دایره المعارف اسلام پدیا » ثروت
منوی اصلی

ثروت

تاریخ: ۲۸ بهمن ۱۳۸۹ در باب: اقتصاد

اسلام و ثروت اندوزی

در برخی کتاب ها از حضرت امیر المؤمنین (ع) نقل شده است:” نعمت فراوانی ندیدم، مگر این که در کنارش حقی ضایع شده باشد.” [۱]

این روایت در کتب معتبر حدیثی موجود نیست و در کتب یاد شده نیز بدون سند می­باشد، از این رو از جهت سند ضعیف است. اما با توجه به روایات دیگری، که در این مضمون آمده است، ضعف سندش جبران می شود. از جمله:” خداوند سبحان در دارایی­های توانگران روزی­های بی چیزان را واجب گردانید. پس بی­چیز گرسنه نماند، مگر به سبب آن چه توانگری به او نداده است و در روز رستاخیز خداوندی که بزرگ است بی­نیازی او، ایشان را از این کار مؤاخذه می­نماید.” [۲]

این روایت نسبت به روایت نخست، از اعتبار بیشتری برخوردار است و در کتب مختلف حدیثی از جمله نهج البلاغه، وسائل الشیعه، بحار الانوار، غررالحکم و ارشاد القلوب ذکر شده است.

این روایات اگر هم صحیح باشند، مرادشان مالی است که تکالیف مالی آن؛ مانند خمس و زکات و… ادا نشده است و مردم را به پرداخت آنها دعوت می­کند. برای تحقیق هر چه بیشتر معنای حدیث لازم است مباحث زیر مطرح شود:

۱٫ مال و ثروت در اسلام

در منابع اسلامی درباره مال و ثروت به دو دسته از روایات برخورد می کنیم: در دسته اول از این روایات در ظاهر از جنبه منفی به مال نگاه شده است، حضرت علی می فرماید:

من رهبر مؤمنان هستم و مال رهبر و رئیس گناهکاران است؛[۳] یعنی مؤمنان از من پیروی می کنند، ولی گناهکاران مطیع مال و ثروت هستند.

همچنین می­فرماید: مال ریشه شهوت­ها است. [۴]

هر کس درهم و دینار را دوست داشته باشد او بنده دنیا است. [۵]

رسول خدا می­فرماید: کسی که بنده درهم و دینار باشد ملعون و از رحمت خدا به دور است. [۶]

در مقابل در بعضی دیگر از متون اسلامی مال، ثروت و دنیا مدح شده است. در قرآن می خوانیم: مال و فرزندان زینت زندگانی دنیوی هستند.[۷] همچنین ثروت در چند جای قرآن کریم «خیر» نامیده شده است، مانند آیه زیر:

«کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرا…».[۸]

و هم چنین بسیاری از مفسران خیر را در آیه مبارکه زیر به معنای مال گرفته­اند. «انه لحب الخیر لشدید».[۹]

رسول خدا (ص) می فرماید: چقدر مال صالح برای مرد صالح خوب است[۱۰]. امام باقر (ع) می­فرماید: چقدر کمک دنیا برای تحصیل آخرت خوب است. [۱۱]

با دقت و تأمل در این دو دسته از روایات روشن می­شود که اصل مال و ثروت در اسلام مذموم نیست، بلکه از آن جهت که وسیله و ابزاری است برای رسیدن به آخرت ممدوح و پسندیده است. از این رو است که هنگامی که حضرت علی ( ع) مردی را مشاهده کرد که دنیا را مذمت می­کرد، فرمود: «آیا تو در دنیا جرمی مرتکب شده­ای یا دنیا به تو جرم کرده است …».[۱۲]

در اسلام مال و کسب مال، پسندیده و در مواردی واجب است، ولی مال پرستی در برابر خدا پرستی سرزنش شده است. در دین اسلام مال وسیله­ای برای رسیدن به سعادت اخروی و تقرب به خدا است، نه هدف.[۱۳]

