دایره المعارف اسلام پدیا » بداء از دیدگاه شیعه و اهل سنت
منوی اصلی

بداء از دیدگاه شیعه و اهل سنت

تاریخ: ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ در باب: بداء

بداء از نظر محتوای عقیدتی و کلامی مورد اتفاق همۀ مسلمانان بوده، ولی بیشتر در مکتب اهل بیت (ع) مورد تأکید قرار گرفته است. از طرفی معنای لغوی بداء که در مورد خداوند جایز نیست، باعث استیحاش برخی علمای عامّه شده است، حال آن که به محتوای عقیدتی آن کاملاً اقرار داشته اند. در حالی که معنای لغوی بداء هیچ گاه در مذهب شیعه مورد قبول نبوده است.

بنابراین، عقیده به بداء هر چند از لحاظ شهرت بیشتر به شیعه اختصاص داشته، ولی محتوای آن مورد اتفاق تمام مسلمانان بوده و چیزی نیست که مسلمانان آگاه به قرآن و سنت پیامبر بتوانند آن را انکار کنند.

مستندات این مدعا

الف. بداء از نظر علمای شیعه

شیخ طوسی در این زمینه می گوید: “و الوجه فی هذه الأخبار [أی أخبار البداء] ما قدمنا ذکره من تغییر المصلحه فیه و اقتضائها تأخیر الأمر إلى وقت آخر على ما بیناه، دون ظهور الأمر له تعالى، فإنا لا نقول به و لا نجوزه، تعالى الله عن ذلک علواً کبیراً”؛[۱] بیان این روایات، همان است که ما ذکر نمودیم که مصلحت کاری تغییر پیدا کرده، اما آشکار ساختن آن به سبب مصلحتی به تأخیر افتاده است، بدون آن که مطلبی برای خداوند آشکار شده باشد؛ زیرا ما نه اعتقاد به این مطلب داشته و نه آن را ممکن می دانیم و خداوند بزرگ تر از آن است که چنین باشد.

شیخ صدوق نیز می گوید: “و عندنا من زعم أن الله عز وجل یبدو له الیوم فی شیء لم یعلمه أمس فهو کافر و البراءه منه واجبه”؛[۲] به اعتقاد شیعه اگر کسی بگوید که امروز برای خداوند چیزی آشکار شده است که آن را در گذشته نمی دانست، چنین شخصی کافر و بیزاری جستن از او واجب است.

وی همچنین گفته است: “لیس البداء کما یظنه جهال الناس بأنه بداء ندامه تعالى الله عن ذلک … و البداء هو رد على الیهود لأنهم قالوا: إن الله قد فرغ من الأمر فقلنا: إن الله کل یوم فی شأن، یحیى و یمیت و یرزق و یفعل ما یشاء. و البداء لیس من ندامه، و هو ظهور أمر، یقول العرب: بدا لی شخص فی طریقی أی ظهر ، قال الله عز وجل: و بدا لهم من الله ما لم یکونوا یحتسبون. أی ظهر لهم، و متى ظهر لله تعالى ذکره من عبد صله لرحمه زاد فی عمره، ومتى ظهر له منه قطیعه لرحمه نقص من عمره، و متى ظهر له من عبد إتیان الزنا نقص من رزقه و عمره، و متى ظهر له منه التعفف عن الزنا زاد فی رزقه و عمره”؛[۳] بداء آن چنان که گمراهان مردم می پندارند نیست، به این معنا که خداوند کاری انجام دهد و سپس از آن پشیمان گردد … بداء در مقابل نظر یهود است که می گفتند خداوند تمام کار را انجام داده است (و دیگر تغییری انجام نخواهد شد)؛ اما ما می گوییم: خداوند هر روزی چیزی را تعیین می کند، می میراند و زندگی می بخشد روزی می دهد و کاری را که بخواهد انجام می دهد. بداء به معنای پشیمانی نیست، بلکه به معنای آشکار شدن چیزی است. عرب می گوید: در مسیر راه شخصی در برابر من ظاهر شد؛ خداوند نیز فرموده است: و برای ایشان از جانب خدا چیزی (بداء) آشکار شد که گمان آن را نمی کردند. و هر زمان بنده ای صله رحم به جا آورد بر عمر وی می افزاید؛ و هر زمان بنده ای قطع رحم نماید خداوند از عمر وی بکاهد و هر زمان بنده ای مرتکب فحشا شود از عمر و روزی او بکاهد و هر زمان بنده ای از زنا دوری کند و راه عفت برگزیند خداوند بر عمر و روزی او بیفزاید.

ب. بداء در منابع اهل سنت

در کتب و روایات اهل سنت نیز بداء با همان مفهوم و توضیحی که از منابع شیعه و اقوال و سخنان علمای شیعه نقل کردیم، آمده است.

