ى ص، آیه‏هاى چهل و پنج تا چهل و هفت – هشتاد و دو – هشتاد و سه؛ ۱۱٫ سوره‏ى جن، آیه‏هاى بیست و شش تا بیست و هشت.

نتیجه: بنابر ادله‏ى عقلى عصمت انبیا – که در این نوشتار از آن‏ها صرف نظر گردید – و آیات قرآن کریم و روایات امامان معصوم‏(ع) انبیاى الاهى از مقام والاى عصمت برخوردارند.


[۱] بقره، ۱۲۴٫ ر.ک: تفسیر پیام قرآن، ج ۷، ص ۸۳ – ۸۲٫

[۲] ر.ک: فخر رازى، تفسیر کبیر، ج ۱۰، ص ۱۹۳٫

[۳] تفسیر روح البیان، ج ۱، ص ۳۳۸٫

[۴] حشر، ۷٫

[۵] مانند: مرحوم طبرسى در مجمع البیان ؛ ابوالفتوح رازى در روح الجنان؛ قرطبى در تفسیر خود ؛ فخر رازى در تفسیر کبیر و… .

[۶] نساء، ۸۰٫

[۷] فخر رازى، تفسیر کبیر، ج ۱۰، ص ۱۹۳٫




کلیدواژه ها: , , ,



ثبت نظر


7 + = 12