دایره المعارف اسلام پدیا » توسل در قرآن و سنت
منوی اصلی

توسل در قرآن و سنت

تاریخ: ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ در باب: توسل

توسل جستن به غیر خدای سبحان، و یاری خواستن از پیامبران و اولیای الهی که در زمان های مختلف نزد مسلمانان معمول و متعارف بوده، به معنای شریک قرار دادن آنان در افعال خداوند نیست. بلکه مقصود، آن است که خداوند حاجات و خواسته های مردم را به برکت وجود آنان برآورده می سازد. در حقیقت آنان به وسیلۀ اولیا، به خود خداوند متوسل می شوند. و خدا را می خوانند تا خواسته های آنان را برآورده سازد، و اولیای خدا را می خوانند تا اجابت خواسته های آنان را از خدا بخواهند. این معنی در قرآن مجید از مؤمنین خواسته شده است: “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَهَ”.[۱] یعنی: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏اى براى تقرب به او بجوئید.»

به طور اجمال، توسّل به اولیای خداوند امری است که عقل و شرع آن را می پسندد، و سیرۀ پیامبر اکرم (ص) و امامان اهل بیت (ع) و همۀ مسلمانان، از گذشته تا کنون، بر جواز توسل به اولیای الاهی استوار بوده است. و پیامبر اکرم (ص) و امامان اهل بیت (ع) مردم را به توسل جستن به قرآن و اولیای خدا تشویق می کرده اند.

توسل به پیامبران و اولیای الاهی

یکی از ضروریات دین اسلام و از ارکان توحید که همۀ پیروان پیامبر اکرم (ص) بر آن اتفاق نظر دارند، آن است که تدبیر نظام عالم، صرفاً در دست خداوند است، و مسایلی از قبیل: آفریدن، روزی دادن، زنده کردن، میراندن، قرار دادن شب و روز، تاریکی و نور، نازل کردن باران و … صرفاً توسط خداوند انجام می شود و قرآن کریم در آیات متعددی بر این معنا تأکید ورزیده است و همۀ انواع شرک (در الوهیت ، ربوبیت، عبودیت و..) را به شدت رد می کند.

اما باید توجه داشت که توسل جستن به غیر خدای سبحان، و یاری خواستن از پیامبران و اولیای الهی که در زمان های مختلف نزد مسلمانان معمول و متعارف بوده، به معنای شریک قرار دادن آنان در افعال خداوند نیست. بلکه به این معنا است که آنان از مقرّبان درگاه الهی بوده و در پیشگاه خداوند دارای موقعیت و احترام ویژه ای هستند، و به همین جهت سبب و وسیلۀ جریان فیض خداوند می باشند.

اعتقاد به توسل مسئله ای است که از قرآن کریم و سنت شریف نبوی نشأت گرفته است.

قرآن کریم می فرماید: « اى کسانى که ایمان آورده‏اید! از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید! و وسیله‏اى براى تقرب به او بجوئید و در راهش جهاد کنید، باشد که رستگار شوید».[۲]

موجود ارزشمندی که به او متوسل می شویم، گاهی اعمال صالح است که ما را به پروردگار جهان نزدیک می سازد و گاه یک انسان برومند است که در پیشگاه خداوند از جایگاه و احترام ویژه ای برخوردار است.

نیز توسل، گاه به افرادی است که زنده اند، و گاه به افرادی است که چشم از این جهان فرو بسته اند که به بعضی از نمونه های آن، که در قرآن و روایات ذکر شده است اشاره می کنیم:

۱٫ توسل برادران یوسف به پدرشان یعقوب: گفتند: «ای پدر، برای گناهان ما آمرزش بخواه که ما خطا کار بودیم» گفت: «بزودی از پروردگارم برای شما آمرزش می خواهم، که او همانا آمرزندۀ مهربان است.»[۳]

چنان که می بینید یعقوب خواستۀ فرزندانش را رد نکرد، و به آنها نگفت چرا خودتان مستقبماً به سراغ خداوند نمی روید، و به من متوسّل می شوید، بلکه توسل شان را تأئید کرد و به آنان وعده داد، برای آنها از خداوند طلب بخشش کند.