در قرآن کریم می خوانیم : ای کسانی که ایمان آوردید اموال و فرزندانتان شما را از یاد خدا غافل نسازد.[۱۴]

شهید مطهری می­فرماید: «در اسلام مال و ثروت هیچ وقت تحقیر نشده است، نه تولیدش نه مبادله­اش، نه مصرف کردنش، بلکه همه این­ها تاکید و توصیه شده است و برای آنها شرایط و موازین مقرر شده است و هرگز ثروت از نظر اسلام دور افکندنی نیست، بلکه دور افکندنش اسراف، تبذیر تضییع مال و حرام قطعی است».[۱۵]

دفاع از مال در حکم جهاد دانسته شده است و کشته شدن در این راه اجر شهادت دارد.[۱۶]

۲٫ تولید ثروت در اسلام

اسلام به طرق مختلف مسلمانان را هم در بعد فردی و هم در بعد اجتماعی به تولید ثروت دعوت کرده است. رسول خدا (ص) می­فرماید: به دنبال روزی حلال رفتن بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است.[۱۷] از این حدیث تساوی زن و مرد در تولید ثروت فهمیده می شود. تولید ثروت اختصاص به مردها ندارد. همچنین طلب روزی حلال از افضل عبادات شمرده شده است.[۱۸]

پویایی و حیات جامعه در پرتو استقلال اقتصادی و ثروت مند بودن آن است. نیازمندی مساوی با اسارت و بردگی است. از این رو حضرت علی (ع) می­فرماید: فقر و تنگدستی مرگ بزرگ تر است [۱۹] اسلام اجازه نمی­دهد که غیر مسلمان بر مسلمان تسلط داشته باشد.[۲۰]

این هدف زمانی تأمین می­گردد که مسلمانان دست به سوی بی گانگان دراز نکنند و از استقلال اقتصادی برخوردار باشند. تولید ثروت سبب ساز این مقصود است. به سخن شهید مطهری: «هدف های اسلامی بدون اقتصاد سالم و نیروی مستقل اقتصادی میسر نیست».[۲۱]

در اسلام اقسام گوناگون تولید ثروت، مانند کشاورزی، دام داری، صنعت و غیره توصیه شده است. این که پیامبر اسلام بر دستان پینه بسته کشاورز بوسه می­زد، نشانگر اهمیت تولید در جامعه اسلامی است.

با مراجعه به سیره معصومین (ع) در می­یابیم که آنان نیز برای تولید ثروت می­کوشیدند. روایت شده است که در آمد امیرالمؤمنین (ع) از محصولات کشاورزی چهل هزار دینار بود.[۲۲] در روایتی دیگر نقل شده است که در آمد فدک در یک سال بیست و چهار هزار دینار بود و در روایت دیگری هفتاد هزار دینار نقل کرده­اند.[۲۳]

۳٫ توزیع ثروت در اسلام

بعد از این که تولید ثروت شد، این ثروت باید به صورت عادلانه و موزون در جامعه توزیع گردد. در مکتب اقتصادی اسلام دو امر به عنوان هدف اصلی ارائه شده است: ۱- عدالت اقتصادی نسبت به درون جامعه. ۲- قدرت اقتصادی نسبت به بیرون جامعه.[۲۴] امام صادق (ع) می­فرماید: اگر عدالت در میان مردم برقرار می­شد بی­نیاز می­شدند. [۲۵]

قرآن کریم می­فرماید: ثروت نباید تنها در میان ثروت مندان گردش داشته باشد[۲۶]، بلکه باید به دست مستمندان نیز برسد. از این رو در اسلام تکالیف مختلف مالی؛ مانند زکات و خمس و صدقه وضع شده است، تا ثروت جامعه به فقرا نیز برسد و افراد جامعه در یک سطح و طبقه رشد اقتصادی داشته باشند و شکاف و اختلاف طبقاتی بین آحاد جامعه کمتر شود و در نهایت از بین برود.

