دایره المعارف اسلام پدیا » حضور قلب
منوی اصلی

حضور قلب

تاریخ: ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ در باب: اخلاق عملی

معنا و حقیقت حضور قلب

معناى لغوى “قلب“، همان انقلاب و دگرگونى است و اگر عضو خاص انسان را که در سمت چپ سینه او قرار دارد، قلب مى‏گویند، به این جهت است که پیوسته در حال دگرگونى و تلاش است تا با حرکات منظم خود، حیات انسان را تنظیم کند.[۱]

اما مراد از قلب در قرآن، همان گوهر مجرد ملکوتى است که انسانیت انسان به آن بستگى داشته و بسیارى از حالات روحى روانى به قلب نسبت داده مى‏شود؛ مثل ادراک، اعم از ادراک حضورى و حصولى، حب و بغض و… .[۲]

گاهى انسان اندیشۀ قوى دارد تا در پرتو اندیشه، دل حرکت کند و گاهى دل حرکت مى‏کند و در سایۀ حرکت دل، اندیشه حاصل مى‏شود و قرآن هر دو راه را فراروى ما قرار داده است، اما اساس تربیت انسان، به زنده شدن قلب او است و وقتى قلب انسان دگرگون شد و متوجه خدا شد، ارزش پیدا مى‏کند.[۳]

در این باره مولا على (ع) مى‏فرمایند: این دل‏ها ظرف اند و بهترین آنها نگاهدارنده‏ترینشان براى معارف حقه و نیت‏هاى خیر است. بعضى از محققان در این باره مى‏فرمایند:

قلب مایۀ شرف و فضیلت انسان است که به سبب آن بر معظم مخلوقات برترى یافته است. به وسیلۀ قلب خدا را شناخته و به صفاتش آشنا مى‏شود و در نهایت مستعد ذخایر الاهی مى‏گردد. پس در حقیقت، قلب عالم به خدا است و عامل براى خدا و کوشا به سوى خدا. خطاب و سؤال و ثواب و عقاب خدا با قلب است، پس اگر انسان قلب را شناخت، خود را شناخته و چون خود را شناخت خدا را شناخته است. اگر زمانى به آن جاهل شد به خودش جاهل شده و جهل به خود یعنى جهل به خدا و یقیناً کسى که به خودش جاهل باشد به غیرش جاهل‏تر است و اکثر مردم به قلب هایشان غافل اند و حایل بین قلوب و خودشان مى‏شوند[۴]. [۵]

اما مقصور از حضور قلب در حالات بلند عرفانی و معنوی این است که قلب را خالى گرداند از غیر چیزى که بآن تکلم می نماید یعنى دلش و فکرش مشغول به عبادت باشد و حواسش متوجه بکلمات باشد و هر گاه دید فکرش جاى دیگر سیر می کند توجه به عبادت نماید.[۶]

به هر حال آنچه با روح عبادت سازگار نیست، توجه به مسائل مربوط به زندگى مادى و شخصى است و اما توجه به آنچه در مسیر رضاى خدا است، کاملا با روح عبادت سازگار است و آن را تاکید می کند منافات با حضور قلب ندارد.[۷]

راه های کسب حضور قلب در عبادات

حضور قلب در حالات بلند عرفانى و معنوى کارى است در غایت سختى که سال هاى متمادى و پیاپى زمان مى خواهد و نباید از خود چنین انتظارى را داشت که این حالت در زمان اندکی برای انسان حاصل شود، ولى مى شود اسبابى را فراهم ساخت که اجمالا در نمازها حضور قلب و حالات خوشى را به دست آورد که برخى از آنها عبارتند از:

۱٫ بدست آوردن آن چنان معرفتى که دنیا را در نظر انسان کوچک و خدا را در نظر انسان بزرگ کند، تا هیچ کار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد.

۲٫ از بین بردن زمینه حواس پرتى و خواطر. چرا که توجه به کارهاى پراکنده و مختلف، معمولا مانع تمرکز حواس است. و هر قدر انسان، توفیق پیدا کند که مشغله‏هاى مشوش و پراکنده را کم کند به حضور قلب در عبادات خود کمک کرده است.

۳٫ زمینه سازى براى حضور قلب: که این خود چند چیز را مى طلبد:

الف) اقبال قلب: گاهى قلب انسان به انجام یک امر معنوى و عبادى خاصى رغبت و اقبال دارد مثلا دلش مى خواهد نماز بخواند یا فقط دلش مى خواهد الان قرآن بخواند یا دلش مى خواهد الان دعا و فلان مناجات را بخواند یا حتى دلش مى خواهد الان غزل عرفانى و شعر معنادار را بخواند به هر کارى که قلب تمایل و کشش ونسبت به آن اقبال و نشاط داشت به همان کار پرداخته شود امام على (ع) مى فرمایند: «ان للقلوب شهوه و اقبالا و ادبارا فاتوها من قبل شهوتها واقبالها فان القلب اذا اکره عمى براى دلها خواهش و رو کردن و پشت کردنى است پس شما از ناحیه همان خواهش و رو کردن دلها به آنها بدهید زیرا هرگاه قلب با ناخوشایندى بر کارى واداشته شود کور مى گردد».