۲٫ توسل به پیامبر (ص): «و اگر آنان وقتی به خود ستم کرده بودند، پیش تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش می کرد، قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان می یافتند.» [۴]

این آیه نشان می دهد که باید برای طلب بخشش از خداوند، واسطۀ آبرومند پیدا کرد تا خداوند به خاطر او حاجت های انسان را برآورده سازد.

۳٫ عثمان بن حنیف می گوید: مرد نابینایی نزد پیامبر (ص) آمد و عرض کرد: از خدا بخواهید مرا شفا دهد. پیامبر (ص) فرمود: اگر صبر کنی، برای تو بهتر است. و اگر می خواهی تا از خدا بخواهم تو را شفا دهد. آن مرد گفت: از خدا بخواهید مرا شفا دهد. پیامبر (ص) به او دستور دادند وضو بگیرد و خدا را با این دعا بخواند: «اللهم إنی أسألک و أتوجّه الیک بنبیّک محمّد، نبّی الرحمه، یا محمّد انّنی توجّهت بک إلی ربّی فی حاجتی لیقضیها الی، اللهم شفعه» پروردگارا از تو می خواهم، و به سوی تو توجه می کنم به واسطۀ پیامبرت محمد، پیامبر رحمت، ای محمد، من به واسطۀ تو به درگاه پروردگارم روی می آورم تا حاجتم را برایم برآورده سازد. [۵]

حدیث صحیح فوق بر مشروع بودن توسل تأکید می کند، چرا که رسول خدا (ص) نه تنها این شخص را از توسل منع نمی کند، که شیوۀ صحیح توسل را نیز به وی می آموزد که چگونه با وسیلۀ قرار دادن پیامبر (ص) بین خود و خدا، از پروردگار جهان درخواست نماید تا او را شفا دهد. و این معنا، همان توسل به اولیای الهی است.

۴٫ انس بن مالک می گوید: مردی نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: ای رسول خدا حیوانات ما از بی آبی تلف شدند! از خدا بخواهید (باران نازل کند) پیامبر (ص) دعا کردند و یک هفتۀ تمام باران آمد، تا آنکه مردی خدمت پیامبر (ص) آمد و گفت: ای پیامبر خدا خانه ها خراب شد، و راهها قطع گردید و … پیامبر (ص) فرمود: «پروردگارا (باران رحمتت را) بر کوهها و تپه ها و درون دره ها و رود خانه ها، و نقاطی که درخت می روید نازل کن»، پس از آن، باران در شهر مدینه قطع شد، ولی در اطراف همچنان می بارید.[۶]

۵٫ نقل است که آدم (ع) چون دچار لغزش شد گفت: «ای پروردگارم از تو می خواهم به حق محمد (ص) مرا ببخشی». خداوند فرمود: «ای آدم، چگونه محمد (ص) را شناختی با آنکه هنوز او را نیافریده ام»؟

آدم پاسخ داد: هنگامی که مرا آفریدی به عرش نگاه کردم، دیدم در آن نوشته است: لا إله الاّ الله، محّمد رسول الله، چون دیدم نام او نزدیک به نام تو است، دانستم که او محبوب ترین آفریدگان است نزد تو، خداوند فرمود: چون به حق محمد (ص) از من خواستی، تو را می بخشم.[۷]

۶٫ در نقل دیگری از روایت فوق که سیوطی آن را از طریق ابن عباس از رسول خدا (ص) نقل کرده است: ابن عباس می گوید: از رسول خدا (ص) دربارۀ کلماتی که آدم (ع) از پروردگارش دریافت نمود و باعث بخشودگی او شد سؤال کردم، حضرت فرمود: آدم از پروردگار خواست تا به حق محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین، توبه او را بپذیرد، خداوند نیز توبه او را پذیرفت.[۸]

