دایره المعارف اسلام پدیا » انواع تقیه
منوی اصلی

انواع تقیه

تاریخ: ۲۹ بهمن ۱۳۸۹ در باب: تقیه

تقیه یک اصل مسلم قرآنى است ولى در موارد معین و حساب شده.[۱]

برخی بر این عقیده اند که امام و پیامبر نباید تقیه کند زیرا همانگونه که قرآن می فرماید: آنان در راه انجام رسالت الهی جز از خدا خوف و ترسی ندارند.[۲]

در جواب اینان می گوییم: “تقیه” انواعى دارد، از جمله “تقیه تحبیبى” و “پوششى” “خوفی”و….تنها یک نوع از آن “تقیه خوفى” است که در مورد دعوت انبیاء و ابلاغ رسالت طبق آیه فوق منتفى است، اما “تقیه تحبیبى” آن است که گاه انسان براى جلب محبت طرف مقابل عقیده خود را مکتوم مى‏دارد تا بتواند نظر او را براى همکارى در اهداف مشترک جلب کند و منظور از “تقیه پوششى” آن است که گاه براى رسیدن به هدف باید نقشه‏ها و مقدمات را کتمان کند، چرا که اگر برملا گردد و دشمنان از آن آگاه شوند ممکن است آن را خنثى کنند. زندگى انبیاء و امامان مخصوصا پیامبر اسلام( ص) در مواردی دارای اینگونه تقیه‏ها بوده است[۳]، علاوه اگرچه امام و پیامبر در راه انجام رسالت الهی جز از خدا خوف و ترسی ندارند، اما این ترس، ترس بر خود است لذا ممکن است با وجود احساس ترس نداشتن بر خود، ترس ازبین رفتن مکتب در آنان وجود داشته باشد و از این بابت نگران باشند که بدین منظور اقدام به تقیه نمایند و حقایقی را بر ملا نکنند همانند آن ترسی که پیامبر عظیم الشأن اسلام قبل از ابلاغ ولایت حضرت علی (ع) در جریانی که منجر به واقعۀ غدیر خم شد، داشت.[۴]

همچنین از انواع تقیه، تقیۀ واجب و حرام است[۵]، تقیۀ واجب آن است که بر ترک آن ضرری مانند قتل یا اتلاف مال مترتب باشد و تقیۀ حرام آن است که شخص مضطر به قتل نفس باشد که بر طبق روایات در قتل نفس، تقیه نیست.[۶]به عبارتی دیگر، برحسب موارد و موقعیت های مختلف تقیه گاهى واجب و گاهى حرام و زمانى مباح مى‏باشد. در صورتى است که بدون فایده مهمى جان انسان به خطر بیفتد، تقیه واجب، اما در جایى که موجب ترویج باطل و گمراه ساختن مردم و تقویت ظلم و ستم گردد حرام و ممنوع است.

و همچنین گاهی مصلحت مترتب بر ترک تقیه اقوا از ضرر مترتب بر تقیه است. مانند عالمی که دارای جایگاه اجتماعی در میان مردم است به گونه ای که شرب خمر وی از روی تقیه، موجب کشانده شدن مردم به این کار و احیاناً تردید در اصل مذهب می شود.[۷]

حضرت امام (ره)در آغاز بحث تقیه می‏فرماید:

چون تقیه از عناوینی است که در ارتباط با متقی (تقیه‏کننده) و متقی منه (شخص و یا اشخاصی که از آنها تقیه شده) و متقی فیه (امری که از آن تقیه شده) می‏باشد، به حسب این امور و ذات آن، به اقسامی تقسیم می‏شود:

به لحاظ ذات تقیه تقسیم می‏شود به «خوفی»، «مداراتی»، «کتمانی» و »اکراهی» و…[۸]


[۱] مکارم شیرازی ناصر تفسیر نمونه ج۲ ص ۵۰۳ انتشارات دارالکتاب الاسلامیه تهران ۱۳۷۴٫

[۲] احزاب،  ۳۹…وَ لا یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ.

[۳] تفسیر نمونه، ج۱۷، ص ۳۳۴٫

[۴]. نک: مائده، ۳٫

[۵] مشکینی،میرزا علی،مصطلحات الفقه،ص ۱۶۰٫

[۶] کلینی،کافی،ج ۲، ص ۲۲۰٫

[۷] مصطلحات الفقه،ص ۱۶۰٫

[۸] پایگاه حوزه، میقات حج ، زمستان ۱۳۷۸، شماره ۳۰٫




کلیدواژه ها: , , , , , , , ,



ثبت نظر


+ 4 = 8