با رعایت این دستور قلب با زمزمه هاى معنوى پرورش مى یابد و به آنها انس مى گیرد درسایه این انس گرفتن قطعا به مرور زمان نمازها هم با حال حضور بیشترى برگزار مى شود.

ب) فراغت بال قبل از عبادت: قبل از هر عبادت باید از هر کارى دست کشید و به مدت تقریبا یک ربع تا نیم ساعت مشغول کارى شد که افکار و خیالات روزمره صفحه دل را خلوت کند بهترین کار همانى است که در مورد قبلى توضیح داشته شد به قلبش بنگرد که به چه چیزى اقبال دارد به همان کار بپردازد اگر قلب به هیچ کارى از امور معنوى رغبت نداشته داراى عللى است که دو علت آن در دو مورد بعدى روشن مى شود.

ج) نشاط داشتن: منظور از نشاط این نیست که انسان خوشحال و خندان باشد بلکه یعنى کسالت و بى حالى را از خود دور سازد گاهى در اثر اشتغال روزمره خستگى و کسالت انسان را مى گیرد این کسل بودن و نشاط نداشتن هم براى خوب عمل کردن مورد قبلى مضر است و قلب کمتر رغبت و اقبال به امورمعنوى پیدا مى کند و هم براى خود عبادت کردن با حضور قلب مضر است. امام محمد باقر (ع) در قسمتى از روایتى مى فرمایند: ((و لا تقم الى الصلاه متکاسلا و لا متناعسا در حال کسل بود و سستى نزدیک به خواب (وخمیازه کشان) به نماز مشغول نشوید))(۱) پس این نشاط هم باید در آن چند دقیقه فراغت بال قبل از نماز حفظ شود تا قلب به امور معنوى و حال آور اقبال و توجه کند و هم باید هنگام خواندن خود نماز حفظ شود.

۴٫ انتخاب محل و مکان نماز و سایر عبادات نیز در این امر، اثر دارد، به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایى که ذهن انسان را به خود مشغول مى‏دارد مکروه است، و همچنین در برابر درهای باز و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آئینه و عکس و مانند اینها، به همین دلیل معابد مسلمین هر قدر ساده‏تر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است چرا که به حضور قلب کمک مى‏کند.

۵- پرهیز از گناه نیز عامل مؤثرى است، زیرا گناه قلب را از خدا دور مى‏سازد، و از حضور قلب مى‏کاهد.

بایداز اعمال ظلمت زا (گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط گردد. لذا در روایات وارد شده است، تا آن جا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه می یابد، «اذا اذنب الرجل دخل فی قلبه نقطه سوداء».[۸]

۶- آشنایی به معانی عبادات و فلسفه افعال و اذکار آن، عامل مؤثر دیگرى است.

۷٫ مراقبت و تمرین و استمرار و پى‏گیرى در انجام امور معنوی. بسیار مى‏شود که در آغاز انسان در تمام عبادات یک لحظه کوتاه قدرت تمرکز فکر پیدا مى‏کند، اما با ادامه این کار و پى‏گیرى و تداوم آن چنان قدرت نفس پیدا مى‏کند که مى‏تواند به هنگام عباداتی چون نماز دریچه‏هاى فکر خود را بر غیر معبود، مطلقا ببندد.[۹]

۸٫ عزم جزم: هم تمام موارد پیش گفته با عزمى جزم و تصمیمى قاطع انجام گیرد. مثلا وقتى انسان وارد نماز می شود خیلى سفت و محکم بنا را بر این گذارد که در حد توان افکار وهم خیالات و حواس پرتى را کنار گذارید رعایت کردن دقیق موارد قبلى درموفقیت این عزم نسبت به خود بسیار موثر است هر چه آن ها دقیق تر انجام گیرد در خود نماز هم موفق ترید.

حضور قلب در مستحبات

در ابتدا لازم است توجه داشته باشیم که: واجبات، اعمال و عباداتی هستند که خداوند آنها را بر بندگان لازم نموده، و همه پیروان یک مکتب موظف به انجام آنها می باشند که اگر با حضور قلب انجام شوند، ارزش بیشتری دارند. اما اگر نتوانیم حضور قلب مطلوب را در آنها داشته باشیم باز باید حتما به جا آورده شود و حتی در سخت ترین شرایط نیز نباید آنها را ترک کنند.

به عنوان نمونه، نماز واجب حتی در هنگام غرق شدن و یا در هنگام نبرد نیز ساقط نشده بلکه به شیوه ای خاص انجام می شود که به آن نماز غریق و نماز خوف می گویند[۱۰] .

اما در عبادات مستحب که انجام آنها، موجب ثواب و قرب انسان به خداوند و اولیای او می شود کیفیت مهم است. و هر قدر از نشاط و حضور قلب بیشتری برخوردار باشند، نتیجه بهتری را در پی خواهند داشت.