۴٫ ثروت اندوزی در اسلام

ثروت مند شدن اگر از راه­های مشروع بوده باشد، از نظر اسلام هیچ اشکالی ندارد. شیوه ای که اسلام برای تعدیل ثروت می پذیرد جلوگیری افراد مستعد از رسیدن به ثروت های بالا نیست، بلکه برای آنها وظایف و تکالیف مالی مقرر می سازد. [۲۷] قرآن ثروت مندانی چون حضرت سلیمان و حضرت داوود و ذو القرنین را نام می­برد که اهل ایمان بودند و در مقابل از ثروت مندان کافری چون قارون نیز یاد می­کند. در قرآن می­خوانیم: افزون طلبی شما را به خود مشغول داشته و از خدا غافل نموده است، تا آن جا که برای شمردن مردگان به زیارت قبور رفتید. [۲۸]

ثروت اندوزی اگر انسان را از یاد خدا غافل کند، مذموم است و در اسلام از آن نهی شده است. دل بستن به ثروت و ایثار دنیا بر آخرت صحیح نیست.

ولی اگر این ثروت فراوان در راه خدا مصرف شود، بسیار پسندیده و قابل ستایش می­باشد که حضرت خدیجه (س) از این گونه ثروت مندان بود که ثروت خود را برای پیشرفت اسلام و گسترش آن مصرف کرد.

قرآن نیز کسانی را که ثروت اندوزی می­کنند و آن را در راه خدا مصرف نمی­نمایند به عذاب دردناک بشارت می­دهد .[۲۹]

در ذیل همین آیه رسول خدا (ص) می فرماید: هر مالی که زکات آن پرداخت شود، مشمول این آیه نیست. [۳۰] اگر انباشت ثروت از طرق شرعی باشد و عنوان احتکار پیدا نکند و تکالیف مالی آن مانند زکات و خمس مراعات شود، هیچ اشکالی ندارد.

۵٫ ثروت و علما

با توجه به مطالب یاد شده روشن می شود که اگر عالمی ثروت مند شد، هیچ اشکالی ندارد. آن چه مذموم است، دل بستن عالم به دنیا است. اگر دنیاپرستی و مال پرستی برای مردم عادی روا نباشد_ که روا هم نیست – برای عالمان دینی به طریق اولی شایسته نیست، از این رو از حضرت عیسی (ع) نقل شده است که فرمود: دینار بیماری دین است و عالم طبیب دین است، پس زمانی که دیدید طبیب مرض را به خودش چسبانده است، نسبت به او بدبین باشید و بدانید که خیر خواه دیگران نیست. [۳۱]

مشاهده می شود که در این حدیث زیبا حب دنیا و دنیا پرستی عالمان دینی مذمت شده است.

معیار برخوداری از ثروت

رزق و روزی و یا ثروت در کلیت آن، لطف عامی از جانب پروردگار است و به دست آوردن آن نیز هیچ منافاتی با کوشش و تلاش ندارد، اما خداوند به بندگان با ایمان خود عنایت خاص داشته و با روش­های مختلفی؛ که در اختیار قرار دادن ثروت مشروع هم یکی از آنها است؛ چنین بندگانی را مورد لطف خود قرار می­دهد، البته باید دانست که هر ثروتی دلیل لطف نیست، بلکه شاید نشانه­ای از عذاب باشد و الزاماً تمام بندگان خوب خدا نیز در این دنیا، از مزایای مادی مناسبی برخوردار نیستند.برای توضیح بیشتر لازم است به نکات ذیل توجه شود:

۱٫ خداوند؛ طبق حکمت خود؛ مقرر فرموده که افراد بشر؛ بدون در نظر داشتن این که آیا مؤمنند و یا کافر؛ در مقدار روزی با هم متفاوت بوده و چنین تفاوتی، وسیله­ای برای آزمایش آنها ­باشد.