۷٫ در حدیث دیگری که ابوهریره آن را از رسول خدا (ص) نقل کرده آمده است: … ای آدم! اینان (اهل بیت (ع)) برگزیدگان من هستند … هر گاه حاجتی داشتند آنان را واسطه قرار بده و به آنها متوسل شو. پیامبر (ص) فرمود: ما (اهل بیت) کشتی نجات هستیم، هر کس سوار این کشتی شود، نجات خواهد یافت و هر کس سرپیچی کند، هلاک خواهد شد، پس هر کس حاجت و نیازی به خداوند دارد، باید ما اهل بیت را واسطه قرار دهد.[۹]

۸٫ ابن عباس می گوید: عمر بن خطاب به وسیلۀ عباس بن عبدالمطلب عموی پیامبر (ص) طلب باران نمود و گفت: پروردگارا ما به وسیلۀ عموی پیامبرمان از تو طلب باران می کنیم، و به وسیلۀ موهای سفید او طلب شفاعت می کنیم، پس باران نازل شد و سیر آب شدند.[۱۰]در نقل دیگری از حدیث فوق آمده است که وقتی عباس طلب باران کرد و باران نازل شد، عمر رو به مردم کرد و گفت: به خدا سوگند عباس وسیلۀ ما است به سوی خدا، و مقامی نزد خدا دارد.[۱۱]

قسطلانی می گوید: وقتی عمر به وسیله عباس طلب باران کرد، گفت: ای مردم، پیامبر خدا (ص) به عباس به دیدۀ پدر نگاه می کرد، از او پیروی کنید و او را وسیلۀ خود به سوی خدا قرار دهید. [۱۲]

این عمل، اندیشۀ کسانی که توسل را مطلقاً و یا توسل به غیر پیامبر(ص) تحریم کرده اند، باطل می کند و صراحت دارد که یکی از مصادیق «وسیله» توسل به افراد محترم و صاحب منزلتی است که مایۀ قرب به خداوند می باشند. و سخن عمر که گفته است: «هذا و الله الوسیله إلی الله و المکان منه» در دلالت بر شایستگی توسل و تقرب، از صراحت کافی برخوردار است.

ابن حجر عسقلانی می نویسد: عباس عموی پیامبر (ص) در دعای خود گفت: مردم به من رو آوردند به خاطر رابطۀ خویشاوندی که با پیامبر (ص)تو دارم.[۱۳]

البته جای هیچ گونه تردیدی نیست که هدف، توسل به مقام و موقعیت عباس بوده است. بدین سان می توان به طور قطع و یقین گفت که مسلمانان صدر اسلام برای برآورده شدن حاجت های خود به اشخاص پاکدامن و صالح متوسل می شده اند.

توسل در سیرۀ مسلمانان

همچنین از احادیث استفاده می شود که این سیرۀ مسلمانان پس از درگذشت ایشان نیز جریان داشته است که نمونه هایی از آن چنین است:

۱٫ بیهقی نقل کرده است: مردی نزد قبر پیامبر(ص) آمد و گفت: ای محمد(ص)، برای امتت طلب باران کن، چیزی نگذشت که باران نازل شد و مردم سیر آب شدند[۱۴].

۲٫ وقتی منصور، حاکم عباسی، نحوۀ زیارت پیامبر (ص) را از مالک بن انس پیشوای مذهب مالکی پرسید و به او گفت: آیا رو به قبله کنم و دعا نمایم یا رو به پیامبر اکرم (ص)؟ مالک در پاسخ گفت: چرا چهره از وی بر می تابی؟ او در روز رستاخیر وسیلۀ تو و وسیلۀ پدر تو حضرت آدم (ع) است. به سوی او رو کن و او را شفیع خود قرار ده، خدا شفاعت او را می پذیرد. خدا می فرماید: «و لو انهم إذ ظلموا…» و اگر آنان وقتی به نفس خویش ستم کرده بودند، نزد تو می آمدند و از خدا آمرزش می خواستند و پیامبر [نیز] برای آنان طلب آمرزش می کرد، قطعاً خدا را توبه پذیر مهربان می باشد. [۱۵]

۳٫ از محمد بن ادریس شافعی، پیشوای مذهب شافعی نیز اشعاری بر جای مانده که نشان می دهد وی عمیقاً معتقد به توسل بوده است، به ویژه توسل به اهل بیت رسول گرامی اسلام(ص).

