کپی شد
چگونگی شهادت تنها شهید زن در کربلا
درباره شهادت امّ وهب نقلهای متفاوتی وجود دارد. نقلهای موجود در منابع تاریخی و حدیثی کربلا چنین است:
- روز عاشورا وقتی شوهرش به میدان رفت، او نیز چوبی به دست گرفت و میخواست عازم میدان شود که امام(ع) اجازه نداد و فرمود بر زنان جهاد واجب نیست.[1]
وقتی عبد اللّه بن عمیر كلبى (همسر امّ وهب)، شهید شد؛ ام وهب نزد جنازه همسر آمد و خاک را از صورت او پاک کرد و گفت: «هنیئالک الجنه، اسئل الله الذی رزقک الجنه.»[2] (بهشت بر تو گوارا باد، از خدایی که بهشت را به تو ارزانی کرد میخواهم که مرا هم در آنجا همنشین تو کند.)در این هنگام، شمر بن ذیالجوشن به یکی از غلامانش به نام «رستم» دستور داد با گُرزی به ام وهب حمله کند. رستم گرز را به سر ام وهب کوبید و اموهب در همان جا به شهادت رسید و جسدش کنار پیکر همسرش به خاک افتاد.[3]
- در برخی از منابع آنچه در بالا ذکر شد را درباره خود وهب فرزند عبد الله کلبی نقل کردهاند؛ یعنی وقتی وهب شهید شد، مادر او نزد جنازه پسر آمد و امّ وهب به وسیله ضربه عمود شهید شد.[4]
- وقتی همسر وهب آمد و خون را از صورت وهب پاک کرد، شمر به غلام خود دستور داد تا با عمودى كه در دست دارد بر آن زن ضربه بزند که او هم این کار را انجام داد و همسر وهب در اثر این ضربه بر سر او به شهادت رسید.[5] طبق این نقل مادر وهب شهید نشد.[6]
برخی گفتهاند أم وهب نخستین زن یا تنها زن شهید در واقعه کربلا بود.[7]
بنابر این، شهادت ام وهب به جهت جنگیدن نبود. به علاوه؛ امام حسین(علیه السلام) در عاشورا مانع جنگیدن ام وهب همسر عبد اللّه بن عمیر کلبی بود (بنا بر نقل اول) شد که در ابتدا میخواست همراه شوهر خود به میدان برود که عبداللّه از همسرش خواست به جمع زنان برگردد، ولى او نمیرفت؛ لذا امام حسين(علیه السلام) به سراغ أمّ وهب رفت و آنان را دعا كرد و فرمود كه به سوى زنان برگردد و با آنان بنشيند؛ زيرا زنان موظّف به جنگ نيستند و أمّ وهب برگشت.[8]
آنچه به نظر درستتر میرسد ایناست که در پی کشته شدن سالم و یسار، سپاه عمر بن سعد حملهای ناگهانی را به جناح چپ لشکر امام (علیهالسلام) آغاز کردند. در این هنگام عبدالله بر اسب خویش نشست و با نیزه خود به سپاه دشمن حملهور شد[9] عبدالله بن عمیر شجاعانه با دشمن جنگید تا اینکه، هانی بن ثبیت حضرمی و بکیر بن حی تمیمی بر او حمله بردند و او را به شهادت رساندند.[10] پس از شهادت عبدالله، اموهب بر بالین او حاضر شد و در کنار جسم بیجانش نشست. او خاک از رخسار عبدالله پاک کرد و گفت: «بهشت بر تو گوارا باد! از خداوندی که بهشت را روزی تو گردانید میخواهم که مرا نیز همنشین تو قرار دهد».
در این هنگام شمر بن ذیالجوشن به غلام خود ـ رستم ـ دستور داد تا با عمود بر فرق آن زن بکوبد؛ رستم نیز چنین کرد و عمود خود را بر سر آن زن فرود آورد. در اثر این ضربه اموهب به آرزوی خود رسید و در کنار همسر شهیدش جان داد.[11] بدین ترتیب او اولین بانوی شهیدی لقب گرفت که در روز عاشورا در کنار دیگر یاران امام (علیهالسلام) به شرف شهادت نائل آمد.[12]
[1]. ابناثیر، علی بن ابیالکرم، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۶؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الامم و الملوک، ج۵، ص۴۳۰.
[2]. موسوی مقرّم، عبد الرزاق، مقتل مقرّم.
[3]. نویری، احمد بن عبدالوهاب، نهاية الأرب في فنون الأدب، ج 20، ص 450؛ طبری، محمد بن جریر، تاریخ الأمم و الملوک، تحقیق: محمد أبوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۳۸؛ سماوی، محمد، إبصار العين في أنصار الحسين عليه السلام، ص۱۸۱؛ ویکی شیعه؛ پرسمان.
[4]. خوارزمی، موفق بن احمد، مقتل الحسين عليه السلام، ج 2، ص 15 – 16.
[5]. کرکی حائری، سید محمد، تسلية المجالس و زينة المجالس، ج 2، ص 286؛ مجلسى، محمد باقر، بحار الأنوار، ج 45، ص 17.
[6]. سيد ابن طاوس، اللهوف على قتلى الطفوف، ص 105 – 106.
[7]. إبصار العين في أنصار الحسين عليه السلام، ج۱، ص۲۲۷؛ ویکی شیعه.
[8]. تاريخ الأمم و الملوك، ج 5، ص 430.
[9]. تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۲۹-۴۳۰؛ مفید، محمد بن محمد، الارشاد، ج۲، ص۱۰۲؛ ابن اثیر، علی بن ابیالکرم، الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۵-۶۶.
[10]. تاریخ الامم و الملوک (تاریخ الطبری)، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۳۶؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۸.
[11]. بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، تحقیق محمدباقر محمودی، ج۳، ص۱۹۴؛ تاریخ الامم و الملوک، تحقیق محمد ابوالفضل ابراهیم، ج۵، ص۴۳۸؛ الکامل فی التاریخ، ج۴، ص۶۹.
[12]. ابصار العین فی انصار الحسین (علیهالسلام)، تحقیق: طبسی، محمدجعفر، ص۲۲۷؛ موسوی مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین (علیهالسلام)، ص۲۴۲؛ ویکی فقه.