۲٫ بر همین اساس، خداوند، رزق و به عبارتی ثروت را میان همۀ افراد بشر؛ چه شکرگزار و چه ناسپاس؛ تقسیم نموده و تمام آنها از این لطف عام الهی برخوردارند، به گونه­ای که قرآن کریم خطاب به پیامبر (ص)فرموده: (رزق خداوند تو محدودیت و منعی نداشته و به مؤمنان و کافران خواهد رسید[۳۲]) و به عبارتی، اصل ثروت و در کلیت آن، جدا از مقدار و نیز کیفیت به دست آوردن و هزینه نمودن آن، به عنوان لطف عامی از جانب خداوند به حساب می­آید که همگان از آن؛ در اندازه­های مختلف؛ برخوردار می­باشند.

۳٫ مقدر بودن روزی و باز بودن در لطف خداوند، هیچ منافاتی با تلاش انسان ها برای کسب ثروت نداشته و در منابع دینی هم توصیه شده که به دعا بسنده ننموده و تلاش و فعالیت در راه کسب ثروت مشروع را از یاد نبریم!

۴٫ ثروت برخی افراد با ایمان؛ با لطف خاص خداوند؛ افزایش خواهد یافت و در بسیاری از موارد، چنین افزایشی از راه هایی خواهد بود که حتی خود آن فرد با تقوی، تصور آن را نیز نمی نموده است! آیات ۲ و ۳ سورۀ طلاق و روایاتی که در تفسیر آن آمده است، بیانگر این موضوع می باشند.

۵٫ این که برخی افراد باایمان، از ثروت و امکانات مادی بیشتری برخوردار شده اند، دلیل بر آن نیست که مؤمنان فقیر از لطف خاص خداوند محروم اند، بلکه خدای متعال؛ بر حسب حکمت خود؛ همواره به تمام مؤمنان نظر لطف دارد که گاه این لطف می تواند در قالب ثروت بوده و همانند سلیمان(ع) و یوسف(ع)، مقامات ظاهری دنیا را به آنها عطا فرماید و گاه می تواند در قالب فقر و تحمل مشکلات متجلی شود که پیامبری همچون ایوب(ع) نمونۀ بارز آن است و فرد باایمان باید به اندازه ای تسلیم باشد که هم ثروت و هم فقر را نشانه ای از لطف پروردگار  و آزمایشی از جانب او بداند[۳۳]! (پسندم آن چه را جانان پسندد) و یا به تعبیر امام راحل (از تو جانا جفا وفا باشد).

۶٫ باید توجه داشت که هر افزایش ثروتی را نمی توان لطف خاص خداوند دانست، بلکه تنها ثروتی از این خصوصیت برخوردار است که از راه مشروع به فرد با ایمان عطا شده و او نیز این ثروت را در راه هایی که مورد پسند خداوند است، هزینه نماید. در غیر این صورت، سرمایه و ثروت، نه تنها لطف خاص نیست، بلکه شاید نشانه ای از عذاب الهی باشد که قرآن کریم، تعبیر “استدراج” را برای آن به کار برده[۳۴] و بیان نموده که اگر اشخاصی، آیات و نشانه های الاهی را که برایشان قرار دادیم، به فراموشی بسپرند، ما نیز در مقابل، درهای رسیدن به تمام مقاصد دنیوی را برای آنان باز می نماییم، تا آن که از ثروت ها و موقعیت های به دست آمده برای خود شادمان شوند، سپس آنها را در حالی که امر برایشان مشتبه شده، به عذاب ناگهانی دچار خواهیم نمود[۳۵]. مطمئناً چنین ثروتی را نباید نشانۀ لطف خاص خدا بدانیم، بلکه باید از گرفتار شدن در چنین دامی به او پناه ببریم.