وی می گوید:

خاندان پیامبر وسیلۀ من به سوی خدا هستند و امیدوارم که به خاطر آنان، فردای قیامت، نامۀ اعمالم به دست راست من داده شود.[۱۶]

شافعی در جای دیگری از دیوانش در ستایش اهل بیت پیامبر (ص) می گوید: “اگر گناه من دوست داشتن خاندان محمد است، این گناهی است که هیچ گاه از آن توبه نخواهم کرد.”

خاندان پیامبر (ص) در روز قیامت و در هنگامی که شأن و منزلت آنان برای ناظران آشکار گردد، شفاعت کنندگان من هستند.[۱۷] شافعی در اشعار فوق نیز با صراحت تمام اهل بیت پیامبر (ص) را به عنوان شفاعت کنندگان خود معرفی می کند.

۴٫ مسئلۀ توسل به اولیای خدا در میان مسلمانان صدر اسلام به گونه ای رایج بوده که آنان به طور گسترده ای در اشعار خود از آن یاد کرده و پیامبر (ص) را به عنوان وسیله بین خود و خدا معرفی می کرده اند. از جمله در قصیده ای که سواد بن قارب دربارۀ پیامبر(ص) سروده آمده است:

شهادت می دهم که پروردگاری جز خدا نیست و تو بر هر پنهان و پوشیده ای امینی، و گواهی می دهم که تو ـ ای فرزند گرامیان و پاکان ـ در میان دیگر پیامبران، نزدیک ترین وسیله به سوی خدا هستی.[۱۸]

پیامبراکرم (ص) این اشعار را شنید ولی هیچگاه سرایندۀ آن را از بیان چنین سخنی منع نکرد، و او را به شرک و بدعت متهم نساخت.

۵٫ و از جمله معتقدان به توسل «ابوعلی خلال» از بزرگان مذهب حنبلی است، وی می گوید: هر گاه برای من ناراحتی و گرفتاری پیش می آمد به سراغ قبر حضرت موسی بن جعفر(ع) رفته، به آن حضرت متوسل می شدم، خداوند گره از مشکلاتم می گشود و گرفتاری هایم حل می شد.[۱۹]

توسل از منظر اهل بیت پیامبر (ع):

توسل از نگاه امامان اهل بیت (ع) نیز امری پسندیده است، و آنان مردم را به توسل جستن به قرآن و اولیای خدا تشویق می کرده اند.

از جمله در دعاهای امام سجاد (ع) آمده است: بار الها! من اینکه به وسیله مقام بلند محمدی، و ولایت و طریقیت روشن علوی به تو تقرب می جویم، و به واسطۀ آن دو به سوی تو رو می کنم که مرا از شر این و آن پناه دهی.[۲۰]

ار حضرت فاطمه زهرا (س) نقل است که فرمود:

ستایش می کنم خدای را که به خاطر عظمت و نورش، همۀ موجوداتی که در آسمان ها و زمین هستند، برای تقرب به خداوند به دنبال وسیله اند، و ما (خاندان پیامبر (ص)) وسیله تقرب به خداوند در میان بندگانش هستیم.[۲۱]

عایشه از پیامبر (ص) نقل کرده که دربارۀ خوارج فرموده اند:

خوارج بدترین آفریده های خدا هستند، و بهترین بندۀ خدا (علی بن ابیطالب (ع)) که نزدیک ترین وسیله به خداوند می باشد، آنان را خواهد کشت.[۲۲]

همچنین، مرحوم صدوق با ذکر سند از رسول خدا نقل کرده که فرموده اند: (اکثر) امامان از نسل حسین (ع) اند. هر کس از آنان پیروی کند از خدا پیروی کرده است، و هر کس از دستورات آنان سرپیچی کند، از فرامین الهی سرپیچی کرده است، آنان دستاویز محکم و وسیله تقرب بندگان به سوی خداوند هستند.[۲۳]

چنانکه دیدیم، مسئلۀ توسل به پیامبران و اولیای الهی، چه در زمان حیات شان، و چه پس از درگذشت آنان، حقیقی است که در روزگار پیامبران پیشین، و در عصر پیامبر اسلام (ص)، و پس از پیامبر (ص)، در روزگار صحابه و تابعین، و در قرون مختلف اسلامی، امری جایز و رایج بوده است، و مردم مسلمان، از پیروان مذاهب مختلف اسلامی، پیوسته برای رفع حاجات و نیازهای خود به پیامبران و اولیای الهی متوسل می شده اند.