بخاری در کتاب صحیح از ابو هریره و او از رسول خدا (ص) روایت می کند که آن حضرت فرمود: “إِنَّ ثَلاَثَهً فِى بَنِى إِسْرَائِیلَ أَبْرَصَ وَ أَقْرَعَ وَ أَعْمَى بَدَا لِلَّهِ أَنْ یبْتَلِیهُمْ ، فَبَعَثَ إِلَیهِمْ مَلَکًا ، فَأَتَى الأَبْرَصَ . فَقَالَ أَىُّ شَىْءٍ أَحَبُّ إِلَیکَ قَالَ لَوْنٌ حَسَنٌ وَ جِلْدٌ حَسَنٌ ، قَدْ قَذِرَنِى النَّاسُ. قَالَ فَمَسَحَهُ، فَذَهَبَ عَنْهُ، فَأُعْطِىَ لَوْنًا حَسَنًا وَ جِلْدًا حَسَنًا…إلى آخر الحدیث”؛[۴] در قوم بنی اسرائیل سه نفر گرفتار سه بیماری مشخص؛ یعنی پیسی و ناشنوایی و نابینایی شده بودند، برای خداوند بداء حاصل شد که ایشان را مورد امتحان قرار دهد؛ فرشته ای را  نزد آنان فرستاد از شخصی که مبتلا به پیسی بود پرسید: چه چیزی را بیشتر از همه دوست داری؟ گفت: پوست و رنگ نیکو …

با مراجعه به کتاب هایی که در شرح کتاب بخاری نوشته شده است، مشاهده می کنیم که اهل سنت نیز بداء را در این روایت به همان معنایی تفسیر کرده اند که شیعه معتقد است.

از جمله این سخن ابن حجر که می گوید: “قوله: (بدا لله) بتخفیف الدال المهمله بغیر همز، أی سبق فی علم الله فأراد إظهاره، و لیس المراد أنه ظهر له بعد أن کان خافیاً؛ لأن ذلک محال فی حق الله تعالى”؛[۵] این که در روایت آمده است،«برای خدا بداء حاصل شد» معنایش این است که خداوند از اول می دانست، سپس آن را اظهار نموده است؛ نه آن که چیزی بر خداوند مخفی بوده سپس آن را آشکار نموده باشد؛ زیرا چنین چیزی در حق خداوند محال است.

ابن ابی حاتم در تفسیر آیه: “الله یتوفی الانفس” از ابن عباس روایتی نقل کرده است که گفت: “اللَّهُ یتَوَفَّى الأَنفُسَ” قال: «فإن بدا لله أن یقبضه قبض الروح، فمات، أو اُخر أجله رد النفس إلى مکانها من جوفه ” [۶] ؛خداوند مردم را می میراند: اگر برای خدا بداء حاصل شد که روح را بگیرد، آن را گرفته و شخص می میرد؛ و یا آن را تا مهلت معین به تأخیر می اندازد؛ پس روح را به جایگاه خویش باز می گرداند.

هیثمی نیز در مجمع الزوائد در باب «طلوع الشمس من مغربها» از عبد الله بن عمرو روایت می کند که: “أنها [الشمس] کلما غربت أتت تحت العرش فسجدت و استأذنت فی الرجوع فأذن لها فی الرجوع حتى إذا بدا لله أن تطلع من مغربها فعلت کما کانت تفعل أتت تحت العرش فسجدت و استأذنت فی الرجوع فلم یرد علیها شیء، ثم تستأذن فی الرجوع فلا یرد علیها شیء …  الحدیث”؛[۷] خورشید هر زمان که غروب می کند زیر عرش رسیده پس سجده می نماید و از خداوند اجازه بازگشت می طلبد؛ پس به او اجازه داده می شود تا زمانی که برای خداوند بداء حاصل شود که خورشید از مغرب طلوع کند، در این هنگام خورشید مانند هر روز بالا آمده تا به زیر عرش می رسد، سپس اجازه بازگشت می طلبد اما به او اجازه داده نمی شود…، بنابراین ملاحظه می شود که عبارات استفاده شده در این روایات، مطابق با همان عبارتی است که در کتب شیعه استفاده شده است. و در محتوای بداء بین علمای فریقین اختلافی نبوده است.

نمایه مرتبط: رابطۀ بدا با لوح محفوظ، کتاب مبین و لوح محو و اثبات؛ سؤال ۶۵ (سایت اسلام کوئست: ۳۰۶).


۲  الشیخ الطوسی، الغیبه، ص ۴۳۱، مؤسسه معارف اسلامی، قم، ۱۴۱۱هـ ق.

۳ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ص ۶۹، ناشر مؤسسه النشر الاسلامی.

۴  الاسلامی. شیخ صدوق، التوحید، ص ۳۳۵٫

۵  صحیح بخاری، ج ۲، ص ۳۸۴، کتاب احادیث الانبیاء.

۶  فتح الباری، ج ۶، ص۳۶۴٫

۷ تفسیر ابن حاتم، ج۱۰، ص ۳۲۵۲، المکتبه العصریه.

۸ هیثمی، مجمع الزوائد، ج ۸، ص ۸٫




کلیدواژه ها: , , , ,



ثبت نظر


7 + = 14