تأثیر دعا در کسب ثروت

نخست باید در نظر داشت که خداوند، زندگانی دنیایی ما را به شیوه ای طراحی نموده است که در بیشتر موارد، کارها بر اساس روال طبیعی و عرفی آن پیش رفته و هر هدفی، با کمک اسباب و وسایل عادی آن، به دست می آید،[۳۶] هرچند بر ارتباط دائم با خداوند و درخواست کمک از او تأکید فراوانی شده است، اما این بدان معنا نیست که ما بدون طی نمودن روند طبیعی کارها و تنها با استفاده از ذکر و دعا بخواهیم به هدف دلخواه خود دست یابیم. بر این اساس، برای هر کار مهمی؛ از جمله هم کاری با افراد و رسیدن به سرمایه و ثروت، ابتدا باید جوانب آن کار و نوع همکاری را دقیقاً بررسی نموده، و از انطباق آنها با موازین دینی و اسلامی مطمئن شویم؛ زیرا در غیر این صورت و اگر تلاش در راه کسب ثروت، از طریق نامشروع بوده و یا آن که اشخاصی که قصد هم کاری با آنان را داریم، از فعالیت های ما جهت مقاصد و اهداف نامشروع خود استفاده نمایند، از پایه و اساس نباید به دنبال چنین هم کاری ها و چنین ثروت هایی باشیم، اما اگر نگرانی ما از جهت منطبق بودن با شرع برطرف شد، در مرحلۀ بعد باید در مورد مزایا و معایب دنیوی آن نیز اندیشیده و با درخواست خیر و برکت از خداوند و نیز مشورت با افراد خبره و صاحب نظر و استفاده از تجربیات آنان، به نتیجۀ مشخصی برسیم؛ زیرا به دلیل فرمودۀ پیامبر اکرم (ص) خطاب به امیر المؤمنین (ع)، هر که از خداوند طلب خیر نماید، دچار حیرت و تردید نشده و هرکه از مشورت دیگران بهره گیرد، پشیمان نخواهد شد.[۳۷]

بنابر این، انسان های با ایمان، در انجام هر فعالیتی که پیش رو دارند، باید به چهار اصل اساسی و عمده توجه نمایند:

۱٫ توکل بر پروردگار و درخواست خیر از او

۲٫ دقت در انطباق آن فعالیت با موازین دینی

۳٫ بهره برداری از مشورت با دیگران

۴٫ رسیدن به یک نتیجۀ مشخص، با استفاده از قدرت تفکر و عقلی که خداوند در انسان ها به امانت گذاشته است.

بنابراین، نمی توان انتظار داشت که بدون پشت سر گذاشتن مراحل فوق، تنها با کمک آیه ای از قرآن کریم و یا ذکر و دعایی مخصوص، به اهداف مورد نظر دست یابیم، البته اگر شخصی، تمام آن چه گفته شد را مراعات نموده و تصمیم به انجام کار و یا رسیدن به ثروت مشروعی را گرفت، باید توجه داشته باشد که ارتباط او با خدا و درخواست کمک از او را هیچ گاه قطع ننماید و لزومی ندارد که این ارتباط، با ذکر و یا دعای خاصی باشد! آن چه در روایات ما نیز در مورد دعاهای مختلف بیان شده، تنها ارائۀ مصداق بهتر و کامل تری از نحوۀ ارتباط با خداوند است، و نمی توان اطمینان داد که شما با تکیه بر آنها، با تلاوت ذکر و دعایی و بدون تلاش و فعالیت، در انتظار معجزه ای باشید،[۳۸] بلکه باید به این نکتۀ مهم توجه داشته باشید که رسیدن به ثروت مشروع، هم تلاش را می طلبد و هم لطف الاهی را.

