دایره المعارف اسلام پدیا » آگاهی روح پس از مرگ
منوی اصلی

آگاهی روح پس از مرگ

تاریخ: ۳۰ بهمن ۱۳۸۹ در باب: روح

انسان دارای دو بُعد روح و بدن است و جای هیچ گونه انکاری ‏نیست که حقیقتى به نام روح در انسان ها وجود دارد.

روح انسان، جوهری است مجرد که زنده و توانا و دانا و مختار است که از آن به نفس ناطقه یا روان هم تعبیر می شود.[۱]

تعلّق روح به بدن تعلق تدبیری است، یعنی؛ روح دارای حیات بالاصاله است و تا به بدن متعلق است بدن نیز از وى کسب حیات می کند و هنگامی که از بدن مفارقت نمود بدن خواص حیات خود را از دست می دهد و تدریجا متلاشى می شود گرچه روح همچنان به حیات خود ادامه می دهد.[۲]

پژوهش های عقلانی در باب زندگی پس از مرگ، می تواند به اثبات مطالب کلی مثل بقاء روح و یا ضرورت معاد بپردازد، اما جزئیات مسائل پس از مرگ را باید از طریق وحی و بیانات ائمه (ع) دریافت نمود.

از آیات و روایات در این زمینه استفاده می شود که روح انسان ها پس از مرگ می توانند از مسائل دنیا آگاهی پیدا کنند.

برای نمونه به چند روایت در این زمینه توجه کنید:

۱٫ اسحق بن عمار از امام کاظم (ع) پرسید: آیا مؤمن خانواده خویش را زیارت مى‏کند؟ امام (ع) فرمود: «آرى، گفتم: چقدر؟ فرمود: بر حسب فضایلشان؛ پاره‏اى از آنان هر روز و پاره‏اى هر سه روز.»

اسحق بن عمار مى‏گوید: در اثناى کلام حضرت دریافتم که مى‏فرمود: کمترین آنان هر جمعه (خانواده خود را زیارت مى‏کنند)؛ پس گفتم:  در چه ساعتى؟ فرمود:  «هنگام زوال خورشید یا مثل آن، پس خداوند فرشته‏اى را با او روانه مى‏کند تا چیزهایى را به او نشان دهد که شاد شود و از وى چیزهایى را بپوشاند که او را غمگین سازد».[۳]

۲٫ امام صادق (ع) مى‏فرماید: «به درستى که مؤمن خانواده خویش را زیارت مى‏کند؛ پس آن چه را دوست دارد، مى‏بیند و آن چه را ناخوشایند دارد، از او پوشیده مى‏شود و به درستى که کافر خانواده خویش را زیارت مى‏کند؛ پس مى‏بیند آن چه ناخوشایند اوست و از او پوشیده مى‏شود، آن چه را دوست دارد. امام (ع) مى‏فرماید: پاره‏اى از ایشان هر جمعه زیارت مى‏کنند و پاره‏اى بر حسب عمل خود زیارت مى‏کنند».[۴]

۴٫ از آن جا که فرشتگان الاهی در سلسلۀ علل طولیه قرار دارند و از جملۀ اسباب الاهی هستند، هیچ استبعادی ندارد که ارواح بتوانند به امر خداوند به عالم دنیا رجوع کرده و از احوال خویشان خود و… با خبر شوند و در این امر فرشتگان، نقش واسطه ای داشته باشند، چنان که در روایت نیز بدان اشاره شده بود.


[۱] آنجا که سخن از ارتباط روح با جسم است و تأثیر متقابل این دو در یکدیگر، نام” روان” را بر آن مى‏گذاریم و آنجا که پدیده‏هاى روحى جداى از جسم مورد بحث قرار مى‏گیرند نام روح را به کار مى‏بریم.

[۲] نک: ترجمه المیزان، ج ‏۱۹، ص۳۴۴٫

[۳] مجلسى، بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۶۸٫

[۴] کلینى، کافى، ج ۳، ص ۲۳۰٫




کلیدواژه ها: , , , , ,



ثبت نظر


6 + 3 =