بنابر این، توسل مسئله ای است کاملاً مشروع و اسلامی، و اگر فرد یا افرادی این سنت پسندیده اسلامی را نادیده گرفتند، آنها هستند که از صراط مستقیم اسلامی فاصله گرفتند که باید اشتباهات خویش را اصلاح نموده و به صراط مستقیم الاهی باز گردند.


[۱] مائده، ۳۵٫

[۲] مائده، ۳۵٫ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَهَ وَ جاهِدُوا فی‏ سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُون‏.

[۳] یوسف، ۹۷ و ۹۸٫ قَالُواْ یَأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا کُنَّا خَاطِِینَ(۹۷)قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبىّ‏ِ  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ.

[۴] نساء، ۶۴٫ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً.

[۵] الجامع الصحیح، ترمذی، ۵/۳۵۷۸۳۵۶۹٫

[۶] صحیح بخاری، محمد بن اسماعیل بن بخاری، ج ۱، ص ۳۴۴ – ۳۴۶، ح ۹۶۸ – ۹۷۶٫ جاء رجل إلی رسول الله فقال: یا رسول الله، هلکت المواشی و تقطّعت السبل، فادع الله، فدعا الله، فمطرنا من الجمعه إلی الجمعه، فجاأ رجل إلی النبی فقال: یا رسول الله، تهدّمت البیوت، و تقطّعت السبل و هلکت المواشی. فقال رسول الله: «اللهم علی ظهور الجبال و الاکام و بطون الأودیه و منابت الشجر». فانجابت عن المدینه انجیاب الثوب.

[۷] حاکم، المستدرک علی الصحیحین، ج ۳، ص  ۵۱۷،  ح ۴۲۸۶؛ بیهقی،  دلائل النبوه، ۵/۴۸۹؛ وفاء الوفا ۴/۱۳۷۱ – ۱۳۷۲؛ سیوطی، در المنثور، ۱/۵۹٫

و نقل أنّ آدم لما اقترف الخطئیه قال: یا ربّی، أسألک بحق محمد لما غفرت لی، فقال، یا آدم، کیف عرفته؟ قال: لأنک لما خلقتنی نظرت إلی العرش فوجدت مکتوباً فیه: لا اله الا الله، محمد رسول الله؛ فرأیت اسمه مقروناً مع اسمک، فعرفته أحب الخلق الیک».

[۸] سیوطی، در المنثور، ، ج ۱، ص ۶۰ و ۶۱، چاپ دارالکتب العراقیه، ۱۳۷۷ ه ق، عن ابن عباس قال سألت رسول الله عن الکلمات التی تلقاها آدم من ربّه فتاب علیه قال: سئل بحق محمد و علی و فاطمه و الحسن و الحسین إلا تبت علیّ فتاب علیه.

[۹] ابراهیم بن جوینی، فرائد السمطین، ج ۱، ص ۳۶ و ۳۷، بیروت مؤسسه محمودی چاپ اول، ۱۳۹۸ ه؛ خوارزمی، مناقب، ص ۳۱۸، ج ۳۲۰ انتشارات اسلامی قم، ۱۴۴۱ هـ…. یا آدم هؤلاء صفوتی … فإذا کان لک الی حاجه فبهؤلاء توسل، فقال النبی: نحن سفینه النجاه من تعلق بها نجا و من حاد عنها هلک، فمن کان له إلی الله حاجه فلیسألنا أهل البیت.