بنابراین، انسان برای مرتبط نگه داشتن خود با مبدأ هستی، می تواند در ساده ترین راه، هر کار مهمی را با نام خدا آغاز نمایید؛ زیرا پیامبر اکرم (ص) به نقل از خداوند بیان می فرمایند که هر کار مهمی که با نام خدا آغاز نشود، به نتیجۀ دلخواه نخواهد رسید.[۳۹] خود را در هیچ فعالیتی، مستقل نپندارید، بلکه آن را به خداوند منتسب نمایید،[۴۰] و قبل از شروع هر کار مهم، دو رکعت نماز؛ همانند نماز صبح به جا آورید، چون رسول خدا فرموده: هنگامی که تصمیم به انجام هر کار مهمی داشتی، دو رکعت نماز خوانده و بر محمد و آل او درود فرست و سخن خود را با پروردگارت در میان گذار.[۴۱] و اگر کسی می خواهد بیشتر به راز و نیاز با خدا بپردازد، می تواند از دعاهای موجود در کتاب های ادعیۀ معتبر نیز استفاده نماید و مطمئن باشد که دعایشان بی تأثیر نخواهد بود، اگر چه آن خواسته نیز برآورده نشود. در ضمن، اگر با همۀ تلاش ها، باز هم از لحاظ مالی در مضیقه به سر بردد، آن را نشان بی توجهی خداوند به خواسته هایشان نداند، بلکه شاید دلیلش آن باشد که خداوند، خیر و صلاح افراد با ایمان را بهتر تشخیص داده و گاهی همانند سلیمان (ع)، قدرت اقتصادی عظیمی در اختیارشان قرار می دهد و گاهی آنان را همانند ایوب (ع)، دچار تنگناها و مشکلات می نماید و اگر با نگاهی الاهی بنگریم، در هر دوی آنها خیر و برکت نهفته است.

چگونگی استفاده از ثروت پدر

یکى از مسائل مهم اخلاقى مورد توجه اسلام، رعایت حقوق پدر و مادر است که انسان مى تواند در سایه آن به کمالات معنوى برسد، خداوند حکیم احترام به پدر و مادر و فرمانبردارى از دستورات مشروع آنان را در آیات متعددى از قرآن یادآورى کرده است[۴۲]،[۴۳] اما در خصوص استفاده از ثروت پدر و مادر چند نکته حائز اهمیت است:

الف. در صورتی که یقین دارید مال و ثروت پدر و مادرتان حرام می باشد تکلیف بر شما روشن و مبرهن است و نه خود حق استفاده از آن را دارید و نه می توانید به دیگران انفاق کنید.

ب. اما اگر ثروت ایشان از راه حلال به دست آمده، تکلیف شما متفاوت است و شما می توانید از مال و ثروت پدر و مادر، در صورت رضایت ایشان و با رعایت نکات زیر بهره مند شوید:

اول آن که: مهم ترین سرمایه برای یک انسان عزت نفس و عدم وابستگی به دیگران حتی به ثروت پدر و مادر است. کرامت و عزت نفس، آن نقطه از روح انسانی است که اسلام برای احیاء و کمال اخلاق انسانی، روی آن دست گذاشته است. خداوند می فرماید: «عزت منحصراً از آن خدا و برای پیامبر خدا و مؤمنین است.»[۴۴] و نیز پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «حاجت هایتان را بخواهید اما عزت نفس را از دست ندهید».[۴۵]

در خصوص کیفیت بهره مندی از عزت نفس و افراط و تفریط در آن، شهید مطهری در کتاب فلسفه اخلاق می گوید: «بعضی هم ممکن است در حد افراط باشند که حتی اگر نیازی هم داشته باشند، به احدی نمی گویند. (در حالی که) پیغمبر اکرم فرمود: «اطلبوا الحوائج»، حاجت هایتان را بخواهید، ولی، «بعزه الانفس»، اما عزت نفس را از دست ندهید، آنجا که حاجت هایتان را با دوست و رفیقی (و یا پدر و مادر) بیان می کنید، تا آنجا که شرافتتان، عزت و کرامت نفستان پایمال نشده جلو بروید. آنجا که دارد بر کرامت و عزت نفستان خدشه وارد می آید، توقف کنید، نیازمندی و نداشتن بهتر است».[۴۶]

دوم: در این مطلب تأمل کنید که پدر و مادرتان، دست شما را تا چه اندازه در تصرف اموال باز گذاشته اند، آیا تنها برای استفاده خودتان یا از آن می توانید در راه خدا انفاق نموده و به مصارف دیگر نیز برسانید.