در اینجا نکاتی چند لازم به تذکر است از جمله:

۱٫ خداوند متعال به عنوان وظیفه واجب، جز انجام دادن واجبات و ترک امور حرام، از انسان چیز دیگری را درخواست نکرده است و همین مقدار پایبندی به دین را در تحقق وظایف یک مسلمان کافی می داند و به دلیل این که همین مقدار نیز در مرحلۀ عمل، بسیار  دشوار بوده و نیاز به عزمی جدی دارد، در روایات ما آمده است: شخصی که تا این اندازه مراقب خویش باشد که به انجام تمام واجبات و ترک تمام امور حرام ملتزم شود از باتقوی ترین افراد به شمار می آید[۱۱] .

۲٫ انجام مستحبات، امری کاملا داوطلبانه بوده و این خود انسان است که آنها را برای جلب رضایت هر چه بیشتر خداوند انجام می دهد و در احادیث هم وارد شده که خداوند به دلیل همین خصلت داوطلبانه، نزد ملائکه افتخار می نماید[۱۲] اما همین امر مطلوب باید به مقداری باشد که به واجبات ضرر نزند.

۳٫ نکتۀ بسیار مهم در انجام مستحبات، نشاط و حضور قلب انسان در هنگام بجا آوردن آنهاست به عبارت دیگر از نظر اسلام روح عبادات مهم است و عبادت بدون روح ارزشی ندارد و در نتیجه، انجام آن مستحب کوچکی که با حضور قلب و نشاط بیشتری است، بسیار مطلوب تر از انجام مستحبات زیاد و بدون نشاط و شادابی و حضور قلب است تا جایی که در روایت آمده است:” خداوند دعایی را که بدون حضور قلب انجام شود مورد استجابت قرار نمی دهد.”[۱۳] ، و در کتابهای حدیث فصلی به نام “فصل استحباب میانه روی در عبادات هنگام خستگی” وجود دارد[۱۴] که با بررسی روایات موجود در آن، در می یابیم، زمانی باید به انجام مستحبات بیشتر روی آوریم که نشاط و حضور قلب بیشتری داریم و هر گاه به هر دلیلی خسته بوده و توانایی کمتری داریم، توصیه شده به مقداری باشد که ارتباط قلبی انسان با معبود برقرار سازد و اگر موجب زدگی انسان از دعا و عبادت شود، قطعا نباید انجام بگیرد .

۴٫ مطلب دیگر، این است که خداوند در راستای آزمودن بندگان خود و این که تا چه حد به معبود خود وابسته بوده و به او اطمینان دارند، پافشاری در دعا و خواهش های مشروع را دوست داشته و از بندگانی که دارای این خصوصیت می باشند به خوبی یاد نموده است. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: در دعای خود پافشاری نما، چه دعایت به اجابت برسد و چه نرسد، زیرا بهر حال خداوند، دلسوز چنین بندگانی است (هر چند دعایشان به مرحلۀ اجابت نرسد)[۱۵].

بنابراین اگر انسان در انجام عبادات مستحبی نشاط و شادابی و حضور قلب داشته باشد در تکامل معنوی او، بسیار تأثیر گذارتر از دعای طولانی بدون نشاط و خالی از حضور قلب خواهد بود.[۱۶]


[۱] سبحانى، جعفر، منشور جاوید قرآن، ص ۲۹۵٫

[۲] مکارم شیرازى، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۸۹٫

[۳] جوادى آملى، عبداللَّه، زن در آیینۀ جمال و جلال، ص ۲۸۱٫

[۴] فیض کاشانى، محسن، محجه البیضاء، ج ۵، ص ۳٫

[۵] . اقتباس از سؤال شماره ۹۰ (سایت اسلام کوئست: ۲۹۵۲).

[۶] بانو امین تفسیر مخزن العرفان ج۱ص۱۰۳٫

[۷] . اقتباس از سؤال شماره ۲۱۸۴ (سایت اسلام کوئست: ۲۳۰۷).

[۸]. استفاده از پاسخ ۲۳۱ (سایت اسلام کوئست: ۱۸۵۸).

[۹]. اقتباس از سؤال شماره ۲۱۸۴ (سایت اسلام کوئست: ۲۳۰۷).

[۱۰]- طوسی، محمد بن حسن، تهذیب ال*حکام ، ج ۳ ، ص ۱۷۱- ۱۷۹، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ه – ش.

[۱۱]- شیخ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج ۱۵ ص ۲۵۹- ۲۶۱، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹٫

[۱۲]- همان، ج ۵، ص ۲۹۶، روایت ۶۵۸۹٫

[۱۳]- همان، ج ۷، ص ۵۳- ۵۴، روایت ۸۷۰۲٫

[۱۴]- همان، ج ۱، ص ۱۰۸، باب استحباب الاقتصاد فی العباده عند خوف الملل.

[۱۵]- همان، ص ۵۸-۵۹، روایت ۸۷۱۷٫

[۱۶]. اقتباس از سؤال شماره ۲۱۸۴ (سایت اسلام کوئست: ۲۳۰۷).




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


+ 4 = 8