[۱۰]ابونعیم اصفهانی دلائل النبوه، ۲/۷۲۵ ح ۵۱۱؛ صحیح بخاری، کتاب الجمعه، باب الاستسقاء. عن ابن عباس، أن عمر قال: اللهم إنا نستسقیک بعم نبیّنا، و نستشفع بشیبته، فسقوا،

[۱۱] ابن اثیر، اسد الغابه، ۳/۱۱٫فقال عمر: هذا و الله الوسیله الی الله و المکان منه.

[۱۲] المواهب اللدنیه، ۳/۳۸۰، فتح الباری، ج ۲، ص ۴۱۳ ، إن عمر لما استسقی بالعباس قال یا ایها الناس أن رسول الله کان یری للعباس ما یری الوالد للوالد فاقتدوا به فی عمه و اتخذوه وسیله إلی الله تعالی. ففیه التصریح بالتوسل و بهذا یبطل قول من منع التوسل مطلقاً بالاحیاء و الأموات و قول من منع ذلک بغیر النبی.

[۱۳]فتح الباری، ۲/۴۱۳، دارالمعرفه لبنان. و قد توجه القوم بی الیک لمکانی من نبیک،

[۱۴]روی البیهقی، انه جاء رجل إلی قبر النبی فقال: یا محمد، استق لأمتک؛ فسقوا؛ وفاء الوفاء، ۴/۱۳۷۴٫

[۱۵] سمهودی، وفاء الوفاء ، ج ۲، ص ۱۳۷۶٫ منصور گفت: یا اباعبدالله استقبل القبله و أدعوا ام استقبل رسول الله (ص)؟ مالک در پاسخ وی گفت: لم تصرف وجهک عنه و هو و سیلتک و وسیله أبیک آدم (ع) إلی الله یوم القیامه بل إسبقبله و استشفع به فیشفعک الله قال الله تعالی: «ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم».

[۱۶] دیوان شافعی، ص ۱۶۲، الصواعق المحرقه، ص ۱۷۸٫

آل النبی ذریعنی        و همو إلیه وسیلتی

ارجوا بهم أعطی غداً بیدی الیمین صحیفتی

[۱۷] لئن کان ذنبی حب آل محمد                    فذلک ذنب لست عنه أتوب

هم شفعائی یوم حشری و موقفی            إذا ما بدت للناظرین خطوب.

[۱۸] زینی دحلان، الدررالسنیه، ص ۲۹٫

و أشهد أن لا رب غیره                                و أنک مأمون علی کل غائب

و أنک أدنی المرسلین وسیله    ألی الله یابن الاکرمین الاطائب.

[۱۹] خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ۱/۱۲۰٫ ما همنی أمر فقصدت قبر موسی بن جعفر (ع) فتوسلت به الا سهل الله تعالی لی ما احب.

[۲۰] صحیفه سجادیه، دعای ۴۹٫ اللهم فإنی أتقرب الیک بالمحمدیه الرفعیه و العلویه البیضاء، و أتوجه الیک بهما أن تعیذنی من شر کذا و کذا…

[۲۱] ابن ابی الحدید شرح نهج البلاغه، ۱۶، ۲۱۱؛ بغدادی بلاغات النساء. واحمد الله الذی بعظمته و نوره یبتغی من فی السموات و الارض الیه الوسیله و نحن وسیله فی خلقه.

[۲۲] ، شرح نهج البلاغه ۲/۲۶۷؛ ابن المغازلی،  المناقب، ص ۱۰۰ ح ۷۹، دارالاضواء، بیروت ۱۴۱۲ هـ؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۶، ص ۳۵۹، دارالفکر ۱۴۱۴ هـ. . هم شر الخلق و الخلیقه، یقتلهم خیر الخلق و الخلیقه، و أقربهم عندالله وسیله.

[۲۳] صدوق ،عیون أخبار الرضا (ع) ج ۱ ص ۶۳٫

و باسناد قال قال رسول الله: الائمه من ولد الحسین (ه) من أطاعهم فقد أطاع الله و من عصاهم عصی الله عزوجل هم العروه الوثقی و هم الوسیله الی الله عزوجل؛ عیون أخبار الرضا (ع) صدوق ج ۱ ص ۶۳٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


8 + 5 =