اگر اجازه انفاق به دیگران را نیز دارید و یا پدر و مادر از شما در جهت انفاق و کمک به دیگران یاری طلبیده اند، از یاری و مشاورت به ایشان دریغ نورزیده، هم خودتان در حد شئونات و عرف از نعمت و ثروت خانواده بهره مند شوید و هم پدر و مادر را در استفاده صحیح و مشروع از ثروت خدادادی و بکارگیری آن در امور عام المنفعه یاری کنید. در صورتی که تنها خودتان اجازه استفاده از سرمایه پدری را دارید. طبق شأن و زی طلبگی که امری عرفی است و بر حسب زمان و مکان، محیط زندگی و شرایط افراد از نظر سطح علمی و وابستگی های خانوادگی و سایر شرایط متفاوت است، می توانید از امکانات و ثروت خانوادگی تان بهره مند شوید.

سوم آن که در مال حلال نیز انسان باید توجه داشته باشد، به صرف آن که مال و ثروت، حلال بود، جوازی برای مصرف آن به هر کیفیتی که خواست و میل انسان باشد نیست. از روایات استفاده می شود که در مال حرام عقاب و عذاب است و در مال حلال حساب و کتاب[۴۷]. از این رو انسان باید بر آن باشد تا مال و ثروت حلالی که در اختیار دارد را به نحو صحیح و درست و در مسیر مشروع آن مصرف کند.


[۱]- شمس الدین، محمد مهدی، دراسات فی نهج البلاغه، ص ۴۰، بیروت، دار الزهراء، چاپ دوم، ۱۳۹۲ه. ق؛

جورداق، جورج؛ روائع نهج البلاغه، بی جا، مرکز الغدیر للدراسات الاسلامیه، چاپ دوم، ۱۳۷۵، ص ۲۳۳«ما رآیت نعمه موفوره الاّ و بجانبه حق مضیع».

[۲] – سید رضی، نهج البلاغه ، کلمات قصار ، ح ۳۲«ان الله سبحانه فرض فی اموال الاغنیاء أقوات الفقراء فما جاع فقیر الاّ بما متع به غنی و الله تعالی جده سائلهم عن ذلک».

[۳] – نهج البلاغه، کلمات قصار، ح ۳۰۸«انا یعسوب المؤمنین و المال یعسوب الفجار».

[۴] – مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۶۹، ص ۶۷«المال ماده الشهوات».

[۵] – همان، ج ۲، ص ۱۰۷«من احب الدینار و الدرهم فهو عبد الدنیا».

[۶] – کافی، ج ۲، ص ۲۷۰«ملعون ملعون من عبد الدینار و الدرهم ».

[۷] کهف، ۴۶،المال و البنون زینه الحیاه الدنیا.

[۸] بقره،۱۸۰٫

[۹] العادیات، ۸٫

[۱۰] – بحار الانوار، ج ۶۹، ص ۵۹«نعم المال الصالح للرجل الصالح».

[۱۱] – کافی، ج ۵، ص ۷۲ «نعم العون الدنیا علی طلب الاخره».

[۱۲] – نهج البلاغه ، صبحی صالح، خ ۱۳۱

[۱۳] ر. ک: مکتب و نظام اقتصادی اسلام, مهدی هادوی تهرانی، ص ۱۰۸

[۱۴] منافقین، ۹،یا ایها الذین امنوا لاتلهکم اموالکم و لا اولادکم عن ذکر الله.

[۱۵] – مطهری، مرتضی، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۱۷، تهران، صدرا، بهار ۶۸، چاپ اول.

[۱۶] – بحار الانوار، ج ۱۰، ص ۱۰۰«المقتول دون ماله شهید»

[۱۷] – جامع الاخبار، ص ۱۳۹ «طلب الحلال فریضه علی کل مسلم و مسلمه».

[۱۸] – کافی، ج ۵، ص ۷۸

[۱۹] – نهج البلاغه، کلمات قصار، خ ۱۵۴«الفقر الموت الاکبر».

[۲۰] – نساء، ۱۴۱،و لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا.

[۲۱] – مطهری، مرتضی، نظری به نظام اقتصادی اسلام، ص ۲۶، تهران، صدرا، بهار ۶۸، چاپ اول.

[۲۲] – قمی ، شیخ عباس، سفینه البحار، ج ۸، ص ۱۳۷

[۲۳] – همان، ص ۱۳۸

[۲۴] – ر. ک: هادوی تهرانی, مهدی، مکتب و نظام اقتصادی اسلام، ص ۵۶، قم، خانه ی خرد، چاپ دوم.

[۲۵] – کافی، ج ۱، ص ۵۴۱ «لو عدل فی الناس لاستغنوا».

[۲۶] حشر، ۷٫ ،کی لایکون دوله بین الاغنیاء منکم.

[۲۷] – ر. ک: هادوی تهرانی، همان، ص ۷۴

[۲۸] تکاثر، ۱و۲٫ ،الهاکم التکاثر حتی زرتم المقابر.

[۲۹] توبه، ۳۴،و الذین یکنزون الذهب و الفضه و لا ینفقونها فی سبیل الله فبشرهم بعذاب الیم.

[۳۰] – وسائل الشیعه، ج ۹ ص ۳۰«کل مال یؤدی زکاته فلیس بکنز».

[۳۱] – بحار الانوار، ج ۲، ص ۱۰۷« الدینار داء الدین و العالم طبیب الدین فاذا رأیتم الطبیب یجر الداء الی نفسه فاتهموه و اعلموا انه غیر ناصح لغیره».

[۳۲] – اسراء، ۲۰٫

[۳۳] – اعراف، ۱۶۸٫

[۳۴] – اعراف، ۱۸۲؛ قلم، ۴۴٫

[۳۵] – انعام، ۴۴٫

[۳۶] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۱، ص ۱۸۳، ح ۷، دار الکتب الاسلامیه، تهران، ۱۳۶۵ ش.

[۳۷] حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۸، ص ۷۸، ح ۱۰۱۲۵، مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ق.

[۳۸] هرچند که گاهی خداوند؛ برای نشان دادن قدرت خود از راه های غیر عادی افراد نیازمندی را به ثروت فراوان رسانده و یا ثروت مندان بزرگی را بر خاک مذلت می نشاند!

[۳۹] حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج ۷، ص ۱۷۰، ح ۹۰۳۲٫

[۴۰] کهف، ۲۴ – ۲۳، “و لا تقولن لشیء انی فاعل ذلک غدا الا ان یشاء الله…”.

[۴۱] کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج ۳، ص ۴۷۹، ح ۱۰٫

[۴۲] “وَ قَضى رَبُّکَ اَلاّ تَعْبُدُوا اِلاّ اِیّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ اِحْساناً …، فـَلا تـَقـُلْ لَهـُما اُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً * وَاخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَالرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانى صَغیراً”، اسراء ، آیات ۲۳ ـ ۲۴؛ (وَ وَصَّیْنَا الاِْنْسانَ بِو الِدَیْهِ حُسْناً)، و انسان را به نیکى به پدر و مادرش سفارش کردیم، عنکبوت، ۸٫

[۴۳] نمایه مرتبط: اوامر والدین و تکلیف فرزندان، سؤال ۵۲۲ (سایت: ۵۸۴).

[۴۴] منافقون، ۸ ولله العزه و لرسوله والمؤمنین…».

[۴۵] نهج الفصاحه، حدیث ۳۲۵، ص ۶۴ «اطلبوا الحوائج بعزه الانفس».

[۴۶] شهید مرتضی مطهری، فلسفه اخلاق، ص ۱۲۴٫

[۴۷] بحارالانوار ج ۴۴ ص ۱۳۸٫




کلیدواژه ها: , , , , , , , , , , , ,



ثبت نظر


1 + 9 =